reza maghsadiچهره به چهره گشته ام
با نفَس سپیده دم.
پرده به پرده، می درَم
لحظه ی اضطراب را.

ماه ، زپیشِ چشم من
دلنگران، عبور کرد.

آه ، درونِ دفترم
شادی ِ زخم خورده را
صفحه به صفحه، دور کرد.

پرده ، کنار می زنم
از گُلِ پُشتِ پنجره.
زردترین ترانه را
می شنوم زحنجره.

چهره به چهره گشته ام
با نَفس سپیده دم.

آتش نیم مُرده را
باز بیا! بِدَم ! بدَم !

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)