رویدادهای پس از مرگ “فریناز خسروانی”، جامعە کوردستان را با چالش‌ها و پرسش‌های زیادی روبرو کرد پس از اعتراضات عصر پنج‌شنبە ١٧ اردیبهشت جمعی از فعالین مدنی پرسش، مطرح شدە در مورد چگونگی قتل خانم خسروانی و نیز اعتراضات کە در پس عدم جوابگوی مسئولین حکومتی ایجاد شد را بە چالش کشیدند و خواستار عدم ادامە اعتراضات شدە و بە آتش کشیدن هتل تارا (کە چگونگی آتش زدنش هنوز در هالەای از ابهام است) را عنیت خشونت قلمداد نمودە و بشدت محکوم کردن نگارندە این نوشتە خود نیز بر این عقیدە هستم کە در همە شرایط باید جامعە کوردستان و خصوصا جامعە مدنی کوردستان از خشونت‌ورزی بپرهیزد، اما اگر بە مسئلە خشونت در رویدادهای بعد از ١٣ اردیبهشت ١٣٩۴ بپردازیم باید بە چند پرسش اساسی جواب داد، کدام رفتار و اعمال در رویدادهای بعد از ١٣ اردیبهشت خشونت خواندە میشود؟، ریشە خشونتهای تبیین شدە از کجا سرچشمە میگیرد؟ آیا خشونت تک قطبی بودە و یا دو قطبی است؟
برای واکاوای مسئلە خشونت در رویدادها بعد از ١٣ اردیبهشت باید این رویدادها را باری دیگر مرور کنیم یک قتل در بعد از ظهر ١٣ اردیبهشت روی میدهد در چگونگی رویداد قتل، دو روایت کاملا متفاوت وجود دارد یک روایت، مقتول را قربانی فساد اداری و امنیتی جمهوری اسلامی قلمداد میکند و روایت دیگر مقتول را متهم قلمداد مینماید در روایت اول ارگان‌های امنیتی متهم هستند و با عطف بە ماسبق روایت اول را مردم قبول میکنند و بە روایت مردم از رویداد تبدیل میشود و روایت دوم بە روایت حکومتی تبدیل میگردد.
کشمکش از اختلاف در روایت و چگونگی قتل آغاز میگردد هر کدام در تلاش است دیگری را متهم بە دروغ‌پردازی و سیاە نمای نماید اما در این بین مردم از رسانە و تریبون و قدرتی متمرکز برخوردار نبودە ولی حکومت هم از رسانە برخوردار است و هم ارگان‌های برای بە کرسی نشاندن ارادە خود در برابر ارادە مردم در دست دارد.
مسئولین قضائی مهاباد در اولین واکنش بە مسئلە چگونگی قتل، مقتول را بر خلاف ادعا مردم متهم قلمداد نمودە و از متهم دومی حرف بە میان آوردن و ادعا خود را بر اساس اسنادی مهم البتە شخصی بحث میکردند و گفتند بە دلیل شخصی بودن اسناد و رعایت حریم خصوصی افراد و حفظ آبرو آن اسناد را منتشر نمی‌نمایند.
آغاز خشونت در تقابل اولیە است نگاە کنید مردم مقتول را قربانی میپندارند اما حاکمان مقتول را متهم قلمداد میکنند همین مسئلە زمینەساز آن میشود مردم بر ادعا خود پافشاری کنند تا روز پنج‌شنبە( روز برگزاری اعتراضات) هیچ بحثی جز تقابل و ضدیت وجود ندارد بدین معنی کە کلیە کلمات، رویدادهای و تفسیرها از طرف حکومت بر اساس ضدیت و تقابل با ادعا مردم مطرح میشود و فی الواقع بە نوعی خود حاکمان مردم را تحریک میکردند، در این میان هیچ فرد و یا گروهی دولت را موظف نمی‌دانست کە باید از تحریک مردم بپرهیزد و مردم را بە آرامش دعوت کند و از تقابل با روایت مردم خودداری نماید همین مسئلە زمینەساز اعتراضات عصر ١٧ اردیبهشت ١٣٩۴ شد روز اعتراضات هتل تارا بە آتش کشیدە شد و مردم نیز بە سیبل نشانەگذاری نیروهای امنیتی تبدیل شدند و بالغ بر ٢٠ نفر زخمی شدند و یک نفر بە دلیل شدت جراحت در کما است.
بالغ بر ١۵٠ نفر در روز اعتراض و روزهای پس از اعتراض دستگیر شدند و اعتراضات بە چند شهر کشیدە شد و در شهرهای دیگر نیز کسان زیادی دستگیر شدند؛ شب روز ١٧ اردیبهشت معاون امنیتی استاندار علیرضا رادفر در رسانەها حاضر میشود و مردم مهاباد را تهدید بە جلوگیر از اجراء طرحهای توسعە اقتصادی مینماید.
روز پنج‌شنبە ٢۴ اردیبهشت عدەای از فعالین در اعتراض بە خشونت‌های نیروهای امنیتی خواستار اعتصاب سراسر شدند اما برای عدم اجراء اعتصاب شهرهای کوردستان ملیتاریزە شدە و نیروهای نظامی زیادی در سطح شهر پخش شدند؛ این نیروها باتهدید بازاریان از وسعت گرفتن اعتصاب جلوگیری نمودند.
در این مرحلە باید خشونت‌ها موجود در رویدادهای بعد از ١٣ اردیبهشت را تعیین نمایم:
١: تحریک مردم توسط مسئولین
٢: بە آتش کشیدین هتل تارا
٣: تیراندازی و حملە بە معترضین و زخمی شدن بالغ بر ٢٠ نفر
۴: دستگیری معترضین و شکنجە احتمالی آنها و نداشتن وکیل
۵: تهدید بە جلوگیر از اجرء طرحهای اقتصادی
۶: ملیتاریزە کردن شهرها برای جلوگیری از برگزاری “اعتصاب سراسری” کە در تقابل با خشونت‌های حکومتی از طرف فعالین مدنی مطرح شدە بود.
در رویدادهای بعد از قتل فریناز خسروانی با فرض اینکە هیچکدام از آنها شکنجە نشدە باشند ۶ مورد خشونت اعمال و رفتار خشونت آمیز رویدادە است اگر قائل بە آن باشیم کە هتل تارا توسط معترضین بە آتش کشیدە شدە است ١ مورد از ۶ مورد را معترضین و ۵ مورد آن را حاکمیت انجام دادە است جدا از این مسئلە در اینجا نقش بازدارندگی نیروهای امنیتی در مورد آتش زدن هتل تارا نیز جا بحث و مناقشە است. البتە میزان خشونت در اینجا بە پایان نرسیدە است و رفتار دادگاها با دستگیر شدگان و حکم‌های صادرە بر آنها بسیار اهمیت دارد و این حکم ها نباید بر اساس سرکوب و ترویج خشونت برای بازگرداند مردم بە خانەهای خود باشد.
فعالین کە مسئلە عدم خشونت را بە میان آوردند از ۶ مورد خشونت ذکر شدە تنها بە یک مورد اشارە دارند و رفتارهای حاکمیت در مورد این مسئلە را بە چالش نمی‌کشند در حالی کە ریشە همە خشنوت‌ها خود حکومت است همزمان با آن هنوز هیچکدام از فعالین کە معتقد بە خشونتزدایی از رویدادهای بعد از ١٣ اردیبهشت هستند در مورد آزادی دستگیرشدگان حکم‌های احتمالی و داشتن وکیل و حتی سرنوشت آنها بحثی مطرح نکردەاند.
سوال پایانی این است حذف بازیگر اصلی خشونت در تحلیل فعالین خشونتزدا از رودیدادهای بعد از ١٣ اردیبهشت آیا دلیلی بر عدم مشروعیت تحلیل‌های آنها نیست؟!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)