پاییز امسال «پنجم آذر ماه 1391»، در شرایطی به استقبال سالروز 25 نوامبر، «روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان» می شتابیم که به نظر می رسد با توجه به سیاست های نابخردانه  کنونی، جامعۀ ایران و نیز به تبع آن زنان کشورمان، نگران وقوع خشونت های کلان مقیاسی هستند که در افق آینده جامعه مان رخ می نماید. از این رو  اگر سال گذشته در ویژه نامه مدرسه فمینیستی به مناسبت این روز، بنا به شرایط، بیشتر به ابعاد سیاسی خشونت و نحوۀ حل و فصل قهرآمیز منازعات سیاسی و اثرات منفی آن بر زنان و کودکان پرداخته بودیم، اما در ویژه نامه امسال بنابه شرایط بحرانی کشورمان و خطراتی که آن را تهدید می کند، بر آن شدیم که علاوه بر ابعاد مختلف خشونت بر زنان (از خشونت خانگی تا خشونت های قانونی  و خشونت های محیط های شغلی و…) به مسئله «جنگ» و پیامدهای آن برای زنان، و نیز به انتقال تجربه های زنان و شیوه های متنوع برخورد کنشگران جنبش های زنان در دیگر کشورهای جهان نسبت به پدیدۀ ویرانگر جنگ، هم بپردازیم. از این رو مقاله زیر که توسط منصوره شجاعی و مهشید شریف به نگارش درآمده، به فعالیت های یکی از روزنامه نگاران و فمینیست های سوئدی در جنگ جهانی دوم می پردازد:

قریب به یک قرن پیش در سال 1914، جنگ جهانی اول در اروپا هنگامی آغاز شد که زنان اروپا و امریکا یکی دو سال پیش از آن در نتیجه تلاش های مدنی خویش به برخی از حقوق مدنی خویش  همچون حق رای دست یافته بودند و  یک صدا و یک قول تاریخی  واحد را به عنوان روز جهانی زن و برای همبستگی با زنان جهان تعیین کرده بودند.

ترور ولیعهد اتریش و مجارستان در ژوئن سال 1914، زنانی را که آماده مشارکت سیاسی و حضوری  مدنی و صلح آمیز در اداره امور جامعه و کشور خویش بودند ناگهان با غول مردساخته جنگ جهانی مواجه ساخت.

تقابل دو رویای زنانه و مردانه در اداره جهان، موجب شکل گرفتن تلاش ها و فعالیت هایی در مقابله زنانه با خشونت های جنگ شد.

اولین تلاش زنان مبارز اروپایی در اعتراض به جنگ در هشتم مارس 1915 بود که با تم ضدیت با جنگ در چند کشور اروپایی برگزار شد.

هرچند که تصمیم گیری برای شعار اصلی موجب اختلاف نظر در میان گروه های مختلف زنان بود اما در هشتم مارس سال 1917 تظاهرات زنان کارگر در پتروگراد  با شعار اصلی  اعتراض به جنگ، گرسنگی و تزاریسم موجب شد که  کارگران نیز به صفوف زنان بپیوندند و تظاهرات روز جهانی زن به تظاهرات  عظیم ضد جنگ تبدیل شود.

از اواسط دهه 30  و یکی دو سال پیش از جنگ جهانی دوم برگزاری روز زن در کشورهایی که تحت سلطه فاشیسم بودند غیرقانونی اعلام شد. و هرچند که در سال 1936 در آلمان  در شهر برلین  و در اسپانیا تظاهرات گسترده ای برای روز زن برگزارشد اما با شروع جنگ فعالیت های سازمان یافته زنان متوقف می شود.

از این تاریخ حضور زنان فعال در دوران جنگ جهانی دوم در نهضت های مقاومت برای نجات کشور، در هیبت پزشکان، پرستاران، معلمان از جان گذشته، روزنامه نگاران و… دیده می شود.

در میان زنان روزنامه نگار نام “باربرو الوینگ”[1] فمینیست سوئدی با فعالیت های ضدجنگ گره خورده است.

در طول دهه 1930، مقالات و گزارش های «باربرو»، موضع گیری های او را نسبت به جنگ های داخلی اسپانیا، فاشیسم هیتلری و فجایع جنگ مشخص کرد.

در سال 1936 در قالب گزارشهایش از المپیک برلین، خطر محتوم قدرت نظامی هیتلر را با جسارت هشدار داد. در یکی از مقاله های خود هیتلر را “فرعون دیوانه” ای خطاب کرد که در حال ساختن “اهرام”های قدرت برای خود است. این در حالی بود که آلمان و جهان در شعف نمایش های عظیم و قدرتمند نظامی دولت نازی سر از پا نمی شناختند.

در گزارشی که از دیدار هیتلر و موسولینی (1937) تهیه کرد، علاوه بر بیان نقطه نظرهای خود، هوشیارانه و دور از جنجال های رایج به نقد موضع گیری های دولت سوئد می پردازد. و از چگونگی مذاکرات پشت درهای بسته و بدون اطلاع مردم کشور که به روابط و قول و قرارهای پنهانی با نمادهای دیکتاتوری اروپا، هیتلر و موسولینی می انجامد مطالب زیادی می نویسد.

در 1938 دخترش “روفا” به دنیا آمد و او تصمیم گرفت که به عنوان یک مادر مجرد او را بزرگ کند.  این تصمیم در میان زنان سوئد چنان تاثیری گذاشت که هزاران مادر مجرد از سقط جنین خود منصرف شدند. آنروزها جمله معروفی برزبان مادران مجرد سوئدی روان بود: “اگر بنگ توانست پس من هم میتوانم”.  اما آشنایی او با  پارتنر آینده اش، لوییز سوکرونا، موجب شد که روفا از دو سالگی در دامان دو مادر پرورش یابد.

او جزو اولین زنان روزنامه نگاری بود که بین سالهای 1936 تا 1939 از آلمان دوران جنگ مطالب و مقاله هایی برای نشریات مختلف تهیه می کرد اما کار اصلی اهمچنان با روزنامه رسمی سوئد “داگنزنیهتر”[2]  یا همان “دی ان” ادامه داشت.

باربارا الوینگ خطاب به جهانی که به تماشای شکل گیری امپراتوری هیتلر نشسته بود، از موضع گرایشات بشردوستانه و ضد خشونت خود سخن گفت و اعلام خطر کرد. او با آگاهی و قدرت و تسلطی که به قلم خود داشت توانست بسیار موثرتر از دیگران هیولای شکل گیری دولت هیتلر و آنچه در انتظار جهان و بخصوص اروپا بود بازگو کند.

در گزارشهایی که از زمستان جنگی فنلاند بین سالهای 39-40 میلادی تهیه کرد، توانست تاثیر به سزایی بر احساس و عاطفۀ بشردوستانۀ مردم کشور خود بگذارد تا آنجا که بسیاری از زنان جامعه که به اندیشه و عمل پرهیز از جنگ و خشونت های جنگی ایمان آورده بودند، پذیرای 5000 کودک مهاجر  فنلاندی شدند که به خاطر ضایعات جنگ، مرگ والدین، ترس از گرسنگی و نابودی تدریجی به کشور سوئد پناه آورده بودند. این چنین بود که  او نیز در شکل گرفتن  اندیشۀ ضد جنگ زنان سوئد  برای پناه دادن به کودکان مهاجر فنلاندی در دورۀ جنگ جهانی دوم نقشی پر رنگ و انکار ناشدنی دارد.

سبک منحصربه فرد او در نگارش مقالات  موجب شده بود که  خوانندگان روزنامه “داگنزنیهتر” روز به روز بیشتر شوند. در همان سالها بود که از سوی خوانندگانش “بنگ” لقب گرفت.

نوع زندگی ساختارشکنانه و تلاش های بنگ جوان بر ضد خشونت و جنگ باعث شد که در اواخر کار مقاله های خود را با امضای  “پیرزن خلاف جریان” بنویسد.

باربارا الوینگ روزنامه نگاری نبود که  اندیشه و توان خود را فقط  محدود به کار حرفه ای و نوشتن گزارش کند. توجه او به ایجاد سازمان ها و تشکل های مستقل زنان  موجب شد که در بیست و شش سالگی جریان به نهاد دموکراتیک تازه شکل گرفتۀ “فریاد زنان بی سلاح برعلیه جنگ” در سوئد بپیوندد. او در قسمت انتشارات و مطبوعات این سازمان نقش ویژه ای در تهیه نشریه، تنظیم اعلامیه ها، نگارش و نقد و تحلیل وقایع داشت.

در ابتدا در کنار 80 زن مترقی و صلح طلب سوئدی شروع به فعالیت کرد. اکتیویست های این گروه به نشانۀ اعتراض به جنگ در اروپا به تبلیغ می پرداختند. آنها معتقد بودند زنان می توانند با الهام از فلسفۀ مبارزات دور از خشونت گاندی، از تمام سیاستها و تدابیر خشونت آمیزی  که دولت های وقت تعیین می کردند، سرپیچی کنند.

باربارا الوینگ به هر نقطه ای که سفر کرد، با هر انسان آزاده ای که به گفتگو نشست، پیام زنانِ مبارزِ بر علیه جنگ را بازگو کرد. در فنلاند به یاری دوستان و نزدیکانش به احیای کیمیته های ضد جنگ پرداخت. وجدان ها را به بیداری می خواند و اعتقاد داشت نباید ساکت  و پذیرا بود. او همچون گنجینه ای بی نظیر از تجارب و دانش از وقایع حاصل از جنگ در حد توان خود به تشویق مردم می پرداخت. در جهت مبارزه برای خاتمه دادن به جنگ دوم جهانی و در کوران فعالیتهایی که برای صلح انجام می داد و با اتکا به قدرت قلم خود، در اولین اطلاعیۀ که برای کمیتۀ “فریاد زنان بی سلاح برعلیه جنگ” تنظیم کرد و نوشت، بیش از صد هزار زن سوئدی موضع خود را در طرفداری از صلح بیان کردند.

پیام روشن و رسای سازمان “فریاد زنان بی سلاح برعلیه جنگ” به زنان درگیر جنگ در اروپا این بود که اگر به پناهگاه ها نرویم، اگر ماسک های گاز به چهره نزنیم، اگر جلوی سربازی پسرانمان را بگیریم و اگر بار فقر و فشار اقتصادی مرگبار را برای خانوادهای مان نپذیریم، شاید بتوانیم مردهایمان را از رفتن به جبهه های جنگ و خشونت و مرگ بازداریم.

یکی از قوی ترین تصویرهای او از جنگ نوپای اروپا، وقتی است که به توصیف زنان و کودکانی می پردازد که به اعتبار نوشته های او “بی اسلحه و بدون اونیفورم نظامی” در میدان های جنگ “گوشت جلوی گلوله” جنگ افروزان  می شوند.

چنین بود که او به سهم خود به عنوان روزنامه نگار خارج از مرزها توانست اندیشه و ایمان به صلح را در ضمیر خودآگاه مردم کشورش پرورش بدهد و روح صلح طلبی را به زیر سقف خانه های مردم سوئد ببرد.

فعالیتهای ضدخشونت و ضدقدرت و ضدجنگ وی بعد از پایان جنگ جهانی دوم در قالب اعتراض به سیاستهای اتمی دولت سوئد  ادامه یافت. در سال 1950 به نهادهای و سازمانهایی پیوست که  بر علیه ساختن و استفاده از سلاح های اتمی  فعالیت داشتند.

در سال 1955 به مدت یک ماه زندانی شد. دلیل زندانی شدن او سرباززدن از فرمان دولتی مبنی بر آموزش اجباری نظامی شهروندان تحت عنوان “تمرین دفاع مدنی” بود.

پیرزن خلاف جریان، در کتابی که در دورۀ محکومیت یک ماهۀ خود در زندانی در شهر استکلهم نوشت، به خانمان خرابی حاصل از جنگ به عنوان پدیدۀ ضدبشری نگاه کرد و در ستایش موهبت صلح، جانانه قلم زد.

هرچند که حکومت های فاشیستی یکی دو سال پیش از شروع جنگ برگزاری روز جهانی زن را غیرقانونی اعلام کردند و هرچند که در طول جنگ فرصت و فضایی برای برگزاری این روز نبود اما به همت زنانی چون  باربرو، آن «بنگ جوان» و آن «پیرزن خلاف جریان»،  روز جهانی زن در تمامی روزهای مبارزات زنان در مقابل خشونت های جنگ و خشونت هایی از این دست، تبلور یافت.

به خاطر همه تلاش های این زن مبارزه علیه جنگ و خشونت است که امروز در آستانه روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، یاد و نام اش را گرامی می داریم.

 

 پانوشت ها

[1]    barbro alving

 

[2] Dagens Nyheter

منابع :

 

  1. http://barbro-alving.com/bio.html
  2. http://en.wikipedia.org/wiki/Barbro_Alving
  3. Arnborg Beta: Krig kvinnor Och gud, En biografi om Barbaro Alving, Atlantes, 2010.
  4. Alving Barbaro & Ruffa: Bang om Bang, Gidlunds Förlag,2009.
  5. Carlomagno Marcos Cantera (RED): När Alving blev Bang, Historiska Media.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)