با سلام !

امروز سه شنبه ۱۵ اردیبهشت ۱۳۹۴ ،  در ساعت ۶:۳۰َ بعد از ظهر به وقت ایران ، در برنامه «به عبارت دیگر» در شبکه «بی بی سی » فارسی ، گفتگویی با خانم «میهن قریشی» همسر شهید «بیژن جزنی » ترتیب داده شده بود که در ابتدای برنامه توسط مجری مربوطه ضمن اعلان شروع  گفتگو ، از شهید «بیژن جزنی» بعنوان یکی از «بنیانگذاران» سازمان چریکهای فدایی خلق ایران نامبرده شد و در ادامه پرداختند به طرح سوالات متنوعی که در مجموع مشترکاً سعی نمودند بر «بی نتیجه بودن مبارزه مسلحانه بعنوان هم استراتژی هم تاکتیک » تاکید نمایند و در اولویت های بعدی خویش به  سایر مطالب دلخواه پرداختند !
چراییِ تلاش برای تلقین مداوم و مکرر این خیالات  یعنی یکی بی نتیجه بودن تئوری «مبارزه مسلحانه هم استراتژی هم تاکتیک » و یکی هم «بنیانگذار» بودنِ شهید بیژن جزنی ، بنظر میرسد دارای رنگ و بوی خاصیست که مسامحه و بی توجهی دیگران و منجمله «چریکهای فدایی خلق» در طول زمان نسبت به این «خیالاتِ ناصواب» در رسوب آن در اذهان بی تاثیر نبوده است !
اکنون با توجه به پردازش دقیق تاریخیِ عدم عضویت شهید «بیژن جزنی» در «سازمان چریکهای فدایی خلق» ،  بر همگان آشکار گردیده که شهید «بیژن جزنی» نه تنها «بنیانگذار» نبوده بلکه از «بنیانگذاران» نیز نبوده و حتی هیچوقت «عضو» سازمانی بنام «چریکهای فدایی خلق» نیز نبوده است و  این واقعیت از روشنگریِ نه چندان خوشایند برای دوستداران نظریات ایشان ، توسط  « اشرف دهقانی» از اعضای بسیار قدیمی «چریکهای فدایی خلق»  و اکنون از رهبران طراز اولِ آن ،  در تحلیل های مورخانهٔ وی در یکی دو سالِ اخیر  بدرستی معلوم و آشکار گردیده است !
همراهی ، همفکری و ارائه نقطه نظرات شخصی در تائید و تبلیغ دیدگاههای «چریکهای فدایی خلق » توسط شهید «بیژن جزنی» ، هر دلیل و علتی که برای آن قائل باشیم بمعنای «عضویت» در «تشکیلات» و «سازمان» چریکهای فدایی خلق نمیباشد ، چه رسد به این «تصور دلخواه» که ایشان را از «بنیانگذاران» به حساب آوریم ! 
توضیح مفصل این موضوع توسط «چریکهای فدایی خلق»  در جای دیگری صورت گرفته و منتشر شده است ، اما بطور خلاصه در اینجا میتوان گفت که هیچ سند و مدرک و استشهادی از سوی هیچکدام از بنیانگذاران و اعضا و کادرهای اولیه و اصلی «چریکهای فدایی خلق» این ادعای مدعیان را تائید نمیکند که شهید «بیژن جزنی» از «اعضا » یا از «بنیانگذاران»  سازمان بوده باشد حتی اگر «برخی» نظراتش مورد پذیرشِ «برخی» یا حتی «همهٔ» مسئولین وقت «سازمان» قرار گرفته باشد ،  چرا که اگر از پذیرش «برخی»  یا حتی «همهٔ» نظریات فردی بتوان نتیجه گرفت که آن فرد را میتوان «عضو» یا «بنیانگذار» نامید ، بر این سیاق خیلی از «سازمان ها» میبایستی خیلی از «نظریه پردازانِ»  دست اول یا دست دوم و دست چندم جهان را «عضو» یا از «بنیانگذارانِ» سازمان خویش بدانند ، که البته ندانسته اند  و نمیدانند !!
اگر مجاز باشیم که رسیدن به یک نتیجه جهت مبارزه را در ایجاد علاقه و حسن نظر و همدلی و همذات پنداری یکطرف یا دو طرف آنچنان دخیل بدانیم که در ادامه منجر به شکل گیری  این «تصور دلخواه» اما غیر واقعی گردیده باشد که «غیر مستند» رأی به «عضویت» یا  «بنیانگذار» بودنِ  یک فرد بدهیم ، آنوقت مصادیق بسیاری برای صدور مجوزهای اینچنینی در سطح ملی و فرا ملی خواهیم یافت ، که به چنین عاقبتی منتهی نشده اند که اگر میشدند ، مرز «تصورات» و «واقعیات» با تراکم بالایی آمیخته میشد !
……
جالب است که خانم «میهن قریشی» بسختی و با گریز به ذکر فعالیت شهید «بیژن جزنی» در «جبهه ملی دوم » ، خود را از زیر فشارِ این  سؤالِ سنگینِ  مجری برنامه خارج ساخت که ؛ 
– چرا همسر شما با توجه به اینکه از نوجوانی «توده ای» بود و حزب توده نیز مخالف مبارزات چریکی میبود ، بر خلاف خط مشی حزب توده بسمت مبارزه چریکی گرایش پیدا نمود و پس از آنکه قبل از انجام هرگونه عمل مسلحانه ای به زندان افتادند ، مجدداً بسمت مخالفت با خط مشی مسلحانه منتسب به مسعود احمدزاده و پویان رفتند  !؟ 
……
جالبتر آن است که «مسعود احمدزاده»  و «امیر پرویز پویان»  ،  این  جاودان مردانِ «بنیانگذارِ» چریکهای فدایی خلق ایران ، با گذشت بیش از ۴۵ سال از کاشتن بذری ماندگار ، بدون بلندگویی رسمی و دولتی و پشتیبانی خبرگزاری های معروف و معلوم جهانی  ، نامشان و دوامشان آنچنان بر «جریدهٔ عالم» درج و  ثبت گردیده است که علیرغم بایکوت های خبری و تبلیغاتی با منظورهای مختلف ، در هر برنامه و میزگرد و نشست و جلسات «سیاسی» و «تئوریک» ملی و فراملی ، از وجود آنها ، از صلابت و صداقت و شجاعت آنها و از نبوغ سیاسی آنها ، از فرهیختگی و اندیشمندی آنها ، سخن در میان است و حتی در هنگامهٔ هجوم فرصت طلبانِ نابخرد و منفعت طلبان و عافیت جویان ، فقط نام و آوازهٔ وجود و اندیشهٔ آنها در سیبل جای گرفته ، مورد هدف قرار میگیرد واین موضوع  تحت هر نامی و با هر توجیهی و تحلیلی که بدان نظر شود جز این نیست که آنها  «بذر» ی که منطبق با «شرایط زمین»  و «آب و هوای» این منطقه بوده کاشته اند ، و چنان «ریشه» دوانده است که اتحاد شحنه ها و شرطی ها ، پلیس ها و «ابلیس» ها ، ناتوان از برکندن آن ، بطور مداوم در نگرانی از بر آمدنِ برگ و بار  و میوه های این «شجرهٔ طیّبه»  بسر میبرند  !
ً…….
سخن آخر اینکه من نمیدانم چگونه است که نه تنها خانم «میهن قریشی» ، بلکه بسیاری دیگر از «منتقدان» ، مانند آقای «فرخ نگهدار» ، مرتب و مکرر میگویند که «یقین» دارند ، یا بقول خانم قریشی ؛  «مسلّم»  میدانند ، که اگر «بنیانگذاران» اکنون میبودند ، «حتماً» در نظرات خود «بازبینی» یا «تجدید نظر» میکردند ، ولی نمیگویند که کدام یک نفری از «بنیانگذاران» مانده و اکنون پس از «بازبینیِ» اصول ، تجدید نظر نموده و به «یقین» های اینان رسیده است که بر این سیاق بتوان «احتمال» داد که اگر باقی آنها هم میماندند ، اینچنین مینمودند !!؟
راز این قضیه را بایستی در جای دیگری جستجو کرد ، در این دریافتِ معروف که یافتن شریک ، از احساس گناه میکاهد  و یا شاید اگر احتمالا دادگاهی در ضمیرشان  برگزار گردد  ، شریک جرم داشتن ، قاضیِ درون  را در صدور حکم ، سهل گیر میکند !!

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)