مطلب تقدیمی را بصورت کامنت در پست قبلی منتشر کردم و قصد انتشار مستقلش را نداشتم. اما حالا که دیدم موضوع اظهار نظر ظریف در مورد جیسون رضائیان در مصاحبه با چارلی رز از یک اعتراض ملایم و سازندۀ مدنی فراتر رفته و در حال تخریب بدون منطق سیاستمدار اصلاح طلب است؛ تصمیم گرفتم که در اینجا بگذارم تا قابل لینک دادن باشد و بخشی از موازنه برقرار شود. چون هر گونه اعتراض هیستریک و بی منطق که میدان دارش گروه های برانداز مسلح و هموطنان “من مخالفت می کنم پس هستم” – با کارفرمایان ضد ایرانشان – باشند و هستند نه تنها کمکی به کشورمان نمی کند بلکه سیاستمداران معتدل و عرفی را هم می ترساند و منزجر و فراری می دهد از طلاگشتن و باقی می مانند در مس! یا…هو

در مورد حرف ظریف به آقای رز در مورد نداشتن زندانی عقیدتی اما. نظرم این است که هم حرف ظریف قابل دفاع است و همزمان حرف مخالف روزنامه نگاران در تبعید یا تازه از ندان آزاد شده ای مثل بهمن احمدی امویی.

حرف ظریف قابل دفاع است زیرا او در جایگاه سیاستمدار بالفعل و عضوی از سیستم جمهوری اسلامی بمصاحبه فراخوانده شده است و نه در جایگاه روشنفکر اپوزیسیون. لذا انتظار اینکه خودش بخواهد و بتواند با سیستمی که کار می کند را نفی کند نوعی توهم و خارج از قاعدۀ بازی و حتی می شود گفت بی انصافی است. ضمن اینکه پاسخ او کوتاه و رندانه و معطوف به یک روزنامه نگار امریکایی (جیسون رضائیان) است ونه با مصداق مشخص ایرانی و داخلی. دوم اینکه او اینقدر باهوش است که می داند همین تک جمله اش چه غوغایی از مخالفت برخواهد انگیخت بین ایرانیان سکولار و اصلاح طلب. اما او این را هم می داند که وظیفۀ او وظیفۀ اپوزیسیون و چریک سیاسی نیست و اگر می خواهد در کشورش اصلاحی انجام دهد باید اولویت ها را در نظر بگیرد و محدودیت ها و مقدورات و از همه مهمتر جامعۀ هدف را. جامعۀ هدف حرف سیاسی در مقطع فعلی ایران پائین ترین گسترۀ مخاطب را دارد در ایران و این از تعقیب کنندگان تک و توک نوشته های سیاسی در همین دنیای مجازی کاملاً پیداست. هر چند که هیاهو و سر وصدایشان کر کننده بنظر برسد. پس ظریف بطور بدیهی قاعدۀ اقتصادی و اجتماعی بسیار گسترده را باید به هیاهوی سیاست ترجیح بدهد که داده است. اصلاً چه کسی گفته است که ظریف موافق جمهوری اسلامی فعلی نیست که حالا برخلافش ثابت شده و مدعیان بخون خواهی آمده اند. من اگر یکی از مبلغان “تقویت عرفی گراها دربرابر شرعی گراها” هستم. عرضم این بوده که با ظریف و روحانی باید کار کرد و تشویق و انتقاد کرد که کمی جلو برویم و این را لاجرم شرایط می دانم. و در اینکه ظریف یک عضو بسیار مؤثر جلو رفتن عرفی گرایان داخل حکومت (جزیی از حکومت و نه علیه آن) است و خواهد بود کمترین تردیدی ندارم. اما همین حرف ظریف – من بسیار جدی می دانم که خودآگاهانه هم باشد – موجی از اعتراضات را برمی انگیزد و انگیخته است که “خود سیاست” را از انزوا خارج و بوسط بحث کشانده است و این هم وجه دیگری از اصلاح است. چون درست است که ظریف سیبل می شود اما این هم درست است که موج اعتراض زندانیان سیاسی و عقیدتی و تبعیدی باعث دوباره مطرح شدن موضوع می شود و حساسیت های – آری یا نه – در داخل سیستم را نوسازی می کند که گامی بجلو است. دقیقاً در مورد اعتراض حزب الله قزوین به اپیلاسیون هم نظرم همین است که انقباض در عمل مقطعی ارزش گسترش در تئوری آن را داشته است و خوب است. زیرا محتمل است حتی بسیاری از زنان و مردان ایران با این تمیزکاری در حوزۀ حیاء آشنانبودند و برای اولین بار است که لفظ اپیلاسیون بگوششان می خورد ووقتی دنبالش می کنند اول کنجکاو دوم خشمگین سوم غیرتی و چهارم عادتی! (عادی شدن موضوع) می شوند و از دگم ناموسی شان کم می شود. پس کار ظریف هم بعنوان سیاستمدار جمهوری اسلامی بالفعل تنها راه و گزینۀ او بوده و قابل دفاع است و خیزش اعتراضی به آن هم درست و قابل تشکر است. یا…هو

پی نوشت: حرف ظریف که گفته نمی شود جرم انجام بدهی و پشت القاب خودت را پنهان کنی هم دقیق و مستقیم به اتهام جیسون رضائیان بوده که به جاسوسی متهم است. مگر ما باید برای مخالفت با جمهوری اسلامی هر کس و ناکسی را تبرئه بکنیم. قطعی می دانم که اگر جیسون جرم بزرگی نداشت مثل همسرش آزاد می شد. البته الان هم نهایتاً در یک معاملۀ سیاسی آزاد خواهد شد؛ اما نه بدلیل بی گناهی. ما نباید بخاطر نفرت از دشمن داخلی متهم خارجی را تبرئه کنیم. دشمن من و دشمن دشمنم هر دو می توانند دشمنم باشند. بعبارت دقیقتر رذالت جمهوری اسلامی دلیلی بر برائت امریکا و غرب و هیچکس نیست. یا… هو

لینک اعتراض بهمن احمدی امویی (اینجا)
لینک دفاعیۀ جواد ظریف از اظهاراتش(اینجا)

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)