جلال ایجادیدر هشت فصل پیش ابعاد مختلف تعرض ایدئولوژی اسلامی شیعه و از خودبیگانگی ایرانیان را نمایان ساختیم و در بحث قبل روشن نمودیم که شیعه یک دستگاه ایدئولوژی اسارت برانگیز بوده و امامان آن طرفدار برده داری و به اسارت کشاندن زن و تبدیل آن به«کنیز» یعنی ابژه جنسی بوده اند. در این بخش تاکید بر درک و رفتار شیعه در ضوابط جنسی، نه عشق و برابری زن و مرد در لذت جوئی، بلکه سلطه سکس مرد بر زن و تبلیغ سکس بیمارگونه و «پدوفیلی» است. علیرغم این بیماری ساختاری در ایدئولوژی شیعه، ایرانیان بدان شیفته اند و تاریخ و مدرنیته را فراموش کرده اند.

اسلام، غرب و سکس

در اسلام فریبکاری بزرگی در باره سکس وجود دارد. شیعیان و سایر مسلمانان دوآتشه پیوسته علیه غرب می کوبند و آنرا را «بی بندوبار و منحط» نشان میدهند و می گویند خصوصیت غرب در اشاعه فاحشگی و فرهنگ مصرفی علیه زن و تبلیغات جنسی است. تمام احزاب اسلامی و دولتهای اسلامی و مبلغان اسلامی و روشنفکران دینی، در کتاب و منبر و رسانه های گفتاری و دیداری و شبکه های اجتماعی و رسانه های خارج از کشور مانند «بی بی سی» و «صدای آمریکا» و غیره، خود را قهرمان «پاکیزگی» و اسلام را «حافظ منافع زن و طهارت او» و منشور خود را بر پایه «الگوی فاطمه زهرا» معرفی می کنند. آنان اینگونه جلوه دهند که سکس پدیده منفی است و اسلام با آن مبارزه کرده و ورود به میدان سکس و اروتیسم، ورود به میدان گناه است. بنابراین، در ایران سانسور بحث و تصویر در رسانه ها، سرکوب مناسبات جنسی دختران و پسران، جاسوسی بمنظور کنترل روابط جنسی در مدرسه و دانشگاه، ماشین تبلیغاتی برای بازاریابی و فروش «الگوی فاطمه زهرا»، جداسازی زن و مرد در وسایل حمل و نقل شهری، ممانعت از حضور زنان در استادیوم های ورزشی، حجاب اجباری در مدرسه و دانشگاه و خیابان، حمله پیاپی به فرهنگ غربی بعنوان فرهنگ سکس پراکن و غیره، اجزای یک سیاست سرکوب جنسی در جامعه از جانب حاکمان شیعه و تبلیغات فریبکارانه دینی اسلام گرایان است. اینان در پی برتر نشاندادن ایدئولوژی و اخلاق خود هستند، اینان در پی اثبات «انحطاط غرب» هستند، حال آنکه اغلب این افراد، عقده دار و بی شخصیت با رفتار بیمارگونه بوده و فاقد توانایی در بررسی علمی و روانشناسانه و روانکاوانه از احوال خود هستند. کسی که طرفدار محمد و علی و خانواده استعماری بنی هاشم است و گور امامزاده های دروغین و برده پرست را می بوید و مقدس می داند، نه تنها مترقی نیست بلکه تولید کننده از خودبیگانگی و خودفراموشی ایرانیان است و اخلاق اش، خرافات است.

در رد ادعای اسلام گرایان آخوند و غیر آخوند به چهار نکته اساسی باید توجه داشت:

یکم، نیاز و میل جنسی یک واقعیت انسانی است و یکی از انگیزه های بزرگ زندگی آدمیان بشمار می رود. بقول «ویلهم رایش» روانکاو آلمانی «زندگی سکسی بطور عمده توسط قوانین طبیعی و اساسی انرژی بیولوژیکی تعیین شده است.»(آنالیز شخصیتی، برگ 440 چاپ فرانسه). برخلاف برخی آموزه های دینی و تبلیغات مذهبی اخلاقی، انسانها در تاریخ هستی خود، زندگی روزمره خود و در زندگی هنری و ادبی و اجتماعی، همیشه از اروتیسم و پاسخ به نیاز جنسی فیزیکی خود میان دو فرد لذت برده اند. الگوی عشق ورزی بدنی، زندگی را شاداب نموده و هیچ عاملی قادر نیست لذت جوئی دو بدن طبیعی را نفی کند. آنتروپولوژی و بیولوژی و روانکاوی و روانشناسی، همیشه بر اهمیت و واقعیت زندگی جنسی و نیازهای اروتیک تاکید کرده اند. گفتارهای آسمانگرا و عارفانه و زاهدانه و فریبکارانه و دینگرایانه، میل جنسی نزد فرد و میان دوفرد را پوشانده اند و یا آنرا منفی جلوه داده اند، حال آنکه زندگی انسانی از لذت های شگفت انگیز و زیبا در مناسبات جنسی میان دو بدن پیوسته سرمست شده است. کشف سترگ زیگموند فروید نشان دادن اهمیت «لیبیدو» و کامجویی جنسی بعنوان یک اصل انسانی است. هرچند در ارزیابی نقش لیبیدو بعنوان محرکه انسانی اختلاف نظر باشد، ولی درک اهمیت آن یک امر اساسی است.

دوم، اخلاق اجتماعی با زندگی جنسی هیچ تناقضی ندارد و در طول تاریخ و در جوامع گوناگون این دو پدیده در کنار یکدیگر بوده اند و هرتلاشی برای جدا سازی جز سرکوب و نفی تعادل زندگی معنای دیگری ندارد. کشیش و راهبه کلیسایی با سرکوب سکس پاتولوژی و حسرت و افسوس و عقده را در خود انباشت می کند و احساس نزدیکی به خدا را با زخم های درونی خود و یا ارتکاب به جرم آبیاری می کند. عارفی که عشق آسمانی را در نفی عشق جنسی می بیند محرومیت ها و تنگنای روانی خود را توسعه داده و توهم را جایگزین لذت جنسی می نماید. این دو اگر در دروغ و لاپوشانی نباشند و در پشت پرده کار دیگر نکنند، در زندگی واقعی و در ضمیر ناخودآگاه سخت دستخوش بحران و عقده های جنسی بیمارگونه هستند. مذهب خود را تنها دارنده اخلاق می داند، حال آنکه این ادعا بی پایه است. اخلاق دینی به آسمان و احکام خشک و راکد جزمی و برخی کلیات توجه دارد، در صورتی که اخلاق از نگاه فلسفی مجموعه ای از اصول و ارزش هائی است که رابطه فرد با اجتماع و ارزش های همزیستی را معنا می بخشد. ارزشهای انسانی و اومانیسم زمانی متعادل می باشند که به نیازهای انسانی و از جمله نیازهای جنسی و عشقی و عاطفی او توجه داشته باشند. خوب زیستن، محترم زندگی کردن و احترام به حقوق بشر هیچ تناقضی با کامجوئی جنسی فرد ندارد. افراد متعصب مذهبی و مبلغان فریبکار مذهبی و سرکوبگران روان انسانی و تمام آخوندهای تزویرگر، پیوسته عشق جنسی را بد می دانند. ما میدانیم که آنها فاقد تعادل شخصیتی بوده و دروغ می گویند.

سوم، تمدن غرب یک پدیده بسیار پیچیده است که در دستگاه قضاوت تنگ اسلامی نمی تواند مورد بررسی علمی قرار گیرد. قضاوت اسلامی بیان یک کینه جوئی بزرگ علیه غرب است زیرا اسلام در تناقض با تمدن امروز و دمکراسی و آزادی انسانها ست و این اسلام وجود و پیشروی خود را در نفی و تخریب تمدن غرب می بیند. غرب یک تمدن بزرگ و با فرهنگ است ولی در ضمن آغشته به فساد و آلودگی سیاسی و بی عدالتی اجتماعی است. ما در بخش های پیشین یکی از پدیده های موجود در جامعه سرمایه داری غرب یعنی سیاست تبلیغات در سرمایه داری را مورد تحلیل قرارداده و آنرا بعنوان عامل پرقدرت ازخودبیگانگی انسان معرفی نمودیم و روشن است که مناسبات بازار کالائی همه چیز و از جمله سکس را هم به کالا و روش تبلیغاتی اروتیک را در خدمت توسعه بازار قرار داده است. در غرب جامعه شناسان و فیلسوفان بیشماری مانند کارل مارکس، ژان بودریار، گونتر آندرس، ژیل لیپووستکی، تعداد فراوان از روشنفکران و تئوریسین های اکولوژیست در این زمینه نوشته اند. تمامی این انتقاد ها نه در جهت نفی سکس و نیاز جنسی نزد انسان، بلکه در راستای انتقاد از کالایی شدن سکس در سرمایه داری و نقد بهره وری تبلیعاتی و پولی از سکس بوده است. نخبگان اسلامی مانند علی شریعتی در باره الگوی مصرفی نوشتند تا الگوی عقب مانده اسلامی و اطاعت از خانواده بنی هاشم را جابیاندازند.

چهارم، مبارزه علیه سکس، اخلاق نیست بلکه یک بیماری است. کسانی که علیه سکس و تمایل جنسی مبارزه می کنند، در برابر بخش مهمی از ادبیات و هنر و شعر جهان صف آرائی می نمایند و واقعیت انسانی را نفی می کنند. یکی از انگیزه های بزرگ و دلپذیر انسانی، کامجویی جنسی بوده و نفی آن جز بی خردی چیز دیگری نیست. در اسلام و طرفداران اسلامی زبان تزویر رایج است. از یکسو همانگونه که در بخش پیش دیدیم خشونت و عقده جنسی بیمارگونه در قرآن و زندگی خصوصی پیامبر و امامان موج می زند و این امر همچون جدالی سنگین علیه زن و کنیز توسط مرد به پیش می رود. از سوی دیگر پند و اندرز توسط اسلامگرایان و سرزنش و سرکوب مناسبات جنسی فضای جامعه دربرگرفته است. عوامفریبی اسلامی و شیعه در اینست که از یکسو دولت گفتار دینی اخلاقگرا برعلیه سکس پخش می کند و از سوی دیگر زندگی پیامبران و امامان در عقده های بیمارگونه سکسی و منجلاب اخلاق کنیز مدار و خشونت ورزی غوطه ور می باشد. در سطرهای پائین منجلات سکسی در شیعه و فقه آخوندیسم را مطرح می سازیم و از نظر دور نداریم که جامعه ایران زیر حکومت ولایت فقیه با بالاترین میزان فاحشگی و فساد گریبانگیر است.

با توجه به آنچه بیان شد حال ببینیم در سنت پیامبر و شیعه چگونه سکس بشکل انحرافی و عقده های غیر طبیعی و بیمارگونه خود را نشان می دهد. پیش از آنکه این مطلب را بشکافیم بطور خلاصه بیان کنیم که زندگی از نظر شیعه در تاریخ با چهار مشخصه اصلی بیان می شود:

مشخصه یکم، مناسبات اجتماعی و خانوادگی برده دارانه و قبیله ای، مناسبات سیاسی سلطه گرایانه و انحصاری، دشمنی با تمام جمعیت های دیگر و نفی هویت آنها، می باشد. محتوای قرآن و تاریخ خلیفه های چهارگانه و امامان بیانگر این واقعیت است.

مشخصه دوم، زندگی پیشنهادی شیعه مخالف خوشبختی و شادی های آدمی و آمیخته با گریه و عزاداری و شهادت و ستایش خون است. روایات در «اصول کافی» و «مجمع المعارف» و مراسم ماه محرم و رمضان و روضه خوانی و نوحه سرایی ها، بیانگر این واقعیت است.

مشخصه سوم، وجود انبوه فانتسم ها، عقده ها، رویاهای لذت جوئی جنسی مردان، انحرافات و تجاوز سکسی از جانب مردان در جامعه و تابعیت اجباری کامل زن از سکس مرد می باشد.

مشخصه چهارم، هنجار سازی جنسی بیمار و نادرست برای «امت»، پایه ریزی پاتولوژی جنسی حاد در جامعه، گسترش خرافه در برابرخردگرایی، سرکوب هر هویتی که تمایل به دوری از شیعه گری دارد.

بنابراین از نظر جامعه شناسی و روانکاوی، جامعه شیعه، یک جامعه ناراحت و غمگین و خشونت زده است که موفقیت خود را در نفی آزادی اعضای جامعه و انباشت «وازدگی»روانی و جنسی و تسلط بی چون و چرای مرد شیعه می داند.

قرآن و عشق آزاد در بهشت

اسلام در زندگی عصر خود و در تاریخ خود تا به امروز فشار و خشونت بیشماری بر جامعه تحمیل کرده است. همه انسانها مجبور هستند تا خواست الله را به اجرا درآورند وگرنه نابود شده و به جهنم ارسال می گردند. در جامعه شبه جزیره عربستان با قلع و قمع مخالفان حاکمیت خاندان پیامبر تامین شده و همه افراد حاضر باید در برابر الله و پیامبر آو سرتسلیم فرود آورند. در اسلام و مذهب شیعه، در این جهان خاکی هر چه الله و محمد می خواهند بندگان خدا، بدون چون و چرا باید بپذیرند. سلسله مراتب قدرت و الگوی فرماندهی و فرمانبری کدام است؟ الله مطلق و قهار و اول است، سپس پیامبر نماینده اوست و اطاعت از او واجب است، بدنبال آن امامان معصوم هستند و پس از رسول مرجع هستند، در مرحله بعد آیت الله ها در غیبت امام تنها قدرت اجتهاد و هدایت می باشند، در سطح پائین مرد بنده الله است و در مناسبات اجتماعی دارای قدرت بی همتا در برابر زن می باشد و بالاخره زن در پائین ترین نقطه اجتماعی است و از مرد باید کاملن تبعیت کند. در این جامعه بسته و توتالیتر، بندگان مرد زنهای خود را باید بپوشانند، کمترین امتیاز را به آنها بدهند و در شرایط مخالفت و سرکشی آنها به تنبیه بپردازد. کسی مخالف اسلام نباید باشد، کسی از میان افراد جامعه شراب نباید بیاشامد، کسی قمار نباید انجام دهد، بعلاوه همه بدانند که خنده گناه محسوب می شود و افراد باید گریه کنند و صحبت از عشق به انسان و لذت و احساس میان دو بدن گناه آمیز است. بنابراین دنیای خاکی در قرآن محمد بسیار سخت و پر از محدودیت است. اما اگر در دوران محمد همه باید مطیع باشند و سلطه او را بپذیرند، الله و محمد قول می دهند که در جهان دیگر افراد وفادار مسلمان از پاداش بزرگی برخوردار خواهند بود زیرا باغ سبز، بهشتی سرشار از نعمت است و برای مسلمان حوری و غلمان و شراب طهور، بیکران می باشد. در این جهان زمینی، سختی و ریاضت قاعده است ولی در خیالات و رویاهای دینی در دنیای دیگر، پس از مرگ، بدون محدودیت همه اسباب سکس و آرامش با حور و پری و غذاها و میوه های بهشتی فراهم است. برپایه بینش دینی، در این دنیای خاکی انسانهای نادان و خیالپرداز و محروم از لذت ها و سرشار از عقده، باید آرام باشند تا نظم طبقات ممتاز برهم نخورد و وقتی که مرگ رسید دیگر همه چیز پایان می یابد.

در قرآن سوره البنا چنین می گوید: «برای پرهیزگاران مسلماً پیروزی بزرگی است(۳۱). باغهایی سرسبز، و انواعی از انگورها(۳۲). و حوریانی بسیار جوان و هم سن و سال(33).» در قرآن کلمه غلمان در آیه ۲۴ سوره طور آمده‌است: «و پیوسته در گرد آنها غلمان (پسرانی) برای خدمت آنان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای در صدفند.». در آیات 17 تا 22 سوره واقعه هم توصیفی مشابه وجود دارد:«پسرانی زیبا که حسن و جوانیشان همیشگی و ابدی است گرد آنها به خدمت می گردند.، با کوزه های(بلورین) و مشربه های (زرسن) و جام های پر از شراب ناب(برآنان دور می زنند). نه هرگز (هرچه نوشند) دردسری یابند و نه مستی عقل و رنج خمار کشند و میوه خوش برگزینند و گوشت مرغان و هر غذا که مایل باشند و زنان سیه چشم زیبا صورت که در بها و لطافت چون در و لولو مکنونند بر آنها مهیاست»(ترجمه قمشه ای، برگ 669)

حور یا حورٌ عین (در فارسی امروزی حوری و حور العین) به عقیده مسلمانان و به تصریح قرآن، زنانی زیبا، سیه‌چشم و بکرند که در بهشت همنشین همخوابه مردان پارسا خواهند شد. مردان که روی زمین از امتیازات جنسی برخوردار بودند دوباره در بهشت دارای امتیاز انحصاری اند. بهشت باغى پر از درختان میوه، شاداب و پر درخت و باصفا، و وسوسه انگیز با حوریان و غلمان می باشد. غِلمان واژه‌ای‌ که در قرآن آمده و جمع «غلام (به معنای مرد جوان)» است، و منظور از آن جوانان و نوجوانان زیبایی است که خدمتکاران بهشتیان اند و پیرامون مؤمنان دین محمد می‌گردند. این نقش های فریبنده نیروی پرقدرتی برای جلب دیگران و خودفریبی افراد است و تمام روحانیت و تروریست های جهان کنونی در فروش این تصاویر فعالند. در این جهان، هرچند افراد در ذلت و فلاکت هستند ولی دورنمای دستیابی به بهشت و آرامش و کامجویی جنسی در کنار حوریان و غلمان آنها را شادی می بخشد و تا حدودی خشم آنان را کنترل می کند. فرد در نادانی خود با اوهام درمی آمیزد و هیجان های درونی را به طور موقت مهار می زند، هر چند او همیشه در این کنترل موفق نیست و فردی بیمار با گرایش جرم گرا است. اسلام این جهان را به دنیای پر محنت تبدیل می کند ولی قول می دهد اگر چنانچه تسلیم به اراده الله باشید در جهان دیگر به جهنم نرفته بلکه برای عشق آزاد به بهشت می روید. این سنت وسوسه انگیز در فقه شیعه ادامه دارد.

راهنمای شیعه برای معاشقه کردن

شیعه با تناقض میان حلال و حرام مناسبات جنسی را تعریف می کند و سپس به رفتار جرم گرا می رسد. رویاهای ساختگی قرآنی و کنیزپروری امامان و صیغه پروری آخوندی و پراتیک های انحرافی و جرمگرا و بالاخره احکام احمقانه و ارتجاعی، زرادخانه جنسی شیعه را تشکیل می دهد. در شیعه سکس حالت عادی و طبیعی ندارد، سکس با عشق و احساس همراه نیست، بلکه سکس قدرت فیزیکی فالیک نرینگی است، با آداب کهنه و فانتاسم عجیب و سادیسم ضد زن همراه است. زن برای اسلام تکه گوشت گرم و مطبوع برای سکس مردانه است. برای درک این مطلب باید به منابع اسلامی شیعه رجوع نمود.

بطور کلی با منابع شیعه با اطمینان کامل نمی توان به بررسی علمی پرداخت زیراافسانه سازی و جعل رویداد بسیار گسترده است. ولی در ضمن عمده منابع در باره شیعه همین کتاب ها و روایات شیعه می باشد. «اصول کافی» از کلینی، حِلْیَه المُتَّقین و بحار الانوار از علامه مجلسی، «وسایل الشیعه» از حُر عاملی، از جمله آثار اصلی در باره شیعه و خصوصیات و مقدسات و سنت های شیعه و روایات امامان و فقه شیعه می باشند. البته برخی شخصیت های شیعه خود اعتراف دارند که بسیاری از روایات نادرست است ولی اینان بنابر فرصت طلبی های خود هیچگونه تلاش دقیق و آشکار و قاطعی برای تشخیص درست و نادرست انجام نمی دهند تا امکان هرگونه استفاده برای فریب توده انبوه شیعیان مهیا باشد. کتاب «وسایل الشیعه» و «حلیه المتقین» از منابع اصلی در باره سکس و جماع اسلامی در نزد محمد و امامان است.

«وسائل الشیعه فی تحصیل مسائل الشریعه» این کتاب اثر محدث بزرگ و علامه محقق، شیخ محمد بن حسن حُر عاملی از علمای بزرگ و از فقهای برجسته شیعه در قرن یازدهم هجری (۱۰۳۳ – ۱۱۰۴ هجری) است. کتاب وسائل الشیعه گرفته شده از معتبرترین منابع روایی شیعه‌ مانند کتاب کافی نوشته شیخ جلیل، ثقهالاسلام محمد بن یعقوب کلینی، کتاب من لا یحضره الفقیه، نوشته شیخ صدوق، کتاب تهذیب و استبصار، نوشته شیخ الطائفه، محمد بن حسن طوسی و بیش از ۷۸ کتاب دیگر می باشد. کتاب وسائل الشیعه از بهترین جوامع روایی شیعه به شمار می‌آید که با توجه به روایات پیامبر اسلام و ائمه معصومین در قرون اخیر نگاشته شده‌است. این کتاب شامل حدود ۳۶ هزار روایت درباره احکام شرعی، واجبات، محرمات، مستحبات و آداب است که روایات آن گرفته شده از مجموعه‌های روایی معتبر شیعه و اصول اولیه قدمای اصحاب است. این کتاب از زمان نگارش پیوسته مورد توجه علما و فقهای شیعه قرار گرفته‌است و در این زمان از ارکان اصلی استنباط احکام شرعی و اجتهاد در حوزه‌های علمیه شیعه به شمار می‌آید و در تمام درس‌های خارج فقه روایات آن نقل شده و به آن استناد می‌شود.

مناسبات جنسی در جامعه عرب و اسلامی برپایه قدرت مرد تعیین می شود. لذت جوئی مرد و سلطه جنسی و فیزیکی مرد بر زن یک اصل اساسی است. از نظر اسلامی زن باید تابع و تسلیم مرد باشد و مرد به زن حکم می کند و او را در بستر میخواند تا در خدمت نیاز سکسی مرد باشد و بهر دلیلی مرد در برابر نافرمانی و سرکشی و مخالفت و عدم تمایل زن، حق دارد زن را تنبیه کند و مورد خشونت قرار دهد. لذت جوئی فالیک سکس مرد و سلطه گری اجتماعی و قدرت بازوانی و سادیسم مرد تعیین کننده مناسبات در این الگوی اجتماعی است. قرآن محمد می نویسد: الرِّجالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّساءِ بِما فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلى بَعْضٍ وَ بِما أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوالِهِمْ فَالصَّالِحاتُ قانِتاتٌ حافِظاتٌ لِلْغَیْبِ بِما حَفِظَ اللَّهُ وَ اللاَّتِى تَخافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَ اهْجُرُوهُنَّ فِى الْمَضاجِعِ وَ اضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلا تَبْغُوا عَلَیْهِنَّ سَبِیلاً إِنَّ اللَّهَ کانَ عَلِیًّا کَبِیراً. ( نساء -34 ). مردان سرپرست زنانند به خاطر برترى هایى که ( از نظر نظام اجتماع ) خداوند براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است و به خاطر انفاقهایى که از اموالشان مى‌کنند ، و زنان صالح آنها هستند که متواضع اند و در غیاب ( همسر خود ) حفظ اسرار و حقوق او را در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده ، مى‌کنند و ( اما ) آن دسته از زنان را که از طغیان و مخالفتشان بیم دارید پند و اندرز دهید و ( اگر مؤثر واقع نشد ) در بستر از آنها دورى نمائید و ( اگر آنهم مؤثر نشد و هیچ راهى براى وادار کردن آنها به انجام وظائفشان جز شدت عمل نبود- مترجم ) آنها را تنبیه کنید، و اگر از شما پیروى کردند به آنها تعدى نکنید و ( بدانید ) خداوند بلند مرتبه و بزرگ است ( و قدرت او بالاترین قدرتهاست).

پیامبر بدنبال خط مشی عمومی بالا مراسم بستر سکس را تنظیم کرده و از آنجا که به جامعه «مرد محور» اعتقاد دارد خواستار عرضه شدن کامل زن به مرد است:

«پیامبر اکرم (ص) فرمود: بر زن لازم است که بهترین عطر خود را بکار برد و بهترین لباس را بپوشد و به زیباترین شکل زینت کند و خود را صبح و شام بر شوهرش عرضه کند.» (وسائل ج 14 ص 118 و ص112 )

برای پیامبر عرضه کردن زن به مرد زمانی کامل است که زن لخت باشد و به خواب فرونرود. زن بعنوان یک روان و جسم مستقل فراموش می گردد و زن باید بدنی در تبعیت میل جنسی مرد باشد:

«پیامبر اکرم (ص) فرمود: برای هیچ زنی روا نیست که بخوابد مگر اینکه خویشتن را به شوهر عرضه کند، به اینکه لباسهایش را در آورد، میان بستر شوهر رود و پوست بدن خویش را به بدن شوهر بچسباند، اگر این کار را بکند خود را عرضه کرده است.» (وسائل ج 14 ص 14 و 126)

پیامبر به تعریف آداب جنسی می پردازد و عدم رعایت دستورکار عملی و زمانی سکس را موجب دیوانگی و جذام و کم عقلی می داند:

«پیامبر اکرم (ص) (ضمن سفارشهائی که راجع به مسائل جنسی به علی (ع) فرموده است) فرمود با همسر خود در اول ماه (ماه قمری نه شمسی) و وسط ماه و آخر ماه همبستر مشو که زمینه دیوانگی و جذام و کم عقلی در همسر تو و فرزندش زیاد خواهد بود.» (وسائل ج 14 ص 96 و 91)

محمد باقرمجلسی که در 1110 قمری در اصفهان درگذشت از بزرگترین منابع شیعه بشمار آمده و یکی از دین سازان زمان صفوی است. او نویسنده بحارالانوار است که یک مجموعه بزرگ روایی و تاریخی و حجم انبوهی از خرافات شیعه است و در ضمن تفسیر قرآن نیز می باشد. او در کتاب حلیه المتقین که بفارسی نوشته و در آداب و مستحبات زندگی روزانه و در طول زندگی می باشد در باره زندگی محمد و لذت جوئی سکسی پیامبر اسلام می نویسد:

«بدان که حضرت رسول اکرم صلی الله علیه و آله نهی فرمود از جماع کردن در زیر آسمان و بر راه که مردم تردد کنند، و فرمود که بیاموزید از کلاغ جماع کردن پنهان را، و فرمود که مکروه است جماع کردن میان طلوع صبح و طلوع آفتاب ودر آن روزی که آفتاب در آن بگیرد، و در شبی که در آن ماه بگیرد و در شب یا روزی که در آن باد سیاه یا باد سرخ یا باد زرد حادث شود.»( حلیه المتقین، باب خاتمه )

مجلسی در باب چهارم، باب پنجم، باب نهم در کتاب حلیه المتقین نکات مهمی را از جانب پیامبر اسلام ابراز می دارد و نشان می دهد که نیاز سکسی و هیجان های جنسی پیامبر اسلام که مانند خصلت سکسی خروس است و چه بسا بر پشت پالان شتر ظهور کند باید از جانب زن سیراب شود. فانتانسم و میل شدید محمد معاشقه با دختران باکره و چه بسا خردسال مانند عایشه است. از نگاه روانکاوی تمایل و فانتاسم جنسی مانند قوزک پا و همخوابگی برپشت شتر از نشانه های تمایل شدید جنسی عقب رانده، یا مراسم ذهنی تدارک بازگشائی عقده های سکسی بوده و کودک آزاری و پدوفیلی نوعی انحراف مخرب و پاتولوژی ویرانگر نزد کسی می باشد که عمل جنسی از مسیر عادی لیبیدویی خارج شده است. پیامبر اسلام برپایه روایات شیعه تمایل جنسی خود را چنین نشان می دهد: 

«فرمود: بر زن لازم است هر وقت شوهرش اراده جماع داشته باشد از او مضایقه نکند، اگر چه بر پشت پالان شتر باشد.»، «فرمود: دختران باکره بخواهید، که دهن هایشان خوشبوتر و رحم هایشان خنکتر، پستانهایشان پرشیرتر است. منقول است که چون آن حضرت را به خواستگاری زنی میفرستادند میفرمودند که گردنش را بو کنند که خوشبو باشد و قوزک پایش پرگوشت باشد.»، «فرمود: در خروس پنج خصلت هست که از خصلتهای پیغمبران است، و از جمله آنها بسیار جماع کردن است.».

پیامبر اسلام برای دامادش، علی شوهر فاطمه، نیز سفارش های زمانی برای هفته دارد که به ترتیب زیر است:

«پیامبر فرمود: یا على اگر جماع کنى در شب سه شنبه و فرزندى بهم رسد بعد از سعادت اسلام او را روزى شود و دهانش خوشبو و دلش رحیم و دستش جوانمرد و زبانش از غیبت و بهتان پاک باشد. یا على اگر جماع کنى در شب پنجشنبه و فرزندى بهم رسد حاکمى از حکام شریعت یا عالمى از علماء باشد و اگر در روز پنجشنبه وقتى که آفتاب در میان آسمان باشد نزدیکى کنى با زن خود و فرزندى بهم رسد شیطان نزدیک او نشود تا پیر شود و خدا او را روزى میکند سلامتى در دنیا و دین. یا على اگر جماع کنى در شب جمعه و فرزندى بهم رسد خطیب و سخنگو باشد و اگر در روز جمعه بعد از عصر جماع کنى و فرزندى بهم رسد از دانایان مشهور باشد و اگر جماع کنى در شب جمعه بعد از نماز خفتن امید هست آن فرزند از ابدال باشد. یا على در ساعات اول شب جماع مکن که اگر فرزندى بهم رسد ایمن نیستى که ساحر باشد و دنیا را بر آخرت اختیار نماید. یا على این وصیت را از من بیاموز چنانچه از جبرئیل آموختم.»(حلیه المقتین، علامه مجلسی، باب آداب زفاف و مجامعت).

دستور کار پیامبر بسیار پیچیده و دشوار و عجیب است. ولی با توجه به همسران متعدد و کنیزان بیشمار پیامبر آنچه که نزد او پرقدرت است همان خصوصیت خروسی است. البته باید اضافه نمود که میل خروس بحدی بالاست که پند سکس کلاغ وار فراموش می گردد چون وقتی که میل جنسی در روی شتر به خروش آمد، باید عطش قدرت فالیکی و نرینگی سیراب شود.

« سکسو لوژی» امام صادق

ابو عبدالله، جعفر بن محمد الصادق معروف به جعفر صادق امام ششم شعیان در مدینه متولد و در همانجا توسط عربهای دیگر مسموم شد و در سال 148 هجری قمری درگذشت. بیشترین احادیث حعل شده شیعه در تمام زمینه‌ها از جعفر صادق نقل گردیده و مذهب تشیع که به نام مذهب جعفری خوانده می‌شود بخاطر گفته های ساخته شده امام صادق است. او دارای زنان برده متعدد بود و پس از او یکسری از جاعلان پسرش اسماعیل را انتخاب کرده که فرقه اسماعیلیه از آن بیرون می آید و برخی جاعلان دیگر امامت موسی الکاظم، پسر حمیده (یا حمَیده، کنیز بربر) و جعفر صادق را به عنوان امام پذیرفتند. این شاخه از شیعه (شیعه ۱۲ امامی) بود که از قرن شانزدهم میلادی، بر ایران بزور خدعه و فشار و جعلیات غالب گشت. فردی بنام «ابن عقده زیدی» در قرن سوم هجری در کتاب «رجال»، تعداد چهارهزار راوی برای جعفرصادق برشمرده و کتاب‌هایی از آنان را مطرح کرده‌است. بسیاری معتقدند که این رسالات و روایات جعلی و بی پایه می باشد و بیشتر متکی برافسانه سازی برای ساختن فرقه شیعیان بوده است. از آنجا که علیرغم جعلی بودن گفتار منسوب به امام صادق، این روایات، اساس اعتقاد دوازده امامی است و در حوزه های «علمی» شیعه بیان می شود، ما برخی از روایات مربوط به مناسبات جنسی را می آوریم. بهرحال واقعیت این است که مذهب شیعه بر اساس جعل و دروغ بر پا شده است و این قاعده عمومی است. عقب افتادگی ذهنیت شیعه و ساختار خرافی آن بازتاب همان از خودبیگانگی ایرانیان است و زمانی که نخبگان مذهبی شیعه ماشین جعل را هدایت می کنند و سایر نخبگان و روشنفکران ایرانی در برابر جعلیات و بی خردی سرتعظیم فرود می آورند ما به عمق حماقت و بلاهت نخبگان کشور خود پی می بریم.

برای امام صادق زنی که برای عرضه خود در بستر دیر می کند لعنت شده است:

«امام صادق (ع) فرمود: زنی نزد پیامبر بخاطر کاری آمد حضرت فرمود شاید تو از آن زنان معطل کن هستی؟ پرسید اینها کیانند یا رسول الله؟ حضرت فرمود: زنی است که شوهرش با او کاری دارد (تمایل جنسی دارد) ولی او آنقدر معطّل می‌کند تا شوهر بخواب می‌رود، این زن همواره مورد لعنت ملائکه است تا شوهرش بیدار شود.» (وسائل ج 14 ص 117 و 112)

«امام صادق به فکر استتیک و سلامتی بوده و آمیزش با زن سالخورده را موجب مرگ می داند:

امام صادق (ع) فرمود: سه کار بدن را خراب می‌کند و چه بسا موجب مرگ انسان شود، با شکم سیر به حمام رفتن، با شکم سیر همبستر شدن، آمیزش با زنان سالخورده.» (وسائل ج 14 ص 191 و 96)

امام معتقد است که نگاه به سکس زن موجب کوری است:

«از امام علیه السلام سؤال شد آیا مرد به عورت زنش در حال آمیزش می‌تواند نگاه کند؟

حضرت فرمود: اشکالی ندارد لیکن موجب کوری می‌شود (یعنی ممکن است فرزند کور به دنیا آید).» (وسائل ج 15 ص 75)

امام صادق برای شیعیان جز مظهر دانش چیز دیگری نیست حال آنکه او مانند مردان دیگر روابط جنسی را بهترین می داند:

«در حدیث دیگری امام صادق علیه‌السلام از اصحاب خود سؤال نمود که لذیذترین چیزها چیست؟ هر کدام چیزی گفتند، حضرت فرمودند: لذیذترین چیزها آمیزش جنسی با زنان است.» (کافی جلد 5 برگ 321 و 496)

امام صادق گفته است:«کسى با کنیزى جماع کند و خواهد که با کنیز دیگر پیش از غسل جماع کند، وضو بسازد.». در حدیث از امام صادق آمده است:«باکى نیست مرد میان دو کنیز و دو آزاد بخوابد. او فرمود کراهت دارد مرد رو بقبله جماع کند و در حدیث دیگر از آنحضرت پرسید که آیا مرد عریان، جماع مى تواند کرد، فرمودند که نه، رو بقبله و پشت بقبله جماع نکند و در کشتى جماع نکند.»

امام رضا که از مادری کنیز متولد شده و در مشهد از بارگاه بی نظیری برخوردار بوده و آرامگاه اش ثروتهای کلانی را بلعیده است در باره سکس نظر دارد. از امام رضا نقل می شود که:«مال و ثروت جمع نشود، مگر با داشتن پنج خصلت: بخل شدید، آرزوى دراز، آزمندى چیره، رسیدگى نکردن به خویشان و برگزیدن دنیا بر آخرت.». این امام عرب در زمان حیات ولیهد مامون خلیفه عرب میشود و از زمان مرگ تا امروز یعنی «آخرت» ایشان، بشکرانه از خودبیگانگی ایرانیان و خودفروشی آیت الله ها از ثروت بیکرانی برخوردار است که البته در کنترل ولایت فقیه است. گفته می شود که بدون تردید آستان قدس رضوی بزرگترین موقوفه جهان است و در میان سایر مذاهب، چنین مؤسسه و بنیاد مذهبی با این عظمت و گستردگی وجود ندارد، زیرا هم اکنون بیش از یکهزار سند و مدرک وقف در این آستان پول و ثروت و خرافه وجود دارد. حال آخوندها و دینداران شیعه از نظر این «سکسولوگ» در باره مناسبات جنسی بهره جسته و نظراو را چنین توضیح می دهند:

«از امام رضا علیه السلام روایت است که فرمود: با زنها در اول شب چه در زمستان یا تابستان آمیزش نکنید، زیرا معده و رگها پر است، و برای آمیزش مناسب نیست، و موجب بیماریهای سختی مثل قولنج و نقرس و سنگ مثانه و چکیدن ادار و ضعف و رقیق شدن چشم می‌شود، هر گاه خواستی آمیزش کنی در آخر شب انجام ده که برای بدن مناسبتر و برای فرزند دار شدن امیدوارتر، و اگر خداوند فرزندی برای شما مقدر کند عقل وی را پاکیزه‌تر می‌سازد.» (سفینه البحار ج 1 باب جمع)

اگر شما به سایت های متعدد آیت الله ها و مذهبی های گوناگون بروید و آنها را نگاه کنید براحتی تمام این خزعبلات نوشته در رساله ها را می بینید. جمعیت زیادی نیز با مراجعه به این سایت ها دستور کار خود را برای زندگی جنسی تنظیم می کنند. در دنیای علم پزشکی و در جهان دانش و آزادی های انسانی، شیعیان بیشماری هستند که مشتری این احکام جعلی و ارتجاعی هستند. نظام دینی همه چیز را آلوده می کند و ذهنیت را به عقب می کشد و به اعتقادات پست، ارزش و اعتبار می بخشد.

فقه شیعه موافق پدوفیلی و کودک آزاری

پدوفیلی پدیده ای است که در بسیاری از جوامع دیروز و امروز وجود داشته است. جامعه یونان کهن و جامعه سرمایه داری کنونی و کشورهای اسلامی این رفتار پاتولوژیک در درون خویشاوندان و در بیرون دایره خانوادگی را پیوسته شاهد بوده اند. این پدیده در جامعه مردسالار و سلطه گری سکسی مرد همچون خشونتی ویرانگر شخصیت کودکان را مورد تعرض قرار داده و رشد هماهنگ و روانی کودک را دستخوش آسیب جدی نموده و رفتار و ضمیرناخودآگاه آنان را دچار پریشانی می کند. متاسفانه پنهاکاری های جامعه و نیرنگ های مردسالار در بسیاری از موارد مانع از طرح آشکار آسیب شده و نابسامانی های روانی فردی را در اجتماع گسترش بیشتر بخشیده است. در برابر آسیب ها باید حساسیت نشان داد، بخصوص زمانی که زندگی کودکان ویران می گردد ما هرگز سکوت در این زمینه را نباید تحمل کنیم. رفتار پنهانکار و سکوت در مورد پدوفیلی آسیب گر، نه به سلامت جامعه کمک می کند و نه از تخریب زندگی و برهم خوردگی تعادل شخصیتی کودک جلوگیری می کند. اگر چه تعریف پدوفیلی در جوامع مختلف از نظر بیولوژیکی و اجتماعی و قانونی متفاوت است، ولی بلوغ و پختگی، استقلال روانی، قدرت انتخاب، توان تصمیم گیری، تفاوت سنی و نظر متخصصان، از جمله معیارها در تشخیص این پدیده است. پدوفیلی یا کودک آزاری طبق نظر روانکاوان و متخصصان دلایل مختلف داشته که از جمله می توان از موارد زیر نام برد: یکم، پدوفیلی نزد فردی که خود در کودکی اش مورد تجاوز قرارگرفته است؛ دوم، پدوفیلی نزد فردی که دارای ناتوانی جنسی است؛ سوم، پدوفیلی نزد فردی که دارای عقب ماندگی روانی و فکری است؛ چهارم، پدوفیلی نزد فردی که عقده های حاد جنسی و کمبودهای سکسی دارد؛ پنجم، پدوفیلی نزد فردی که این نوع رابطه جنسی را «عادی» تلقی نموده و تئوریزه می کند؛ ششم، پدوفیلی در نزد کسی که دارای رفتاربشدت پریشان و هیجانی بوده و نسبت به قربانی تا سادیسم و قتل جنسی به پیش می رود. در جامعه مدرن پدوفیلی بمثابه یک انحراف حاد یا یک بیماری مورد ارزیابی قرار گرفته و از نظر قانونی فرد پدوفیل به سواستفاده سکسی از کودک و به جرم جنائی محکوم می گردد.

حال در اسلام و فقه شیعه نه تنها چند همسری شرعی و عادی است، نه تنها داشتن کنیز بعنوان برده جنسی وجود دارد، نه تنها صیغه و فاحشگی اسلامی رایج است، بلکه بعلاوه معاشقه جنسی با کودک و پراتیک پدوفیلی به رسمیت شناخته میشود. در جامعه سنتی مردانه، در نزد محافل طلبگی و آخوندی و در طنز شفاهی شیعه در بازار و کوچه و نیز در روایات و رسالات فقهی شیعه، تمجید از لذت گیری از کودکان توسط مردان و رهبران مذهب شیعه بطور آشکار مطرح شده است. این دین، دین انحطاط اخلاقی است. کسانی که بنام دین خود را حافظ ارزش های معنوی و سلامت اخلاقی اجتماع معرفی می کنند و مانع روابط عادی و طبیعی عشق و احساس و سکسی در جامعه هستند، به انحراف و فساد اخلاقی و تجاوز جنسی و پدوفیلی و کودک آزاری آلوده اند. بقول «ویلهم رایش» رفتار جنسی بیمارگونه گاه به لحاظ فرهنگی و مذهبی تمایلات عادی را پس می زند ولی زندگی جنسی طاعون زده ای می سازد که همیشه سادیستی و پورنوگرافی می باشد، در چنین حالتی امیال جنسی عادی به مانع برمی خورد ولی «اخلاق سادیک» فضا را پرمی کند، عشق عادی و ساده دفع می شود ولی حملات دروغپرداز و اتهام و جاسوسی و محکومیت عشق طبیعی، جامعه را به تنش می کشاند.(آنالیز شخصیتی، برگ 441). میل شدید محمد بن عبدالله پیامبر اسلام 54 ساله برای تصرف عایشه 6 ساله، دختر ابوبکر و ازدواج با این کودک که طبق نظر برخی مورخان با اسباب بازی هایش به خانه محمد می رود، راهنمای مسلمان و چراغ سبز برای رفتار پدوفیلی است. در فقه شیعه تمام آیت الله ها و نخبگان نواندیش رفتار پیامبر اسلام را توجیه و تائید می کنند. هیچ فرد شیعه ای، هیچ روشنفکر شیعه ای، هیچ روزنامه نگار شیعه ای، هیچ آخوند شیعه ای به الگوی واقعی عایشه کودک و پیامبر اسلام ایرادی ندارد. برپایه همین الگوی شرعی بسیاری از آیت الله ها در رساله های خود همخوابگی و شهوت رانی با کودک، دختر 9 ساله یا پائین تر از 9 سال را مطرح کرده اند. قانون مربوط به پیمان بین المللی حقوق کودک در 54 ماده خود از کودک حمایت کرده و هرگونه آزار و سواستفاده کودک را محکوم می کند و اقدام کودک آزاری را جرم و جنایت علیه کودک ارزیابی می کند، ولی در اسلام کودک آزاری و تجاوز به او شرعی تلقی می شود. یکی از موارد بارز این تائید، گفتار آیت الله خمینی در این زمینه است.

آیت الله خمینی، در «توضیح المسائل»، دربخش «احکام نکاح»و«مسائل متفرقه زناشوئی و مجامعت» می نویسد:

«زنی که عقد دائمی شده نباید بدون اجازه شوهر از خانه بیرون رود، و باید خود را برای هرلذتی که شوهرش می خواهد تسلیم او کند. و اگر در این موارد اطاعت شوهر را نکند گناهکار است و حق غذا و لباس و منزل ندارد.»، «اگر انسان جماع کند و باندازه ختنه گاه یا بیشتر داخل شود، چه در زن باشد، چه در مرد، چه در قبل(جلو) باشد و چه در دبر(عقب)او، چه بالغ باشد و چه نابالغ، اگر چه منی بیرون نیاید، هر دو جنب (نجس)میشوند. ولی اگر شک کند که بمقدار ختنه گاه داخل شده یا نه، غسل بر او واجب نیست».

در این گفته نه تنها رابطه جنسی بین مرد با زن بلکه همچنین مرد با مرد نیز مورد تائید قرار گرفته و هر دو مورد از یک قاعده برخوردارند. سپس در این رساله ننگین مناسبات سکسی با «نابالغ» یعنی نوجوان و کودک نیز مجاز است و فقط ضرورت «غسل» شرعی باید مشخص شود. آیت الله خمینی «امام و رهبر شیعیان جهان» برای رفع هرگونه ابهام در مورد مجاز بودن پدوفیلی و کودک آزاری در کتاب «تحریر الوسیله»(جلد 2 برگ 241) می نویسد:

«کسی که زنی کمتر از 9 سال دارد نزدیکی از عقب بر او جایز نیست چه اینکه زن او دایمی باشد یا موقت، ولی سایر کام گیریها از قبیل لمس به شهوت درآغوش گرفتن و شهوترانی کردن با ران او اشکال ندارد هر چند شیرخواره باشد.»

در گفتار بالا به چند نکته باید توجه داشت:

یکم، هرچند در این جمله امام خمینی از کنیز صحبت نشده ولی در نظر باید داشت که در «قانون جماع اسلام اگر کسی بخواهد میتواند و اشکالی ندارد با کنیز خود وطی دبر (نزدیکی از عقب) نماید و اشکالی ندارد، در حالی که با همسر خود به شرط عدم رضایت به گفته اکثر فقها کراهت دارد.». بمعنای دیگر کنیز پست تر از زن ازدواجی است و در تجاوز باو از هر طرفی «کراهتی» نیست.

دوم، این فقیه اسلام شیعه معتقد است که می توان زنی کمتر از 9 سال نیز داشت و بنابراین ازدواج با کودکان شرعی است. پس شرع اسلام مطابق با الگوی محمد و روابط او با عایشه، همخوابگی با دختران کم سال را مجاز می داند و بدین ترتیب اسلام خشونت و فشار علیه دختران را عمومیت بخشیده عامل آسیب دیدگی روانی و شخصیتی نوجوانان در جامعه است.

سوم، خمینی امام شیعیان جهان برآنست که شهوترانی مرد با کودک شیرخواره جایز است و اشکالی ندارد. این گفتار بطرز روشنی تمایل به جنایتکاری جنسی و تجاوز به کودکان را عریان می نماید. در نزد آیت الله ها ما شاهد گرایش به جنایت پدوفیلی می باشیم. تمایل جنسی هنگامیکه از شکل طبیعی خود خارج میشود به یک تمایل انحرافی و مخرب ، به یک رفتار هیجانی بیمارگونه و سادیسم و تجاوزگر تبدیل می گردد.

چهارم، این نظر موافق انحراف پدوفیلی محدود به یک آیت الله نیست، بلکه از نظر شیعه پدوفیلی آسیب خطرناک نیست و رفتاری مطابق فقه اسلامی است و مورد تائید الیگارشی روحانیت می باشد. از شخصیت های بالای هرم قدرت شیعه تا پائین ترین آخوند، این پایه رفتاری را بعنوان عمل شرعی قبول دارند. کتاب«تحریر الوسیله» آیت الله خمینی که با استفاده از کتاب حلیه المتقین علامه مجلسی تنظیم شده است، به صراحت موافق پدوفیلی و آزار کودک و تجاوز به دختران خردسال است. بسیاری از آیت الله های شیعه در رسالات خود این اصل بیمارگونه و جنایتکارانه پدوفیلی را مورد تائید قرار می دهند. اغلب رسالات آیت الله های شیعه که برای هدایت توده عقب مانده است همین رابطه آلوده به جنایت را مطرح ساخته اند: «مستند تحریر الوسیله» سید مصطفی خمینی جلد 2 برگ 343 ، «هدایه العباد» آیت الله محمد رضا گلپایگانی جلد 2 برگ 305 ، «هدایته العباد» آیت الله لطف الله صافی (جلد 2 برگ 396، «منهاج الصالحین» آیت الله سیستانی جلد 3 برگ 10، «کتاب النکاح» آیت الله خوئی جلد برگ 155، «العروه الوثقی» آیت الله یزدی جلد 6 برگ 502، «العروه الوثقی» آیت الله محمدصادق روحانی جلد 2 برگ 469، «مستمسک العروه» آیت الله سید محسن حکیم جلد 14 برگ 80 ، «شرح العروه الوثقی-نکاح» آیت الله محمد تقی خوئی جلد 32 برگ 926، «منهاج المومنین» آیت الله مرعشی جلد 2 برگ 208، «مهذب الاحکام فی بیان الحلال و االحرام» آیت الله عبدالاعلی سبزواری جلد 24 برگ 24، «تفصیل الشریعه فی شرح تحریر الوسیله» آیت الله فاضل لنکرانی برگ 22، «الفقه اسلامی» آیت الله محمد تقی مدرس برگ 161، «وسیله النجاه» آیت الله ابولحسن موسوی اصفهانی، برگ 696، «مدارک العروه» آیت الله علی پناه اشتهاردی جلد 29 برگ 165. روحانیت شیعه یک قشر فاسد و انگل و منشا تخریب کودک و انسان و ارزش های اخلاقی در جامعه است.

پنجم، بدون شک نخبگان متجدد مذهبی و سیاسیون و روشنفکران فرصت طلب حامی آنان از بیان آشکار مطالب در افشای گنداب شیعه ناراحت می گردند. اینان ترجیح می دهند کور و کر باقی بمانند تا به حمایت خود از اسلام شیعه ادامه دهند و جامعه را در بیخردگی نگه دارند. باحتمال بسیار زیاد اکثر روشنفکران نواندیش و اصلاح طلب که با حوزه و فرهنگ حوزه ای آشنائی دارند، در جریان انحرافات و فساد های جنسی و مالی و اخلاقی بوده اند، ولی کسی از اینان شهامت بیان وسیع و آشکار را نداشته است و با سکوت و سازشکاری مسائل را در پشت پرده نگه داشته اند. حال آنکه صداقت اخلاقی و دل نگرانی برای جامعه و سلامت کودکان می طلبد که فسادها و انحرافات خطرناک برملا شود تا سلامتی جامعه تقویت گردد. این نخبگان همان کسانی هستند که تجاوز اسلام را فتوحات پیامبرانه جلوه می دهند و نظریه ها و کردار جنایتکارانه در شیعه را می پوشانند و شرایط اسارت روحی و ازخودبیگانگی ایرانیان را بازتولید می کنند. آیت الله ها زمین را به کثافت کشیده اند، زن را اسیر خود و کودکان را وسیله ای برای هیجان های جنسی و هوسرانی ویرانگر خود تبدیل می نمایند، حال چرا نخبگان نواندیش دینی و یاران چپ و جمهوری خواه و ملی گرای آنها، سکوت کرده و راجع به جنایت علیه کودکان و بردگی جنسی شیعه حرفی نمی زنند؟ چرا شهروندان و خانواده ها بر علیه این رسالات و محتوای دینی و سنت زشت شیعه چیزی نمی گویند؟ چرا مردم در پشت سر همین باندهای تبهکار آیت الله ها نماز می خوانند و از مراجع تقلید خود راهنمائی می خواهند؟ شخصیت هائی که ویران گشته و تاریخ خود و ارزشهای مثبت بومی و جهانی را فراموش کرده، در گنداب غوطه ورند و توانایی تشخیص و قضاوت خردمندانه خود را از دست داده اند.(ادامه دارد)

جلال ایجادی

استاد جامعه شناسی – فرانسه

پیوند برای بخش های پیشین «مذهب شیعه، ریشه ازخود بیگانگی ایرانیان»: روی گوگول اسم نویسنده و عنوان مقاله نوشته شود.

کتاب «جامعه‌شناسی آسیب‌ها و دگرگونی‌های جامعه ایران» نوشته جلال ایجادی:

http://www.handsmedia.com/books/?book=sociology-of-fractures-and-changes-in-iranian-society

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)