رهبر جمهوری اسلامی ایران بنا بر عادت سالانه ی بی شکوه خود ، نامی دیگر بر شروع سالی دیگر نهاد و آغاز  سال یکهزار و سیصد و نود و چهار خورشیدی  را سال ” همدلی و همزبانی ملت و دولت”   نامگذاری نمود . تعبیری که با در نظر داشتن رابطه ی یک طرفه و سرکوبگرانه ی رژیم با ملت بسیار  بی پشتوانه و غیر منطقی مینماید.

تجربه ی اجتماعی مردم ایران در دوره سیاه زمامداری شریعت خواهان چیزی به جز سرکوب و فنا نبوده و به واقع شادی ، سرزندگی و امید به آینده ی بهتر در میان مردم روز به روز کمرنگ تر  و تحقق آن به یک آرمان و ایده آل در یک آینده ی گنگ مبدل گردیده ست و در عوض آن  ترس از آینده ، ناخشنودی ، ورشکستگی  و معضلات  اجتماعی فراگیر نشسته ست.
در تمام این دوران سیاه مردم شاهد بوده اند که رژیم برای تثبیت و توسعه جاه طلبی های خود چگونه هر جنایت و خباثتی را دست آویز قرار داده تا تضمینی برای بقای ننگینش داشته باشد. کارنامه سی و شش ساله اش گواه آن ست که جمهوری اسلامی  روز  بی سرکوب و غارت به خود ندیده و در همان حالی که ملت تلاش میکرده در نبود هرگونه حزب و تریبونی اعتراض خود را به شیادی ها را فریاد کند پاسخ خود را با مشت آهنین سرکوب و تاوان آن را با زندان و اعدام و تبعید گرفته ست.
کارنامه ی نکبت بار رژیم در این فرصت سی و شش ساله چیزی به جز  نابودی ظرفیت های اقتصادی ، ارزش های اجتماعی و شور زندگی مردم از راه سرکوب و غارت دم به دم نبوده و حال رهبر سیستم سرکوب و چپاولی که ملتی را به خاک سیاه نشانده و هستی اش را به نیستی بدل نموده ، از همان ملت به خاک نشسته طلب همدلی و همزبانی می نماید. اما این میتواند به این مفهوم نیز باشد که رژیم بیش از پیش خود را خالی ، تنها و بی پشتوانه دیده  و برای سر و شکل دادن به چهره ی رسوای خود نیازی بیش از پیشی به همراهی چشم های نابینا و گوش های ناشنوا دارد و این البته طبیعی رژیمی ست که به هیچ قاعده و رسم بشر دوستانه یی پایبند نیست و بنابراین نفوذ و گسترش هرچه بیشتر خود را در  تجاوز و بیرحمی هرچه بیشتر می بیند. با این تفاسیر  میتوان گفت که پلی برای همدلی و همزبانی میان مردم و رژیم برقرار نیست اما جمهوری اسلامی میتواند با مردم همدل و همزبان گردد و  آن البته جایی ست  در دادگاه ملت و پای میز محاکمه برای پاسخگویی به دهه ها غارت و شرارت.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)