«بس که بد می‌گذرد زندگی اهل جهان// مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند.»

مردم افغانستان هم چهارشنبه سوری را جشن گرفتند: ولی در پنجشنبه و با سوختاندن یک دخترک روان پریش در مرکز کابل!

گفتند گناهش آتش زدن تعویذی با آیات قرآن بوده است: ابتدا خود شاهد شدند و بر سوختاندن قران شهادت دادند،‌ سپس خود قاضی شدند و حکم بر کشتن و آتش زدن دخترک دادند، و دست آخر خود جلاد شدند: دخترک را زدند، کشتند و سوزاندند. خاکستر او را بر دریای کابل انداختند و آنگاه خود مردمی شدند که به نظاره نشستند آنچه را شهادت دادند، حکم کردند و اجرا نمودند.

این شاهد-قاضیان-جلاد همان مردمی هستند که اگر فرصتی یار شد در دشت های فراه راه بر مسافر می بندند و او را به گروگان می گیرند. چرا؟ چون او هزاره است، در زابل غریب است و کسی نیست که به فریادش برسد. چون او بنابر احصائیه رسمی اقلیت است. و اکثریت رسمی میتواند هر بلایی خواست بر سرش بیاورد.

این شاهد-قاضیان-جلاد همان مردمی هستند که اگر فرصتی شد طالب می شوند، داعش می شوند. کتاب های وزارت معارف و قرآن شریف را به آتش می کشند. و یا مولوی پیری می شوند که بر دختری هشت ساله تجاوز می کند.

این شاهد-قاضیان-جلاد همان مردمی اند که به سودای جنت، مادر زمین را دوزخ کرده اند. انتحاری شده اند و خون بیگناهان ریخته اند…. از ترس همخانه شدن با آنهاست که دیگر کسی میل جنت نیز ندارد.

در جهان چیزهای بد بسیاری وجود دارد، اما شاید یکی از بدترین ها این است که در افغانستان باشی، زن باشی، اقلیت باشی. و بدتر از همه آنها این است که تمام این ها با هم باشی.

به تمام مردم رنجدیده افغانستان و به خصوص زنان این مرز و بوم گذشتن یک سال دیگر از عمرشان را تبریک میگویم. چرا که “بس که بد می‌گذرد زندگی اهل جهان// مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند.”

………………………..
پ ن. ۱: خواستم تصویری از دخترکی که آتش زده شد هم بگذارم، ولی شرمیدم که آبروی نداشته افغان ها بیشتر بریزد.
پ.ن. ۲: الحمدالله مسلمان استیم و افغان استیم،‌ خیر است که انسان نیستیم!
پ.ن. ۳: در متن سخنی از صادق هدایت نیز با کمی تغییر آمده است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)