در قرآن بین زن ومرد در امور عبادی، تفاوتی نیست. این عدم تفاوت در جایجای قرآن ذکر شده است. سورۀ نساء، آیۀ ۱۲۴ چنین میگوید:

وَمَن یَعْمَلْ مِنَ الصَّالِحَاتَ مِن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ وَلاَ یُظْلَمُونَ نَقِیرًا
و کسى که چیزى از اعمال صالح را انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که ایمان داشته باشد، چنان کسانى داخل بهشت مى‏شوند; و کمترین ستمى به آنها نخواهد شد.

باز در سورۀ نحل، آیۀ ۹۷ همین عدم تبعیض بین زن ومرد را تکرار میکند:

مَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَلَنُحْیِیَنَّهُ حَیَاهً طَیِّبَهً وَلَنَجْزِیَنَّهُمْ أَجْرَهُم بِأَحْسَنِ مَا کَانُواْ یَعْمَلُونَ
هر کس کار شایسته‏اى انجام دهد، خواه مرد باشد یا زن، در حالى که مؤمن است، او را به حیاتى پاک زنده مى‏داریم; و پاداش آنها را به بهترین اعمالى که انجام مى‏دادند، خواهیم داد.

در سورۀ غافر، آیۀ ۴۰ چنین میگوید:

مَنْ عَمِلَ سَیِّئَهً فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَمَنْ عَمِلَ صَالِحًا مِّن ذَکَرٍ أَوْ أُنثَى وَهُوَ مُؤْمِنٌ فَأُوْلَئِکَ یَدْخُلُونَ الْجَنَّهَ یُرْزَقُونَ فِیهَا بِغَیْرِ حِسَابٍ
هر کس بدى کند، جز بمانند آن کیفر داده نمى‏شود; ولى هر کس کار شایسته‏اى انجام دهد -خواه مرد یا زن- در حالى که مؤمن باشد آنها وارد بهشت مى‏شوند و در آن روزى بى‏حسابى به آنها داده خواهد شد.

مجدداً در آیۀ ۴۵ از سورۀ نجم، تبعیضی در آفرینش زن ومرد قائل نمیشود:

وَأَنَّهُ خَلَقَ الزَّوْجَیْنِ الذَّکَرَ وَالْأُنثَى
و اوست که دو زوج نر و ماده را آفرید…

و همینطور در سورۀ لیل، آیۀ ۳ وسورۀ قیامت، آیۀ ۳۹، این عدم تفاوت وتبعیض بین زن ومرد مشاهده میشود. بنابرآیه های فوق، قرآن حتی به نقصی دروجود زن اشاره نمیکند که در خلقت انسان از سوی خدا، زن صفتی کمتر از مرد داشته است ونیز در پاداش دادن به زن ومرد تبعیضی در ورود به بهشت دیده نمیشود. وآیۀ ۲۵ از سورۀ بقره که در زیر ملاحظه میشود، بطور مبهمی بشارت به همسران پاکیزه در بهشت داده و بنظر میرسد که این بشارت خطاب به همۀ زنان ومردان بدون قائل شدن به تبعیض است. ولی همچنانکه خواهیم دید، این بشارت برای مردان مسلمان است. ونیز از آیۀ نامبرده چنین مستفاد میشود که زنان مسلمان عرب آن دوران به علت اینکه مرتباً مشغول آشپزی با هیزم بوده وبه این علت بدنهایشان بوی هیزم سوخته میداده، به مردان مسلمان درقرآن وعده داده شده است که در دنیای دیگر از همجواری با حوریانی بهره مند خواهند شد که دارای بدنهائی پاکیزه بوده و دیگر بوی هیزم سوخته وپیاز داغ هم نخواهند داد.

وَبَشِّرِ الَّذِین آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ أَنَّ لَهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ کُلَّمَا رُزِقُواْ مِنْهَا مِن ثَمَرَهٍ رِّزْقًا قَالُواْ هَذَا الَّذِی رُزِقْنَا مِن قَبْلُ وَأُتُواْ بِهِ مُتَشَابِهًا وَلَهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَهُمْ فِیهَا خَالِدُونَ
به کسانى که ایمان آورده، و کارهاى شایسته انجام داده‏اند، بشارت ده که باغهایى از بهشت براى آنهاست که نهرها از زیر درختانش جاریست. هر زمان که میوه‏اى از آن، به آنان داده شود، مى‏گویند: «این همان است که قبلا به ما روزى داده شده بود.(ولى اینها چقدر از آنها بهتر و عالیتر است.)» و میوه‏هایى که براى آنها آورده مى‏شود، همه (از نظر خوبى و زیبایى) یکسانند. و براى آنان همسرانى پاک و پاکیزه است، و جاودانه در آن خواهند بود.

در سورۀ آل عمران، آیۀ ۱۵ نیز این ابهام باقی میماند که قرآن به تساوی مژدۀ بهشت را هم به مردان وهم به زنان میدهد:

قُلْ أَؤُنَبِّئُکُم بِخَیْرٍ مِّن ذَلِکُمْ لِلَّذِینَ اتَّقَوْا عِندَ رَبِّهِمْ جَنَّاتٌ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا وَأَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَرِضْوَانٌ مِّنَ اللّهِ وَاللّهُ بَصِیرٌ بِالْعِبَادِ
بگو: «آیا شما را از چیزى آگاه کنم که از این (سرمایه‏هاى مادى)، بهتر است؟» براى کسانى که پرهیزگارى پیشه کرده‏اند، (و از این سرمایه‏ها، در راه مشروع و حق و عدالت، استفاده مى‏کنند، ) در نزد پروردگارشان (در جهان دیگر)، باغهایى است که نهرها از پاى درختانش مى‏گذرد; همیشه در آن خواهند بود; و همسرانى پاکیزه، و خشنودى خداوند (نصیب آنهاست). و خدا به (امور) بندگان، بیناست.

و باز در سورۀ نساء، آیۀ ۵۷ این تصور پیش میاید که خداوند بین زن ومرد مسلمان تفاوتی قائل نیست:

وَالَّذِینَ آمَنُواْ وَعَمِلُواْ الصَّالِحَاتِ سَنُدْخِلُهُمْ جَنَّاتٍ تَجْرِی مِن تَحْتِهَا الأَنْهَارُ خَالِدِینَ فِیهَا أَبَدًا لَّهُمْ فِیهَا أَزْوَاجٌ مُّطَهَّرَهٌ وَنُدْخِلُهُمْ ظِلاًّ ظَلِیلًا
و کسانى که ایمان آوردند و کارهاى شایسته انجام دادند، بزودى آنها را در باغهایى از بهشت وارد مى‏کنیم که نهرها از زیر درختانش جارى است; همیشه در آن خواهند ماند; و همسرانى پاکیزه براى آنها خواهد بود; و آنان را در سایه‏هاى گسترده (و فرح بخش)جاى میدهیم.

ولی همانطور که بعداً خواهیم دید، بشارت ومژده های نامبردۀ بالا که بطور ابهام آمیز در آیه های متعدد آورده شده اند، نه برای زنان مسلمان بلکه برای مردان مسلمان بوده واین مردان مسلمان هستند که از میوه های بهشتی نوش جان کرده، زیر درختان بهشت جاودانه زندگی نموده، همسران پاکیزه داشته وخداوند از آنان خشنود وراضی خواهد بود. نگاهی به آیات زیر، حدس ما را که تمامی نعمتهای بهشتی از آنِ مردان است، تأئید میکند. سورۀ طور، آیۀ ۲۰:

مُتَّکِئِینَ عَلَى سُرُرٍ مَّصْفُوفَهٍ وَزَوَّجْنَاهُم بِحُورٍ عِینٍ
این در حالى که بر تختهاى صف ‏کشیده در کنار هم تکیه مى‏زنند، و «حور العین‏» را به همسرى آنها درمى‏آوریم!

و سورۀ صافات، آیۀ ۴۸:

وَعِنْدَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ عِینٌ
و نزد آنها همسرانى زیبا چشم است که جز به شوهران خود عشق نمى‏ورزند.

و سورۀ ص، آیۀ ۵۲:
وَعِندَهُمْ قَاصِرَاتُ الطَّرْفِ أَتْرَابٌ
و نزد آنان همسرانى است که تنها چشم به شوهرانشان دوخته‏اند، و همسن و سالند!

و سورۀ واقعه، آیۀ ۲۲:
وَحُورٌ عِینٌ
و همسرانى از حور العین دارند،

و همین سورۀ اخیر، درآیۀ ۲۳ حوریان بهشتی را چنین وعده میدهد:

کَأَمْثَالِ اللُّؤْلُؤِ الْمَکْنُونِ
همچون مروارید پنهان در صدف!

سورۀ نباء ، آیات ۳۱ تا ۳۴:

إِنَّ لِلْمُتَّقِینَ مَفَازًا(۳۱ )
مسلما براى پرهیزگاران نجات و پیروزى بزرگى است:
حَدَائِقَ وَأَعْنَابًا(۳۲ )
باغهایى سرسبز، و انواع انگورها،
وَکَوَاعِبَ أَتْرَابًا(۳۳ )
و حوریانى بسیار جوان و هم‏سن و سال،
وَکَأْسًا دِهَاقًا(۳۴ )
و جامهایى لبریز و پیاپى (از شراب!!)

همانطور که از آیه های نامبردۀ بالا برمیاید، مردان مسلمان در بهشت با سرکشیدن “جامهائی لبریز وپیاپی از شراب” بر تختهائی تکیه زده واز حوریان بسیار جوان (تین ایجر) و هم سن وسال که دارای بدنهائی “مثل مروارید پنهان در میان صدف” میباشند، تا ابد کام دل خواهند گرفت. ولی در این میان بحثی از شوهران خوش تیپ و شاخ شمشاد برای زنان مسلمان دربهشت به میان نمیآید. لابد در بهشت قراراست تا شوهران این دنیائی آنان در کنار حوریان خوش اندام و زیبا رو که از زیبائی به ” حورالعین” میمانند، به لهوولعب پرداخته وزنان آنان نیز به کوری چشم حسودان، بکار اسفند دود کردن بپردازند تا بیضۀ شوهران این دنیائیشان، درآن دنیا از خطر چشم حسودان در امان بماند. اینست سرنوشتی که در انتظار زنان مسلمان فرمانبردار است. آنها به بهشت خواهند رفت ولی لابد باز باید در آشپزخانۀ بهشت به کار آشپزی وزیر اجاق فوت کردن و پختن قرمه سبزی مشغول باشند تا شوهران این دنیائیشان در کنار معشوقه های حورالعین آن دنیایشان، بر روی تختهائی در زیر درختان بهشتی به عیش ونوش بپردازند. اینست سرنوشت محتوم زنان فرمانبردار ومطیع مسلمان درآن دنیا.

در مقابل، به بینیم که قرآن برای این دنیای زنان مسلمان چه سرنوشتی رارقم زده است. سورۀ بقره، آیۀ ۲۲۳:

نِسَآؤُکُمْ حَرْثٌ لَّکُمْ فَأْتُواْ حَرْثَکُمْ أَنَّى شِئْتُمْ وَقَدِّمُواْ لأَنفُسِکُمْ وَاتَّقُواْ اللّهَ وَاعْلَمُواْ أَنَّکُم مُّلاَقُوهُ وَبَشِّرِ الْمُؤْمِنِینَ
زنان شما کشتزار شما هستند پس از هرجا وهر گونه که خواهید به کشتزار خود درآیید و آنها را براى خودتان مقدم دارید و از خدا پروا کنید و بدانید که او را دیدار خواهید کرد و مؤمنان را به این دیدارمژده ده.

همانطور که از حکم آیۀ بالا برمیآید، زنان مسلمان برده های جنسی مردانشان هستند. مرد مسلمان به هرنحوی وهر جائی از بدن زن که مایل است میتواند تمتع بگیرد بدون آنکه میل وموافقت زن دربین باشد. اصولاً زن مسلمان مطیع ومنقاد مردش است و حق ندارد تا از برآوردن خواسته های جنسی مرد خودداری نماید. آیا مفهوم حکم آیۀ بالا این نیست که زن مسلمان بردۀ شخصی مرد مسلمان است؟ در این نزدیکی جنسی، زن دارای هیچگونه حق تصمیم گیری نبوده ومقام او تا مقام یک برده وحتی یک فاحشه که باید تنها مطابق میل مرد به هر طریقی که مرد مایل است ونه به هر طریقی که زن مایل باشد، تن دردهد. اینست حکم ضد زن قرآن برای اطاق خواب.

سورۀ بقره، آیۀ ۲۲۲:

وَیَسْأَلُونَکَ عَنِ الْمَحِیضِ قُلْ هُوَ أَذًى فَاعْتَزِلُواْ النِّسَاء فِی الْمَحِیضِ وَلاَ تَقْرَبُوهُنَّ حَتَّىَ یَطْهُرْنَ فَإِذَا تَطَهَّرْنَ فَأْتُوهُنَّ مِنْ حَیْثُ أَمَرَکُمُ اللّهُ إِنَّ اللّهَ یُحِبُّ التَّوَّابِینَ وَیُحِبُّ الْمُتَطَهِّرِینَ
و از تو، در باره خون حیض سؤال مى‏کنند، بگو: «چیز زیانبار و آلوده‏اى است; از این‏رو در حالت قاعدگى، از آنان کناره‏گیرى کنید! و با آنها نزدیکى ننماید، تا پاک شوند! و هنگامى که پاک شدند، از طریقى که خدا به شما فرمان داده، با آنها آمیزش کنید! خداوند، توبه‏کنندگان را دوست دارد، و پاکان را (نیز) دوست دارد.
این هم حکم قرآن دربارۀ خودداری مرد از نزدیکی با زن به هنگام عادت ماهانۀ وی.
اما درمورد مقام ومنزلت اجتماعی زن، قرآن مقام مردان را بالاتر از مقام زنان میداند. سورۀ بقره، آیۀ ۲۲۸، به این حکم اشاره میکند:

وَالْمُطَلَّقَاتُ یَتَرَبَّصْنَ بِأَنفُسِهِنَّ ثَلاَثَهَ قُرُوَءٍ وَلاَ یَحِلُّ لَهُنَّ أَن یَکْتُمْنَ مَا خَلَقَ اللّهُ فِی أَرْحَامِهِنَّ إِن کُنَّ یُؤْمِنَّ بِاللّهِ وَالْیَوْمِ الآخِرِ وَبُعُولَتُهُنَّ أَحَقُّ بِرَدِّهِنَّ فِی ذَلِکَ إِنْ أَرَادُواْ إِصْلاَحًا وَلَهُنَّ مِثْلُ الَّذِی عَلَیْهِنَّ بِالْمَعْرُوفِ وَلِلرِّجَالِ عَلَیْهِنَّ دَرَجَهٌ وَاللّهُ عَزِیزٌ حَکُیمٌ
زنان مطلقه، باید به مدت سه مرتبه عادت ماهانه دیدن (و پاک شدن) انتظار بکشند! ( عده نگه دارند) و اگر به خدا و روز رستاخیز، ایمان دارند، براى آنها حلال نیست که آنچه را خدا در رحمهایشان آفریده، کتمان کنند. و همسرانشان، براى بازگرداندن آنها (و از سرگرفتن زندگى زناشویى) در این مدت، (از دیگران) سزاوارترند; در صورتى که (براستى) خواهان اصلاح باشند. و براى آنان، همانند وظایفى که بر دوش آنهاست، حقوق شایسته‏اى قرار داده شده; و مردان بر آنان برترى دارند; و خداوند توانا و حکیم است.

مجدداً درسورۀ نساء، آیۀ ۳۴ بر برتری مقام اجتماعی مرد از زن، تأکید کرده وبه فرمانبرداری زن از مرد حکم میکند. در ادامه، قرآن به مرد اجازه میدهد تا زن نافرمان را تنبیه بدنی هم بکند.

الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاء بِمَا فَضَّلَ اللّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنفَقُواْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ فَالصَّالِحَاتُ قَانِتَاتٌ حَافِظَاتٌ لِّلْغَیْبِ بِمَا حَفِظَ اللّهُ وَاللاَّتِی تَخَافُونَ نُشُوزَهُنَّ فَعِظُوهُنَّ وَاهْجُرُوهُنَّ فِی الْمَضَاجِعِ وَاضْرِبُوهُنَّ فَإِنْ أَطَعْنَکُمْ فَلاَ تَبْغُواْ عَلَیْهِنَّ سَبِیلًا إِنَّ اللّهَ کَانَ عَلِیًّا کَبِیرًا
مردان، سرپرست و نگهبان زنانند، بخاطر برتریهایى که خداوند براى بعضى نسبت به بعضى دیگر قرار داده است، و بخاطر انفاقهایى که از اموالشان (در مورد زنان) مى‏کنند. و زنان صالح، زنانى هستند که متواضعند، و در غیاب (همسر خود،) اسرار و حقوق او را، در مقابل حقوقى که خدا براى آنان قرار داده، حفظ مى‏کنند. و (اما) آن دسته از زنان را که از سرکشى و مخالفتشان بیم دارید، پند و اندرز دهید! (و اگر مؤثر واقع نشد،) در بستر از آنها دورى نمایید! و (اگر هیچ راهى جز شدت عمل، براى وادار کردن آنها به انجام وظایفشان نبود،) آنها را کتک بزنید! و اگر از شما پیروى کردند، راهى براى تعدى بر آنها نجویید! (بدانید) خداوند، بلندمرتبه و بزرگ است. (و قدرت او، بالاترین قدرتهاست).

دو آیه ای که دربالا شرح داده شد، تبعیض واضح وصریح قرآن در مورد برتری مردان نسبت به زنان است. این درحالیست که براساس آیه هائی از قرآن، زن عرب دردوران جاهلیت (مسلمانان دوران ماقبل اسلام عربستان را دوران جاهلیت یا بیخبری ونادانی نامیده اند.) نه تنها مقامی هم تراز مردان عرب داشته است، بلکه در برهه هائی از تاریخ عربستان، زنان عرب حتی به مقام پادشاهی وفرماندهی نیز رسیده اند. ولی اسلام نه تنها مقام ومنزلت اجتماعی زن را پائین آورد، بلکه از وی یک بردۀ جنسی برای مرد ساخته وهمچنانکه قبلاً شرح داده شده است، اسلام حتی نویدی هم برای این دنیا وآن دنیای زن فرمانبردار ومطیع مسلمان نمیدهد. به قول اعراب، زن مسلمان در حکم “خَسَره بالدُنیا والآخِره” میباشد. بخش بزرگی ازخودکشیهای مداومی که در کشورهای اسلامی براثر فشارهای مداوم برزنان دیده میشود، نتیجۀ این تبعیضهای غیر انسانی است.
متقابلاً قرآن درمورد نافرمانی مرد از زن که مربوط به امور جنسی میباشد، زن را به صلح وسازش بامرد تشویق میکند. درواقع، این آیه سنگ تمام را درتبعیض وعدم تساوی حقوق زن ومرد، به نمایش میگذارد. متن آیۀ ۱۲۸ از سورۀ نساء بر این امر گواهی میدهد:

وَإِنِ امْرَأَهٌ خَافَتْ مِن بَعْلِهَا نُشُوزًا أَوْ إِعْرَاضًا فَلاَ جُنَاْحَ عَلَیْهِمَا أَن یُصْلِحَا بَیْنَهُمَا صُلْحًا وَالصُّلْحُ خَیْرٌ وَأُحْضِرَتِ الأَنفُسُ الشُّحَّ وَإِن تُحْسِنُواْ وَتَتَّقُواْ فَإِنَّ اللّهَ کَانَ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرًا
اگر زنی از شوهرش ترس نشوز یا بی‌اعتنایی را داشت، اشکالی برای آنها ندارد که بین خود سازش بکنند و سازش ( صلح) بهتر است. انسانها دچار بخل هستند. اگر نیکی کنید و از نافرمانی خدا بترسید ( بدانید که) خدا از کارهایی که میکنید آگاه است

ملاحظه میکنید که اگر زن نسبت به مرد بی اعتنائی کند، سزایش کتک خوردن است. ولی اگر مرد نسبت به زن بی اعتنائی کند، بهتراست باهم صلح وسازش کنند!

صدور حکم قرآن در مورد پوشیدن چادر از سوی زنان به چنان وضعی رسیده است که زن مسلمان چه در خانه وچه در بیرون از آن هم از آزار واذیتی که درنتیجۀ جاری شدن این حکم صورت میگیرد نیز در امان نمی ماند. آن همه ستمهائی که در کشورهای مسلمان برزنان میرود، مثنوی هزار خروار است وهمگان از وجود آنهمه ظلم وجور برزنان آگاهی دارند. در کشور خودمان، چنان عرصه را برزنانی که بقول آقایان حجاب اسلامی ندارند، تنگ کرده اند که با وضع قوانین عهد حجری و ایجاد پلیسهای مخصوص وکمک گرفتن از لومپنهای اجتماعی، زنان ما را مورد تعرض روانی وجسمی قرار داده و زن را به ذلیلترین موجود اجتماعی بدل کرده اند. آیه های زیر، احکامی هستند که برمبنای آنها زنان ما را در خانه وبیرون از آن، مورد تعرص قرارمیدهند. سورۀ احزاب، آیۀ ۵۹:

یَا أَیُّهَا النَّبِیُّ قُل لِّأَزْوَاجِکَ وَبَنَاتِکَ وَنِسَاء الْمُؤْمِنِینَ یُدْنِینَ عَلَیْهِنَّ مِن جَلَابِیبِهِنَّ ذَلِکَ أَدْنَى أَن یُعْرَفْنَ فَلَا یُؤْذَیْنَ وَکَانَ اللَّهُ غَفُورًا رَّحِیمًا
اى پیامبر! به همسران و دخترانت و زنان مؤمنان بگو: «جلبابها ( روسرى‏هاى بلند) خود را بر خویش فروافکنند، این کار براى اینکه شناخته شوند و مورد آزار قرار نگیرند بهتر است; (و اگر تاکنون خطا و کوتاهى از آنها سر زده توبه کنند) خداوند همواره آمرزنده رحیم است.

سورۀ نور، آیۀ ۳۱:

وَقُل لِّلْمُؤْمِنَاتِ یَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَیَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْیَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُیُوبِهِنَّ وَلَا یُبْدِینَ زِینَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاء بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِی أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِینَ غَیْرِ أُوْلِی الْإِرْبَهِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِینَ لَمْ یَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاء وَلَا یَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِیُعْلَمَ مَا یُخْفِینَ مِن زِینَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِیعًا أَیُّهَا الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّکُمْ تُفْلِحُونَ
و به زنان با ایمان بگو چشمهاى خود را (از نگاه هوس‏آلود) فروگیرند، و دامان خویش را حفظ کنند و زینت خود را -جز آن مقدار که نمایان است- آشکار ننمایند و (اطراف) روسرى‏هاى خود را بر سینه خود افکنند (تا گردن و سینه با آن پوشانده شود)، و زینت خود را آشکار نسازند مگر براى شوهرانشان، یا پدرانشان، یا پدر شوهرانشان، یا پسرانشان، یا پسران همسرانشان، یا برادرانشان، یا پسران برادرانشان، یا پسران خواهرانشان، یا زنان هم‏کیششان، یا بردگانشان (کنیزانشان)، یا افراد سفیه که تمایلى به زن ندارند، یا کودکانى که از امور جنسى مربوط به زنان آگاه نیستند; و هنگام راه رفتن پاهاى خود را به زمین نزنند تا زینت پنهانیشان دانسته شود (و صداى خلخال که برپا دارند به گوش رسد). و همگى بسوى خدا بازگردید اى مؤمنان، تا رستگار شوید!

اما مقام ومنزلت زن مسلمان در جوامع اسلامی که برپایۀ احکام اسلام قراردارند، به اطاق خواب وفرمانبرداری و مطیع مرد بودن و چادر برسر کردن وغیره، تنزل پیدا نمیکند. قرآن چنان احکامی را درمورد زن مسلمان صادر میکند که مقام وموقعیت وی تا پست ترین مقام وموقعیت اجتماعی واقتصادی ممکن پائین میآید. بر طبق احکام قرآن، زن نه تنها به موجودی پائین تر از مرد تنزل می یابد، بلکه بشرط آنکه به کلیۀ دستورهای قرآن عمل کند، حقوقش در قضاوت و ارث به نیمی از حقوق مرد میرسد. طبق حکم قرآن که در آن، عشق وعلاقه زن نسبت به شوهروزندگی مشترک زناشوئی، به نفع مرد مصادره شده وبه مرد اجازه داده میشود تا چهار زن عقدی برای خود اختیارکند. در اینجا عواطف واحساسات انسانی زن از سوی مرد میتواند به بازی گرفته شود. آیۀ ۳ از سورۀ نساء، گواهی براجازه به بازیچه قراردادن زن توسط مرد میدهد:

…فَانکِحُواْ مَا طَابَ لَکُم مِّنَ النِّسَاء مَثْنَى وَثُلاَثَ وَرُبَاعَ فَإِنْ خِفْتُمْ أَلاَّ تَعْدِلُواْ فَوَاحِدَهً أَوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُکُمْ ذَلِکَ أَدْنَى أَلاَّ تَعُولُواْ
…پس نکاح کنید آنچه خوش آید شمارااززنان دو، سه وچهار واگر هم بیم داشته باشید که باآنها عدالت نورزید پس تنها یک زن اختیارکنید ویا چنانچه کنیزی دارید به آن اکتفاء کنید که این ترک ستمکاری است

در سورۀ بقره، آیۀ ۲۸۲، شهادت زن به نصف شهادت مرد میرسد:

…اسْتَشْهِدُواْ شَهِیدَیْنِ من رِّجَالِکُمْ فَإِن لَّمْ یَکُونَا رَجُلَیْنِ فَرَجُلٌ وَامْرَأَتَانِ…
… دوتن ازمردان گواه آورید واگردومرد نیابید یک تن مرد ودوتن زن…

آیۀ ۱۱ از سورۀ نساء، سهم ارث پسران را دوبرابر دختران تعیین کرده است:

یُوصِیکُمُ اللّهُ فِی أَوْلاَدِکُمْ لِلذَّکَرِ مِثْلُ حَظِّ الأُنثَیَیْنِ…
حکم خدادرحق فرزندان شماآنست که پسران دوبرابر دختران ارث ببرند…
دربارۀ زنانی که در جنگ اسیر شده اند، گوآنکه همسر مردان جنگی بوده باشند، آیۀ ۳۰ از سورۀ معارج وآیۀ ۶ از سورۀ مؤمنون دارای معانی یکسانی هستند. آیۀ ۶ از سورۀ مؤمنون چنین حکم میدهد:

… أوْ مَا مَلَکَتْ أَیْمَانُهُمْ فَإِنَّهُمْ غَیْرُ مَلُومِینَ
… ویا کنیزان ملکی متصرفی آنها که هیچ نوع ملامتی درمباشرت این زنان برای آن مردان نیست

بر طبق آیه های فوق همخوابگی مسلمانان با زنان اسیر که به منزلۀ کنیز محسوب شده اند، مشروع قلمداد شده و بر همین اساس هم پیغمبر بلافاصله بعدازمراجعت از جنگ خیبر ازمیان زنان اسراء صفیه دختر حیّ بن اخطب که زنی ۱۷ ساله و همسر کنانه بن ربیع ازرؤساء خیبربود را برای خود انتخاب کرده وبااو همبستر شد. زنان بقیه اسراء نیز بین سایر جنگجویان مسلمان تقسیم شده وآنان نیزبا آن زنان همبستر شده و آن زنان را مورد تجاوز جنسی قراردادند. دراینجا لازم به تذکر این واقعیت است تا ایرانیان بدانند که مجتهدان ومفتیان اسلامی تاریخ وگذشتۀ آنان را با جعل واقعیات، تغییر داده اند. از مفاد همین آیۀ بالا میتوان به این نتیجه رسید که مسلمانان بعد از پیروزی در جنگ با ایرانیان، چگونه دختران وزنان ایرانی را به کنیزی برده وآنان را مورد تجاوز جنسی قرارداده اند. علت اینکه در جمهوری اسلامی شاهد تجاوز به دختران وزنان اسیر درزندانها هستیم، چیزی جز اجرای احکام قرآن از سوی عوامل اجرائی حکومت اسلامی نیست.

با مطالعه وبررسی آیه های نامبرده ومقایسۀ وضع وموقعیت اجتماعی- اقتصادی زنان عربستان در قبل وبعد از رواج دین اسلام، ملاحظه میشود که این زنان عرب بعد از اسلام تا چه حد حقوقشان پایمال شده ومورد تعدی وتبعض دینی از جانب مردان قرارگرفته اند. در واقع به علت ترویج دین اسلام به ضرب شمشیر، این پایمال شدن حقوق زنان عربستان، در تمام سرزمینهای تصرف شده در خارج از شبه جزیرۀ عربی توسط مسلمین، رواج یافته واکنون حتی بعد از ۱۴۰۰ سال که از ظهور این دین میگذرد، تبعیض وبی حرمتی به مقام زن در کلیۀ کشورهای مسلمان رواج دارد. تمام این بی عدالتیها، بی حرمتیها وازبین رفتن حقوق حقۀ زنان مسلمان که نیمی از جمعیت این کشورها را تشکیل میدهند، در نتیجۀ اجرای احکام وترویج تعالیم قرآن است. اکنون زمان آن فرارسیده است تا زنان مسلمان ومردان مدافع حقوق انسانی حقوق زنان، برای احقاق حقوق نیمی از نیروی هدر رفتۀ اجتماع، بپا خیزند. دمکراسی آنگاه استقرارخواهد یافت که حقوق اجتماعی- اقتصادی – سیاسی تاریخی و پایمال شدۀ زنان به آنان بازگردانده شود.

تذکر: به منظور اجتناب از دوباره نویسی، برخی از اشاره ها از نویسندگان دیگر وام گرفته شده اند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)