دستاوردهای 10 اسفند برای معلمان

یاسر ریگی، معلم

اعتراضات اخیر معلمان بیان‌گر رشد آگاهی در این قشر از جامعه‌ی ایران بود. شرایط زیستی و معیشتی بد و عدم برخورداری از حقوق انسانی نه تنها به رشد آگاهی در این قشر یاری رسانده است بلکه شرایط مادی آن‌ها دیگر گریزی جز مبارزه برای ایجاد شرایط زندگی بهتر باقی نگذارده است. از لحاظ جامعه‌شناختی آنچه نگرش یک فرد را ایجاد می‌کند شرایط مادی و اجتماعی آن است و براساس این دیدگاه آنچه امروزه معلمان را به این سطح از آگاهی رسانده که بتوانند با اتحاد و همدلی از حقوق اولیه‌ی زندگی‌شان دفاع کنند همان زیربنای مادی و اجتماعی موجود است. وضعیت معیشتی بد معلمان و همچنین تجربه‌ی تاریخی این قشر به درستی آن‌ها را به این نتیجه رسانده است که جز اتکا به قدرت اتحاد و همبستگی خودشان به هیچ نیروی دیگری نمی‌تواند به به‌بود  زندگی‌شان بیانجامد.

آنچه را که می‌توان به عنوان نقطه‌ی عطفی در اعتراضات اخیر معلمان دانست قرار گرفتن آن‌ها در کنار دیگر مظلومان و محرومان جامعه بود. معلمان با شعارهایی نظیر “حق تحصیل رایگان برای همه و توقف خصوصی‌سازی مدارس” و “پایان دادن به تبعیض و نابرابری” خود را در کنار بقیه‌ی جامعه قرار دادند که بیان‌گر رشد و بلوغ در صفوف این قشر از جامعه است. شعارهای برابری‌طلبانه که طیف وسیعی از جامعه را دربرمی‌گیرد نشان‌دهنده‌ی حرکتی رو به جلو است که خودش را به بقیه‌ی جامعه‌ی ایران، از کودک محروم از تحصیل در منطقه‌ی محروم تا کارگر محروم از دستمزدِ عادلانه پیوند می‌زند. معلمان نشان دادند که نه تنها خواهان حقوق انسانی خودشان نظیر دستمزد عادلانه، مسکن، بیمه‌ی مناسب، شرایط کار انسانی و … می‌باشند بلکه توانایی آن را دارند که حرکتِ برحقِ صنفی‌شان را به دیگر صفوف محرومان و زحمت‌کشان در جامعه پیوند بزنند. معلمان امروزه با درک درست از شرایط طبقاتی‌شان خود را در کنار دیگر محرومان در جامعه قرار داده‌اند و به این بلوغ رسیده‌اند که چشم دوختن به قدرت‌مندان و صاحبان سرمایه تغییری در معیشت‌شان ایجاد نخواهد نمود. این بیان‌گر بلوغ طبقاتی بخش بزرگی از معلمان است که‌ آنها را به درستی در کنار کسانی قرار داده است که از مبنای مادی یکسانی برخوردارند و درنتیجه در جدال موجود در یک صف و در کنار هم قرار می‌گیرند. قطعاً در صورت ادامه‌ی این موضع‌گیریِ درست شاهد قدرت روزافزون معلمان در جهت پیگیری مطالبات‌شان در کنار دیگر طبقات محروم خواهیم بود.

با توجه به اینکه معلمان در این برهه‌ی زمانی، خودشان را در جایگاه درستی قرار داده‌اند، گام‌های صحیح بعدی می‌تواند باعث تقویت صفوف معلمان در جهت درست گردد. معلمان باید با تأکید بر مطالباتِ صنفیِ برحق خود در جهت زندگی بهتر و عادلانه‌، مرزهای خودشان را پررنگ‌تر نموده و از ورود سودجویان فرصت‌طلب که سعی دارند از این حرکات صنفی به سود خودشان استفاده کنند جلوگیری نمایند. معلمان باید با تأکید بر استقلال از هر جناحی از قدرت از تبدیل شدنشان به ابزاری در دست جناح‌ها و گروه‌های سیاسی جلوگیری نمایند و با تأکید بر خواسته‌های عینی‌شان هر روز بیشتر بر اتحاد و همدلی‌شان بیافزایند. همچنین کسانی هستند که در خارج از بدنه‌ی قدرت مدعی حمایت از معلمان می‌باشند اما به دلیل جهت‌گیری نادرست و داشتن منافع طبقاتی متضاد با معلمان و دیگر محرومان در نهایت به نفع صاحبان قدرت و سرمایه موضع‌گیری خواهند نمود و در صورت ایجاد قدرتی هم‌راستا با آن‌ها دیگر آنچه برایشان اهمیت نخواهد نداشت شرایط زیستی معلمان است. معلمان باید هوشیار باشند و بدانند آن کسانی به طور واقعی منافع آن‌ها را دنبال می‌کنند که در جدال طبقاتی موجود در کنار آنان قرار گرفته و به دور از هرگونه فرصت طلبی به دنبال مطالبات برحق این قشر از جامعه می‌باشند. کسانی می‌توانند جنبش و حرکت صنفی معلمان را رهبری کنند که براساس شرایط مادی و طبقاتی‌شان هیچ هدفی جز تلاش برای زندگی بهتر، انسانی‌ و عادلانه را دنبال نمی‌کنند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)