۱- چه اعتراف بکنیم یانه؛ سکس در معنای زنانۀ آن اگر مهمترین عامل بنیادین تحرک موجودات زنده نباشد حداقل یکی از مهمترین آنان است. بویژه در جوامع انسانی – با تمرکز بیشتر روی تاریخ کهن و شرق – هیچ تحول مثبت و منفی در جهان پیدا نمی کنیم که در شروع و تکوین و تکمیل آن “پای یک زن” در میان نباشد. بعبارت دیگر همۀ تحولات جهان اعم از جنگ و انقلاب و تأسیس دین ها و فلسفه های جدید با نقش مثبت و منفی و مستقیم و غیر مستقیم زنان کلید خورده و سبب کمدی یا تراژدی های بزرگ شده اند. و چون نمی خواهم وارد ریز مسئله بشوم و قصدم هم صدور دکترین تازه نیست و صلاحیتش را هم ندارم یکراست شما را می برم به صدر اسلام و نقش هم مثبت اولیه و هم منفی ثانویۀ حضرت خدیجه را در بروز و ظهور حضرت محمد و دین اسلام می. اما در این حوزه هم بیشتر از همین اشاره جلو نمی روم. زیرا وارد چگونگی ها شدن حساسیت های دینی مؤمنان و مسلمانان را برمی انگیزد؛ که نه به صلاح خودم است و نه مفید برای جامعه ام. اما هر کسی که کمی تاریخ را مرور کرده باشد نمی تواند با اصل “زنان کلید دار و کلیدساز خوشبختی جهان بوده اند و هستند” بشود.

۲- این موضوع از این نظر برای ما و جامعۀ امروز ایران مهم است که باور کنیم نجات ایران در همین نزدیکی و نجات همۀ مسلمانان با فاصله ای دورتر در گرو تلاش و تقویت و تحرک مدنی زنان از چه اولویت و اهمیت بنیادینی برخوردار است. زیرا همۀ زور شریعت بر عنصر سکس و انحصاری کردن آن متمرکز و تواناست و اگر این انحصار از دین و شریعت گرفته شود؛ متولیان دین هیچ دست آویز دومی برای جایگزین آن و استثمار جوامع و مردمان دینی و مذهبی را ندارند. بعبارت ساده تر و بعنوان مثال در کشور خودمان اگر موضوع پوشش و حجاب زنان را که با تکیۀ هیستریک بر آن اولاً زنان را از چرخۀ تأثیر گذاری خارج می کنند و مهمتر از آن با دمیدن غیرت ناموسی و هیستریک در مردان آنان را نیز به استخدام “تحجر ضد زن (در حقیقت انحصاری کردن و گران کردن سکس) خودشان” در می آورند؛ را از دست روحانیان سنتی خارج کنیم ایدئولوژی آنان فرو می پاشد و خیلی سریع از حوزۀ قدرت و سیاست عقب نشینی می کنند. به این علت بدیهی که روحانیان در مقایسه با طبقات مدرن و دانشگاهی از کمترین صلاحیت علمی و مدیریتی و شایستگی برخوردار نیستند.

۳- این مقدمۀ کوتاه را بمناسبت امروز که روز زن است نوشتم تا هم ادای دینم باشد برای زنان شجاع و مدرن جامعه ام و هم تأکید مجددم باشد بر اینکه چرا اصرار به “اشغال هر چه بیشتر عرصۀ عمومی توسط زنان و جوانان با سماجت بر پوشش و گویش و نوشش مطابق با دنیای جدید” کرده ام و می کنم و خواهم کرد. زیرا هستۀ سخت قدرت (شریعت متکی بر حوزۀ قم و رادیکال های اسلامی) که همۀ حساسیت هیستریکشان به رفتار زنان و همۀ قدرتشان در حفظ لچک و پوشش تحمیل شده است؛ هر چقدر در این حوزه شکست بخورند بیشتر واداربه عقب نشینی شده و مذهب را از سیاست بیرون می برند. یادمان باشد که حکومت روحانیان در ایران صرفاً یک موضوع سیاسی نیست. و اگر روحانیان ارشد و مرجع از موضوع حصر و حبس و حجاب و پوشش زنان ناامید شوند و قدرت نرم افزار ایدئولوژیک شان را از پشت روحانیان سیاسی بردارند قدرت سیاسی روحانیان خیلی زود مثل برف در آفتاب تموز آب شده و از صحنه خارج می شود.

۴- من قطعاً بالاترین امیدم به تحولات مثبت در ایران بهمین مورد است و زنان را بزرگترین سرمایۀ نجات ایران از تحجر گیر افتاده می دانم و می شناسم. و باید نوید بدهم که خوشبختانه این جنبش نرم و بسیار کارآ در حال پیشرفت سریع است و کار بجاهای خوبی رسیده است. تا جائیکه شخص بسیار شریعت محور ایدئولوژیکی مثل علم الهدی نیز گفته است: “بما می گویند جوانان تفریح می خواهند و نباید زیاد سخت گرفت. آیا بخاطر اینکه جوانان ناراضی نشوند باید مسلمات دین خدا را تعطیل کنیم” – پایان نقل قول – همینطور است آن نگرانی اصلی طیفی مثل آخوند نبویان که در نوار صوتی لو رفته اش راجع به مذاکرات هسته ای آن را بصراحت بیان می کند. بفغان آمدن علم الهدی و نبویان از این جهت مهم است که اینان تا کنون گزاره های ضد مدرنیته شان را در قالب “اکثریت مردم ناراضی اند از بی بند و باری موجود” قالب بندی می کردند و خودشان را در جایگاه متهم قبول نمی کردند. در حالیکه حرف بویژه علم الهدی نشان می دهد که چه نبرد ایدئولوژیک سنگینی در میان الیگارشی جریان دارد که علم الهدی را به اعتراف “جوانان مارا نمی خواهند” واداشته است.

۵- حالا که تا اینجا جویده جویده آمدم. بگذارید سری هم بزنم به سخنان امروز خامنه ای و نکتۀ امید بخش بسیار مهمی را رونمایی بکنم. و اتفاقاً پر بی ربط هم نیست به موضوع زن و سکس و تأنیث. زیرا راجع به محیط زیست است و چه کسی می تواند انکار کند که زمین کلمه ای زنانه و مادرانه است. گذشته از اینکه ورود خامنه ای – برای بار نخست – به موضوعی سوسولی و شیک مثل محیط زیست – چون آخوند سنتی همۀ فعل و انفعال در طبیعت را مشیت الهی می داند و به دخالت بشر و دانش در این حوزه ها باور و اعتقادی ندارد – وارد شده است – که یکی از دلایلش هم می تواند خنثی کردن شایعۀ مریضی اش باشد – اما اولاً ورودش به این جزییات و ثانیاً حرف بسیار مهمی که زده است؛ نشان از تغییرات ایدئولوژیک دارد. خامنه ای در حرف هایش با تأکید و قوت گفته است که از دست اندازی به محیط زیست باید قویاً هم خودداری و هم جلوگیری شود. این گفته هم در کلیاتش می توانست مهم نباشد و به یکی از هزاران توصیۀ نشدنی اش راجع به موضوعات مختلف سیاسی و اقتصادی و اجتماعی فروکاسته شود. اما او در مصداق های مخربان محیط زیست از “ساخت و ساز بنام حوزۀ علمیه” نیز نام برده است. این اولین بار است که رهبر ایدئولوژی حکومت می پذیرد که بسیاری از خرابکاری های سیاسی و اقتصادی و اجتماعی با تمسک ریاکارانه به مقدسات و مذهب و دین انجام می شود. لذا قطعاً با سختی ولی ناگزیر آن را در منظر عموم مطرح کرده است که حتماً تسری خواهد داشت به همۀ حوزه های چپاول بنام دین و از این پس مدرن ها با جرأت بیشتری وارد فاشگویی ها و جلوگیری ها خواهند شد.

۶- چه بخواهیم یا نه و چه دلسرد بشویم یا امیدوار؛ و خارج از توهم و رویاپردازی های نوستالوژیک؛ تغییرات در ایران باید از همین حوزه های بظاهر کم اهمیت و پروسه ای آغاز و ادامه و منجر به پیروزی بشود. و الا دورهم نشینی و خواندن ترانه های انقلاب اپوزیسیونی “بزک نمیر بهار میاد” بیشتر نوعی دلخوشکنک های بدون مابه ازای خارجی است. و امروز قوی ترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی شخصیت های حقیقی و حقوقی هستند که در حوزه های اجتماعی و مدنی فعالند. بعنوان مثال جنبش های زنان چه در قالب تشکل ها و چه در قالب نافرمانی های مدنی انفرادی در حوزه های زن و هنر و موسیقی و جوانی و شادی و از این قبیل مهمترین و تأثیر گذارترین اپوزیسیون جمهوری اسلامی هستند. و بعنوان یک مثال پایانی و مشخص تلویزیونی مثل من و تو هزار برابر همۀ اپوزیسیون های متعدد سیاسی موجود در اقصی نقاط جهان کارگشا و راهگشا و نجات بخش است. روز زن مبارک! یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)