هم پیرامونِ بیسوادی نسبیِ باسوادانِ ایرانی و هم پیرامونِ ماهیتِ طبیعیِ محیط هائی نظیرِ «فیسبوک» در نمایان کردنِ شخصیتِ واقعیِ انسانها، قبلاً نوشته و به چاپ رسانده بودم.

اخیراً موردِ بامزه دیگری رخ داده است که درجِ آن برای عموم نه خالی از لذت است و نه خالی از آموزش. از دو دوستی که مرا متوجه این «چماق کشیِ فیسبوکی» نمودند و باعثِ این متن شدند ممنونم.

لازم به ذکر می دانم که این نوشته صرفاً بر پایه اظهاراتِ کتبیِ دخیلان در این «چماق کشی» استوار است و از سوی من هیچ تحقیقی انجام نشده است، چرا که موضوع در کل – از نظرِ من – ارزشِ تحقیق را نداشته است.

کنسرتی در تاریخ 28 فوریه سالِ 2015 میلادی در لندن و با آواز خانم ها «مهسا وحدت» و خواهرِ ایشان «مرجان وحدت» برگزار می گردد. سپس در تاریخِ 1 مارس 2015، خانمِ «شادی صدر»، که برای بعضی از ایرانیان از «روشنفکرانِ» خارج از کشور محسوب می شوند، انتقادِ زیر را، نه در صفحه فیسبوکیِ خود، که مستقیم و بدونِ اجازه در صفحه فیسبوکیِ این دو خواننده درج می کنند (بنا به اظهارِ خانمِ مهسا وحدت). من متونِ خانم ها «صدر» و «وحدت» را صرفاً بطورِ الکترونیک کپی کرده ام. بنابراین اگر خطاهای نوشتاری دراین متون هست، از من نیست.

متنِ انتقادیِ خانمِ «صدر»:
«واقعیت این نیست که “ما راه درازی در پیش داریم”، واقعیت این است که ما هر چه می رویم نمی رسیم!
و کنسرت مهسا و مرجان وحدت بار دیگر این واقعیت را صاف گذاشت جلوی چشمانمان. کنسرت این دو در لندن، از نظر من، شکست بزرگی بود. نه به این دلیل که نوازنده، حتی برای گوش غیر حرفه ای من، بد و خارج می زد و مشکلات تکتیکی و معمول این جور کنسرت ها طبق معمول توی ذوق می زد. بلکه به این دلیل ساده که این دو خواهر، این دو زن، با ظاهر مدرن امروزی، کوشش عجیبی به خرج داده بوده بودند برای اینکه از تمامی مظاهر منحط فرهنگ و ادبیات ایران، گلچین تمام عیاری ارائه دهند. به نظرم هنر زیادی می خواهد که تو در یک کنسرت دو ساعته، اشعاری را از حافظ و مولوی و هوشنگ ابتهاج و قره العین انتخاب کنی که هم سطحی ترین جلوه های مذهب را تبلیغ کند، هم سکسیست باشد و هم ضد حقوق کودک. هم بی جا و بی ربط، “علی جانم” سر دهی و هم “بچه حرامزاده” را مورد عنایت قرار دهی و هم با همه جنسیت و ظاهر و صدای زنانه ات نوا سردهی: “حرف مرد یکی است”!
مشکل این نیست که راه درازی در پیش داریم، مشکل این است که هر چه می رویم، حتی نزدیک نمی شویم!»

بنابراین، مواردِ انتقادِ خانمِ «صدر» به کنسرت یادشده از این قرارمی باشد:
1- نوازنده، خارج می زده است.
2- مشکلات تکنیکی و معمول این جور کنسرت ها طبق معمول توی ذوق می زده است.
3- این دو خواهر، این دو زن، با ظاهر مدرن امروزی، کوشش عجیبی به خرج داده بوده بوده اند برای اینکه از تمامی مظاهر منحط فرهنگ و ادبیات ایران، گلچین تمام عیاری ارائه بدهند.
4- اشعاری از حافظ و مولوی و هوشنگ ابتهاج و قره العین انتخاب شده بوده است که هم سطحی ترین جلوه های مذهب را تبلیغ می کرده، هم سکسیست بوده و هم ضد حقوق کودک بوده است.
5- بی جا و بی ربط «علی جانم» سر داده می شده.
6- بچه حرامزاده موردِ عنایت قرار گرفته می شده است.
7- با همه جنسیت و ظاهر و صدای زنانه، نوا سر داده می شده که: “حرف مرد یکی است”!

طبیعتاً در پی این انتقاد، خانمِ «مهسا وحدت» در زیرِ همان نوشته خانمِ «صدر» و به شرحِ زیر از خود دفاع می کنند:

جوابیه خانمِ «مهسا وحدت»:
«شادی صدر در صفحه فیسبوک خود در باره کنسرت مرجان و من در لندن در ۲۸ فوریه مطلبی بیمار گونه بدون تامل و شتابزده نوشته بود که مایلم در باره آن بنویسم نه به دلیل این که جوابی به ایشان داده باشم بلکه به دلیل احترام و علاقه من به تک تک دوستداران موسیقی من و مرجان و اینکه نمی خواهم شبهه ای در ذهن آنان باشد .ایشان کنسرت ما در لندن را شکست بزرگی خوانده بو دند . مد گردی نوازنده چیره دست عراقی خیام المی به گوش غیر حرفه ای ایشان خارج و غیر تکنیکی می آید و قسمت جالب ماجرا این که گوش ایشان به اشتباه آوای لری اری باوانم و اری جانم را علی جانم شنیدند و در صفحه فیسبوک خود تفسیر غلطی ارایه کرده اند و بدون اجازه من روی صفحه فیسبوک من و مرجان به اشتراک گذاشتند که ما در قطعه مرثیه برای باغ نوای علی جانم سر دادیم و و مدعی شدند که سطحی ترین جلوه های مذهب رو تبلیغ کردیم عده ای هم شروع به تحلیل و قضاوت کردند بدون اینکه در کنسرتمان حضور داشته باشند .
در مطلبشان ادامه دادند که ما گلچینی تمام عیار از تمامی مظاهر منحط فرهنگ و ادبیات ایران ارایه کردیم (اشعار حافظ مولوی هوشنگ ابتهاج محمد ابراهیم جعفری و قره العین ) و از آنها به عنوان اشعار سکسیست و کودک آزارانه تعبیر کردند .البته من قصد تغییر ذهن و برداشت ایشان را از اشعار و موسیقی و هنر ندارم چون برداشت هر کس از شعر و هنر بستگی به حساسیت ذهن و درک شخصی و ذهن تربیت شده و سواد ادبی و هنری دارد .ایشان میتوانند صحنه کنسرت را با میدان جنگ اشتباه بگیرند و از کنسرت موفق به عنوان شکست تعبیر کنند ولی به عنوان یک هموطن به شادی صدر توصیه می کنم که هر چه زودتر به یک پزشک گوش مراجعه کنند تا اشتباهات شنیداری مضحک از این قبیل در کنسرت ها را مرتکب نشوند.(از آنجاییکه ایشان نوشته خودشان را بدون اجازه ما در صفحه فیسبوک من و مرجان قرار دادند بنده هم متقابلا این حق رو قایل می شوم که این نوشته را در صفحه ایشان بگذارم ).»

حال چون موردِ شماره 5 از همه جالب تر و به اعتقادِ من بی نهایت بامزه است، مواردِ دیگر را رها می کنم و همین یک مورد را می چسبم.

منتقد، یعنی خانمِ «صدر»، کلماتِ لُریِ «اری باوانم» و «اری جانم» را «علی جانم» شنیده اند. و ظاهراً به دلیلِ نفرت از مذهب، بسیار برافروخته شده اند که چرا دو زن، دو هنرمند، در آوازشان چنین چیزی را گنجانده اند.
خب این به خودیِ خود نه ایرادی ست و نه اشکالی دارد. همه ما گاهی بد می شنویم. در اینترنت هم صدا، بسته به کیفیتِ دستگاه ها، همیشه ایده آل نیست. همچنین در تماس های تلفنی و غیره. من مشکل را در این می بینم که علی رغمِ توضیحات و تصحیحاتِ خانمِ «وحدت»، منتقد شجاعت و بزرگیِ پوزش خواهی را ندارد. اما منتقد (ظاهراً) خود را «روشنفکر» می نامد و می داند. و چنین رفتاری برای یک «روشنفکر» بسیار ناپسند است. چنین رفتاری می تواند حتی نشانه آن باشد که فردِ مدعیِ روشنفکری، در واقع روشنفکر نیست. من شخصاً از واجباتِ روشنفکری یکی را هم این می دانم که انسان به اشتباهِ خود اعتراف کند و شجاعتِ پذیرش و تصحیح داشته باشد. آن هم اشتباه و تصحیحی بسیار روشن و واضح. گرچه پذیرشِ خطا برای همه ما انسانها دشوار است، اما همین خصوصیات هستند که روشنفکر را از «همه ما انسانها» متمایز و برجسته می کند.

مواردِ دیگرِ انتقاد را، بویژه مواردِ شماره 4 و 7 را، به عهده قضاوتِ خواننده باسواد و فهمیده و بی طرف می گذارم. تنها این نکته را اضافه کنم که متأسفانه، این نه اولین و نه آخرین «قضیه» از این دست خواهد بود. تمامِ جامعه ما پُر است از چنین قضایائی. به اعتقادِ من، خانمِ «صدر» به درستی می فرمایند که: «ما راه درازی در پیش داریم». ظاهراً ما راهِ بسیار درازی در پیش داریم تا به سواد و موضوع گرائی و بی طرفی و بزرگیِ روح و اعتدال در قضاوت برسیم.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)