شما اسم این را می گذارید جنگ؟ در یک سوی ماجرا(غزه) بیش از صد کشته و در سوی دیگر (اسراییل)سه کشته؟ در شش روز؟ در ششمین روز؟….شما اسم این را می گذارید جنگ؟ در یک سو(فلسطین) سنگ و راکت و در سوی دیگر(اسراییل) بزرگترین و مجهزترین و بیشترین تسلیحات نظامی ممکن؟ شما اسم این را می گذارید جنگ؟ حماس یک گروه ارتجاعیت در این شکی نسیت! خب باید این را حتما بگویم که به طرفداری از حماس متهم نشوم….اما غزه معنایش حماس نیست….همانطور که ایران معنایش جمهوری اسلامی نیست….بیش از صد کشته و نمی دانم چقدر زخمی…و این قلم که می فرساید تن خودش و دیگری را احتمالا به یاد اوری های کوچک که احتمالا باز هم کامنت هایی نظیر ؛« ایرانو بچسب این حرف ها به ما چه»؛ و بعد هم در امتدادش «درود بر اسراییل» را در پی خواهد داشت!…..
علاقه به تحریک جنگ در منظقه فقط از راکت های حماس بلند نمی شود….تمامی ذهن هایی که به هر دلیلی اشغال غزه را موجه و حمله های نظامی این چنینی را به نام «جنگ دو طرفه است دیگر» توجیه می کنند انتزاعا یا عملا در حال تحریک جنگ هستند! کراهت جنگ برای همه ی اینان و برای همه ی دیگرانی که می گویند« بس است این حرف های سیاسی ..اینها دعوای چپ و راست است» ( فرضا که هست و باشد) فقط زمانی مشخص می شود که یکی از آن خبرنگاران یا آدمهای بی گناه کشته شده ی بی شمار حملات چند روزه ی گذشته به طور اتفاقی برادر یا خواهر آنها باشد!…….راحت است وقتی که پای خون و گوشت دیگریست؛ نشستن و گفتن که «به ما چه مربوط؟» این انسان انقدر بی شرف شده است که حتی همدلی دست و خالی برای مردم غزه را بر نمی تابد…..این انسان انقدر بی شرف شده است که یادش رفته وقتی ۸ سال در کشور خودش به هر بهانه ای جنگ بود او هم از هر نگاهی که دنیای ضد جنگ به دستان محروم و جنگ زده اش می انداخت ذوق می کرد……بگذریم اصلا زدن این حرف های چه فایده دارد؟ به همین بسنده کنم: « از یک سو صد کشته و از یک سو سه کشته جنگ نیست اکسیون نظامیِ وحشی گر و ارعاب براندازی در منطقه است. باشد که ما کورتر و بی شرف تر و بی حیا تر از این شویم که هستیم. تا ان روز مبارک که خمپاره ها بر سر خودمان فرود بیایند و شاید دیگر اصلا نباشیم که درگیر این حرف ها باشیم»….

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)