سیزده ماه دیگر انتخابات مجلس شورای اسلامی در اسفند سال 1394 برگزار خواهد شد. چند ماه قبل از این انتخابات مانند چند انتخابات اخیر در ایران بین نیروهای چپ شکافی جدی ایجاد خواهد شد. گروهی درباره انتخابات بی‌نظر خواهند بود و یا علیه شرکت در انتخابات موضوع گیری خواهند کرد و عده‌ای دیگر شرکت در انتخابات را تبلیغ خواهند کرد. پیشاپیش نمی توان به طور دقیق و قطعی ادعا کرد که معتقدان موضع تحریم انتخابات چقدر برای تبلیغ نظر خود تلاش خواهند کرد و چقدر برای ارتباط با مردم طبقات مختلف جامعه کوشش خواهند کرد و اینکه چه دلایل و استدلالهایی برای موضع خود در نظر گرفته و چه میزان برای تبلیغ و نشر آن در جامعه جدی خواهند بود. اما موضع چپ‌هایی که در زمان انتخابات و به عنوان اعضای ستادهای انتخاباتی فعال می‌شوند تا حدودی روشن است. آنها از لزوم حمایت از جناح‌های مترقی ساختار قدرت، قرار داشتن ایران در مرحله بورژوا-دموکراتیک و لزوم تلاش برای گسترش دموکراسی و آزادی خواهند گفت.

سوال اینجاست که اصلاح‌طلبان _به عنوان امید‌های نیروهای چپ معتقد به شرکت در انتخابات_ تا چه حد به مفاهیم گذشته‌ لیبرالیسم همچون آزادی معتقد هستند؟ صرف نظر از اینکه دموکراسی مد نظر اصلاح طلبان تا چه میزان دموکراسی تامین کننده منافع سرمایه‌داران و صاحبان قدرت است و چقدر با منافع طبقه کارگر و زحمتکش ایران همخوانی دارد این سوال همواره اهمیت تاکتیکی بالایی دارد که آیا به واقع اصلاح طلبان به دنبال دموکراسی هستند؟

در نزاع میان دو جناج عمده‌ی سرمایه‌داری در ایران از سال 1388 تا به امروز، اخباری به رسانه‌ها درز پیدا کرده است که برای پاسخگویی به این سوالات کمک‌کننده هستند. تکلیف مدیران و دولت اصولگرایان کاملا برای مردم مشخص شده است. اعداد و ارقام اختلاس‌ها و فسادهای مالی آنان در ماشین‌ حساب‌های معمولی جا نمی‌گیرد و باید از کامپیوتر و ماشین حساب‌های پیشرفته برای محاسبه این ارقام استفاده کرد. ارقامی مانند 3000000000000000 و 94000000000000000 تومان و اخبار اختلاس و دزدی از بانک‌ها، کمرگات، نهادهای نظامی، مناطق آزاد و بانک مرکزی و سیستم ارزی و غیره، جای هیچگونه بحثی درباره پاک‌دستی و با بصیرت بودن دولت اصولگرایان به رهبری محمود احمدی‌نژاد باقی نمی‌گذارد اما به واقع آیا اصلاح طلبان و مقامات دولت روحانی برای مبارزه با فساد و سواستفاده مالی و حمایت از مردم به صحنه آمده‌اند و آیا حمایت همیشگی چپ‌های تبلیغ کننده شرکت در انتخابات ریشه در واقعیت دارد؟

هم اکنون دو جناح عمده سرمایه‌داری در ایران(بوروژوازی نظامی و بورژوازی غرب‌گرا) برای تسلط بر گلوگاه‌های اقتصادی کشور در حال رقابت هستند. این جدال در عرصه‌های مختلف سیاسی و اقتصادی در جریان است. در انتخابات اتاق‌های بازرگانی گوشه‌ای از این جدال اقتصادی که مبلغان انتخابات سعی می کنند به آن ماهیت سیاسی داده و این رقابت اقتصادی را تضادی میان دموکراسی و دیکتاتوری جلوه بدهند، ماهیت واقعی خود را نشان داده است. هسته اصلی و طراحان تیم اقتصادی دولت روحانی تقریبا همان هسته مرکزی اقتصادی دولت خاتمی هستند. این تیم که از طرفداران اجرای سیاست‌های نولیبرالی هستند و با شعار خصوصی سازی اقتصاد و آزاد سازی بازار و عدم دخالت دولت در اقتصاد هستند، تمامی برادران و فرزندان خود و سایر اعضای دولت روحانی و اصلاح طلبان را برای تصرف اتاق‌های بازرگانی به صف کرده‌‌اند. از آن جمله می‌توان مهدی جهانگیری برادر اسحاق جهانگیری، پسر محمد نهاوندیان، پسر محمدرضا بهزادیان، فرزند محمدرضا عارف، هیبت‌الله فاضلی برادر علی فاضلی رئیس اتاق اصناف ایران، محمدهادی رضوی‌ داماد شریعتمداری معاون اجرایی رئیس‌جمهور و مسعود حجاریان برادر سعید حجاریان را نام برد.

میزان تمایل اصلاح طلبان برای تصرف مجدد سیستم اقتصادی ایران به حدی است که از هیچ تلاشی برای اعمال نفوذ خودداری نمی کنند. در یکی از این نمونه‌ها فرزند محمدرضا عارف با عجله از خارج کشور به ایران آمده است تا در دقیقه 90 در انتخابات اتاق بازرگانی شرکت کند. این عجله باعث شده است که او مدارک مورد نیاز برای ثبت نام را به همراه نداشته باشد اما زمان ثبت نام برای او و تعدادی دیگر از آقازادگان به صورت اختصاصی تمدید شده است تا آنها یک روز بعد از مهلت قانونی بتوانند به صورت غیرقانونی در انتخابات ثبت نام کنند. حمیدرضا عارف در مصاحبه با سایت خبرآنلاین که وابسطه به طیف لاریجانی‌ها است در مقام دفاع از خود بر آمده است. او ادعا می کند آقازاده بودن نه تنها سودی برای او ندارد که گاهی باعث دردسر و محروم شدن او از حقوقش شده است! متن این مصاحبه را می توانید بر روی سایت خبر آنلاین مطالعه بفرمائید. بعد از مطالعه این مصاحبه و قبل از آنکه در هیاهوی انتخابات دیگر فرصت فکر کردن نداشته باشید از خود سوال کنید که آیا دغدغه اصلی اطلاح‌طلبان در ایران دموکراسی و آزادی است یا بعد از 8 سال چپاول ثروت‌های ملی ایران توسط دولت اصولگرایان آمده‌‌اند تا با شعار شعار دموکراسی و آزادی از رای و امید مردم برای گرفتن سهم خود را از اقتصاد ایران نقد کنند؟

 مطالب مرتبط: رشوه پنج میلیون دلاری فرزند هاشمی رفسنجانی از شرکت نفتی خارجی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)