(به‏مناسبت دو روز بزرگ تاریخی)

 

 

معرفی و تجلیل از هر وقایع‏ی تاریخی – مبارزاتی، به‏معنای قبولِ بنیانی و هم‏سوئی با ادارکات سازمانی – تشکیلاتی نیست، بلکه موضوعات و اتفاقاتِ جداگانه‏ای‏ست که، در زمان‏های معینی از اوضاع و احوال اقتصادی و سیاسی حاکم بر جامعه به‏وقوع می‏پیوندد. به همین دلیل اعلان و بزرگ‏داشت از وقایع‏ی تاریخی – مبارزاتی و آن‏هم بدون چشم‏داشت‏ها و تعصبات تئوریک – سازمانی، در خدمت به روشن‏گری افکار عمومی جامعه و به‏معنای امانت‏داری از تحرکات و تعرضات رادیکال انقلابی – کمونیستی‏ست. به سخن دیگر، جامعه‏ی ایران هم به‏مانند دیگر جوامع‏یجهان، مملو از روی‏دادها و رخ‏دادهای مردمی و کمونیستی‏ست؛ روی‏دادها و رخ‏دادهایی که زورمداران و صاحبات قدرت را به مصاف طلبیدند و جامعه را، از کرختی و از رکود مبارزاتی بدر آوردند. با این اوصاف چنین وقایع‏ای نه قابل تحریف‏اند، و نه صحیح‏ست تا آن‏ها را از حافظه‏ی تاریخی پاک نمود. واقعه‏ی سیاهکل در ۱۹ بهمن ۴۹ و هم‏چنین قیام ۲۱ و ۲۲ بهمن ۵۷ توده‏های ستم‏دیده‏ی ایران، علیه‏ی رژیم شاهنشاهی را می‏توان، از این‏دست رخ‏دادهای مهم و تاریخی‏ای به‏حساب آورد، که نقش بس عظیمی، در راه‏گشایی جامعه‏ی سراسر خفقاق‏بار و مبارزات ضد امپریالیستی ایران ایفاء نمودند.

 

بیش و نزدیک به چهار دهه‏ای‏ست که از این دو واقعه‏ی تاریخی می‏گذرد. وقایع‏ای که به سهم خود، جامعه و نظام سراسر هار و خشن را به‏چالش کشید و صفحات تازه‏ای را در تاریخ جنبش کمونیستی – مردمی ایران گشود. در آغاز، تعرضُ چریکهای فدائی خلق در ۱۹ بهمن ۴۹، در جنگل‏های شمال ایران را می‏توان بسان هر تعرض و تحرک کمونیستی، مورد بررسی و بازنگری قرار داد و ثمره و ناثمری آنرا شناخت؛ می‏توان به‏مانند حرافان و بی‏عملان و آن‏هم بدون منطق و ارائه‏ی تحلیل و ارزیابی صحیح از ماهیت رژیم‏های سراپا مسلح، آنرا رد نمود و یا این‏که، به نقدِ مارکسیستی – لنینیستی آن نشست؛ می‏توان آنرا به حرکت تعدادی عنصر “ماجراجو” و “قهرمان” نسبت داد و تلاش نمود، تا رخ‏داد سیاهکل را به‏عنوان باز دارنده‏ی جنبش‏های کارگری – توده‏ای، به بیرون معرفی نمود؛ می‏توان به‏دنبال راه “تازه” و “نوین” مبارزه بود؛ امّا صلاح نیست تا به تحریف و یا به انکار چنین روی‏دادهای مهم و ارزش‏مند جنبش‏های اعتراضی مردمی – کمونیستی نشست. عدم تفکیک این دو موضوع، یعنی تحریف و انکار ماهیت حرکتِ کمونیست‏های عمل‏گرای دهه‏ی ۴۰، باعث خواهد گردید، تا افکار نسل جوان در شناسائی حقیقی روی‏دادهای ارزش‏مند جنبش کمونیستی، به انحراف کشانده شود و معضلات نظری – عملی جنبش چپ را، دو چندان نماید.

انکاری در آن نیست که نقشه و برنامه‏ی درازمدتِ سیاهکل دوام نه‏یافت؛ مخالفتی در آن نیست که ضربات وارده بر سیاهکل، باعث گردید تا سازمان نوپای کمونیستی را در انجام وظایف‏اش باز دارد و علی‏رغم تلاش بی‏وقفه‏یبازمانده‏گان آن، جنبش ضد امپریالیستی توده‏های ستم‏دیده و قیام ۲۱ و ۲۲ بهمن، به انحراف کشانده شود و نظامی دیگر و آن‏هم با مختصات مشابه، بر اریکه‏ی قدرت تکیه زند. هم‏چنین نمی‏توان این‏موضوع را انکار نمود که سیاهکل، مسیر جنبش کمونیستی را وارونه نمود و راهی تازه و نوین، پیش پای توده‏های محروم و هزاران جوان و عنصر مدافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان گذاشت. باری، سیاهکل، جامعه‏ی غرق در اضطراب و التهابِ سیاسی، و غرق در ندانم‏کاری‏های به اصطلاح کمونیست‏های مدافع‏ی توده‏های ستم‏دیده را متغییر ساخت و مبارزات میلیون‏ها انسان دردمند را، وارد فاز تازه‏ای نمود.

 

واقعیت این است‏که رژیم شاهنشاهی در آن‏زمان و به‏منظور خوش‏خدمتی به اربابان‏اش، هر گونه اعتراضات کارگری – توده‏ای را با زور و با گلوله پاسخ می‏داد. زندگی مردم، روز به‏روز وخیم‏تر و زندان‏ها را پُر از مخالفین، کمونیست و مبارزین نمود. ساواک این ارگان مخوف و درنده‏ی نظام، به هر سوراخ و سنبه‏ای سرک می‏کشید و به دستگیری جوانان و کمونیست‏های معترض می‏پرداخت. در چنین اوضاعِ ترس و خوفی بود که تعدادی از کمونیست‏ها صدیق، با ارائه و با جمع‏بند جنبش کمونیستی ایران و جهان، پا به‏میدان گذاشتند و با انتخاب مبارزه‏ی مسلحانه، به جنگ با ارگان‏های حافظ بقای امپریالیستی برخاستند. مبارزه‏ای که در ۱۹ بهمن ۴۹ به‏خون نشست و ارگان‏های سرکوب‏گر نظام شاهنشاهی، جان ۱۳ تن از آغازگران مبارزه‏ی مسلحانه در جنگل‏های شمالِ ایران را گرفتند. حاکمان به‏خیال خویش بر این باور بودند که عمر باورمندان سیاهکل به پایان رسیده است و جامعه، همان مسیری را طی خواهد نمود که سرمایه‏داران وابسته در پی آنند؛ امّا سیاهکل، آغاز راهِ بی پایانِ جامعه‏ی تحت سلطه‏ی نظام امپریالیسنی، و هم‏چنین پاسخ به نیازها و ضرورت‏های عینی جامعه بود؛ سیاهکلی که حامل دست‏آوردهای مهم مبارزاتی، حامل سیاست و تاکتیک نوین، حامل افشاء و رد تمامی ایده‏های نافرجام و بی‏ثمر لمیده‏گان درونِ انقلاب و جنبش کمونیستی بود.

 

سیاهکل شکست خُورد؛ امّا و در عوض، قدر قدرتی دشمن را در هم شکست و خواب آرامش را از دشمنان طبقاتی کارگران و زحمت‏کشان رُبود. شاه تلاش فراوانی نمود تا از ابعاد و از انعکاس واقعه‏ی سیاهکل در میان مردم جلوگیری به‏عمل آورد و از دامنه و از تأثیرات این شیوه از مبارزه در درون جامعه به‏کاهد. اختصاص بودجه‏های کلان نظامی و تبلیغاتی، مانع‏ی اشاعه‏ی عملیات رزمنده‏گان سیاهکل در سطح جامعه نه‏گردید و در مدت زمانی کوتاه، توجه‏یمردم و جنبش روشن‏فکری را به سمت خود جلب نماید. چرا که سیاهکل پاسخ به اوضاعِ زمانه بود؛ پاسخ به بن‏بست‏های سیاسی – تئوریک، و هم‏چنین پاسخ به نیازهای عملی جامعه‏ی سراسر زور و سرکوب بود. چرا که رزمنده‏گان سیاهکل به این نظر دست یافته بودند که برای بسیج توده‏ها، باید رژیم دیکتاتوری حاکم بر جامعه را مورد خطاب قرار داد؛ به این جمع‏بند دست یافته بودند که بقای نظام امپریالیستی با اتخاذ سیاستِ زور عریان و خشن گره خُورده است؛ به این نظر دست یافته بودند که نمی‏توان توده‏ها را بسیج نمود، مگر این‏که در مقابل زور سازمان‏یافته، زور سازمان‏یافته‏ی مردمی را سازمان داد؛ به این باور دست یافته بودند که شکستن سد دیکتاتوری، منوط به مبارزه‏ی مسلحانه در مقابل ضد انقلاب مسلح است. در بستر چنین شرایط و ازریابی از روحیات جامعه و هم‏چنین بر مبنای درک صحیح از قانون‏مندی‏های حاکم بر آن بود که کمونیست‏های اواخر دهه‏ی ۴۰ سلاح به‏دست گرفتند و پا به‏میدان مبارزه گذاشتند و با عمل انقلابی خود، نقبی بر قدرت تاریخی توده‏ها زدند. به عبارتی صریع‏تر می‏توان اعلان نمود که سیاهکل صداقت به نظر، و باور به عمل بود و صرفاً و صرفاً، در حیطه‏ی باور، کز نه‏کرده بود و در عمل نشان داده است‏که، شکاف و شکستن سد دیکتاتوری حاکم بر جامعه، و هم‏چنین باوری به پیش‏روئی و پیشاهنگی مبارزات توده‏های ستم‏دیده، در گرو تعرض کمونیست‏ها، به دشمن سراپا مسلح می‏باشد.

 

با این اوصاف ارائه‏ی تفسیر و جمع‏بندِ خارج از موارد فوق، پیرامون روی‏داد سیاهکل، بنادرست و غیر واقعی‏ست. نگارش سروده‏ها و داستان‏ها و غیره از جانب شاعران و داستان‏نویس‏ها در وصف روی‏داد سیاهکل، در خلاف این نظر نیست، که تحرک عملی کمونیست‏های اواخر دهه‏ی ۴۰، تا چه اندازه، جامعه‏ی روشن‏فکری ر،ا وارد فاز تازه‏ای از رو در رویی، با دم و دستگاه‏های نظام پهلوی نمود و تفکرِ “دیوار موش دارد و موش گوش دارد” را، به کنار زد و به سهم خود زمینه‏های علنی‏تر مبارزات کارگری – توده‏ای را در سطح جامعه فراهم نمود. مبارزات توده‏ای که ثمره‏ی آنرا می‏توان در اعتراضات گسترده‏ی توده‏ای سال‏های ۵۶ و ۵۷، بر شمارد. حمایت بی‏دریغ مردم از رزمنده‏گان سیاهکل در کُوران اعتراضات سال‏های ۵۶ و ۵۷ و آن‏هم تحت عناوین “فدائی، فدائی تو افتخار مائی” ، و یا “کارگر، فدائی پیوندتان مبارک”، قابل کتمان نیست. نمی‏توان چنین نظری را رد نمود که بدون عمل کمونیست‏های صدیق، چنین ارتباط و حلقه‏های وساطی، مابین جنبش روشن‏فکری و مردمی، ممکن‏پذیر می‏بود. جنبش و حمایتی که در اثر تعرض کمونیست‏ها به ارگان‏های سرکوب‏گر نظام باعث گردیده بود، تا جامعه، مسیری خلاف تمایلات سیاسی – اقتصادی نظام پهلوی را انتخاب، و گام به‏گام، توده‏های ستم‏دیده را در بازستانی خواسته‏های ابتدائی‏شان علیه‏ی نظام شاهنشاهی مصمم‏تر نماید.

 

بی‏گمان آن‏چه را که در ۴۳مین سال‏گرد سیاهکل قابل تاکید و درس‏آموزی می‏باشد آن است‏که، جابه‏جائی فضای سیاسی جامعه و مهم‏تر از آن، تضمین و سمت‏و‏سو دادن مبارزات توده‏ها به مسیری بالنده‏تر، به حضور و به پراتیک بی‏وقفه‏ی سازمان‏های مدافع‏ی منافع‏ی توده‏های دردمند گره خُورده است و طبعاً جنبش و اعتراض بدون دخالت‏گری سازمان‏های انقلابی – کمونیستی، جنبش و اعتراض بی‏ثمر و جنبش و اعتراض نافرجام خواهد بود. در یک کلام عمل سیاهکل نشان داده است‏که جامعه‏ی خمود و رکود، و جامعه‏ی اعتراضی، نیاز به عکس‏العمل سازمان‏های کمونیستی دارد. به اثبات رسانده است‏که هیچ جامعه‏ای بدون مداخله، و بدون اقدامات عملی مدعیان مبارزه علیه‏ی نظام‏های هار و امپریالیستی رهائی نه‏خواهد یافت. نشان داده است که سازمان‏یابی اعتراضات پراکنده‏ی کارگری – توده‏ای، مستلزم تحرک و فعالیت‏های رو در رو، و گام به‏گام سازمان‏های مدعی منافع‏ی کارگران و زحمت‏کشان علیه‏ی نظام‏های سراسر خشن و مسلح می‏باشد. نشان داده است‏که زمانی می‏توان، حرفی از عقب‏نشینی رژیم‏های سرکوب‏گر و هم‏چنین ثمربخشی مبارزات و تشکلات کارگری – توده‏ای به‏میان آورد، که سازمان کمونیستی مدعی تغییر مناسبات کنونی، ارگان‏های سد کننده را نشانه گیرند و با سازمان‏دهی اعتراضات توده‏ای، دشمن را از حاکمیت بناحق‏اش پس زند. کار و وظایفِ کمونیستی که رفقای سیاهکل در مقابل خود قرار دادند.

 

رژیم شاهنشاهی در اثر تحرک و اعتراضات کمونیست‏های اواخر و اوائل دهه‏ی ۴۰ و ۵۰ و هم‏چنین در اثر اعتراضات توده‏های سال‏های ۵۶ و ۵۷، توسط امپریالیست‏ها – و به‏منظور کنترل جنبش‏های اعتراضی – به کنار گذاشته شد؛ امّا، سیستم و حاکمیت امپریالیسنی هم‏چنان پا بر جا و دست نه‏خُورده باقی ماند؛ شاه رفت، امّا اوضاع زنده‏گانی میلیون‏ها انسان دردمند و کارگر و محرومان افزونی یافت، شاه رفت، امّا میدان مبارزه، خالی از کمونیست‏ها و سازمان‏های انقلابی شد؛ شاه رفت امّا فضای سرکوب و خفقاق صد چندان شد و رژیم جمهوری اسلامی هم به یُمن ارگان‏های رنگارنگ سرکوب، زندان‏ها را پُر از مخالفین، مبارزین و کمونیست‏ها نمود و جوخه‏های مرگ، در هر کوچه پس کوچه‏ای به راه انداخت. رژیمی که پای در جای پای رژیم شاهنشاهی گذاشته است و سیاستِ چپاول و غارت، و هم‏چنین سیاستِ سرکوب اعتراضات کارگری – توده‏ای را پی گرفت. رژیمی که گام به‏گام، جنبش و سازمان‏های انقلابی – کمونیستی را به عقب راند و نزدیک به ۴ چهار دهه‏ای‏ست که دارد می‏گیرد و می‏کُشد تا منافع‏یطبقه‏ی سرمایه‏داری وابسته محفوظ به‏ماند. به طور قطع زندگی مردم در این نظام و علی‏رغم تحرکات و اعتراضات گسترده، بسیار وخیم‏تر و دردناک‏تر شده است. مخالفت‏ها یکی پس از دیگری و آن‏هم در ابعادی وسیع‏تر دارد سرکوب می‏شود و قداره بندان جمهوری اسلامی، چه در درون جامعه و چه در درون سیاه‏چال‏ها مرتکب آن‏چنان جنایاتی شده‏اند، که توضیح دقیق آن‏ها ناممکن می‏باشد. حمله به کُردستان و ترکمن‏صحرا در همان اوان حاکمیت، حکایت از ماهیت نظامی دارد که از نظام گذشته‏ی شاهنشاهی به ارث گذاشته شده است. نظامی که با زور شکل گرفته‏ است و تنها با کار بست زور تداوم‏دار و روزانه، زنده است. پُر واضح است‏که زندگی و بقای همه‏ی نظام‏های سرمایه‏داری و از جمله نظام وابسته‏ی جمهوری اسلامی، با کاربرد سلاح گره خُورده است و در مقابل هم، نمی‏توان ادعای سازمان‏یابی اعتراضات توده‏ای را داشت و از اتخاذ سیاست موازی و رهائی‏ساز توده‏ای طفره رفت. نمی‏توان ادعای مبارزه با ارگان‏های سرکوب‏گر نظام را داشت و به‏مقابله‏ی رو در رو با آن‏ها برنخاست. نمی‏توان ادعای راه‏اندازی و هدایت انقلاب را داشت و در درون انقلاب شرکت نه‏نمود. نمی‏توان مدعی پیشاهنگی و پیش‏روئی جنبش کمونیستی بود و کم‏ترین عکس‏العمل رفتاری و کرداری از خود نشان نه‏داد. افکار، رفتار و کرداری که با رزمنده‏گان سیاهکل بیگانه بود و بی‏دلیل هم نه‏بود که در زمان و در فرصتی کوتاه، سازمان چریکهای فدائی خلق، به یکی از محبوب‏ترین و عملی‏ترین، سازمان کمونیستی ایران تبدیل گردیده بود. سازمانی که، باور و صداقت، به نظر و عمل داشت و متأسفانه نزدیک به ۴ دهه‏ای‏ست که جامعه از چنین کمونیست‏های صدیق و افکار دُوران‏سازی به‏دور می‏باشد.

 

سر آخر این‏که جامعه‏ی اعتراضی ایران، نیاز به سازمان کمونیستی هدایت‏گر دارد؛ نیاز به سازمان کمونیستی‏ای دارد که به‏تواند دستان چپاول‏گر سرمایه‏داران را از سفره‏ی ناچیز کارگران و زحمت‏کشان کوتاه نماید و فضای تازه‏یمبارزاتی، و پُر جوش و خروشی در سرتاسر جامعه‏ی خفقاق‏زده‏ی ایران برقرار نماید؛ نیاز به سازمان کمونیستی‏ای دارد که پیشاپیش مبارزات کارگری – توده‏ای قرار گیرد و آنانرا ،گام به‏گام در جهت تحقق حقوق دیرینه و پایمال شده‏ی‏شان هدایت نماید؛ نیاز به سازمان کمونیستی‏ای دارد تا به‏مقابله‏ی عملی با ارگان‏های مسلح و خشن جمهوری اسلامی بر خیزد؛ نیاز به سازمان کمونیستی دخالت‏گر و آن‏هم در معادلات سیاسی درون جامعه‏ی ایران دارد. به عبارتی روشن‏تر، تاریخ جنبش‏های اعتراضی جهان و هم‏چنین جنبش ایران نشان داده است‏که نظام‏های حاکم بدون فعالیت روزمره‏ی کمونیست‏ها در درون جامعه، پس زده نه‏خواهند شد؛ نشان داده است‏که جنبش بدون دخالت‏گری کمونیستی، جنبش نافرجام و جنبش بی‏ثمر است؛ نشان داده است‏که ضامت، پیش‏رویی و بالنده‏گی اعتراضات مردمی و هم‏چنین طرد حامیان سرمایه از صفوف مردم، در گرو، راه‏اندازی جنگ‏های انقلابی علیه‏ی جنگ‏های ضد انقلابی‏ست؛ نشان داده است‏که زمانی می‏توان از حق و حقوق محرومان و از جامعه‏ی انسانیِ فارع از زور، سرکوب و بگیر و به بندها دفاع نمود، که سلاح به دست گرفت و در برابر زورمداران و مزدوران رنگارنگ‏شان به صف شد. ثمره‏یجنبش سیاهکل در ۴ چهار دهه‏ی گذشته و نتایج اخیر جنبش مسلحانه‏ی کوبانیُ – علی‏رغم تمامی انحرافات تئوریک، عملی و علی‏رغم فقدان هدایت و برنامه‏ی کمونیستی -، گویای این حقایق روشن است که زمانی می‏توان آزاد اندیشید و آزاد زیست، که سلاح آزادی و سلاح رهائی را در دست گرفت؛ راهی که رزمنده‏گان سیاهکل انتخاب نمودند. بنابراین، والاترین گرامی‏داشت از جان‏باخته‏گان و رهروان سیاهکل، صداقت در نظر، و باوری به عمل و هم‏چنین صداقت در طرح و بیانِ جایگاهِ حقیقی موقعیتِ فعالیت خودی، با کمونیست‏های دهه‏ی ۴۰ می‏باشد.

 

 

۵ دسامبر ۲۰۱۵

۱۶ بهمن ۱۳۹۳

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)