جلال ایجادی

جلال ایجادی

در چهار بخش پیش در باره مفوهم از خودبیگانگی و ویرانگری اسلامی در تاریخ ایرانیان پرداختیم. در اینجا به یکی دیگر از عوامل آسیب هویتی یعنی افسانه امام زمان می پردازیم. پیش از آنکه به کالبد شکافی مهدویت بپردازیم، نگاه جامعه شناسی دین در بررسی پدیده دین را توضیح می دهیم.

هدف جامعه شناسی دین

جامعه شناسی دین نه دین ستائی است و نه دین گریزی است. جامعه شناسی دین اثبات آسمانی بودن دین نیست، جامعه شناسی دین خدمت به دین و کرنش در برابر دین نیست. جامعه شناسی دین تحلیل تاریخی و اجتماعی و عملکرد دین در جامعه است. جامعه شناسی دین با اتکا به بررسی علمی داده های تاریخی و فرهنگی، پدیده دین را در بستر جامعه، نه بعنوان پدیده آسمانی، بلکه بمثابه پدیده اجتماعی تحلیل نموده و در پی توضیح رازهای دین و عملکرد واقعی دین در اجتماع و روان انسانها است. جامعه شناسی هیچ پدیده ای را مقدس نمی داند و نقد را بخاطر نظام ارزشی افراد، فلج نمی کنند. پیش شرط بحث جامعه شناسی دین، «اهانت یا عدم اهانت» به دین نیست، بلکه این امر مربوط به دینداران و اخلاقگرایان دینی و سیاسیون متمایل به دین و ذهن آسیب دیده است. پیش شرط جامعه شناسی آزادی در بررسی و نقد پدیده ها و بکاربری شیوه های آکادمیک و میدانی در پژوهش است، بدون آنکه ممنوعیت ها و ارزش های دینی مانع کار شوند. جامعه شناسی به بررسی نقادانه تقدس مذهبی و قدرت اسطوره ائی و سنت ها پرداخته و درک تاریخی و هرمنوتیک را جایگزین دیدگاه تئولوژیکی و ایدئولوژیکی و سیاسی سازشگرایانه می سازد. برای جامعه شناسی این پرسش مطرح است که در چگونه شرایطی این یا آن دین بوجود آمده و رشد نموده، رابطه آن با نیاز روحی و روانی افراد کدام است و آیا دین بحران زا است و یا عامل آرامش بخش در جامعه است. بقول «هربرت اسپنسر» و «ماکس وبر» در کدام جامعه دین «باغ جادوئی» است و در کدام جامعه «افسون زدائی» در جریان است. در جامعه ما دین یک باغ جادوئی است که بسیاری را از دیرباز گرفتار و فریفته خود کرده است. جامعه شناسی باید چرائی این باغ جادوئی و ازخودبیگانگی ناشی از آن را توضیح دهد. برای «زیگموند فروید» دین بر پایه فرایندی روان شناختی است و دین خود توهمی بیش نیست، ولی این امر با روان رنجوری انسان ارتباط پیدا می کند. چگونه روان رنجوری ایرانی در بند توهم دین اسلام گرفتار گشته و توتالیتاریسم قرآنی و افسانه های شوربخت شیعه بر این روان رنجوری تسلط می یابد؟

یکی از اشکال آسیب ذهنی ایرانیان مهدویت گرائی آنانست. ما میدانیم که ناخودآگاه و خودآگاه افراد با تاریخ و پیچیدگی های جامعه ارتباط دارد و ذهنیت در خلا نیست. در روند آسیب پذیری ذهنیت ایرانی، شیعه گری و افسانه های دوازده امامی نقش بسیار ویرانگری داشته اند و ذهنیت را از بسیاری از عناصری تاریخی ایرانیت دور نموده و عربیت را در درون آن جای دادند. چیزی واژگونه می شود و ذهن ایرانی پرداخت جدیدی پیدا می کند و در آن، نمادها و ارزش های اقوام عرب بر نمادها و ارزش های ایرانیت چیره می شود.

مهدویت گرایی از جنس جنبش های هزاره ای بشمار می آید. جنبش هزاره ای دینی پدیده ائی است که در زرتشتی و مسیحیت و مهدویت دوازده امامی وجود دارد و در انتظار زیرورو شدن نظم جهانی یا پایان جهان می باشد. «فردریک انگلس» جنبش های هزاره ای را سیاسی می انگارد و آنها را برخاسته از تنازع طبقاتی می داند، حال آنکه «کارل مارکس» این جنبش ها را تخدیری و تخیلی ارزیابی می کند. «هرمن کوهن» (1842-1918) این جنبش ها را بیان فوران خیال پردازی و شیدائی می داند و دارای مشخصه هیجان عاطفی قلمداد می کند. « پیتر ورزلی» در اثرش در باره آئین «کارگو» در ملانزی، (انتشار در 1957 و ترجمه فرانسه 1977) این جنبش ها را در شرایط پراکندگی قادر به ایجاد وحدت ارزیابی کرده ولی برای او بطور عمده این جنبش ها متعلق به دوران پسا سیاسی بوده و بیان دوره سرخوردگی ناشی از شکست است. بطور مسلم برآمد شیعه را در بحران جامعه قبیله ای عرب و درگیری های سیاسی و خانوادگی بنی هاشم و سایر اقوام عرب باید جستجو نمود. ریشه شیعه بطور مسلم عربی است. پس از دوره اولیه شکلگیری عربی شیعه، در دوره بعدی برخی ایرانیان ناراضی از بنی امیه و عباسیان و عناصر ایرانی مسلمان شده و برده و افراد خودفروخته نیز به این موج می پیوندند. در ابتدا شیعه عربی است از منافع عرب برمی خیزد و ربطی به ایران و منافع ایرانیان ندارد و سپس ایرانیان در روندی دردناک با خود فراموشی و ذهنیتی از خود بیگانه گشته، به معماران نظام دینی و سیاسی شیعه گری تبدیل می شوند.

افسانه مهدی، امام نامعلوم

داستان امام مهدی و اعتقاد به آن، محور پرستش شیعیان برای زمان حاضر و آینده است، آینده ای که برپایه اعتقاد شیعیان، زیر پرچم امام پر از داد و عدل خواهد شد. براساس این باور از آنجا که خلافت از خانواده علی بیرون رفت، جهان آلوده و فاسد است و تنها مهدی که از تبار خانوادگی بنی هاشم است، با اقتدار و فرمانروائی آنرا نجات خواهد داد. این داستان، افسانه ای است که در طی یک زمان بلند پرداخته شده است. کلینی و مجلسی آنرا بطور اساسی پایه ریزی کرده اند، در دوران معاصر نخبگان شیعه مانند علی شریعتی و آیت الله ها مانند مطهری در ساخت و نوسازی این نظام خیالی و تراژیک تلاش کرده اند و جمهوری اسلامی هم در تکوین و شاخ و برگ دادن به آن بسیار فعال عمل کرده است. نگاهی به اصل «امام غایب» لازم است تا ابعاد ساختگی آن روشن گردد. البته هیچ سند محکمی مبنی بر زندگی این امام وجود ندارد. آنچه که مطرح است یک سلسله روایات بسیار متضاد و ساختگی است. آنچه که قدرتمند است باوراسطوره ای و افسانه امام دوازدهم است که به درک و هستی شیعیان معنا می بخشد.

مهدی کیست و داستان مهدی در کجا روی می دهد و ربط آن با تاریخ ایران کدام است؟ بر اساس نظر شیعه مهدی صاحب الزمان، حجت بن حسن، در نیمه شعبان سال ۲۵۵ یا ۲۵۶ هجری قمری، دو قرن پس از هجرت محمد پیامبر اسلام در سامره بدنیا آمد. گویند این کودک که در پنج سالگی و پس از مرگ پدرش به امامت رسید، ناپدید شده و وارد غیبت صغرا میگردد. به بیان دیگراین کودک از سال 260 تا 329 هجری قمری غیبت صغرا و سپس از 329 تا بامروز غیبت کبرا میکند و بالاخره برای حکومت جهانی توحید و دین قیام خواهد کرد. بنا بر منابع شیعه در هنگام تولد مهدی، معتصم، هشتمین خلیفه عباسی، که خلافت اش از سال 218هجری آغاز شد، سامره را مرکز حکومتداری خود قرار داد و از آنجا که مخالفت با خانواده بنی هاشم قوی بود، برای جلوگیری از هر گزند احتمالی به امام، این کودک پنهان گشته  تا در آخر زمان پدیدار گردد. در روایات شیعه نشانه بارداری در مادر او قابل مشاهده نبوده است و تولد امام مهدی، جنبه معجزه گونه دارد زیرا مهدی در هنگام تولد سخن می گفت. البته افسانه سازی ها رنگارنگ است. گروهی معتقد بود که امامت حسن عسکری بی پایه است و پیش از درگذشت وی علی هادی، جعفر را به امامت برگزیده  است، اما جعفر خود بر آن بود که امامت از جانب برادر دیگرش محمد بن هادیبه به وی رسیده است. مادر حسن عسکری در نقطه مقابل جعفر ادعا می کرد که فرزند حسن عسکری هنوز به دنیا نیامده اما کنیزی به نام «صغیل» از حسن حامله‌است. دیدگاه امروزی شیعه دوازده امامی این است که بحث مهدی از زمان پیامبر مطرح بوده‌است و چنانکه محمد حسین طباطبایی می‌گوید طبق احادیث، پیامبر دقیقاً مشخص کرده که مهدی پسر امام یازدهم خواهد بود. شیعیان در تناقض با دیگر گرایش های اسلامی برآنند که آیه 55 سوره «نور» در باره ظهور امام زمان است. همانگونه که مشاهده می کنیم تولد امام دوازده جز یک ابهام بزرگ چیز دیگری نیست. حال کسی که معلوم نیست کیست، برای شیعه به یک موجود شگفت انگیز و نجات دهنده جهان تبدیل می گردد.

برای شیعه مهدی می آید و نشانه های شگفت انگیر ظهور مهدی بسیارند. نشانه های ظهور مهدی که توسط شیعیان مطرح می شود با ذهنیت و جغرافیای ایرانی هیچ ارتباطی ندارد و محصول ذهنیت عربی و تاریخی این قبایل عربی است. نشانه های ظهور در برگیرنده تصویرها و نمادهای متناسب با شرایط تاریخی معین و جغرافیای سرزمین عرب و تابوها و روحیات مردم این منطقه است. مجلسی در کتاب مهدی موعود برآنست که از نشانه های ظهور مهدی «خروج سفیانی» بوده که بسیار زشت است و از کیش نصرانی می باشد. این خروج و درگیری و جنگ، پانزده ماه طول می کشد و بالاخره در سرزمین «بیضا»، منطقه ای بین مکه و مدینه، همه لشگریان سفیانی در زمین فرومی روند. در کتاب بحارالانور، جلد سیزدهم، مجلسی از نشانه های دیگر ظهور امام  طلوع خورشید از مغرب، و شیوع بواسیر و سکته و جذام می باشد و بعلاوه خشکسالی رشد کرده و خرما در نخل از بین می رود، از هر هفت نفر پنج نفر جان خود را از مرگ سرخ و مرگ سفید از دست می دهند، بدعت گزاران در دین به صورت میمون و خوک در می آیند، هجوم ملخ های خون رنگ فضا را می گیرد.(ترجمه علی دوانی). بنابر همین افسانه روایاتی، پانزده روز پس از کشته شدن جوانی بنام «محمد بن حسن»، امام ظهور می کند و از دیگر نشانه ها آمدن دجال و الاغش است. بر طبق روایت مجلسی علی بن ابیطالب برآنست که دجال از مادر یهودی است. دجال چشم ندارد و چشم دیگر ش در پیشانی اش قرار دارد، چیزی شبیه به یک لکه آمیخته به خون در چشم او وجود دارد و در پیشانی اش نوشته شده «این شخص کافر است». مجلسی از قول شیخ صدوق در کتاب «کمال الدین» می گوید علی در پاسخ در باره آمدن دجال می گوید زمانی که مردم نماز نخوانند، دروغ بگویند، رباخواری کنند، با زنان مشورت کنند، ظلم و بیدادگری شود و زنان نوازنده آلات طرب و موسیقی به دست گیرند و نوازندگی کنند، در چنین شرایطی دجال با الاغش می آید و امام مهدی ظهور می کند.

یکبار دیگر به مهملات و یاوه گوئی ها در باره نشانه های ظهور دقت کنید. کدام منطق و کدام خرد در این مهمل گوئی نقش بسته است؟ فضای ضدیت با یهودیت و مسیحیت و خوار شمردن زنان نوازنده و دنیائی پر از هجوم ملخ و میمون و خوک و دجال، اینست لحظه آمدن امام دوازدهم است. کدام عقل و خرد می تواند این همه اعتقاد بی پایه و مرتجعانه را قبول کند؟ آیا در این داستان سازی، جنبه ای از حکمت و دانائی برای مردمان نهفته است؟ آیا این حرفهای بی سر و ته، مقدس بوده و قابل احترام هستند؟ آیا این گونه باورهای بیمارگونه و منحط برای جامعه انسانی مفید می باشد؟

در اینجا به چند نکته باید توجه شود:

یکم، تولد امام مبهم است، همراه با شک و تردید است زیرا ما در متن افسانه سازی و دروغپردازی قرار داریم. در مورد زندگی مهدی هیچ سندی جدی وجود ندارد و گمانه زنی جای تاریخ می نشیند. بنا بر داده های روایت شده این فرد وجود خارجی نداشته است.

دوم، در بیان بالا با ساختار افسانه ای و توهم مواجه هستیم زیرا دویست سال پیش از تولد، پیدایش امام توسط قرآن و امامان پیشین اعلام شده است. شیعیان آنرا معجزه می خوانند ولی از نگاه تاریخی و جامعه شناسی ما با یک جعل و دروغپردازی آشکار مواجه هستیم.

سوم، در افسانه مهدی، دین سازان برای اینکه به مذهب شیعه قدرت بیشتری ببخشند، بدان جنبه شگفت انگیز و فرا طبیعی می دهند و گردش عادی دوره طبیعت را منحل می کنند. برخلاف قوانین علمی، نشان آبستنی در مادر دیده نمی شود، برخلاف علم زیست شناسی کودک به هنگام تولد حرف می زند و برخلاف منطق علمی و تجربی، 1200 سال پس از تولد تا کنون این کودک زنده است و اعضای بدن اش دستخوش پیری و گسیختگی و نابودی نمی شود.

اسطوره یا دروغ

تفاوت میان اسطوره و دروغ کدامست؟ تاریخ بشری پیوسته با اسطوره و دروغ پرداخته شده است. اسطوره با یک واقعیت دور ارتباط داشته، با گزارشی غیر واقعی یا شگفت انگیز و بی مانند همراه است، ولی اسطوره ها اغلب با رازهای زندگی درآمیخته، از انسانها حرف می زنند و دارای نکته و پند و حکمت می باشند. بقول «لوسین لوی برول»  در «اسطوره شناسی ابتدائی» می گوید اسطوره تنها افسانه نیست و در ضمن نشانه باورها، تجربه و واقعیت است. بقول «ژرژ دومزیل» انسانشناس و زبانشناس بزرگ فرانسوی، در میتولوژی خدایان هند و اروپائی می بینیم که سه عملکرد اساسی مانند آئین و جنگ و بازتولید، در نزد تمامی مردمان این تمدن، از هند تا ایران و تا جوامع اسکاندیناوی موجودند. در اساطیر ایران و نمادهای آن همیشه جهان میدان نبرد میان نیروهای پلیدی و اساطیر نیکوست، آن‌هایی که یاور آفریده‌های گتیایی و نیک هستند. اهورا مزدا جلوه دیگری از جهان روحانی و اسطوره ای ایرانیان بشمار می آید. اسطوره ها در دین و اجتماع و در روان ناخودآگاه انسانها فعالند ولی همیشه از روشنائی کامل برخوردار نیستند، ولی نکته ای را در رابطه با زندگی روحانی و انسانی بازگو می کنند و رازی را بر ملا می سازند.

واژه اهوره مزدا، اهورمزد، اهورامزدا، اورمزدا، اورمزد، هرمزد، هرمز، هورمزد، هورمز، ارمس، هرمس، هرمست، بیان آهنگ های گوناگون «نام خدای بزرگ» زردتشتیان در زبان‌ها و دوره‌های متفاوت است. معنای اصطلاحی این نام شامل سروردانا، خدای غایی، خیرمطلق، خرد و معرفت آفریننده خورشید و ستارگان، روشنایی و تاریکی، انسان‌ها و حیوان‌ها و تمام فعالیت‌های فکری و جسمی است. ریشه نام اهورا بدین ترتیب است: بخش اول «اهور» از ریشه «اه» که بن هستی و هستن است و بخش دوم «مزدا» که از «من + ز+ دا» به معنای «فکردهنده» می‌باشد و برگردان آن در شاهنامه فردوسی همان «خداوند جان و خرد» می‌باشد. امشاسپندان در اوستا داستان خدایان و موجودات افسانه‌ای اند که بیشتر در «یشت» ها آمده‌است. بنا بر نظر برخی از پژوهشگران آنها دارای منشاء پیشا زرتشتی بوده و نوعی ایدئولوژی «کافرانه» را انعکاس می‌ دهند. امشاسپندان در اوستا فروزه‌های اهوره مزدا و ویژه گی های او و نیز گاهی فرشتگان عالی مقام او می باشند که بمثابه دستیار او عمل می‌کنند. آنها در آفرینش و نیز در پایان جهان بطور مستقیم دخالت دارند و هریک از آنها شمار زیادی ایزد همکار دارد. («شناخت اساطیر ایران»، نوشته جان هینلز، ترجمه ژاله آموزگار و احمد تفضلی). نمونه دیگر در اساطیر ایرانی داستان سیمرغ است. سیمُرغ نام یک چهره اسطوره ای-افسانه‌ای ایرانی می باشد. سیمرغ افسانه ای نقش برجسته ای در داستان‌های شاهنامه فردوسی دارد. کنامش کوه اسطوره‌ای قاف می باشد، دانا و خردمند است و در زندگی به رازهای نهان آگاهی دارد. سیمرغ زال را می‌پرورد و همواره او را زیر بال خویش پشتیبانی می‌کند و سیمرغ به رستم در نبرد در برابر اسفندیار یاری می رساند. پیشینه حضور این مرغ اساطیری در فرهنگ ایرانی به دوران باستان می‌رسد. آنچه از اوستا و فرهنگ و آثار پهلوی می‌توان دریافت این است که سیمرغ، مرغی است فراخ بال که بر درختی درمان بخش آشیان دارد و سیمرغ نه بمعنای 30 مرغ، بلکه چه بسا همان شاهین با آرزو و قدرت بلند باشد. سیمرغ مظهر و نشانه خرد تمام و بی کاستی است چرا که پاسخ تمام پرسش‌ها را در خود دارد. سیمرغ یک آرزو و یک پیکار است. بنابراین اسطوره یک دروغ خطرناک نیست، نوعی دانائی برای زندگی است، نکته ای را مطرح می کند تا مطلب دیگری آشکار کند، شاید پدیده ای وارونه جلوه داده شود، ولی در خود شگفتی و پند و آرزو و خیال همراه دارد و نوعی درس زندگی است. افسانه های اسطوره ای یونان «ونوس»، «هرکول» و «سیزیف»، ادبیات و هنر و شاعران و هنرمندان را از خود متاثر ساخته اند و همه این اسطوره ها مدام مورد پرسش و پژوهش زبانشناسان و روانکاوان و فیلسوفان و تاریخدانان و متخصصان اساطیر بوده اند. اساطیر دارای ادبیات و فلسفه است، جدی و آموزنده است.

بنابراین اسطوره جنبه افسانه ای دارد ولی ماشین دروغ و یاوه گوئی نیست، حال آنکه دروغ پدیده ای بسیار متفاوت است. دروغ وارونه جلوه دادن و جابجا کردن مداوم بد و خوب است. دروغ اغلب اقدام آگاهانه و ارادی برای منحرف ساختن و پنهان سازی و جاانداختن یک هدف سیاسی و اجتماعی و در بسیاری موارد غیرانسانی است. تمامی ایدئولوژی ها با افسانه سازی منفی و دروغپردازی تنظیم شده اند. گفتار استالینیسم در باره آرمان کمونیستی و سانترالیسم دمکراتیک حزبی و مخالفان میهن سوسیالیستی و برادری با کشورهای تحت ستم، جز یک دروغ بزرگ چیزی دیگری نبود. این مفاهیم بدور از واقعیت تاریخی بودند و تنها هدفشان استمرار سلطه بوروکرات های استالینی بود. ایدئولوژی نازیسم برای اثبات نژاد برتر دروغ بزرگی در جهت انهدام انسانها و ایجاد جنگ برای طبقه نازی ها بود. ادیان گوناگون در ساختار خود ترکیبی از اسطوره و دروغ می باشند. از آنجا که ادیان یک پدیده تاریخی و اجتماعی بوده و با منافع گروهبندی های اجتماعی ارتباط دارند، علاوه بر اسطوره ها و رازهای تاریخ بشری، بناگزیر همراه با دروغگوئی و افسانه سازی های زیان آور و هدفمند نیز هستند. در اسلام و بویژه شیعه گری دوازده امامی دروغپردازی یک پایه اساسی و ساختاری را تشکیل می دهد. تاریخ و واقعیت روزمره نشان می دهد که یکی از ویژگی های بزرگ مذهب شیعه گری، جعلیات و دروغ و گزافه گوئی زیان آور و بسیار فراوان آنست. بعلاوه این دین مانند هر دین دیگری، از معجزه نیز صحبت می کند. معجزه، یا بیان یک دروغ شاخدار است و یا به پدیده یا واقعه ای گفته می شود که بنا بر تعریف رایج آن خارق العاده، غیر طبیعی و دارای منشا الهی است که بطور مستقیم یا بطور غیر مستقیم توسط یک پیامبر و امام به ظهور میرسد. معجزه از نگاه دانشمندان و افراد خردمند امری ناممکن است و اگر پدیده بی مانند و شگفت انگیزی اتفاق بیافتد و معجزه نامیده شود، بدان لحاظ است که شناخت علمی هنوز قادر به توضیح خردمندانه آن نمی باشد. البته در ادیان یهود و مسیحیت و اسلام اعتقاد به معجزه رایج است و آنرا ناشی از خدای یکتا می دانند. شرح حال مهدی علاوه به دورغپردازی در حکایت و روایات، نیز سرشار از معجزه طلبی است که البته همگی توسط دین داران ساخته و پرداخته شده است تا افراد ساده لوح و نادان در زیر اسارت روانی قرار گیرند. شیعه گری اسطوره نیست بلکه به دروغ و توهم و بلاهت اتکا دارد.

در بسیاری از موارد، ادیان در طول تاریخ و با ابتکار افراد کاریسماتیک با نفوذ و هوشمند و زرنگ ساخته و پرداخته شده اند و همگی دارای یک فضا و ساختمان اعتقادی می باشند. بعلاوه آنها سرشار از ابهام و ناروشنی و شکاف هستند. ولی ادیان همیشه با ابهام خود به کشش روانی افراد دامن زده اند. تناقضات ادیان هم نقطه ضعف آنها بشمار آمده زیرا آنها توان توضیح علمی و درست را ندارند و شناخت پراکنده اشان در محدوده تاریخی متوقف میشود و هم نقطه قدرت آنها بحساب می آیند زیرا بنظر آنان انسان، بآسانی قادر به فهم کلام خدا نیست و به این خاطر است که کلام خدا به ابهام شبیه است. از نظر دین و دینداران سلطه گر انسان ساده و کوچک، کلام یک خدای فرمانروا و آگاه به هستی را همیشه نمی فهمد و قرآن نیز می گوید:«به جز علما کسی آنها را تعقل و درک و فهم نخواهد کرد.»(آیه 43 سوره عنکبوت). واقعیت این است که همه ادیان به شناخت دوره خود محدود هستند و برخلاف ادعای خود، دارای «دانش اللهی» نیستند. آنها شناخت ابدی ندارند و از توان معجزه وار محروم هستند. ادیان پاره هائی از شناخت دوران خود را می گیرند و به آنها جنبه خدائی می دهند و مانع گسترش دانش می شوند. هدف یک سلسله از مذاهب ایجاد وابستگی روانی برای تحکیم گروه اجتماعی خود است. این وابستگی به ناتوان نمودن خرد فردی انجامیده و رفتار او را جهت می دهد. در اسلام در بطن اعتقادات روحانی و اجتماعی خشک و خشونت بار، ما با برخی افسانه ها و نیز حجمی بزرگی از گزارش های جنگ طلبی و اعتقادات تهدید آمیز و کینه افروز مواجه هستیم و در سنت شیعه گری علاوه بر نکته های بالا ، با میزان انبوهی از دروغ و گزافه بیسابقه روبرو می باشیم. داستان امام زمان نمونه برجسته ای از این واقعیت است.

امام زمان در طول تاریخ

اعتقاد به دوازده امام و اینکه امام دوازدهم همان مهدی موعود است بطور تدریجی در میان شیعیان تکامل یافت. در این زمینه دین سازانی مانند کلینی، نعمانی، شیخ مفید و شاگردش سید مرتضی با رویکرد کلامی و حدیثی به تنظیم نظریه غیبت پرداختند، ولی باید گفت محمد بن جریر طبری (224-310 قمری) که همزمان غیبت بود به این واقعه اشاره ای نمی کند. نوشته «المسترشد» از ابوالقاسم بلخی معتزلی (301 قمری) برآنست که حسن عسکری بی وارث از دنیا رفت. بعلاوه شیعیان به فرقه های مختلفی تقسیم می شدند و هر کدام ادعای امامت می کرده اند. مسعودی در کتاب مروج الذهب بسال 346 تعداد بیست فرقه های شیعه اعلام می کند و  حسن ابن موسی نوبختی در کتاب «فرق الشیعه» بسال 300 قمری از چهارده فرقه نام می برد. در شرایط کنونی بسیاری از فرقه های شیعه از بین رفته و از مهمترین آنها باید از شیعه زیدیه با تمرکز در یمن، شیعه اسماعیلیه با تمرکز در هند و فرقه امامیه با تمرکز در ایران و عراق و لبنان صحبت نمود.«عبدالعزیز ساچادینا» اسلام شناس و استاد مطالعات دینی از دانشگاه ویرجینیا، در سال 1982در کتاب «مهدویت در اسلام» این نکته را طرح نموده که طبق نظر امام پنجم شیعه مدت زمان حکومت مهدی پس از ظهور ۳۰۹ سال می باشد. او حدیثی دیگر به نقل از امام جعفر صادق نقل نموده که این مدت را هفت سال اعلام می کند. به این ترتیب سالیان بسیاری است که از قرارهای پیشین گذشته است و هنوز امام شیعیان نیامده است و این امر روایات پیشین را به پرسش می کشاند. ولی از آنجا که مذهب شیعه توسط سیاسیون و نخبگان وابسته ساخته شده و نهادی ایدئولوژیکی و سیاسی در خدمت آنان است، گروهبندی های نخبگان شیعه مرتب به مرمت و بازسازی پرداخته و اعتقادات مزاحم را بی سرو صدا مسکوت می گذارند و دکترین خود را گسترش داده و ماشین روایات سازی و امامزاده سازی و امام سازی و آخوندسازی را فعال نگاه می دارند.

شیعیان دیوانه وار و سرگشته در انتظار ظهور مهدی هستند. او چه زمانی می آید؟ از کجا می آید؟ با چه کسی می آید؟ همین چند پرسش، خروارها اعتقادات مضحک و ضد خرد خرافی را تولید نموده است و در اذهان بیمار جاداده است. ایرانیان شرگشته و گمشده در دروغ شیعه و افسانه سامی و آخوندی، انتظار می کشند تا مهدی بیاید. مهدی، کسی که متولد نشده، کسی که کتاب ندارد، کسی که از طایفه بنی هاشم می تواند باشد و برای پدران استعمارگرش هستی افسانه ای یافته، کسی که از تاریخ و اساطیر ایرانی هیچ نمی داند، کسی که کتاب نخوانده و بی فرهنگ است، کسی که برای پیروزی عرب برجهان می آید و از خونریزی دریغ نخواهد کرد، کسی که برای جنگ با تمدن و دانش و خرد می آید، آری ایرانیان شیعه چنین فرد موهومی را انتظار می کشند. این انتظار بیانگر سقوط بسیار سنگین شخصیتی و هویتی است و نفی کامل عقل است.

در روایات شیعه صاحب الزمان هر ساله در حج شرکت می‌کند و برخی گاه ادعا دارند که امام را در خواب یا مکه دیده اند. در طول تاریخ شیعه افراد زیادی ادعا نموده‌اند که مهدی را در هنگام حج ملاقات کرده‌اند و با او گفتگو نموده اند. برخی از روایات شیعه، محل زندگی مهدی را مکه ذکر کرده‌اند. این روایات چنین نقل می‌کنند که امام شیعیان در خانه‌ای بنام بیت الحمد زندگی می‌کند. بنابر اعتقاد شیعه مهدی درکعبه ظهور می‌کند و  روز ظهور مقارن با  عاشورا است. به هنگام ظهور مرکز حکومت وی در کوفه می باشد و مقر حکومتش را در مسجد کوفه است. در این زمان امام مهدی از آسمان مسیح فرود میاید و به مهدی می‌پیوندد و پشت سر مهدی نماز می‌خواند. بنابر چنین روایات مهدی در جنگ با رومیان پیروز خواهد شد. علیرغم این روایات قدیمی و مخرب، افسانه ظهور در جمهوری اسلامی ابعاد جدید به خود گرفت و فصل های جدیدی نوشته شد. جمکران یکی از نمادهای ماشین جعل و تحمیق است.

امام مهدی به جمکران می آید

از نظر شیعیان پس از پایان غیبت کبرا امام دوازده با عنوان مهدی اسلام را احیا نموده و وعده اللهی  مبنی بر حاکمیت صالحان بر زمین و غلبه اسلام بر ادیان دیگر را تحقق خواهد بخشید، باین لحاظ شیعیان منتظر فرج و قیام مهدی هستند. اینان برآنند که ظهور امام زمان در قرآن مطرح شده و او در زمانی ظاهر میشود که دنیا در ظلم فرورفته است. مسئولان حکومتی ایران که حکومتشان در تناقض با نظریه حکومت مهدی در آینده است مطرح می کنند که جمهوری اسلامی در تدارک ظهور و دولت مهدی می باشد. حال آنکه اگر ظهور حکومت مهدی در دوره بیدادگری و ظلم همه جانبه است پس دولت اسلامی کنونی فاقد نقش مثبت خواهد بود. البته حکومت اسلامی ولایت فقیه و طبقه فاسد حاکم، مشغول چپاول کامل می باشند و نفع آنها در به تاخیر افکندن ظهور خردجال و بازگشت مهدی است. هم اکنون سیاست رژیم گرم نگهداشتن تنور امام مهدی است زیرا به خواب کردن مردم توسط افیون امام مهدی در شرایط فروریزی حیثیت حکومتی در جامعه یک ضرورت است. یکی از شگردهای حکومتی آخوند و نخبگان شیعه، ماجرای جمکران است. ساخت ابتدائی بنای جمکران به فردی به نام شیخ حسن ابن مثله جمکرانی مربوط می‌شود. به گفته شیخ که در بیداری با امام دوازدهم دیدار کرده، حسن عسگری به او دستور ساختن را می دهد: «من شب سه شنبه، ۱۷ ماه مبارک رمضان سال ۳۹۳ ق در خانه خود خوابیده بودم که ناگاه جماعتی از مردم به در خانه من آمدند و مرا از خواب بیدار کردند و گفتند برخیز و مولای خود، مهدی (عج) را اجابت کن که تو را طلب نموده است. آنها مرا به محلی که اکنون مسجد جمکران است آوردند، چون نیک نگاه کردم، تختی دیدم که فرشی نیکو بر آن تخت گسترده شده، جوانی سی ساله بر آن تخت تکیه بر بالش کرده و پیرمردی هم نزد او نشسته است.»

وچنین است که مسجد جمکران توسط جاعلان و دین سازان توجیه تاریخی مذهبی پیدا می کند و بر پا می شود و در زمان پهلوی مراسم کلنگ زنی تجدید بنای مسجد جمکران در سال ۱۳۴۸ شمسی صورت می گیرد و در زمان جمهوری اسلامی به یک بارگاه بزرگ تبدیل می شود. اختصاص بودجه بسیار سنگین برای حرم و مسجد مربوط به امام مهدی، بودجه سنگین برای برنامه ها و آئین مربوط به امام زمان در رسانه ها و مراسم مذهبی از جمله سیاست های حکومتی برای ادامه فضا سازی حسینی و مهدویت می باشد. بنا بر نظر برخی از مسئولان شیعه، امام زمان نه در کعبه بلکه در مسجد جمکران ظهور خواهد کرد. این مسجد بزرگ و چاه آن که در 120 کیلومتری تهران و نزدیک شهر قم است به زیارتگاه بزرگی تبدیل شده که سالانه دهها هزار نفر به آنجا میروند تا نذر و نیاز کرده، نامه نگاری نموده و میزان بیشماری هدایا و پول زیادی به چاه میاندازند. جمهوری اسلامی برای امام زمان هزینه های دولتی بسیار سنگینی هرساله در نظر گرفته ودستگاه بازتولید نادانی و جهل را پیوسته گسترده نموده است. مسجد جمکران و چاه عریضه ها به یک صنعت وتکنیک دقیقی تبدیل شده تا زیارت کننده گام به گام بندهای اسارت روحی خود را بافته با مقدس جلوه دادن مراسم ریز و درشت میزان وابستگی روحی را افزایش دهد. در رابطه با عریضه نویسی کتابهایی نوشته شده از جمله کتابی که در رابطه با آداب عریضه نویسی در انتشارات مسجد جمکران انتشاریافته است که اصل عریضه نویسی برای امام غایب را تأیید می کند.

به گزارش مهر حجت الاسلام مرتضی وافی دبیر شورای عالی فرهنگی و برنامه‌ریزی مسجد جمکران در رابطه با چاه جمکران و موضوعات مربوط به آن گفت: عریضه نویسی یکی از راههای توسل است و توسل جزو مبانی دینی ما است. وی با تاکید بر اینکه « نامه‌نگاری با خالق هستی و انتظار برای پاسخ شیرین است » ، افزود: «عریضه‌ها به دلیل وجود اسماء متبرکه به آب سپرده می‌شوند….از این رو افراد را به عریضه هایی از ائمه معصومین به ویژه از امام زمان در رابطه با ارتباطی که از طریق نائبان خاص حضرت در زمان غیبت صغری بوده توجه می دهیم. متن این نامه مشخص و تأیید شده موجود است و محتوای آن نیز ترجمه شده و از زائران خواسته شده است که آن را مطالعه کرده و نوع نگاه آن را در رابطه با عریضه نویسی مورد توجه قرار دهند.» در کنار چاه افرادی حاضرند که عریضه نویسی میکنند و بابت هر عریضه پول میگیرند. زائران از داخل یا خارج از کشور کنار چاه جمکران با عریضه مکتوب خود حاضر می شوند چنانچه نام خود را ننوشته اند کاغذهایی به مبلغ 100 یا 150 ریال در اختیار آنها قرار داده می شود و با توجه به عریضه ای که توصیف شد متن عریضه خود را می نویسند و آن را داخل چاه می اندازند. هر دو تا سه ماه، ورود به چاه صورت می گیرد، این نامه ها بیرون آورده می شود. طبق نظر دبیر شورای مسجد جمکران «پس از خارج کردن این نامه ها به خمیر تبدیل می شوند و احدی آنها را نمی خواند». (خبر اونلاین30 فروردین 1389) .

برای انداختن عریضه به چاه دو بخش وجود دارد، یکی ویژه «براداران» است وبخش دیگر به «خواهران» اختصاص یافته است. در این مورد برخی از شیعیان معتقدند که برای ارتباط با حجت خداوند نیاز به ابزار مادی مانند نامه های سپید و یا رنگین نیست چرا که معصوم وجه الله است و برخی دیگر برآنند که نامه مستقیم به امام زمان میرسد و این چاه ویژه ارتباط با امام زمان است زیرا اگر این چاه نمی بود ممکن بود معتقدان نامه را به چاه فاضلاب و ناپاک بیاندازند و بنابراین چاه جمکران حافظ نامه ها میباشد. هستند کسانی که گاهی شیء قیمتی میان نامه ها می اندازند و به همین خاطر مسئولان جمکران به شدت اطلاع رسانی کرده تا زائران اشیاء قیمتی خود را داخل چاه نیندازند بلکه به مسجد بسپارند.

توسعه تکنیک های تازه جهت مستحکم نمودن مکانیسم جدید گسترش خرافات منجربه اختلاف نظر شده و شیوه عریضه نویسی در میان مسلمانان مورد انتقاد قرار گرفته و برخی مانند بهزاد نبوی و محسن کدیور مراسم جمکران و این شیوه را مردود دانستند. ولی طرفداران جمکران و روش عریضه نویسی با کشف گفتار یکی از امامان شیعه راحت شده و توجیح شرعی لازم را گیر آوردند. از نظر اینان عریضه نوشتن به امامان در بعضی از منابع توصیه شده است و می توان عریضه را در همه آبهای روان و چاهها از جمله چاهی که در مسجد جمکران است انداخت. قضیه چاه مسجد جمکران و چاه های مشابه آن در شهرهاى دیگر، از آنجا سرچشمه گرفته است که حاج شیخ عباس قمى‏ در کتاب مفاتیح الجنان از کتاب «تحفه الزائر» از امام صادق‏ روایتى نقل کرده است که هر گاه تو را حاجتى است، اگرترسان باشى، در کاغذى بنویس : «اللَّهُمَّ إِنِّی أَتَوَجَّهُ إِلَیْکَ بِأَحَبِّ الْأَسْمَاءِ إِلَیْکَ وَ أَعْظَمِهَا لَدَیْکَ وَ أَتَقَرَّبُ وَ أَتَوَسَّلُ إِلَیْکَ بِمَنْ أَوْجَبْتَ حَقّهُ عَلَیْکَ بِمُحَمَّدٍ وَ عَلِیٍّ وَ فَاطِمَهَ وَ الْحَسَنِ وَ الْحُسَیْنِ وَ الْأَئِمَّهِ ع وَ تُسَمِّیهِمْ اکْفِنِی کَذَا وَ کَذَا یعنی حاجت خود را ذکر کنی پس رقعه را بپیچ و در بندقه ای از گل بگذار و در میان آب جارى یا چاهی بینداز که حق تعالی به زودی فرج کرامت فرماید». ( مفاتیح الجنان ؛ بعد از خاتمه ؛ ص 974).

همانطور که می دانیم انبوه زیادی از مردم برای زیارت به جمکران می‌روند. بویژه در سه شنبه شب زیرا در روایات جدید شیعه، مهدی در این روز و در این محل ظاهر شده است. در کنار جمکران مکان‌های دیگری به‌خاطر ارتباط اش با امام دوازدهم شیعیان مورد توجه قرار گرفته و قداست یافته‌است. در بین باورمندان کوه سفید جنب مسجد جمکران به محل پادگان سپاه مهدی در هنگام ظهور شهرت یافته‌است. در دوران احمدی نژاد این مراسم با تبلیغات بزرگی همراه بود و تمام رسانه های دولتی برای گسترش آن کوشیدند. احمدی نژاد عنوان می‌کرد که امام مهدی فعالیت‌های روزانه دولت او را سرپرستی می‌کند و به او در مواجهه با فشارهای بین‌المللی کمک می‌نماید و پولی که در میان مردم پخش می کند پول امام زمانی است و برکت دارد.

منظور ما از بیان داستان و ماجرای جمکران چیست؟ این پدیده مانند حرم آیت الله خمینی و حرم های دیگر، روند دین سازی را بطور عریان به نمایش می گذارد. در دنیای تکنولوژی و علم و وجدان اکولوژیکی و آگاهی روز افزون انسانها، یک مشت تبهکار دینی و سیاسی به ساختن زندان ذهن و تخریب نیروی خرد و تفکر با قدرت تمام ادامه می دهند. و نه تنها توده های خرافی و نادان به شوق بیشتر درآمده بلکه دیگراندیشان مذهبی با آرامش لذتبار، این رشد اعتقاد دینی را نظاره می کنند و روشنفکران عقب مانده و فرصت طلب چپ و ملی گرا و جمهوری خواه و لیبرال، «مسئولانه» به «باور محترم» توده ها احترام می گذارند. حال آنکه آنچه روی میدهد جز ویرانگری خرد و سقوط شخصیت انسانی چیز دیگری نیست. جامعه ایران پویا و متضاد و پیچیده است، هم در جستجوی ارزشهای خوب جامعه جهانی است و هم بطور فلج کننده درگیر فضای سنتی و اعتقادی شیعه گری است، فضائی که در خدمت طبقه فاسد و نظام توتالیتز مذهبی است. پس با توجه به آنچه بیان شد:

یکم، دین را انسانها می سازند و شاخ و برگ می دهند و زمانی که شیادها سازمانیافته و قدرتمندتر هستند ابعاد دین سازی بسیار گسترده است. از زمان محمد تا امروز چنین روندها و اقدام هائی است که دین را تقویت نموده است. ادیان و نیز دین اسلام و شیعه، از آسمان نیامده اند بلکه با منافع و خصوصیات تاریخی جامعه ساخته شده اند.

دوم، طبقه آخوندی و ثروتمندان شیعه در انتشار مذهب خود فعالانه می کوشند تا پایه قدرت و نظام ایدئولوژیک خود را تحکیم کنند. عرب گرائی و اشتیاق حاکمان برای خاندان عرب بنی هاشم و بیگانگی فرهنگی و ضدیت آنها با فرهنگ باستانی و خلاقیت های بومی و ارزش های انسانی جهان کنونی، تمام رسانه ها و کوچه و بازار را مسموم به اسلام گرائی و شیعه گرائی نموده است.

سوم، در جامعه لایه های اجتماعی فقیر از آنجا که بسیاری از افراد از امکانان آموزشی پائینی برخوردار هستند، بیشترین آسیب را دیده و قربانی این دین سازی هستند. فقر و فلاکت آنها و درماندگی اجتماعی آنها و ذهنیت واپسگرا و از خود بیگانه آنها، دست بدست هم داده و آنها را در اسارت دین و حرم امام زمان و خمینی نگاه می دارد. ذهنی آفت زده توسط سموم ایدئولوژیک شیعه گری توان خود را از دست داده و تسلیم است.

چهارم، بخش مهمی از لایه های اجتماعی مرفه به لحاظ اعتقادات مذهبی و فقدان شعور خردمندانه در کارزار دین سازی و دینداری شرکت می کنند. سفره اندازی ها و روضه گوش دادنها و سینه چاک دادن برای امام حسین و شله زرد و آش و قیمه پلو نذری خوردن و گاه فحش به آخوند دادن و انتظار امام مهدی کشیدن و تکرار همیشگی این اعتقادات و اعلام احترام و تقدس این حرکات توسط رسانه و محافل دیندار و روشنفکر مذهبی در جو جامعه مصرفی دلخواه، فضائی است که این لایه ها در آن غوطه ور هستند.

پنجم، یک لحظه باید فکر کرد که از این یاوه گوئی ها و خزعبلات مذهبی چه چیزی برای عقل می ماند؟ این دین بلحاظ ساختار کاملن استبدادی و دروغپرداز خود و بلحاظ ضدیت با شخصیت خود مختار و مستقل انسانی، شهروند را به ورطه هولناک دین خوئی و بیسوادی و ضدیت با تمدن و دمکراسی و آزادی می کشاند.

 

سرچشمه افسانه مهدویت و  روزگار تیره ازخودبیگانگی

دین در مسیر تاریخی و پیچیده رشد و استحکام خود در اجتماع از عوامل متعددی بهره می گیرد و بنابراین در بررسی دین باید به شرایط خاص و تاریخی و فرهنگی آن دقت نمود زیرا دلایل متفاوت در برآمد و عملکرد آن مداخله دارند. در بسیاری از کشورهای آفریقائی ادیان مسیحیت و اسلام با ویژگی های طبیعی و سنتی و قبیله و اعتقادات بومی در هم آمیخته شده اند. اسلام در اغلب کشورهای عربی جنبه هویتی داشته و سنت کهن را حفظ کرده است که این امر با تخریب هویت اولیه آنان توسط فرهنگ قرآنی و تسلط  کامل عرب قابل فهم است. در بحث های پیش دیدیم که اسلام زاده شرایط اجتماعی و اقتصادی و بیابانگردی و جدال قبایل برای قدرت در حجاز عربستان است. ایرانیان نه تنها فرهنگ قرآنی تحمیلی را در مبانی اعتقادی قرار میدهند بلکه بعلاوه کار شیعه سازی توسط بحشی از عربها را سامان داده و مستحکم می کنند. با تعرض اسلام و آغاز شکاف هستی شناسانه نزد ایرانیان، روند شیعه گری که توام با لذت و درد هستی شناسانه است، تحکیم یافته و از خودبیگانگی ایرانیان را عمیق می سازد. این روند یک جانبه و بدون تضاد نبوده است. هستی ایرانی به ملغمه ای از دو عنصر ایرانی و اسلامی عربی تبدیل می گردد. از همان ابتدا عنصر اسلامی عربی با تمایل شدید ویرانگری، کار خود را آغاز کرد. در این تعرض، تاریخ و فرهنگ و سنت و زبان و جغرافیای ایرانی مورد هجوم نفی گرایانه اسلامی و عرب قرار گرفت. در این رویاروئی ایرانیت با اتکا به تاریخ و اساطیر و فرهنگ و زبان و تلاش انسانهائی که نمی خواستند خوار شوند، کاملن نابود نشد و منابع فکری و ابتکارهای تازه ای ساماندهی شد. در این کشاکش تاریخی برای مقابله با خلافت اموی و عباسی و در اتحاد با خانواده بنی هاشم که از ایرانیت تنفر داشتند، ایرانیان آسیب دیده، اسلام ویژه خود یعنی شیعه را بمرور ساختند. مایه اصلی این اسلام شیعی همان عرب گرائی و اسلام گرائی بود ولی این مذهب جدید در خود جنبه های از عنصر ایرانی را جای داد. روند دین سازی ادامه یافت. پروژه مهدویت در قرآن موجود نیست و احتمال آن وجود دارد که یکی از منشا های بروز این نوع فکر هزاره ای، اسطوره و افسانه و ادیان ایرانی باشد، ولی شیعه گری با ایدئولوژی قرآنی عجین شده است و هر عنصر ایرانی را مغلوب خود ساخته است.

گرشاسب با یک تیر زخمی شده و خواب غیرطبیعی بر او مسلط میشود. ولی انتظار است تا روزی که ضحاک دگرباره زنجیر گسیخته و بنای ویرانی گذارد، گرشاسب بتواند از خواب برخاسته ضحاک را هلاک کند. بنا براین گفته، گرشاسب از جمله یاران موعود زرتشتی است که در نوساختن جهان و برانگیختن مردگان و آراستن رستاخیز سوشیانس همراهی خواهد کرد.(مزدیسنا تالیف دکتر معین برگ 415-422 ). در زمان هجوم عرب، ایرانیان با باورهای زردشتی در مورد منجی آشنا بودند، با قهرمانانی مانند گرشاسب که پس از بیداری از یک خواب طولانی، اهریمنان را از زمین برمی‌چینند بیگانه نبودند و به این خاطر با توجه به نوشته های «محمدعلی امیرمعزی» و «تیموتی فرنیش» بسیاری از اعتقادات مسلمانان در مورد منجی، ظهور منجی، غیبت و مؤلفه‌های آن، مدیون ادیان پیشین مانند مانویت، دین زردشت، یهودیت و مسیحیت است.

هرچند می توان این فرضیه را در نظرگرفت و جای پای اساطیر ایرانی را در شیعه گری دوازده امامی تشخیص داد، ولی به یک امر بنیادی باید توجه داشت. شیعه گری در بافت مضمونی و درونی، خمیر مایه خود را از عرب گرفته زیرا مضمون تراژیک و ایدئولوژیک آن در راستای منافع خانواده بنی هاشم و احوال شخصیت های واقعی و غیر واقعی خانواده های عرب قرار دارد. شیعه گری ایدئولوژی خود را از اسلام و قرآن محمد می گیرد و سپس در طول تاریخ آنرا به مشروعیت خاندان علی پیوند می زند و مجموعه ای سنگین از احکام و روایات در تدوین و دفاع از شیعه گری میسازد و ایدئولوژی مستقل خود را بر پا می کند. این ایدئولوژی در تضاد با فرهنگ و تمدن ایرانیان بوده و رشد خود را در فراموشی و تخریب منشور کورش و آثار باستان و فردوسی و خیام و ادبیات و زبان و قهرمانان اساطیری و تاریخی ایران زمین از یکسو و از سوی دیگر در تجلیل از جنگ و شمشیر کشی محمد و علی و مهدی و دنیای عبوس و خون آلوده آنان می داند .

با اسلام و شیعه گری، ایرانیان یکی از بازندگان تاریخ شدند. ملت ها با توان خود و بهره گیری از خرد و هوشیاری ملت های دیگر آهنگ پیشرفت خود را تند می کنند، حال آنکه ایرانیان با این دین از خود دور شدند و افت کردند. ارنست یونگ می نویسد: «تازمانیکه ناخودآگاه خود را خودآگاه نکنید، زندگی شما را هدایت خواهد کرد و شما نام آنرا سرنوشت خواهید گذارد.»

 

ادامه دارد…

* جلال ایجادی، استاد جامعه شناسی در فرانسه

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)