بعد از انقلاب مشروطیت و چشیدن مزه آزادی و انسانیت و احترام، سالهاست که مجادلهای بی امان و بعضا نابرابر بین تشنگان قدرت و بندگی، و تشنگان انسانیت و آزادگی درجریان است. درظاهر این مجادله تاکنون با پیروزی تشنگان قدرت و بندگی همراه بوده است، پیروزی که به قیمت خون و نابودی جانهای گرانقدری تمام شده است، جانهایی که حاملانش هرکدام به تنهایی گرانقدرتر از جمیع تشنگان قدرت و طوق بندگی هستند، که بندگان زور و زر و قدرت را چه مقایسه با والامقامان شیفته آزادی و انسانیت.
درآخرین مورد از این مجادله، چماق کشان و بازجویان دیروز که به حکم وظیفه امروز نماینده مجلس هستند، عاجز ازتحمل سخنرانی علی مطهری شدند، و تاب نیاوردند که نماینده ای بمانند آنها، اما سخنی متفاوت از آنها بگوید که بازجویان و نظامیان سابق را چه کار به تحمل سخن مخالف شنیدن، که آنها موظف و تربیت یافته مکتب تحمیل هستند. بگذارید با تمام خشمام از اولین شغلشان بگویم که آنها چماق کشانی بودند که تشنگان قدرت و بندگی آنها را بدون آموزش و پیش زمینه به بازجویی و سرداری سپاه خود ارتقا دادند، لایقترینهایشان که البته قلچماق ترینهایشان بود به وکالت، روزنامه نگاری، وزارت و حتی ریاست جمهوری گماشته شدند تا نشان دهند که تشنگان قدرت، قدرخدمت را خوب می نهند، تا بدین طریق پایه های قدرت خود را محکم کنند و نشان دهند که وفاداری به تشنگان قدرت بی مزد نمی ماند.
درمجلسی که اصولا اطلاق نام مقدس مجلس به آن توهین به هزاران قربانی و زندانی مجادله گر براى استقرار مجلس درطول تاریخ است و باید چیزی مانند شرمگاه زمان نام نهادش، نه اولین بار است و نه آخرین بار خواهد بود، که بر سرغیر وابسته و مجیز نگوی قدرت عربده کشیده می شود و دستهای آغشته به خون برای سیلی زدن بلند میشود. وانگهی بازجویان سابق اعمالی که در نهان و دراتاقهای بازجویی انجام میدادند اینبار در وظیفه نمایندگى آشکارا درمقابل چشم میلیونها انسان انجام دادند.
اما مطهری چه گفت؟ مگر بیش از این گفت که من با موسوی و کروبی هم نظر نیستم، اما ادامه حصر و دربند کردن آنان را مغایرهمین قوانین موجود میدانم! وامروز ما میتوانیم با مطهری هم عقیده و هم نظر نباشیم، اما اینکه او جانش را، موقعیت اش را به خطر می اندازد و بالاتر ازهمه وجدان و روحش را به دیکتاتور زمانه نفروخت تا مخالفینش آزاد باشند، او را متمایز میکند ازهزاران مدعای آزادی که یا آزادی را برای هم عقیدههایشان میخواهند و یا سکوت میکنند و یا شرمگینانه حتی بعضیهایشان با هزاران تئوری و نظریه همراهی میکنند با تشنگان قدرت و بندگی!
مطهری متمایزتر است ازعربده کشانی که دست بیشترشان به خونی بىگناهانى آغشته است و چون جوابی درمقابل سخنان آهسته مطهری ندارند، مجبورند این نادانی شان را با نعرههایشان و دستهای آغشته به خونشان تلافی کنند، اما درجایی که همه عربده میکشند آهسته سخن گفتن گناهی است بزرگ.
قهرمان قنبرى
نظرات
این یک مطلب قدیمی است و اکنون بایگانی شده است. ممکن است تصاویر این مطلب به دلیل قوانین مرتبط با کپی رایت حذف شده باشند. اگر فکر میکنید که تصاویر این مطلب ناقض کپی رایت نیست و میخواهید توسط زمانه بازیابی شوند، لطفاً به ما ایمیل بزنید. به آدرس: tribune@radiozamaneh.com

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.