در روزهای اخیر اجتماعات گسترده ای در دفاع از آزادی بیان و همبستگی با قربانیان ترور جنایتکارانه کارکنان مجله طنز شارلی ابدو در کشورهای مختلف اروپائی برگزار شد. در بیشتر این تظاهراتها مردم و شهروندان شرکت کننده از آزادی بیان دفاع کردند، تروریسم اسلامی را محکوم کردند، علیه راسیسم حرف زدند و با قربانیان این فاجعه دلخراش همبستگی انسانی شان را اعلام کردند.

اما تظاهرات امروز یکشنبه در فرانسه که سران بیش از ۴۰ کشور در آن شرکت داشتند از جنس دیگری بود. اولاند و نتانیاهو در اول صف “علیه تروریسم اسلامی” اشک تمساح ریختند. چه کسی نمیداند که اینها سران تروریسم دولتی و از بانیان جریانات اسلامی و موئتلف با همین نیروها در منطقه خاورمیانه هستند؟ چگونه کسانی را که وحشیانه هزاران فلسطینی را با بمب و موشک قتل عام میکنند و عمده سران همین کشورهای شرکت کننده در اجتماع امرور پاریس در مقابل آن سکوت میکنند، میتوان در “مبارزه با تروریسم” جدی گرفت؟ و وقتی به اظهارات سران این دولتها در دفاع از اصل اسلام و اسلام “میانه رو” و سخنان خام و تفسیربردار در باره دامنه آزادی بیان دقیق میشوید، وقتی میشنوید که مردم را تشویق میکنند که لطفا در مقابل اسلام “فوبیا” نداشته باشید، “به عقاید گوناگون باید احترام گذاشت” و غیره، به این نتیجه میرسید که هدف این اجتماع نه همبستگی با قربانیان و مبارزه علیه تروریسم بلکه قالب زدن و کنترل اعتراض توده ای و گسترده کنونی علیه نیروهای اسلام سیاسی و راست فاشیست است.

مجله شارلی ابدو یک مجله چپ و ضد مذهب و در منتتها الیه چپ فرانسه قرار داشت. این نشریه ای ضد مذهب بود که ناسیونالیستها و فرقه های مذهبی های متفرقه مخالفش بودند. بسیاری از جریانات چپ این کشور از جمله حزب کمونیست فرانسه و حزب سوسیالیست حاکم اولاند جرات نداشتند در نقد و هجو مذهب یکدهم شارلی ابدو گام بردارند.

تظاهراتهای امروز یکشنبه یک تظاهرات دولتی و کنترل شده بود و با تظاهراتهای عصر چهارشنبه و روزهای بعد این هفته تفاوت زیادی داشت. در مواردی از جمله در سوئد تلاش کردند از آوردن پرچم سرخ توسط تظاهر کنندگان جلوگیری کنند. تظاهرات دولتی امروز چه در فرانسه و چه جاهای دیگر حول ناسیونالیسم، نرمش در قبال اسلام سیاسی و سخنان خام راجع به آزادی بیان بود. صف کسانی که بویژه در پاریس در جلوی این تظاهرات میلیونی “اتحاد” بودند، یعنی تروریستهائی که خود در بالای لیست آدمکشان دولتی قرار دارند، نمیتوانند قهرمانان و شخصیتهای “مبارزه با تروریسم” باشند. تروریسم اسلامی و تروریسم دولتی به همدیگر نیرو میدهند و به هم نیاز دارند. از میدان بدر کردن ترور و تحجر، اعم از دولتی و غیر دولتی، کار بشریت آزادیخواه و قطب سوم است که توسط دولتهای میلیتاریست و جریانات متفرقه تروریستی اسلامی و نژادپرست نمایندگی نمیشود. شارلی ابدو علیه همین جماعت و سیاستهایشان مینوشت و امروز تروریستهای بنام دولتی بر فقدانش اشک تمساح میریزیند. *

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)