// // <meta http-equiv=”refresh” content=”0; URL=/FeministSchool?_fb_noscript=1″ />// همنوایی آب و آتش،‌ مردم و دولت در جشن سال نو در هلند / منصوره شجاعی<meta http-equiv=”X-Frame-Options” content=”DENY” />//

مدرسه فمینیستی: جشن سال نو در اروپا، همچون انفجاری از نور و شادی از پس ایام مذهبی کریسمس برای جبران اندوه اندیشیدن به تنهایی آن «مادر باکره» و نوزاد آسمانی اش در شکلی کاملا زمینی برای مردم اروپا  از راه می رسد.

هرچند نحوه برگزاری  مراسم کریسمس با حرکت متمدنانه اروپاییان از اندوه قدسی به سوی شادی زمینی چندان هم ناشاد برگزار نمی شود اما مراسم شب ژانویه حکایت دیگری از شادزیستی است.

همگونی در برخی از علائق و مشترکات فرهنگی اروپاییان موجب حضور چند مشخصه عام در برگزاری این مراسم در سراسر قاره شده است ازجمله: تمایل  مردم به ویژه جوانان برای حضور در فضاهای عمومی شهر، پخش موزیک های شاد و معروف از بلندگوهای میدان های بزرگ شهر، نوشیدن در لحظه تحویل سال، حضور محسوس دولت و شهرداری برای اجرای آتش بازی های اعجاب انگیز و تولید اصوات هیجان انگیز از طریق انفجار مواد بی خطر،… و بالاخره حضور محسوس مردم در استفاده از فضای ایجاد شده در شهر برای لذت بردن و شاد بودن به پاس یک سال تلاش و سخت کوشی.

انگار که گوی سبقت  برای شادسازی و شادزیستی  در میان دستان دولت و ملت می لغزد و پیش می رود تا که در نهایت شب ژانویه به شادترین شب سال اروپاییان تبدیل شود.

در این میان هستند کشورهایی که عادات و رسوم خاص و گاه کهن خویش را مکمل برگزاری این مراسم می کنند.  ازجمله در کشور هلند که دو مراسم  برپایی «آتش بزرگ» در ساحل دریای شمال در منطقه «اسخونینگن»۱ و نیز مراسم «شیرجه سال نو»  در دریای شمال، دوازده ساعت بعد از تحویل سال از عادات خاص مردم این منطقه در برگزاری جشن سال نو است.

به گفته ساکنین محله اسخونینگن، برپایی آتش بزرگ که در سالهای اخیر به نوعی مسابقه میان مردم محله ساحلی تبدیل شده  گویا ریشه در سنت های ماهیگیری  دارد که شغل  قدیمی و آبا و اجدادی  مردم این منطقه بوده است.

یک روز قبل از تحویل سال کامیون های شهرداری حجم عظیمی از قالب های  چوبی به شکل مربع مستطیل را به منطقه شمالی  ساحل شهر لاهه  می آورند و با کمک مردم محل، تلی عظیمی از چوب و هیزم به ارتفاع نزدیک به ۳۰ متر بنا می کنند. با تاریک شدن هوا  کپه های کوچک هیزم اطراف این تپه عظیم چوبی روشن می شود و در انتظار آمدن مردم موزیک های شاد از بلندگوهای عمومی پخش می شود. همزمان با تحویل سال تعدادی از مردم منطقه  کپه های کوچک هیزم را برداشته و  به طرف این تل عظیم چوب حرکت می کنند و هیزم های شعله ور را به سمت آن پرتاب می کنند. سربرکشیدن آتش که نمایشی زیبا و باشکوه از رقص شعله ها در ساحل دریای شمال است، نیز موجب گرما و حرارت  تا شعاع های دور می شود و مردمی که  برای تماشای آتش و آتش بازی در سرمای عموما نزدیک به صفر به ساحل  آمده اند تا دم دمای صبح  از حرارت دلچسب آن لذت می برند.

دوازده ساعت بعد ازبرپایی این آتش و آتش بازی های اعجاب آور، یعنی ساعت دوازده ظهر روز بعد، مردم برای شیرجه سال نو در آبهای سرد اقیانوس دوباره به ساحل برمی گردند.  اما  گروهای زیادی از جوانان در کنار همان آتش و خاکستر داغ بعد از آن، شب را به صبح می رسانند و صبح را به ظهر تا که تن داغ را به آب سرد اولین روز سال بسپارند.

حالا دیگر نوبت شهرداری  است که با برپایی چادر و بار گذاشتن سوپ داغ نخود آماده پذیرایی  از مردمی بشود که از آب سرد اقیانوس بیرون می آیند. در گوشه ای دیگر یک کارخانه پوشاک کلاه های پشمی قرمز رنگ را به همه شناگران ماجراجو هدیه می کند. مردمی که از آب بیرون می آیند به سرعت با حوله های بزرگ خود را خشک می کنند و لباسهای گرم شان را به تن می کنند و برای خوردن سوپ آماده می شوند. موج هیجان و سرزندگی مردم  پابه پای امواج  پرخروش اقیانوس،‌ ساحل را به غوغا می کشاند. سرانجام  حول و حوش ساعت ۱ بعد از ‍‍ظهر دسته دسته مردم شاد و سبکبال  به طرف ایستگاه اتوبوس و تراموا می روند تا با استفاده از  وسیله نقلیه عمومی و بدون دردسر به خانه هایشان برگردند.

سال نوی شناگران زمستانی هلند با اتکا به قدرت و توانمندی اشان، اعتماد به حمایت دولت و نیز دلگرم از سخاوتمندی طبیعت شروع می شود.

تماشای هماهنگی میان تک تک نهادهایی که این جشن آب و آتش را به راه انداخته اند، هرچند می تواند تصویری ماندگار از لذت و شادی و امنیت اجتماعی را در ذهن بیننده حک کند اما فضای نقد و مقایسه میان شرایط مردم اروپا و مردم کشورهایی همچون ایران فضایی سوال برانگیز است و تا یافتن پاسخی برای آن، لذت بردن آسان نخواهد بود.

تماشای اعضای خانواده از مرد و زن که در کنار هم به  آب می زنند  و تجربه ای یکسان را همزمان می آزمایند، تماشای جوانان شاد و امیدوار که بدون هراس از هر نهی و تهدیدی دست در دست هم به شکرانه داشتن نعمت چنین دریای سخاوتمندی تن بدان می سپرند، تماشای  زنان میان سال و جوان و پیر که بدون ترس از قضاوت شدن از  آب و آتش گذر می کنند، تماشای تلاش  نهادهای مسئول شهری برای ایجاد رفاه و امنیت و شادی شهروندان، تماشای فضای دوستی و آشتی  ماندگار در جامعه، حاصلی جز قهر آسیایی چشمان تماشاچی با جهان ندارد.

بی تردید آشتی با جهان و با شادی های آن برای هر منتقد دردمندی میسر خواهد بود اگر سال جدید میلادی سال صلح و برابری و عدالت در جهان باشد، اگر آغاز سال جدید پایان نظامی گری و بنیادگرایی در جهان را وعده دهد، اگر طبیعت نه به چشم غنیمتی در دست سوداگران که به چشم سفره ای پربرکت و پرحرمت نگریسته شود، اگر نقش دولت  تامین رفاه، امنیت و حقوق شهروندی مردم خویش باشد، اگر نقش مردم کسب توانایی و مشارکت فعال در توسعه و آبادی کشور باشد، اگر خواست برابری و عدالت اجتماعی جایگزین تبعیض و فساد مالی شود و سرانجام اگر دولت مردم خویش را دشمن خویش نداند.

آری شاد زیستن و شادخواری حتی در کشوری چون ایران خواه در ایام  ژانویه خواه در ایام «نوروز» نه سخت است و نه گناه، بل ثوابی است آسان که در هر دو دنیا پاسخ می گیرد.

پانوشت:

۱. Scheveningen

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)