برمبنای تعریف آدرین ریچ (Adrienne Rich)، مردسالاری یک سیستم اجتماعی، ایدئولوژیک و سیاسی است که‌ در آن مردان از طریق زور یا‌ از راههای غیرخشونت آمیز، همچون سنت ها، زبان، سیستم اموزشی، قانون، تقسیم کار و …، سعی میکنند زنان را در فضای خصوصی و عمومی به‌‌ زیرمجموعه‌ی مردان تنزل دهند.

مردسالاری بر این عقیده‌ استوار است که‌ مردان دارای ویژگیهایی هستند که‌ نه‌ تنها آنان را از زنان متمایز میکند بلکه‌ موجب میشود آنان برای انجام کارهایی همچون مدیریت، سیاست، بازرگانی، جنگ و … مناسب تر و بهتر باشند. سیستم مردسالاری توانسته‌ است برای مدتهای طولانی در میان جوامع، ادیان، نژاد و طبقات مختلف به‌ حیات خود ادامه‌ دهد. سرکوب زنان به‌ شیوه‌های مختلفی انجام گرفته‌، از شیوه‌ی سنتی تسلط پدر بر خانواده‌، همسر و فرزندان گرفته‌ تا شیوه‌های جدید تسلط مردان بر حوزه‌های اقتصادی، سیاسی و هنری.

اگرچه‌ زنانگی و مردانگی در شرایط مختلف تعاریف متفاوتی میگیرد ولی هدف اصلی مردسالاری اینست که‌ تصویر و جایگاه‌ مرد همیشه‌ مثبت تر از تصویر و جایگاه‌ زن ترسیم شود. بطور مثال در روستاها که‌ کارهایی هـمچون کشاورزی و دامداری متداول است همچنان قدرت فیزیکی و چابکی یک زن، مورد توجه‌ و تحسین قرار میگیرد ولی در شهرها، ظرافت زنان از ارزش بسیار بالاتری برخوردار است. هرچند که‌ روستا و شهرها تعریف نسبتا متمایزی از زنانگی دارند ولی هم در شهر و هم در روستا، مردها هستند که‌ بر زنها نفوذ و کنترل دارند.

در این مقاله‌ به‌ تشریح این مطلب خواهم پرداخت که‌ زنان در شرق کردستان که‌ تحت حکمرانی جمهوری اسلامی ایران است از لحاظ قانونی، سیاسی و اجتماعی به‌ حاشیه‌ رانده‌ شده‌اند. همچنین زنان در شرق کردستان و در درون جنبش ملی کردستان، از میزان مشارکت و قدرت بسیار کمی برخوردارند. با این حال هم، رسیدن به‌ عدالت جنسیتی بیشتر در شرق کردستان امری ممکن است و پیشنهادهایی را برای تحقق آن ارائه‌ می دهم.

قوانین جمهوری اسلامی در خصوص زنان

قوانین جمهوری اسلامی چه‌ در حوزه‌ شخصی و چه‌ در حوزه‌ی عمومی موجب شده‌ است که‌ مردان بر زنان کنترل و برتری داشته‌ باشند. سیمون دوبوار در مقاله‌ی خود تحت عنوان “جنس دوم” سیستم مردسالار را مورد انتقاد قرار میدهد که‌ مرد را همچون اصل و مثبت پذیرفته‌ و برای زن یک هویت و موجودیت مستقل برخوردار نیست و زن در پیوند با مرد تعریف شده‌ است. در زبان انگلیسی از لغت مردان (men) هم برای اشاره‌ کردن به‌ جنس مذکر استفاده‌ میشود و هم برای اشاره‌ کردن به‌ انسان و بشر بکار میرود.

این در حالی است لغت زنان (women) تنها دلالت بر جنس مونث دارد و خود لغت نیز از کلمه‌ی مرد گردفته‌ شده‌ است. البته‌ مقصود دوبوار تنها این نیست که‌ تنها در حوزه‌ی زبان، زنان در جایگاهی کمتر از مردان قرار داده‌ شده‌اند بلکه‌ او به‌ این امر انتقاد دارد که‌ سیستم مردسالاری مجموعه‌ای از ویژگیهای منفی را به‌ زنان و مجموعه‌ای از ویژگیهای مثبت را به‌ مردان نسبت میدهد. انچه‌ دوبوار مطرح نموده‌ به‌ وضوح در قوانین جمهوری اسلامی برجسته‌ شده‌ است.

بطور مثال برطبق ماده ۱۱۱۷، قانون مدنی شوهر میتواند مانع همسرش بشود که‌ در بیرون از خانه‌ کار بکند اگر او تشخیص دهد که‌ این امر به‌ بنیاد خانواده‌ و رفتار زنش آسیب میرساند. بدین ترتیب شوهر بر مبنای قانون میتواند به‌ همسر خود اجازه‌ دهد که‌ در بیرون کار کند یا اینکه‌ در خانه‌ بماند. ماده ۱۰۵، قانون مدنی ، همه‌ مسئولیت در خانواده‌ را به‌ مرد سپرده‌ است:”در رابطه‌ زناشویی، مرد به‌ عنوان سرپرست خانواده‌ مسئول است.”

همچنین زنان در ایران برطبق قانون نمیتوانند عهده‌دار برخی از مسئولیتهای سیاسی و عمومی گردند. بر مبنای ماده‌ ۱۱۵، زنان نمیتوانند رئیس جمهور بشوند و ماده‌ ۱۶۲، آنان را از پست ریاست قوه‌ قضائیه‌ محروم کرده‌ است. ماده ۲۰۹، قانون مدنی نیز به‌ وضوح زنان را کمتر از مردان تعریف نموده‌ است: “زندگی یک زن به‌ اندازه‌ی نصف زندگی یک مرد بها دارد.” به‌ همین جهت اگر یک زن بر اثر حادثه‌ رانندگی کشته‌ شود، خانواده‌ مقتول نصف دیه‌ی یک مرد را دریافت میکنند.

در پاسخ به‌ این قوانین ناعادلانه‌، جمعی از زنان ایران در تاریخ ۲۲ خرداد ۱٣٨۵، دفترچه‌ قوانینی را تهیه‌ نمودند که‌ شامل تمام قوانین ناعادلانه‌ای بود که‌ بر زندگی زنان تاثیرات منفی دارد. سه‌ ماه‌ بعد این فعالان مدنی کمپینی را تحت عنوان “یک میلیون امضاء” برای تعییر این قوانین آغاز نمودند.

اگرچه‌ تلاش این فعالان نتوانسته‌ است هیچ یک از قوانین مورد انتقاد را تغییر دهد ولی توانسته‌ است پیوند وسیعی میان فعالان فمینیستی و زنان کمتر فعال و تاحدی حاشیه‌نشین ایجاد کند. همچنین این کمپین بحث عدالت در قانون و جایگاه‌ زنان در اسلام و قوانین اسلامی را بطور جدی در سطح جامعه‌ ایران مطرح نمود. زنان کرد در ایران از سویی هیچ قدرتی نداشته‌اند تا قوانین جمهوری اسلامی را تغییر دهند، از سوی دیگر آنان بدلیل اختلاف و تنش میان کردها و مرکزگراها (بالاخص فارس ها) تمایل چندانی برای مشارکت جدی در کمپین یک میلیون امضاء نشان ندادند.

زنان شرق کردستان و سیاست

زنان کرد در شرق کردستان از لحاظ سیاسی چه‌ در جمهوری اسلامی و چه‌ در جنبش ملی کرد از قدرت چندانی برخوردار نبوده‌اند. براساس آمار سازمان صلح ملل متحد، زنان ٣.۱% پارلمان ایران را تشکیل میدهند و بیشترین میزان مشارکت زنان در پارلمان ایران به‌ دوران خاتمی در سالهای ۲۰۰۰-۱۹۹۷ برمیگردد که‌ ۴.۹% بود. در تاریخ جمهوری اسلامی ایران، زنان به‌ ندرت توانسته‌اند پستهای کلیدی را در دولت بدست آورند. در سال ۲۰۰۹ برای اولین بار یک زن، مرضیه‌ وحید دستجردی، به‌ عنوان وزیر بهداشت و تندرستی تعیین شد.

در سال ۱٣۹۲هرچند ۷۰% زنان شرکت کننده در انتخابات ریاست جمهوری به‌ حسن روحانی رای دادند ولی تمام وزیران کابینه‌ ایشان مرد هستند. اگرچه‌ حضور زنان ایرانی در پارلمان و دولت بسیار کمرنگ بوده‌ است ولی جایگاه‌ زنان کرد در ایران از آنان بسیار ضعیفتر است.

در ٣۶ سال گذشته‌ در جمهوری اسلامی ایران هیچ زن کردی به‌ پارلمان ایران راه‌ پیدا نکرده‌ است. هیچ زن و مرد کرد نیز به‌ عنوان وزیر تعیین نشده‌ است. بدین جهت مشارکت و پایگاه‌ سیاسی زنان ایرانی غیر کرد(بالاخص فارس) بهتر از موقعیت سیاسی زنان و مردان کرد است.

زنان کرد نه‌ تنها در جهموری اسلامی از قدت سیاسی برخوردار نبوده‌اند بلکه‌ در درون احزاب کردی نیز به‌ حاشیه‌ رانده‌ شده‌اند. تمام احزاب شرق کردستان در ۷۰ سال اخیر از رهبران مرد برخوردار بوده‌اند. در حزب دمکرات کردستان ایران که‌ قدیمی‌ترین حزب شرق کردستان است برای اولین بار یک زن، فوزیه‌ قاضی، در سال ۱۹۷۹ در کنگره‌ی ۴ این حزب به‌ عضویت کمیته‌ی مرکزی انتخاب شد. فوزیه‌ قاضی بعدا به‌ همراه‌ ۶ تن دیگر از اعضای کمیته‌ی مرکزی، از این حزب جدا شد. زنان در ادامه‌ در حزب دمکرات تا کنگره‌ی ۱۱ نتوانستند به‌ شورای رهبری راه‌ پیدا کنند. در سالهای مابین کنگره‌ی ۱۱ تا ۱۴ حزب دمکرات کردستان ایران یعنی تا سال ۲۰۰۷، خدیجه‌ معزور تنها زن عضو رهبری بوده‌ است.

از کنگره‌ی ۱۴ به‌ بعد، حزب دمکرات کردستان “تبعیض مثبت” را برای حضور زنان بکار برده است و اینک ۵ زن در شورای رهبری این حزب حضور دارند. البته‌ باید این نکته‌ را گوشزد کرد که‌ حضور بیشتر زنان در شورای رهبری حزب دمکرات کردستان لزوما به‌ معنای آن نیست که‌ زنان از قدرت بیشتری برخوردار گشته‌اند. بطور نمونه‌، کوێستان فتوحی، عضو کمیته‌ مرکزی حزب دمکرات کردستان، این امر را بارها مورد انتقاد قرار داده‌ است که‌ در کمیته‌ای که‌ برای مذاکرات میان حزب دمکرات کردستان و حزب دمکرات کردستان ایران تشکیل شده‌ است، هیچ عضو زنی از کمیته‌ مرکزی طرفین حضور ندارد.

حضور زنان در شورای رهبری حزب کومله‌ نیز بسیار کمرنگ بوده‌ است. به‌ گفته‌ فریبا محمدی، عضو دفتر سیاسی کومله‌ زحمتکشان کردستان، در سالهای آغازین فعالیت کومله‌ یعنی سالهای ۱٣۵۷-۱٣۶۲ هیچ زنی در شورای رهبری این حزب حضور نداشته‌ است.

در حزب کومله‌ زنان برای اولین بار در کنگره‌ی ۹ این حزب در سال ۲۰۰۰ توانستند به‌ شورای رهبری راه‌ پیدا کنند. هم اکنون فریبا محمدی در کومله‌ زحمتکشان کردستان و ناهید بهمنی درکومله‌ زحمتکشان کردستان ایران تنها اعضای زن شورای رهبری این دو حزب هستند. هر دوی این زنان در حزب متبوعشان به‌ عضویت دفتر سیاسی انتخاب شده‌اند. احزاب کومله‌ از تبعیض مثبت برای حضور بیشتر زنان در شورای رهبری تاکنون استفاده‌ نکرده‌اند.

از لحاظ نظامی نیز احزاب دمکرات و کومله‌ در تاریخ مبارزاتشان هیچ فرمانده‌ی زنی نداشته‌اند. همچنین براساس آمار کمیسیون امور اجتماعی حزب دمکرات کردستان، از میان نزدیک به‌ ۵۰۰۰ شهید حزب دمکرات تنها ۲٨ تن آنان زن بوده‌اند. همه‌ اینها نشانگر اینست که‌ مردسالاری نقطه‌ی مشترک میان همه‌ احزاب کرد در شرق کردستان و در جبنش ملی کرد در شرق کردستان بوده‌ است. مردسالاری نقطه‌ی مشترک میان همه‌ی این احزاب است. برای جنبش ناسیونالیستی کرد در شرق کردستان موضوع عدالت جنسیتی و موقعیت زنان اهمیت چندانی نداشته‌ است.

این احزاب این انتقادات را بیشتر اینگونه‌ پاسخ میدهند که‌ زنها نیز مانند مردان میتوانند خود را برای عضویت شورای رهبری کاندید بکنند یا اینکه‌ میگویند فاقد زنان توانمند برای عهده‌گیری پستهای کلیدی هستند. در مورد این پاسخها باید گفت که‌ یکی از وظایف اصلی یک حزب ناسیونالیستی تقویت نیروی انسانی ملتی است که‌ برای آن مبارزه‌ میکند و زنان کرد بخش عمده‌ی این ملت هستند. برای مثال اگر آنقدر که‌ دکتر قاسملو بر مسایل چپ و “سوسیالیزم دمکراتیک” تاکید و پافشاری نمود، به‌ همان میزان نیز بر فمینیزم تاکید میکرد، تردید ندارم حضور زنان در حزب دمکرات و جنبش ملی کرد بسیار پررنگتر می‌بود.
زنان در جامعه‌ شرق کوردستان
بطور کلی زنان در جامعه‌ ایران تحت ستم مردان هستند ولی شدت این خشونت ها نسبت به‌ زنان در میان کردها بیشتر است. خشونت نسبت به‌ زنان میتواند به‌ اشکال مختلفی انجام بگیرد. قتل ناموسی یکی از شیوه‌های پلید خشونت علیه‌ زنان است که‌ در آن فردی، که‌ در بیشتر موارد مرد است، زنی را که‌ معمولا از فامیل درجه‌ یک خودش است به‌ قتل میرساند تا به‌ گفته‌ خویش شرف و آبروی خود را حفظ کند.

براساس تحقیقی که‌ یک سازمان مستقل نروژی(Ladinfo) انجام داده‌، قتل ناموسی در سراسر ایران رخ میدهد ولی این پدیده‌ بیشتر در مناطق غیر فارس نشین متداول است. برمبنای تحقیق این سازمان، پدیده‌ قتل ناموسی در مناطق کردنشین شایع است و استان ایلام بیشترین میزان قتلهای ناموسی را دارد.

خودسوزی زنان پدیده‌ی دیگری است که‌ در زنان خود عامل مستقیم مرگ خویش هستند، اما افراد دیگری نیز در رخ دادن آن موثر هستند. در سطح جهانی، ایران بعد از هندوستان بیشترین آمار خودسوزی را دارد و زنان ۷۱% قربانیان خودسوزی را تشکیل میدهند.

خودسوزی در مناطق غیر فارس نشین بیشتر است و استانهای ایلام و لرستان بیشترین میزان خودسوزی زنان را دارند (Boostani). اینها نشانگر اینست که‌ زنان کرد در مقایسه‌ با زنان بخشهای دیگر بالاخص در مقایسه‌ با بخشهای عمدتا فارس نشین بیشتر مورد خشونت قرار میگیرند. خشونت بر علیه‌ زنان تنها از طریق مردان انجام نمیگیرد بلکه‌ گاهی زنان توسط زنانی دیگر مورد خشونت قرار میگیرند.

در تحقیق میدانی که‌ شهین بایزیدپور در شهرستان بوکان در خصوص ۱۰۰ مورد پدیده‌ خودکشی و خودسوزی زنان انجام داده‌ است، نزدیک به‌ ٨۰% قربانیان از سوی زنی دیگر (مادر، خواهر و …) سرزنش شده‌ و مورد دشنام قرار گرفته‌ بودند. بدین جهت بسیاری از زنان در شرق کردستان ارزشهای مردسالارانه‌ را در درون خود نهادینه‌ نموده‌اند و این زنان از ظاهری زنانه‌ و افکاری مردانه‌ برخوردارند.

نتیجه‌ گیری
فعالین فمینیستی در شرق کردستان لازم است بطور همزمان دو مبارزه‌ را به‌ پیش ببرند. اولا علیه‌ مردسالاری جنبش ناسیونالیستی کرد مبارزه‌ کنند و ثانیا علیه‌ مردسالاری در جامعه‌ کردستان فعالیت کنند. مردان کرد این فرصت را داشته‌اند که‌ به‌ مجلس ایران بروند و بطور کلی مردان رهبری جنبش ملت کرد را برعهده‌ داشته‌اند ولی آنان در هیچ زمینه‌ای نتوانستند قدرت جمهوری اسلامی و هژمونی فارس ها را به‌ چالش بکشند.

به‌ همین جهت زنان کرد در شرق کردستان باید هویت خود را در جنبش ملی کرد پیدا کنند. به‌ عبارت دیگر اگر زنان کرد میخواهند که‌ در مبارزه‌ ملی مشارکت کنند، لازم است بار دیگر این مشارکت را از طریق احزاب مردسالار شرق کردستان انجام ندهند. شاید ایده‌ی رویا طلوعی نسبت به‌ “تشکیل اولین حزب فمینیستی زنان کرد” راهی باشد تا زنان هویت خود را در مبارزه‌ و جامعه‌ ملت کرد بازتعریف و تقویت کنند.

Sources:
M. Bennet, Judith. “Feminism and History”
Connell, RW. “Gender and Power”
Nicholson, Linda. “The Second Wave,” Published in Great Britain in ۱۹۹۷
LANDINFO, “Report Iran: Honour Killings” Published In May ۲۰۰۹
Official Laws against Women in Iran from www.wfafi.org/laws.pdf
Boostani, Dariush. “Women victims of self-immolation: a ‘Grounded Theory’    Study in Iran, Published in ۲۰۱۲
www.feministshcool.com
“States held by women in national parliament” from:
data.un.org
Tisdall, Simon. “Iran Appoints First Female Minister for ٣۰ Years,” Published in Guardian:
www.theguardian.com
Esfandiari, Haleh. “The women’s Movement” from:
iranprimer.usip.org

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)