در چیستى هدف حرکت ملى اذربایجان ؟
بعنوان یک فردی که دغدغه مسله ملی در اذربایجان را دارم.در مواجهه با دوستان از دیگر ملیتها یا حتی از ملیت تورکی خودم(خانواده یا دوستان)که کنجکاو هستند که هدف و غایت حرکت ملی اذربایجان (که من هم عضو کوچکی از ان هستم)چیست؟یا ابزار کار یا برنامه این حرکت برای رسیدن به این اهداف چیست؟بعضا در جواب سؤالها سردرگم میشوم.
به راستی که ما چه میخواهیم؟جواب دادن به این سوال به ظاهر اسان در واقع کار اسانی نیست!وانگهی این ما شامل طیف گسترده ای از افراد یا گروهها یا طبقات میشود که میتوانند خواستهای متفاوت داشته باشند و این بخاطر طبعیت انسانی شان طبیعی است که انسانهای مختلف غایات متفاوتی داشته باشند.و بالاتر از ان بی انصافی است که من خواسته خودم را که ممکن است خواسته همه نباشد به جمع کثیری تعمیم دهم که ممکن است مانند من فکر نمی کنند،البته ممکن است که من بعنوان یک فرد شاید مهم نباشم،اما بعنوان فردی از جمع ممکن است که خیلی ها مشکل من را داشته باشند یا بعنوان نمونه ای از جمع،میتوان گفت که مسله گریبانگیر جمع است.
ما چه میخواهیم؟من برای حل این موضوع راهی را برگزیدم که اکثر مخاطبانم را قانع کردم یا به ظاهر با من هم رای یا هم دردی نشان داده اند!شگفت انگیز اینکه حتی بعضاً مخالفان سرسخت حرکت ملی اذربایجان هم در شمار این سوال کنندگان بودند که هم رایی ظاهری خود را اعلام میکردند!اما من چه جوابی دادم؟من جواب ندادم که ما چه میخواهیم!من این سوال را معکوس سازى کردم! به این صورت که ما چه چیزی نمی خواهیم؟
همانطور که خواستن امری متظمن نخواستن اموری دیگر است به همان نسبت هم نخواستن امری متظمن خواستن امور دیگری است!در واقع با نخواستن امورى،که اکثر مخاطبان هم با ان هم رایی کردند،غیر مستقیم طالب امورى میشویم که ممکن است خواست ان در در بدو امر موجب گسست جبهه ما یا قوى تر شدن جبهه مقابل شود،اگر کمى هم صادقانه تر قضاوت کنیم خلقهاى تحت ستم در بدو امر از خواسته ها وحشت زده هستند و این البته شامل خلق تورک هم میشود.(بخاطر اینکه خواسته ها متظمن هزینه های جنبی مادی و جانی است که از طرف دشمنان ازادی هم دایما بزرگنمایی میشوند)برای ایجاد اتحاد بین توده ملت تورک (با خواسته های ناهمگون)و برای یافتن دوستانی از دیگر خلقها و ملتها بهترین عمل نه برجسته کردن خواسته ها،بلکه اتحاد بمعنای عملی در برجسته کردن ناخواسته ها می باشد.
مثلا اگر بخواهیم چند مورد را خلاصه وار ذکر کنیم
۱ـ ما از تحقیر قومی و ملی چه بصورت جوک های تحقیر امیز یا نمایش و فیلم های مورد حمایت دولت رنج می بریم و در نخواستن این همه ما متحد و هم راى هستیم،(گفتن این نقطه را خالی از ذکر نمی دانم که خلق و دولت سلطه گر برای قتل غرور و اعتماد به نفس خلقهای تحت سلطه در استفاده از ادبیات تحقیر کننده بصورت مستمر پافشارى میکنند)
۲ـ ما از تبعیض اقتصادی رنج میبریم،و این تبعیض را نمی خواهیم!وردی شهرهای ما زندان و پادگان و ورودی شهرهای مرکز و فارس نشین مراکز تولید و کارخانه تشکیل میدهد،سند زنده ترش مهاجرت هر ساله ما برای گذران زندگی و پیدا کردن کار به شهرهای مرکز و تهران است که این تبعیض اقتصادى اشکار را عریان میکند.ما نمی خواهیم معادن ما برای فراوری به اصفهان و کرمان منتقل شوند،جاده هاى ما مملو از تریلی هایی است که خاک و سنگ ما را به مرکز منتقل میکنند!لااقل فراوری اش را هم در خاک اذربایجان بکنید تا لااقل گرسنه های اذربایجان از ان کمی بهره مند شوند و البته مرگ ومیر ناشی از تصادف هم در جاده ها تقلیل مى یابد.اذربایجان جزو استانهای مهاجرفرست است،و این خود دلیلی بر وجود تبعیض اقتصادى به سود خلق فارس و به ضرر خلقهاى غیر فارس در ایران است.
۳ـ ما از تاریخ سازی جعلی به مدد رانت های نفتی بیزاریم!ما را همانطور که هستیم قبول کنید!همانطور که ما شما را همانطور که هستید قبول میکنیم!ما نمی خواهیم از ما ازمایش ژنتیک گرفته شود که ما ژن اذری داریم یا اریایی یا تورکی.ما این برخورد را از هر تفکری که باشیم غیر انسانی و وحشیانه تلقی میکنیم.
۴ـ خشک شدن دریاچه اورمیه و بی عملی توام با بی تفاوتی دولت،دهن کجی و تهدید ما به نسل کشی است ،وقتی که اب خزر را میخواهند به جنوب خراسان برسانند یا اب کارون را به اصفهان،بی تفاوتی در مقابل خشک شدن دریاچه اورمیه و از دست رفته انگاشتن ان و تلقین ان به ما،روح و روان ما را می ازارد و خواسته هیچ کدام از ما نیست.
۵ـ ما سیستم اموزشی تحمیلی نمی خواهیم،سیستمی که زبان،مدنیت و فرهنگ ما را انکار میکند خواسته هیچ کدام از ما نیست.
۶ـ ما حق داریم که قوانین غیر انسانی و غیر حقوق بشرى را نخواهیم و معترض سرسخت قوانیین موجود و حتی خودسریهای خارج از قوانین موجود باشیم.قوانین ضد زن،قوانین علیه فعالین ملی و به ضرر خلقهای غیر فارس و قوانین علیه اقلیتهای دینی،قوانین علیه اقشار کم درامد،ناخواسته همه ما،و شدیدا مورد اعتراض ماست.
۷ـ ما نمى خواهیم حق راى مان را به دیگرى تفویض کنیم،ما انتخابات تحمیلی از پیش تعیین شده را نمی خواهیم،ما محق هستیم که هر کسی را با هر عقیده و تفکری انتخاب بکنیم یا نکنیم و بالاتر از ان ما احتیاج به قیم نداریم،سیستم و حکومت را نه تحمیل شده بر ما،که انتخاب شده توسط ما میخواهیم.
نهایتا دایره این ناخواسته ها قابلیت گسترش را دارد و حتما ما ناخواسته های زیاد دیگری هم داریم که بخاطر اینکه اصولا نگارنده قصد کوتاه نویسی دارد از قلم افتاده است،این ناخواسته ها مشروع است،هر کسى از مخالف تا موافق کوچکترین حدى از وجدانى ازاد داشته باشد با ما هم راى و متحد میکند و یا لااقل به دشمنى با ما بر نمى خیزد.و البته خواسته هایمان را دوباره میتوان به مانند سوال اولى از ناخواسته هایمان معکوس سازی کرد و به نتایج روشنی رسید!اما چرا ما احتیاج به طرح این مسله بصورت ناخواسته هایمان یا معکوس سازی داشتیم،همانطور که در بالا ذکر کردیم برای اتحاد در میان خلق اذربایجان و یافتن دوستانی همدل از میان دیگر خلقها و البته در نهایت حل هدفمند این مسله بصورت عقلانى ما ناگزیر از معکوس سازی سوال مزبور هستیم.البته ممکن است که از طرف بعضى از دوستان پیشنهاد این روش متهم به عدم جسارت و عافیت طلبى باشد،اما بنظر میرسد امروز ما بیش از انکه محتاج جسارت ناشى از شعارهاى بی پشتوانه و احساسى بشویم!احتیاج به اتحاد در بین خلق اذربایجان و یافتن دوستان مترقى براى پیشبردن هدف مترقى در میان دیگر خلقها داشته باشیم.
اوختاى بهزادى

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)