یوسف عزیزی بنی طرف
(نبرد اقتصادی عرب ها و غیر عرب ها در اهواز-۳ )
تاسیس نخستین شرکت اتوبوسرانی در اهواز
عبدالحسین عامری – از نوادگان شیخ نبهان عامری – در دهه پنجاه میلادی نخستین پمپ بنزین خصوصی را در محله آسیه آباد اهواز ایجاد کرد. این پمپ بنزین که ابتدا دستی بود بعدها برقی شد. نیز در همین دهه، شماری از شهروندان عرب اهوازی به نام های رمضان حمیدی، نعیم میاحی و جابر حمیدی (ابوناصر) نخستین شرکت اتوبوسرانی را در شهر اهواز تاسیس کردند. این شرکت، خصوصی بود ومالک چندین اتوبوس. تا آن هنگام فقط معدودی تاکسی و شمار بیشتری درشکه، کار حمل ونقل شهری را انجام می دادند وهیچ اتوبوسی در کار نبود.
مسیر اول این شرکت اتوبوسرانی از خیابان پهلوی (خمینی کنونی) شروع می شد و پس از عبور از پل معلق کارون به محله لشکرآباد (نهضت کنونی) و از آن جا به محله کمپلو (انقلاب فعلی) می رفت وبالعکس. مسر دوم از محله “آخر اسفالت” آغاز و به محله زیتون کارگری منتهی می شد وبالعکس. دولت در دهه شصت این شرکت خصوصی عربی را منحل و “شرکت واحد” دولتی را جایگزین آن کرد.
عرب ها مالکان اولیه محله های “زیتون”،”کورش” و”دغاغله”
محله “زیتون کارمندی” در اواخر دهه شصت میلادی (چهل شمسی) بر روی زمین های زراعی متعلق به حمود عامری (ابوفیصل) وشنّان عامری (ابوطارق) بنا گردید. این دو برادر، نواده های شیخ نبهان عامری بودند که در دوره حاج جابر و شیخ مزعل، حاکم اهواز بود. حمود و شنان عامری، زمین ها را به افراد و شرکت های عرب و غیر عرب فروختند تا برروی آن، محله “زیتون” کارمندی در شمال اهواز بنا شود. شهر اهواز بعد از محله “زیتون”، با ایجاد محله “کورش” (یا زویه سابق)، از سوی شمال گسترش بیشتری یافت. اینجا محله ای اعیان نشین به شمار می رود. در واقع عبدالرحمان عامری، برادر آسیه نبهانی و پسر عموی حمود عامری موسس اصلی محله کورش به شمار می رود. او در دهه چهل شمسی (شصت میلادی) کارخانه آجرسازی “آجر عامری” را در روستای “زویه”
( کورش یا کوی ملت کنونی) ایجاد کرد. اما در سال ۱۳۵۰ شمسی (۱۹۷۱م) کارخانه آجر سازی را تخریب کرد و به جای آن و در زمین های کشاورزی اطراف، منازل ویلایی ساخت و آنها را به شرکت نفت اجاره داد. این محله “کورش” نام گرفت که بعد از انقلاب، نام کوی ملت (حی الشعب) به خود گرفت.
دو سه سال بعد، عبدالوهاب عامری – همسر آسیه عامری – زمین های زراعی خودرا که متصل به محله یاد شده بود، به منازل ویلایی تبدیل کرد و محله “کورش” را تا ساحل رودخانه کارون گسترش داد. این منطقه، “فاز سه کورش” نام گرفت. اما بد اقبالی عبدالوهاب عامری این بود که اتمام ساختمان خانه های فاز سه کورش با پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ ش همزمان شد. از این رو حاکمان جمهوری اسلامی همه منازل و مستغلات فاز سه کورش را مصادره کردند و آنها را میان شرکت حفاری نفت، شرکت توانیر، شرکت مخابرات، شرکت صنایع فولاد و دیگر شرکت ها و افراد وابسته به خود تقسیم کردند. نیز در همان سال های پیش از انقلاب، فاز ۴ کورش را در زمین های زراعی ورثه شیخ نبهان عامری ایجاد کردند که منازل آن را بعد از انقلاب میان غیر عرب های مهاجر تقسیم کردند و فقط یک دهم از آنها را به عرب های بومی یعنی صاحبان اصلی آن دیار دادند.
شاه سابق در دهه سی شمسی (پنجاه میلادی) بخشی از زمین های زراعی ورثه شیخ نبهان عامری در روستای “دغاغله” را مصادره کرد و در آن پادگان دغاغله ومنازلی برای کارکنان شرکت توانیر ساخت که اکنون محل سکونت کارشناسان روسی است که در نیروگاه های برق شهرستان اهواز کار می کنند.
زمین های محله های “کارون”، “باهنر” و”سپیدار”
مالک زمین های زراعی که بعدها در آنها، محله های “کارون”، “سپیدار” و”باهنر” ایجاد شد، یک شهروند عرب اهوازی به نام حاج سباهی صخیراوی است. این محله ها در شرق اهواز واقع اند. در دوره شاه سابق، زندان کارون و کارخانه لوله سازی وابسته به شرکت نفت در محله کارون ساخته شدند. حاج سعدون فرزند سباهی صخیراوی کوشید تا سندهای این زمین ها را در اداره ثبت املاک به ثبت برساند و در این زمینه از کمک ها ونفوذ امیر خزعل پسر شیخ خزعل وآجودان شاه سابق نیز برخوردار شد. اما پس از پیروزی انقلاب بهمن ۵۷ همه این سندها لغو و محله های “باهنر” و”رسالت” بر باقی مانده آن زمین ها ساخته شد. حتی وجود عبدالوهاب صخیراوی – نوه سباهی صخیراوی – در راس کمیته های انقلاب اسلامی اهواز و دوستی اش با علی شمخانی در اوایل انقلاب نیز نتوانست مانع مصادره این زمین ها شود.
“آسیه آباد” و”حصیرآباد”
درسال ۱۳۳۹ ش (۱۹۶۰م) خانم آسیه عامری یکی از نوادگان شیخ نبهان عامری، زمین های زراعی موروثی پدر خودرا به منازل مسکونی تبدیل کرد وبه این ترتیب محله “آسیه آباد” ایجاد شد که از نام او گرفته شده است. آسیه عامری در مسایل اجتماعی وعشایری، زنی جسور به شمار می رفت. او زمین های زراعتی اش را فروخت تا در آنها، منازل ومستغلات ایجاد شود. عمده خریداران این خانه ها عرب ها بودند. محله “آسیه آباد” به تدریج گسترش یافت و از شمال به محله “زیتون کارگری” و از شرق به محله “حصیرآباد”پیوست. هم اکنون جمعیت محله آسیه آباد حدود پنجاه هزار نفر است.
محله “حصیرآباد” در اوایل دهه شصت میلادی (چهل شمسی) قرن گذشته بر روی زمین های زراعی حسن عامری – از نوادگان شیخ نبهان عامری – ایجاد شد. “حصیرآباد” از منطقه بی سیم – واقع بر فراز کوه المنجور – آغاز و تا منطقه میدان بارفروشان (میدان سابق میوه) ادامه می یابد. درکنار این میدان، قبرستان عرب های مسیحی است که دیواری دورادورش را گرفته. پس از سیل سال ۳۹ شمسی، دولت شاه، زمین های حسن عامری را مصادره کرد و آنها را عمدتا در اختیار سیل زدگان غیر عرب سایر مناطق قرار داد تا به نحوی در تغییر بافت جمعیت بخش شرقی اهواز به زیان عرب ها عمل کند.
محله های “باغ شیخ”، “گلستان” و”کیان پارس”
محله “باغ شیخ” یا بستان الشیخ، نام اش را از باغ شیخ خزعل می گیرد که در اوایل قرن بیستم در این محله بود. در این باغ، انواع میوه و سبزیجات کاشته می شد و اساسا باغبانان، هنگامی که شیخ خزعل از محمره به اهواز می آمد، سبزیجات و میوه اش را از این باغ تامین می کردند. مدرسه چاسبیه (منسوب به شیخ چاسب فرزند شیخ خزعل) در نزدیکی این باغ قرار داشت که در دوره رضاخان پهلوی به دبیرستان شاپور تغییر نام یافت. ماهیت آن نیز تغییر کرد و مواد درسی از عربی به فارسی تغییر یافت. از آن هنگام تاکنون، تدریس زبان عربی در مدارس برای ملت عرب اهواز ممنوع شده است. در واقع این نخستین دبیرستانی بود که در اهواز تاسیس شد. بعد از آن دبیرستانی به نام دبیرستان منوچهری در شمال شرق اهواز ایجاد شد. ساختمان این دبیرستان، قبلا اصطبل اسب های شیخ خزعل و فرزندانش بود.
در اینجا می بینیم که دولت رضاخان در ابتدای کار برای نهادهای دولتی، نظامی و آموزشی خود از ساختمان های وابسته به شیخ خزعل و شیخ عبدالحمید – حاکم اهواز- استفاده کرد.
کوی “گلستان” در دوره پهلوی دوم و بر روی زمین های زراعی سادات عرب نعمتی (آل سید نعمه) ایجاد شد. از اینها بارزتر، سید کریم و سید یوسف نعمتی بودند که روابط نزدیکی با رژیم محمدرضا پهلوی داشتند. به عنوان مثال، سازمان امنیت واطلاعات کشور (ساواک) در دوره شاه، ساختمان مرکزی خودرا در محله امانیه اهواز از سید یوسف نعمتی اجاره کرده بود. او ساختمان ها و مستغلات چندی در محله امانیه داشت.
نیز عزیز جرج، تاجر عرب مسیحی اهوازی مالک زمین های زراعی وسیعی در منطقه “سید عباس” بود که در دوره شاه، “کیان پارس” نام گرفت. رضاخان پهلوی مالکیت بخشی از این زمین ها – نزدیک به شط کارون – را به شماری از تاجران زردشتی یزد داد تا در خلع مالکیت از عرب ها کمک کرده باشد. شماری باغدار بهایی اصفهانی هم بودند که به طور موسمی برای صیفی کاری به “سید عباس” می آمدند. در دوره حاکمیت عرب ها بر این شهر یعنی تا سال ۱۹۲۵، زردشتی ها هیچ گونه مالکیتی در اهواز نداشتند.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)