قرآن گردی(۶)
این شماره:
قصاص برای اعدام!
چون غرض آمد هنر پوشیده ماند
صد حجاب از دل سوی دیده شد
چون دهد قاضی بدل رشوت قرار
کی شناسد ظالم از مظلوم زار؟(مثنوی مولوی/دفتراول)
اعدام برای قصاص با قصاص برای اعدام تفاوت دارد.
در اعدام برای قصاص ،فی نفسه ذات قصاص به همان مفهوم قرآنی منظور است؛(زندگی)!
اما در قصاص برای اعدام قصد قصاص نیست.قصاص به معنای کیفر دادن و مجازات کردن این جامنظوراست(اعدام)!
دو موضوع قصاص و اعدام ها در نظام ج.ا.ا.،بحث همیشگی ست.
از مفاهیم کشدار و البته پرطمطراق است برای موافق و مخالف.
و بواسطه همان،نظام ج.ا.ا.،جامعه بین المللی را با خود درگیر کرده است.
در مورد قصاص و اعدام باید مواردی را ازهم تفکیک کرد:
۱-آنچه در قرآن از معنای آیه:
«ولکم فی القصاص حیاه یا اولی الالباب»(ای صاحبان خرد قصاص برای شما موجب حیات و زندگی است).
متبادر می شود همان قصاص به مفهوم زندگی ست.هیچ تردیدی نیست. و تباینی با توصیه به عفو،بخشش وصبر رحمانیت ومهربانی ندارد.
و ایضا در مورد آیات دیگر:
«و جزاء سیئه سیئه مثلُها… و لمن انتصر بعد ظلمه فاولئک ماعلیهم من سبیل». (شوری۴۰و۴):)جزاى هر بدى، بدى است همانند آن … بر کسانى که پس از ستمى که بر آنها رفته باشد انتقام مىگیرند، ملامتى نیست).
«و ان عاقبتم فعاقبوا بمثل ما عوقبتم به و لئن صبرتم لهو خیرٌ للصّابرین» (نحل؛۱۲۶)اگر عقوبت مىکنید، چنان عقوبت کنید که شما را عقو بت کردهاند. و اگر صبر کنید، صابران را صبر نیکوتر است).
«فمن اعتدى علیکم فاعتدوا علیه بمثل ما اعتدى علیکم».(بقره؛۱۹۴):
(پس هر کس بر شما تعدى کند به همان اندازه تعدىاش بر او تعدّى کنید).
«کتب علیکم القصاص فى القتلى الحّر بالحّر و العبد بالعبد و الانثى بالانثى، فمن عفى له من اخیه شىء فاتباع بالمعروف و اداء الیه باحسان ذلک تخفیف من ربکم و رحمه، فمن اعتدى بعد ذلک فله عذاب الیم».(بقره؛۱۷۸):(اى کسانى که ایمان آوردهاید درباره کشتگان، بر شما حق قصاص مقرر شدهاست: آزاد عوض آزاد و بنده عوض بنده و زن عوض زن و هر کس که از جانب برادردینىاش یعنى ولىّ مقتول، چیزى در حق قصاص به او گذشت شود، باید از گذشت ولىّ مقتول به طور پسندیده پیروى کند و با رعایت احسان، خونبها را به او بپردازد. این حکم تخفیف و رحمتى از پروردگار شماست، پس هر کس، بعد از آن از اندازه درگذرد، وى را عذابى دردناک است).
این آیات که مصداقی ست از شرح قصاص است ،که در زمانه پیامبر وآداب وسنن آن دوره مردم را به عدم افراط ترغیب می کند و برای این دوره بعضا هیچ صورت عقلانی ندارد.
همه تفاسیر و تبیین مفسرین ازاین آیات،متفاوت ومختلف است ونمی توان با ضرس قاطع از آن قانون مشترک و دائمی اخراج کرد.
چشم در برابر چشم والخ…رفتاری است که اینک هر انسان متمدن و عاقل امروزی نخواهد پسندید.برای اجرای مجازات نوعی بدل (حکم ثانویه)هم هست.
۲- همه موضوع قصاص اعدام نیست.
اعدام بخشی از اجرای قصاص،بدلیل قتل عمد است، که در آن نیز قضاوت قاضی خیلی مهم وتاثیر گذار است:
بقول مولانا در مثنوی(دفتر دوم):
قاضی بنشاندند،او می گریست
گفت نایب قاضیا گریه ز چیست؟
این نه وقت گریه و فریاد تست
وقت شادی و مبارک باد تست
گفت:آه چون حکم راند بی دلی
در میان آن دو عالم جاهلی؟
آن دو خصم از واقعه خود واقفند
قاضی مسکین چه داند زآن دو بند
جاهلست و غافلست از حالشان
چون رود در خونشان و مالشان
یک لغزش،یا ناآگاهی و یا سوء نظر و نیّت قبلی و تبانی قاضی می تواند منجر به حکم و انشای اجرای قصاص (بدلیل قتل عمد و قطع عضو و مثل آن )شود.در حالیکه کنش و واکنش های پیرامون آن قتل یا واقعه وحادثه،مساله دار است؛و نیاز به بررسی و زمان بیشتر و تعامل و اتفاق نظر دارد.
۳- چنانچه اعدام برای برای قصاص بدلیل قتل عمد صورت گیرد،اجرای حکم قرآنی ست.ونمی توان بدلیل خوشامد ویا ناخوشامد فرد ویاگروهی آنرا تعطیل کرد.
هرفرد با هر مرام و هر عقید و دین اگر خود را جای خانواده مقتول و آسیب دیده بگذارد بطور باطنی میل به انتقام در وجودش شعله ور خواهدشد.
همانطور که بخشش،عفو،صبر،مهربانی و عطوفت وایثار در نهادآدمی وجود دارد،میل به انتقام و مجازات هم هست.
شما تصور کنید به ناموس،فرزند و دختر شما تجاوز شود یا تمام اموال تان سرقت شود یا نقص عضوی صورت گیرد،وعمدی بودن محرز باشد،حس مجازات و انتقام بوجود خواهد آمد.لذاحکم به قصاص که امری طبیعی و مطابق قانون طبیعت (همان سنت لایتغیر خداوند)است-داده خواهدشد.
۴-یک موضوع مهم و زیربنایی در ساختار اجرای قصاص اهمیت بالایی دارد. وشرط اصلی اجرای حدود (مثل قطع دست سارق)و نیز قصاص می باشد.
همانطور که در سالهای نخست انقلاب در زمان تدوین قوانین،توسط مجلس شورای اسلامی در مواجهه با شورای نگهبان این بن بست بوجود آمد.موضوع احام اولیه و ثانویه است.
احکام اولیه تازمانی قابل اجرا است که محمول ومفعول در اجرای فعل درست و در صحت کامل باشد.لذا برای همین است که مثلا به بیمار اجازه داده می شود تا زمان تندرستی از گرفتن روزه استنکاف کند. واین ستنکاف می تواندتا آخر عمرش ادامه یابد و او هیچگاه روزه نگیردوحکم اولیه وجوب روزه برای این فرد بیمار حرام و غیر لازم است.
جامعه هم همین است. جامعه یک وجود زنده ومستقل از افراد است و چنانچه بیمار باشد باید برای او نسخه درمان پبچید.
این نسخه در طول زمان متفاوت است.یعنی زمانی مثلا قرص آسپرین برای فلان مرض خوب بود ولی امروز مثلا کامل تر و بهتر آن ساخته شده است و قبلی منتفی ست .
خود قرآن هم با انشای ناسخ و منسوخ همین را می خواهدبگوید.
قانونگذار برای تثبیت و تصویب قوانین سلبی و ایجابی حال جامعه و زمان را باید بفهمد و چنانچه طبیب(قانونگذار)حاذق و ماهر ودانا وعاقل باشد برای پیشرفت و ترقی جامعه برنامه های بهتری رابه اجرا می گذارد.
لذا در یک دولت دینی(یا حکومت دینی)نمی توان با ضرس قاطع بگوئیم این نص است و غیر آن نیست.این است وجز این نیست؛ و مثل اخباریون بگوئیم ما از خودمان حرفی جز قال الباقر وقال الصادق نداریم!!؟
در زمان پیامبر جامعه محدود و کوچک بود ،اما الان خیلی حجیم و با انواع بیماری و ناتوانی دست به گریبان است لذا احکام اولیه صرفا جایی لازم می شود که همه چیز در جای خودش باشد.وازآنجاکه دراین زمان امکان آن نیست این احکام ثانویه است –که متغیّر هم هست-جای آن را می گیرد و ممکن است برای همیشه جای احکام اولیه را هم بگیرد!
اما اینکه گفته شده است قرآن بیش ازآن که به قصاص وانتقام ومجازات اهمیت بدهد به عفوومهربانی به صبر و بخشش اهمیت داده وبکرات از آن سخن گفته منافاتی با قصاص بماهو قصاص ندارد.
بقول منطقیون جمع ضدین محال نیست. این جمع نقیضین است که محال است.
اتفاقا گفته شده است جمع ضدین سبب حرکت و تحول می شود.
لذا قرآن علاوه بر انشای حکم قصاص در ذیل آن توصیه به بخشش هم می کند.
اینجا اندازه فهم،شعور،آگاهی و دانش خیلی اثر دارد. می تواند عامل به قصاص را به بخشش و عفو سوق دهد.
همین اطلاع رسانی های اخیر در مورد قصاص،و لذت بخشش به سرعت بخشش در مقابل قصاص فزونی داد.
۵- اما نوع قصاص و اعدام های بی رویه در نظام جمهوری اسلامی هیچ ارتباطی با قصاص ندارد.
صرفا مجازاتی ست که قاضی به نیّت و قصد وآگاهی خود انشای حکم داده و همانطور که می دانیم اکثر حاکمان شرع وقاضی های دادگاهها(علی الخصوص انقلاب و ویژه روحانیت)افرادجوان با سن ۲۰ سال وکمی بالاتر بوده است.
که با توجه به سوابق اختلافات که منشا آن به قبل ازانقلاب (و در درون زندان) هم می رسد،کینه و حس انتقام جویی، کشته پشته کشته کرد تا جایی که خون را با خون شستند.
اعدام های فله ای در سال ۶۷ و برخی اشخاص مثل صادق قطب زاده و سیدمهدی هاشمی و امید نجف آبادی و اخیرا مه آفرید(به دلیل مفسد اقتصادی) وخسروی (بدلیل جاسوسی)از این دست اعدام هاست که محل تشکیک است و همین خود دلیل مستقلی ست که نظام حاکم در سراشیبی انتقام گیری و برای بقای قدرت دست به چنین اعدام هایی می زند.
والسلام
من الله توفیق
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
۱۴خرداد۱۳۹۳.
ادامه همراه با کامنت ها ومنابع مختلف در باره قصاص در اینجا:https://www.facebook.com/groups/quran.today/permalink/695802337153903/

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)