photo (12)علی عبادی جامخانه با ۶۴ سال سن و ۱۵ سال سابقه محبوس بودن در زندانهای دوره پهلوي ودهه ۶۰ که در فروردین ۱۳۸۸ همزمان با پسر و دختر و دامادش دستگیر و درنهايت، به “اتهام اقدام علیه امنیت ملی” به شش سال زندان و۱۰ سال تبعید به خلخال محکوم شد.
وي مهمترین اتهامش برگزاری مجلس خصوصی ( جشن تولد نوه خود) بود که در آن يادي از دوستان اعدام شده در سال ۱۳۶۷ را بازگو كرده بود، در پي اين اتهام بیش از ۴۰۰ روز در سلولهای انفرادی وزارت اطلاعات مشهد را گذراند و تا امروز بیش از ۲۰۰۰ روز در زندان بدون حتی یکروز مرخصی، دوران محکومیتش را سپري كرد.
آقاي عبادي تحت فشارهای بازجويي و انفرادي طولاني مدت دچار بیماریهایی چون فشار خون وپروستات شد و مشكلات جسمي بوجود آمده، رنج تحمل دوران حبس ايشان را در شرايط تاسف بار زندان وكيل آباد مشهد مضاعف كرد.
اينبار در زماني كه تنها ٤ ماه به پايان محكوميت آقاي عبادي باقيمانده بود، دستگاه قضايي با همكاري وزارت اطلاعات در طي برنامه اي تازه، اميد آزادي را براي خانواده ايشان به نااميدي تبديل كرد وبدون اطلاع قبلي وهيچ گونه حکم قضائی ویا دلیل قانوني اجراي اين تصميم، در تاریخ ۶ آبان وي را به زندان سرخس تبعید کرد. زندان سرخس نيز همانند وكيل آباد مشهد فاقد بند سياسي است و محل نگهداري زندانیان عادی با جرائم اعتیاد و قتل و… است و باتوجه به كهولت سن و بيماريهاي متعدد آقاي عبادي انتقال ايشان به مكان جديد و ناشناخته و دور از دسترس خانواده، گذراندن چند ماه پاياني محكوميت ٦ ساله را براي ايشان و خانواده سخت وطاقت فرسا كرد.
روز شنبه ۲۴ آبان ماه كه خانواده آقای عبادی با طی سختي مسير سه ساعته و گذراندن جاده های خطرناك، برای ملاقات به درب زندان سرخس مراجعه كردند، مسئولین زندان از ملاقات خانواده با ايشان امتناع كرده واعلام کردند زندانی ممنوع الملاقات می باشد ودلیل آن برای کسی روشن نمی باشد.

۲: آقاي مهدی جلیلی با ۶۱ سال سن و سابقه زندان در دهه ۶۰، در تیر ماه سال ۱۳۸۸ دستگیر و با سپری کردن بیش از ۲۵۰ روز درسلول انفرادی وزارت اطلاعات مشهد وفشارهای بسیارزیاد به اتهام “اقدام علیه امنیت ملی” به ۱۶ سال حبس محکوم شد که در دادگاه تجدید نظر به ۸ سال کاهش یافت واکنون با داشتن بیماریهای فراوان وگذراندن بیش از ۵ سال حبس بدون یک روز مرخصی، ايشان نيز بدون هیچ حکم قضائی و همزمان با آقاي عبادي به زندان درگز تبعید شد و هم اكنون ايشان نيز ممنوع الملاقات شدند.
سرگذشت خانواده اين دو زنداني تبعيد شده كه مجبور مي شوند براي ملاقات آنها هر هفته جاده هاي سخت و خطرناك زندانهاي سرخس و درگز را بپيمايند و حتي بدون پاسخي مناسب و محروم از ديدار آنها بازگردند،
يادآور كشته شدن خانواده پيمان عارفي و مجروح و به كما رفتن ماهها خواهر و مادر شهرام احمدي است كه آن دو نيز بي دليل به زندان هاي مسجد سليمان و رجايي شهر تبعيد بودند.
تبعيد به زندانهاي دور از محل زندگي زنداني، راه ديگري شده است براي شكنجه و عذاب خانواده و خود زنداني كه هم چنان ادامه دارد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)