در خبرها خواندم که فریدون شایان، نویسنده،مترجم و مدرس فلسفه در اثر کرونا در سوئد در گذشت.
در این چند روز در فضای مجازی ندیدم که از او یادی شده باشد و یا در رابطه با کار های او چیزی نوشته شده باشد.
چندین سال پیش در اواسط دهه نود میلادی مرکز فرهنگی انجمن ایرانیان در کپنهاک از او دعوت کرده بود که کلاس آموزش تاریخ فلسفه را برای علاقه مندان به عهده بگیرد. هر ماه یک بار از سوئد برای برگزاری این کلاسها به کپنهاک میآمد که من هم در این کلاسها شرکت میکردم. آنچه در اولین برخورد با او تعجب مرا بر انگیخت ساده پوشی و شخصیت خاکی این مرد بود. مردی آمد با یک کیسه پلاستیکی، از آن کیسههائی در فروشگاههای بزرگ برای خرید به مشتریان میدهند که در آن فلسفه با خود میآورد. مدرسی بود بسیار صمیمی و متواضع، به ویژه وقتی به فیلسوفان فرانسوی می پرداخت به گونهای از آنها سخن میگفت که آدم فکر میکرد با ژان پل سارتر بچه محل بوده و با آلبرکامو سینما می رفته. هر از گاهی هم از خاطرات زندان رفتن خود در زمان شاه با طنز چیزی می گفت. در میان خاطراتش از رفتن به مدرسه فرانسویها در تهران که گویا از طرف کلیسا اداره میشد برایمان گفت که شاید علاقه او به تاریخ فرانسه از همانجا شکل گرفته باشد.
شایسته است که کسانی با کارهای او آشنائی دارند دیگران را با آثار و ترجمههای او آشنا کنند.
یادش گرامی باد

فریدون شایان

هنوز نظری ثبت نشده است. شما اولین نظر را بنویسید.