فقدان مدیریت اب و نگاه تبعیض امیز در زاینده رود
اين تصوير كه كشاورزان با بيل و چوب دورتا دور قنات و چشمه اي جمع شده اند و براي اهالي روستاي مجاور بر سر سهم اب در حال رجز خواني و تهديد هستند، تصويري است كه حداقل در تاريخ ايران بارها تكرار شده است. اما در اين دوره با اين همه سيستم مديريتي مدرن و امكانات ابرساني و تجهيزات كه در دنياي امروز به كار جابجايي و حمل و نگهداري و پاكسازي و لايروبي اب ، طرح و استفاده ميشود هم ميتوان در فرم مدرن و بروز شده اش شاهد چنين صحنه هايي بود . كمتر از دو سال پيش كشاورزان با بيل و چوب كه نه با تراكتورهاي خود و پلاكارد و نوشته هايي در اصفهان تجمع كردند و كار چنان بالا گرفت كه نماينده ي تفت و ميبد اعلام كرد كه “خسارتي معادل ٣٠ ميليارد تومان به تاسيسات انتقال اب از زاينده رود به يزد وارد شده است و مسبب ان هم دروغ پردازي مسؤولان است. “zayandeh rud
زاينده رود از كوههاي زاگرس ( زرد كوه بختياري) سرچشمه ميگيرد و بعد از طي حدود ٤٠٠ كيلومتر به سمت شرق ايران به تالاب گاوخوني ميريزد . حوزه ي ابريز اين رودخانه در بهترين شرايط ٣٨ مترمكعب بر ثانيه اب دارد و چندين سال است كه كشاورزان بخش اصفهان به كم شدن حقه اب و انتقال اب به استانهاي شرقي مانند يزد و كرمان و كاشان معترضند . ميزان اب برداشتي در شمال رودخانه حدود ٤٩٠ ميليون مترمكعب است و به گفته ي كارشناسان از سهم ومقدار اب ورودي از چشمه هاي جوشان در فريدون كنار كه يكي از جريانهاي مادر منبع تغذيه ي رود است هم بيشترميباشد . در مورد ديگر برداشت اب ميانگين از رودخانه به طور متوسط ، ٢/٦ مترمكعب بر ثانيه در استان چهارمحال بختياري و٢٢/٨ مترمكعب بر ثانيه در اصفهان است ، در حاليكه اب جبراني برگردانده شده از كارون به زاينده رود بسيار كمتر از اين است. نتيجه انكه با روش مدرن اما مشابه سيستم سنتي ، كشاورزان بالا دست و پايين دست هم را متهم ميكنند به استفاده بيش از اندازه از سهم اب وضع شده . اما كافيست نگاهي به سياهه ي سدها و خروجيها و وروديهاي زاينده رود بياندازيم تا بدانيم حتي اگر اين رودخانه از كوههاي هميشه برفي الپ سرچشمه ميگرفت و بارانهاي هميشگي منطقه اي در اب و هواي مديترانه اي هم بر ان مي باريد ،مي خشكيد و تمام مي شد ،چه رسد به منطقه ي بياباني و نيمه بياباني در مركز ايران با خاك تشنه و بارانهاي موسمي كم جان و ميزان تبخير سالانه دوبرابر ميزان بارش . دو تونل قديمي كوهرنگ كه به طور ميانگين ، سالانه ٥٥٠ ميليون كيلومتر اب از كارون به زاينده رود ميبرند تقريبن معادل حجم سد زاينده رود هستند . اما تنها در مواردي چون كانال گركن، كانال لنجان و فلاورجان ، (در سال ٩٠ )گزارش شد كه تنها در حدفاصل دو پل درخروجي شهر اصفهان ٦٦ درصد اب برداشتي از سد زاينده رود، توسط دستگاههاي پمپاژ بر خلاف قوانين برداشت ميشود ، كه اين تنها بخشي از برداشتهاي غير قانوني است.
حفر چاههاي عميق كه امار و سرشماري مناسبي از تعداد انها و ميزان حجم و عمقشان دردسترس نيست ولي تخمين زده ميشود حدودن ٢٠ تا ٨٠ ميليون متر مكعب اب تنها از طريق خروجي چاههاي حفر شده ي غير قانوني از مخازن ابي برداشت ميشود . مورد ديگر هم مصارف بي پايه ي اب در صنايع و زمينهاي زير كشت محصول نامتناسب با جغرافيا و ميزان اب منطقه است . به طور مثال در حالي كه در چهارمحال بختياري كه از اب و هواي مرطوبتر و ميانگين بارش بيشتري برخوردار است، بادام و سيب زميني به شكل عمده كشت ميشود در اصفهان زمينهاي زيادي زير كشت برنج است. اين ها تنها بخشي مشكلاتي است كه به كم جاني زاينده رود دامن زد. بر اين همه سرازير كردن پسابهاي كارخانه هاي صنعتي و زباله هاي شهري و كشاورزي را هم به بخشهايي از اب رودخانه افزون كنيم و كم باراني سالهاي اخير را .
اما موضوع اصلي مربوط به مديريت اب است . و اينكه راهكارهايي سطحي و شتابزده با ديد سياسي ميتواند جايگزيرن مديريت و سرمايه گذاري بنيادي و زيربنايي شود؟! در اين مورد به طور مثال ايا جاري شدن اب در زاينده رود دوام خواهد داشت! در برنامه ريزي پيرامون اب ، دو جزء مهم را بايد در نظر داشت مناسبات اقليمي و اب و هوا و ديگري ، ميزان تقاضا. در حالي كه بسياري از زمينهاي اطراف مسير زاينده رود هنوز به روش غرقابي و سنتي ابياري ميشوند و مسؤولان مربوط در سازمان نيرو و منابع طبيعي و جهاد كشاورزي چنان بي برنامه عمل ميكنند كه گويا از اندازه گيري و مقايسه ي عددهاي حاصل از ورودي و خروجي سدها و رشد جمعيت و ميزان بارندگي سالانه و نتيجه گيري اصولي و ساده هم عاجزند. با وجود همه ي اين مشكلات بحث تونل سومي مطرح ميشود كه اب بيشتري براي هدر دادن به زاينده رود تزريق كنند.تونلي كه اب انتقالي ان از بارانهاي فصلپاييز و بهار چهارمحال بختياري و ابهاي نزديك به سطح دو استان لرستان وچهار محال بختياري تامين خواهد شد. درست است كه براي جلوگيري از بحرانهاي اتي و تامين ذخاير ابي جابجايي و انتقال اب گريز ناپذير است اما، نه در حالي كه وضعيت اب اشاميدني در دو استان خوزستان و چهارمحال بختياري دربالاي ليست مشكلات محيط زيستي قرار دارد. چطور ممكن است دو استان كه يكي به تعداد تالاب و باغ مركبات شهره بود و ديگري به چشمه هاي جوشان و قناتهايي به زلالي اب ديده، براي ابرساني روستاها از تانكر، انهم هر چند روز يكبار استفاده كنند . karunرودخانه ي كارون بلندترين و پراب ترين رودخانه ايران با حدود ٩٥٠ كيلومتر هم مسير كوتاهي را تا خشكي كامل در پيش دارد اين رودخانه كه رگ حيات بسياري از شهرهاي جنوب و جنوب غربي ايران است چنان گرفتار بي مهري مسؤولين شده است كه تجمع هاي مردمي هم دردي از ان دوا نكرد. چطور ممكن است در حاليكه زمينهاي زراعي و اهالي روستا و شهر در اين استانها تشنه اند هر دوره كلنگ احداث سد جديدي به زمين ميخورد؟ kam abi پيش بيني ساخت ١٧ سد بر كارون نشانه ي بي مديريتي و بي تدبيري محض است . ايا اقاي روحاني كه كلنگ سد پل دختر را ميزند وضعيت اب شوش و دشت ازادگان و انديمشك را ميداند؟ سدهاي خشكيده اي كه حتي توان توليد برق را هم ندارند ، اب حيات منطقه را مانند ديوي اسير كرده ند ، به گونه اي كه نفس كشاورزان منطقه بريده شد و معضل بي كاري و حاشيه نشيني و مهاجرت در اين استانها واقعن بحراني است. درمورد تالابها و درياچه ها هم وضعيت به همين منوال است . هامون و حورالعظيم و شادگان فرزندان ناتني زيست بوم ايران هستند. متاسفانه اين نگاه امنيتي و سياسي ، محدود كردن اقليتهاي قومي و در مشت بسته نگاه داشتن مرزنشينان به بهانه هاي امنيتي و تجزيه طلبي چشم مديران و مسؤولان مركز نشين را كوره كرده است كه مفاهيمي چون فلات بزرگ ايران و زيست بوم ملي و توانمنيهاي توليدي بالاي استانهايي كه گنجينه ي توليد توليد نفت وگاز و محصولات كشاورزي و گليم و گبه ي اين سرزمين اند را هم نميبينند?!
اعظم بهرامی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)