کارکرد، شیوه و سازوکاری که شورای نگهبان از ابتدای انقلاب به این سو در رد و یا تائید صلاحیت نامزدهای نمایندگی مجلس در پیش گرفته است مشابه غربالی است که سوراخ های ورقه مشبک آن در هر دوره ریزتر می شود و لاجرم هنگام بیختن، بجز مواردی که سوراخ بزرگی در آن ایجاد و غربالگر متوجه آن نمی شود، اجزائی از سطح مشبک این غربال عبور می کنند که کوچکتر از اندازه سوراخ های مورد نظر غربالگر در شبکه اند، تا جائی که بتدریج غالبا افرادی موفق به عبور از این غربال می شوند که بسیار ریزند و به چشم نمی آیند و لذا بخاطر ریز بودن این اجزاء، غربالگر و سرکارگر و مهندسینی که غربال کننده را هدایت می کنند می توانند با مختصر ملاتی این اجزاء را بشکل دل خواه خود درآورند.
در این صورت سرنوشت نظارت و نهادهای برآمده از چنین مجلسی و فرجام کشور را می توان پیشاپیش پیش بینی کرد.

ارتباط خاطره ای که در پی آمده است با چنین مجالسی را به خواننده واگذارم:

در نخستین دوره مجلس شورای اسلامی و در غیاب نظارت استصوابی شورای نگهبان که ترکیب نمایندگان را مردم تعیین می کردند، نمایندگانی از همه گروه‌ها حضور داشتند و از این حیث، مجلس اول را می توان متنوع‌ترین و یکی از پرشورترین و کارامدترین مجالس قبل و پس از انقلاب در کشور دانست.

به دلیل تنوع دیدگاه ها و وجود رقابت های تنگ میان نمایندگان طیف های مختلف سیاسی و نظارتی که هریک از جریانات سیاسی بر یکدیگر داشتند، این مجلس حال و هوای دیگری داشت.

صرفنظر از تنوع دیدگاه ها و بالندگی سیاسی موجود در مجلس اول، از حیث اقتصادی هم اغلب وکلای مردم سعی می کردند که به پیروی از شعارهای اول انقلاب خود را برخاسته از طبقات پائین جامعه و مدافع پابرهنه ها معرفی کنند، تا جائی که برخی از نمایندگانی هم که دارای اتومبیل شخصی مدل پائینی بودند، از ترس شماتت مردم و همکاران خود، اتومبیل خود را در کوچه پس کوچه های پاستور پارک می کردند تا چشم نامحرم به ان نیافتد و در نزد مردم به زندگی و استفاده از وسایل طاغوتی و فاصله گرفتن از مردم کوچه و بازار و پابرهنه ها متهم نشوند.

امتناع آیت الله طالقانی از نشستن بر صندلی های سرخ پاستور را هم می توان در همین راستا و حرکتی نمادین و متناسب با حال و هوای اولیه انقلاب توصیف کرد.

از جمله رویدادهای جالب توجه این دوران، مربوط به زمانی است که یکی از اعضای هیات رئیسه(کارپرداز) مجلس، دستور داد تا چمن‌های مجلس را کنده و به جای آنها یونجه بکارند!

وی در توجیه این اقدام خود اظهار داشته بود که برای چه ما به چمن‌ها آب بدهیم، حالا که قرار است این زمین ها را آبیاری کنیم لا‌اقل به چیزی آب می دهیم که دام های کشور از ان برخوردارشوند!

گفته می شود؛ هاشمی‌رفسنجانی که در این دوره ریاست مجلس را برعهده داشته، در جلسه هیات رئیسه و در واکنش به این استدلال کارپرداز مجلس خطاب به او گفته است: ” ایا فکر نمی‌کنید که وقتی در مجلس چمن را به یونجه تبدیل می‌کنید این امر مفهوم خاصی را در جامعه ایجاد کند و توهین به نمایندگان تلقی شود.”!؟

به هرحال همانطور که پیش بینی شده بود، اعتراضات به این اقدام کارپرداز بالا گرفت و سرانجام وی مجبور شد تا چمن‌های محوطه مجلس را از دوباره احیا کند.

گرچه انروزها این اقدام کارپرداز با واکنش های منفی مواجه شد، اما باتوجه به موقعیت و جایگاهی که مجلس امروز در مناسبات قدرت پیدا کرده و از کارائی لازم برخوردار نیست، و نظر به گرانی اب و برق مصرفی و فضای وسیعی که ساختمان مجلس بهارستان در تهران اشغال کرده است، به نظر می رسد که اینک جایگزین شدن یونجه و شبدر بجای چمن در محوطه سبز این نهاد و اختصاص آن به دام ها، ادامه کار مجلس را تا حدودی توجیه و ضمن بالا بردن بهره وری ان از هزینه های جاری و تحمیل شده به اقتصاد کشور نیز خواهد کاست!

البته با توجه به اظهارنظر احمدی نژاد؛ رئیس جمهور سابق که فرموده بودند «مجلس دیگر در راس امور قرار ندارد»، پیشنهاد می شود که انجام این مهم هم به او واگذار شود تا تحت نظارت جناب احمدی نژاد از محصول بدست آمده بهره برداری مناسب صورت گیرد.

زیرنویس:
*این یادداشت با کمی تفاوت و بدون مقدمه آن، برای نخستین بار در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد در وبسایت شخصی ام منتشر شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)