حکایت ما، قصه ی شاعری ست که شعر هایش ممنوع اند برای چاپ؛ چرا که آن شعر ها چارچوب شکن اند. دیکته نمی پذیرند. برای خود رویاهایی می بافند، «متفاوت». و او مطمئن از ِورد زبان ها شدنِ شعر هایش، بی پندار مجوز، همچنان پرواز می دهد، شاعرانه، کلمات را. حکایت «آزادی» ست حرف ما. زنجیره ی دستانمان حضور قاطع پرواز است و انکارِ زنجیر. ما، نسل ما، جز در هوای آزادی، بودن را نمی تواند شدن.
دانشگاه، سنگر آزادی بود و هست و هست. این قانون مقدسی است به سال ها مانده ماندگار. سنگر، یاد جنگ می اندازد آدم را؛ آری جنگ بود! تعارف نداریم که با تاریخ! هشت سال تمام جنگیدیم تا حفظ شود آن یادگار آذران اهورایی؛ تا حاکم نشود زبان پوتین بر این چمن های سبز. نقل انتخابات ۸۸ نبود که!! از قبل آن حکم می شد کرور، کرور، ترمِ تعلیقی. حکم می شد فله ای ستاره دار کردن ها.؛ تنها به جرم دگر اندشی. تنها برای آنکه تهدید ها به تحدید را پاسخ گفته بودیم با کلمه.
گذشت. گذشت آن قصه ی پر خون قبل و بعد از ۸۸. گذشت هر آنچه بود آن هشت سال تاخ و نمور. گذشت چون پیام ۲۴ خرداد ۱۳۹۲ آشکار بود. و همین سببی گشت تا روحانی با دکتر میلی منفرد به دانشگاه سلام دهد؛ اما در نخستین گام، مجلسِ حامی محمود احمدی نژاد به ایشان و دو وزیر پیشنهادی دیگر دولت پاسخ منفی داد. «مرد حقوقدان» مایل نبود در خانِ نخست، بازی را واگذارد به حریفی که در انتخابات شکست خورده بود از ملت. و اینچنین «توفیقی» سرپرست گردید.
دکتر جعفر توفیقی با کارنامه ی روشنش، زود دست به کار گردید برای تحقق یکی از وعده های رییس جمهور؛ «بازگشت دانشجویان ستاره دار به دانشگاه». در ابتدا بنای دکتر و همکارانش بر آن بود به تمام ستاره دار ها ( محرومین از تحصیل در زمان ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد) و اساتیدِ به جبر بازنشسته، باز گرداند حق قانونی حضورشان در دانشگاه را؛ غافل از آنکه نا همسویان را سودایی دگر بود.
اولین عقب نشینی مربوط می شد به ستاره دار های قبل از سال ۱۳۹۰. و نیز بسیاری از اساتید. دومین، تغییر مدیران و روسای احمدی نژادی دانشگاه ها بود. سببش؟ جبر آشکار مجلسیان! تصمیمشان بود قانون بنویسند تنها برای محدود سازیِ اختیاراتِ دکتر توفیقی! عملی که در هیچ کجای دموکراسی نمی توان ما به ازایی برای آن یافت. «توفیقی» به «دستور صریح» پیشنهاد نگردید برای وزارت تا دگر بار روحانی مدارا و به جای وی، دکتر فرجی دانا را معرفی کند به مجلس.
شاید چون به قول خودشان، فرجی «هندوانه ی در بسته» بود، رای آورد؛ اما مخالف خوانی ها همچنان تداوم داشت. از یک سو او باید پاسخ می داد چرا آنانی که «حکم» نبودشان، صادر، را همکار خود گردانده؟ از دیگر سو مواخذه می شد برای چرایی بازگشت آن ۱۲۶ نفر ستاره دار! (طنز داستان آنجا نمود می یافت که همین مجلسیان تا چندی قبل تر در هم آوایی با احمدی نژاد، حتا وجود دانشجوی ستاره دار را نیز منکر می شدند!! )
روسای دانشگاه ها به تدریج در زمان دکتر فرجی دانا تغییر می یافت اما اتمسفر غالب همچنان فاصله داشت با وعده های رییس جمهور؛ چرا که هنوز توقیف نشریات دانشجویی ادامه داشت و احضار ها به کمیته های انظباطی، به قوت خود باقی.
باری تنها ۹ ماه زمان برد تا مجلسیان همان اندک لبخند دانشگاه را تاب نیاورند و در آن چهارشنبه ی سیاهِ بهارستان، «دانا»یِ پاستور استیضاح گردد. دکتر فرجی در آن جلسه حاضر نشد با افشاگری بورسیه ها، اخلاق بدهد، بقای خود بخرد. تا تفاوتش با «بگم، بگم» کن ها ثبت شود در تاریخ.
فرجی مثال زد از دانشجوی ۲۲ ساله ای که اگر با نسخه ی بهارستانی ها چهار ترم تعلیق شود برای «بیان» نگاه متفاوتش، با توجه به آنکه شغلی در انتظارش نیست، که امید ندارد به هیچ آینده ای، که…، اینگونه آن جوانِ تنها ۲۲ ساله ساقط می شود از حیات؛ اما دریغ! فهم نگردید درد گویی های «دانا». تا پیاده شود از قطار دولت و بماند همیشه محترم در یاد دانشگاه.
روحانی در همان روز، دکتر نجفی را منصوب گرداند به عنوان سرپرست. تا پیامی آشکار دهد با رمزِ پایان مدارا. خاصه آنکه نجفی شهره بود به مغضوب بهارستان؛ و پیش تر، در همان روز نخست رای گیری کابینه، «نه» شنیده بود از ایشان.
فارغ از عدم اعتماد مجلسیان به دکتر نیلی احمد آبادی و نیز نپرداختن به عملکرد دکتر نجفی در بررسی بورسیه ها ( که معلوم نگشت به کدام مصلحت، بورسِ خارج نشینان را لغو نگرداند و چشمش را بست بر آن فساد)، حرف ما، «آزادی» است. ما یاد گرفته ایم از همان سال ۱۳۱۳، دانشگاه فضای نفس کشیدن تمام اندیشه هاست. بی آنکه این به چالش کشیدنِ تک صدایی، بنای بر اندازی داشته باشد ( و یا حتا توانش را).
ما روزهای سختی را گذرانده ایم دوستان. فراز و فرود ها دیده این «صدای مستقل». بغض های سترگ داشته ایم. بهای گران داده ایم. بی آنکه خم شود درخت پهناور باور هایمان. بی آنکه از یاد برود یکان یکان شعر های آزادمان حتا به ممنوعیت های هشت ساله. حال این مجلسیان هر چند وزیر دیگر را می خواهند رد کند، یا که استیضاح.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)