کار کار آنهاست.همه چیز زیر سر خودشان است.تو نمی دانی چه دستهایی پشت پرده است.جملاتی آشنا.بخصوص در جامعه ایرانی.همه ی ما بارها جملاتی ازین دست در کوچه و بازار یا در صف نانوایی یا داخل تاکسی ها شنیده ایم.کافی است راجع به خبری یا اتفاقی تنها سرصحبت راباز کنید تا با سیلی از جملاتی ازین قبیل مواجه شوید.بسیاری از مردم فکر میکنند در هر اتفاق مهمی که می افتد و یاحتی اتفاقات سطحی و جزئی اگر ازدیده تیز بین آنان بنگری دستهای پلیدی را پشت پرده خواهی دید که تمام این ماجرا را کنترل میکنند.ما هیچ اختیاری نداریم.بلکه انسانها و گروه های دیگری هستند که در پس پرده اند و مدام علیه ما دسیسه چینی میکنند.کارل پوپر برای اولین بار برای این پدیده نامگذاری کرد.او نام این بیماری اجتماعی را تئوری توطئه نهاد.البه این ترجمه تحت الفظی است و عبارت نزدیک تر آن توهم توطئه است.و این نامی است که بدلیل نزدیک بودن به مفهوم اصلی برای آن برمیگزینیم.حالت جمعیه بیماری پارانویا.تئوری توطئه یا توهم توطئه یعنی کاری و اتفاقی را نتیجه تصمیمات دسته یا گروهی مخفی و قدرتمند دانستن و بادیده ی شک و تردید در آن نگریستن است.
توهم توطئه در تمام جوامع وجود دارد.اما میزان فراگیر بودن آن متفاوت است.برخی جوامع پتانسیل بالاتری برای ابتلا به توهم توطئه دارند و ازین بین وطن پرستان افراطی-سنت پرستان مذهبی و محافظه کاران سیاسی از مهمترین این گروه ها و جوامع محسوب میشوند که مبتلا و مروج توهم توطئه اند و این جزئ شالوده و اساس جزئی آنهاست که (باشیر اندرون رود و با جان بدر رود)
در بررسی توهم توطئه در ایران ابتدا باید به اساس ثنویت آن اشاره کرد یعنی تقسیم کردن جهان به دو بخش ما و دیگران.
توهم توطئه در ایران را میتوان به دوبخش تقسیم کرد.یکی بخشی که ریشه های باستانی دارد و قدمت آن شاید به پیدایش جامعه ایران برگردد.آنگاه که جهان به دو بخش خودی ها(ایران) که پاک و مقدسو یزدانی بودند و دشمنان و اجنبی ها(انیران) که اهریمنی و ناپاک بودند و همواره یا در حال جنگ و نزاع یا دسیسه چینی برای ضربه زدن به خودی ها(ایران)هستند.
عقیده ای که ناشی از بیم و ترس همیشگی از حمله یا دسیسه دشمنان زیاد خارجی است.دشمنانی که به دلیل ویژگی سوق الجیشی خاص ایران همواره زیاد و قدرتمند بودند.از یونان و روم گرفته تا اعراب و توران.که البته حافظه تاریخی ایرانیان هم مملو است از خاطرات تلخ حمله ها و دسیسه های این دشمنان تاریخی.که این احساس خطر و بیم همیشگی را تشدید کرده است.
توهم توطئه در دوران جدید هم بنابر نظر دکتر صادق زیباکلام ریشه در اندیشه های مارکسیستی و نئومارکسیستی دارد و نوعی انگلیس هراسی است.توهم توطئه آمریکایی-انگلیسی و یا روسی که البته بازهم وقایع تاریخی معصر مملو است از دخالت ها و دست اندازی ها و تجاوزات کشور های خارجی بخصوص این سه کشور که درمنطقه جغرافیایی ایران حضور بیشتری داشته اند.و نقش زیادی در بسیاری از وقایع سیاه و تلخ دوران معاصر داشته اند.از تجاوز به تمامیت ن گرفته تا کودتا و تحمیل جنگ و غیره.
توطئه از سه منظر قابل بررسیست.یکی توطئه چینی.بخشی است که واقعیت دارد.گروهها و اشخاص قدرتمند و یاکلا عواملی که با ایجاد طرح و نقشه قصد توطئه دارند.بخش دیگرتوطئه پردازیست که کسانی با شایعه سازی و شایعه پراکنی و اشائه طرح های توطئه آمیز قصد ایجاد فضای توطئه را دارند که از آن به توطئه توهم یاد میشود.وبخش دیگر پذیرش این القائات به وسیله عامه و مردم است که توهم توطئه نام دارد.
توطئه توهم مفهومی جدیدتر از توهم توطئه است.یعنی القای حس ترس از توطئه و در نتیجه بی اعتمادی وسرخوردگی در جامعه جهت به انزوا راندن و تسلط هرچه بیشتر برجامعه.به عنوان مثل معروف شخصی را در نظر بگیرید که چندین نفر باقصد و نیت قبلی در حالی که آن شخص سالم است بیش او بروند و بگویند چقدر رنگ و رویت زرد است.تو حتما بیماری.شخص با وجود اینکه از قبل به سلامت خود واقف بوده با تکرار شدن این جمله و شنیدن آن از چند نفر در سلانت خود شک میکند و ممکن است حتی به دلیل تلقین واقعا بیمار شود.و یا مثلی است که چند دزد خواستند از شخص ساده ای که به تازگی گوسفندی خریده بود گوسفندش را بدزدند.هر یک جداگانه پیش او رفتند و گفتند عجب سگ خوبی خریدا ای آنرا به ما بفروش.آنقدر این جمله را به آن مرد گفتند که صاحب ساده گوسفند را دچار این توهم ساختند که شاید واقعا به جای گوسفند به او سگ فروخته اند و او فریب خورده است.گوسفند را باعصبانیت رها کرد و رفت تا یقه فروشنده رابگیرد و دزدان با به کار بردن ترفند توطئه توهم و ایجاد توهم توطئه در آن مرد به راحتی صاحب گوسفند شدند.
در عرصه بین المللی شاید انگلیسیها از پیشگامان استفاده از این ترفند باشند.توطئه توهم سازی انگلیسی در زمان استعمار هند بوسیله این کشور با استفاده ازابزارهای مختلف به مردم هند قبولانده بود که انگلیسی ها واقعا آقا و سرور جهان هستند.آنان باهوش و سیاست مدارند و هر اتفاقی که در جهان می افتد به هدایت و رهبری آنان است.یا عیان یا پشت پرده.یعنی هیچ اتفاقی نمی افتد مگر اینکه دست انگلیسیها در کار باشد.حقیقتا اینگونه نبود.اما اکثر مردم هند این توهم را به عنوان واقعیت پذیرفته بودند.با القائ این حس انگلیس توانسته بود حتی از متحد شدن مردم هند برای مبارزه با استعمار انگلیس برای سالیان دراز جلوگیری کند.چون مردم میترسیدند به جنبش و یا حرکتی بپیوندند.زیرا معتقد بودند که این حتما توطئه ای از جانب خود انگلیس هاست و کاسه ای زیر نیم کاسه است.و اینگونه اعتماد مردم را به یکدیگر به بی اعتمادی و توهم توطئه تبدیل کردند.
در سایر کشورها نیز اقداماتی ازین دست به وفور به چشم میخورد.در دهه1360 لینزن لاورش و هوادارانش که از توطئه پردازان و شایعه سازان نامی هستند با انتشار مقالات و کتاب سعی داشتند به جامعه آمریکا بقبولانند که کاخ سفید و وزارت خارجه و حتی شورای امنیت همگی زیر دست انگلیسی هاست و تمام سردمداران این کشور بازیچه انگلیس ها هستند.حتی این گروه در باره انقلاب اسلامی ایران نیز دست به توطئه پردازی زدند و آنرا انگلیسی خواندند که البته در جوانع غربی و آمریکا و انگلیس هم مورد بی اعتنایی واقع شد و تنها گروهی از ایرانیان مقیم آمریکا و طرفداران شاه ازان استقبال کردند و به آن دامن زدند.
در پایان گفتار اگرچه نباید به چشم توطئه به تمام وقایع نگریست و از خود و جامعه سلب اختیار کرد و اینکه از توهم توطئه به عنوان یک بیماری جمعی نام برده شده و بخش بزرگی از آن را نتیجه سیایت توطئه پردازی و توطئه توهم عنوان شد.اما این به آن معنا نیست که با دید ساده انگارانه به همه چیز نگاه کنیم و بی گدار به آب بزنیم.آری خصم بیدار است یک چشمه بخوابیم ای دوست اما دچار پارانویا هم نشویم

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)