قریب نه قرن پیش که حسن صباح پیر و مرشد اسماعیلیان در قلعه الموت جای گرفت، و با کمک ایدئولوژی دینی اسماعیلی و ضدیت با تسنن جاری درکشور و همچنین گوهر پر رونق ناسیونالیسم ایرانی و دشمنی با اعراب حاکم در ایران آن دوران ، اولین و قدرتمند ترین گروه تروریستی تاریخ را تشکیل داد.
و جوانان فدایی که شهامت و بی باکیشان در منظر دیگران تنها صفت” حشاش ” را تداعی میکرد.یعنی کسی که داروی روان گردان حشیش مصرف میکند
شاید این لقب بخاطر این بود که هیچ کس بخصوص عمال حکومت نمیتوانستند بفهمند که در قلعه های اسماعیلیان ، بین آن دیوارهای بلند سرکوه چه میگذرد ، چه سیستمی جاری است که فدائیانی چنین چالاک و بی باک و بی رحم میسازد؟یک دستگاه ترور هوشمند و هدفمند با انسجامی نفوذ ناپذیر.
که هیچ فرد و هیچ شهر و هیچ مقام حکومتی از گزند دشنه تیز فدائیان در امان نبود.براستی حسن صباح چه میکرد؟ جولانگاه سخنانش روح و روان جوانان بود یا نشئگی حشیش؟داستان تاریخی بهشت های دروغین صباح واقعیت داشت؟ قوت عقیده. فدائیان را میجنباند یا توهم حشیش؟هرچه که بود جنبش اسماعیلی که به لطف دیوارهای بلند قلعه هایش ، دولتی درون دولت تشکیل داده بود و شهرت دشنه تیز فدائیان چهارستون کاخ خلیفه و سلطان سلجوقی را میلرزاند.
شاید در ورای تمام اینها رمز موفقیت حسن صباح و تیم منسجم تروریستی اش همان ” شهرت ” بود .اگر ترور به معنی ایجاد وحشت باشد اسماعیلیان بنیادگذاران تروریسم بودند.
برندگی دشنه ها و بی رحمی فدائیان به کمک راویان ، شهر به شهر می رفت. و نقل همه مجالس بود. بی آنکه حتی یک فدائی در شهر باشد از نظر تمام مردم شهر و عمال حکومت ، دشنه های زهرآگین زیر قبا در تمام شهر منتظر بودند ، فدائیان در قلعه ها بودند و وحشتشان در زبان و نگاه تمام شهرها جاری بود .
هر روز در بازار فلان شهر نقلی بود که فلان وزیر را فلان فدائی کشت .دارالحکومه فلان شهر بدست دو فدائی فتح شد. فلان دشنه زهرآگین در بازار جگر فلان قاضی القضات را درید. ساکنان هر شهر ، هر روز صبح شهرشان را فتح شده و سر حاکمشان را بریده میدانستند. راز موفقیت حسن صباح در جذب جوانان هر چه که باشد ، از ناسیونالیسم و ایدئولوژی گرفته تا حشیش و حوریان دروغین ؛ دلیل پیروزیهای پی در پی اش در برابر حکومت یک چیز بود: ایجاد وحشت عمومی به معنای واقعی کلمه.
نهصد سال گذشت تا فیس بوک و یوتیوب جای راویان اسماعیلی را بگیرند و عقاب کوهستان را از قزوین به موصل ببرند و گرگ صحرا کنند.
جوانانی که از چین گرفته تا آمریکا به بغداد و سوریه میشتابند ، در طلب هر چیز که باشند مهم نیست . جهاد نکاح با حوریان زمینی یا جاری کردن حکم اسلام و تشکیل خلافت اسلامی. هرچه که باشد ، امروز بیشترین ” لایک ” و “شیر ” را در زمزمه های کوچه پس کوچه های فیس بوک و توئیتر دارند.
اگر سر یک نفر را ببرند ، یک میلیون نفر تصویر و توصیفش را دست به دست میکنند. امروز همه از شرق تا غرب از یک چیز میترسند: نکند داعش بیاید ؟! نکند همسایه ام هم یکی از همان فدائیان منتظر بادشنه ای آخته باشد؟! امروز کدام شهر سقوط کرده است؟!تروریستها دوباره به صدر اخبار بازگشته اند و تمام وحشت را تصاحب کرده اند.
تمام قدرتهای جهان که فقط تعداد سربازانشان احتمالا از کل جمعیت عراق بیشتر است ، دور هم جمع میشوند تا علاج این وحشت فزاینده را به ” شور ” بگذارند. اما تمام این ” شور ” و “شیر ” و ” لایکها ” یک پیروز بزرگ دارد ، داعش و ایجاد وحشت عمومی.
اگر وسعت قلمرو حسن صباح کوچه و بازارهای ری و قزوین و فارس و آذربایجان بود . امروز خورشید در امپراطوری وحشت زدگان داعش غروب نمیکند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)