اندر احوالات من(6)…
سربازان گمنام سیاهی لشگر دولت سایه هستند.
این سربازان همچون ارتش سلسله مراتب و درجاتی دارند!
از چاقوکشِ لات ونوچه و سمپات بگیر تا کارشناس وعضو فوق ارشد.
دولت سایه هم دولتی ست فرای دولت رسمی.که برای دولت رسمی(که گاه برخی شان هم عضو دولت سایه هستند)خط مشی تعیین می کند.
این خط و مشی به شکل وشیوه و شمایل در شرایط زمان متفاوت است.
گاهی امری ودستوری ست؛که بواسطه رهبری آنرا اعمال می کنند.وگاهی هم غیر مستقیم؛که به سمت دلخواه آنرا به قصد مقصود خود نزدیک می سازند.
در دولت سایه ایتطور نیست که همه افراد با یک عقیده و از یک نوع فکر و اخلاق یکسان برخوردار باشند.
در آن افراد شرور و جانی و آدم کش هم هست.
و یا کسانی که به هیچ امور وقیود دینی، اخلاقی و شرعی پایبند نیستند. واتفاقا از این آدم ها زیاد استفاده می کنند. چون دراختیار گرفتن آنها برای هدف خودشان، آسانتر است!
هم چنین در بین آنها افرادی باعقاید اصلاح طلبانه و خیلی دمکرات هم هست…
بنابراین جای تعجب نیست که مثلا فردی از سمپاتی سازمان مجاهدین خلق در دوره نوجوانی که در زندان تواب شد بعد بشود جزو انصارحزب الله وآنگاه در جرگه روزنامه نگاران هم درآید و سپس فیلم ساز!؟
دربین آنها می شود «سالومه» «من وتو» هم باشد و الخ…
حسن روحانی در مصاحبه ای گفت: هیچ روزنامه نگاری بدلیل نوشتن مطلب در زندانها نیست.
وبعد یکهوموجی از مخالفت ها بلند شد.
وازآنجا که رسانه ها کانالیزه عده ای خاص است (و اتفاقا دولت سایه در آن تسلط و حاکمیت دارد وبعداخواهیم نوشت)همیشه عده ای خاص هم سخنگوی منتقدین و مخالفین می شوند در حالیکه همانها خودشان در برخورد با برخی دیگر (وازجمله من)علاوه برکتمان حقایق، حاضر نیستند هیچ حرفی بزنند.
اگر از این منظر نگاه کنیم که روزنامه نگارانی که در زندان هستند بدلیل مخالفت سیاسی ویا وارد شدن در بازی های سیاسی و دسته بندی های ساسی،وارد زندان شده اند می شود سخن حسن روحانی(رئیس جمهوری) را(برای برخی شان)تائید کرد.(البته اگر)؛که آنهم باز خودآن هم محل اشکال وانتقاد است.
اما در خودم که پس از تعطیلی روزنامه سلام بلافاصله در منزل (17تیر78) بازداشت شدم:دراکثر این دوماه بازداشت و 50 روز انفرادی در مورد تمامی مطالبی که در مطبوعات نوشتم تو سط بازجو مورد سین جین قرار گرفتم . یک تفتیش عقاید کاملا آشکار.
وقتی به قید ضمانت از بازداشت در زندان توحید آزاد شدم.از رجبعلی مزروعی (رئیس انجمن صنفی روزنامه نگاران)پرسیدم چرا در مورد من عکس العمل نشان ندادید؟
ایشان گفت: جرم شما که مطبوعاتی نبود!(هیچ فرقی باسخن اخیرحسن روحانی نداشت).حال ایشان از کجا می دانست که جرم من مطبوعاتی نبود،بماند!؟
حال ایشان به عنوان سخنگویی که همواره قرار است بی بی سی ورادیوفردا فقط از ایشان و مانند آن مصاحبه بگیرد(بدلیل حضور همکاران سابق خودش درآنجا)می آید در رد سخنان حسن روحانی حرف می زند!!
ویا از آقای شمس الواعظین خواندم که ما درمورد هیچ شخصی به اسم؛(انجمن صنفی روزنامه نگاران)عکس العمل نشان نداده.درحالیکه اینطور نیست….(من بعدا در جای خود مستند خواهم نوشت).
وقتی پس از 4سال که با قید وثیقه آزاد بودم،محاکمه شدم در حکم محکومیت یکساله من آمده بود:
«نوشتن مطالب متعدد در مطبوعات علیه امنیت ملی کشور».
پس از آزادی تا سال 86 و کار در چند روزنامه – که قرار بود تعطیل شود(من در مورد سلام ودیگر روزنامه ها در جای خود خواهم نوشت)از آن سال تا الان خیلی محترمانه با زدن خودشان به کوچه علی چپ مرا بیکار کرده اند(به اشاره دولت سایه) ومطبوعات و نشریات را هر دو جناح انحصار خود و افرادخاص خودشان کرده اند تا جایی که یک فرد سردبیر چند نشریه است!
و از آن زمان تا الان از همه حقوق اجتماعی محرومم؛مثل قطع شدن بیمه و…
ادامه دارد…
محمد شوری(نویسنده وروزنامه نگار)
21مهر93

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)