هفتم)  اسلام دستور میدهد افراد مجرد را که روابط سکسی دارند مورد مجازات شلاق و افراد زنا کار را مورد سنگسار تا حد مرگ قرار دهند.

قرآن (سوره بیست و چهار:٢) میگوید: مجازات زنان و مردان مجرد که روابط سکسی دارند یکصد ضربه شلاق به هر کدام است. و بگذارید گروهی از دین باوران شاهد مجازات آنها باشند, اما اگر اشخاص همسردار مرتکب زنا شدند, مطابق قانون الله مجازات آنها سنگسار تا مرگ است.

نظرنویسنده – در اسلام یک فرد اختیار آن را ندارد که هدف های زندگی اش را بر پایه میل و دلخواه خویش تعیین کند و زندگی خود را به هر گونه ای که میل دارد، هدایت نماید. در اسلام، الله و قانون مقدس او، برای انسان و چگونگی زندگی او تصمیم میگیرند و تکلیف تعیین میکنند. طبق این قانون اگر یک جوان مذکر مجرد لحظاتی از زندگی اش را صرف داشتن روابط خصوصی با دوست دخترش نموده به مجازات ضربات شلاق محکوم میگردد, در حالیکه امروزه ثابت شده  که  روابط دختر و پسر قبل از ازدواج  به آنها کمک کرده تا  بهتر بتوانند همسر شایسته خود را بیابند و نتیجتا دارای زندگی زناشویی با دوام و موفقتری باشند. ولی اسلام بیسواد خرافاتی چون نمیتواند کلمه مار را بخواند عکس مار را میبیند و بر اساس آن حکم میراند. ارتکاب زنا هر چند عملی است  شنیع ولی یک امر خصوصی در زندگی افراد بحساب میآید و جنبه قانونی ندارد, معهذا به وجهه و اعتبار اجتماعی شخص لطمه شدید وارد میکند که نه تنها میتواند موجبات متلاشی شدن زندگی زناشوئی افراد را فراهم آورد بلکه احتمال از دست دادن امتیازات مدنی زناکار را سبب گردد. اسلام دستور مجازات بدوی سنگسار افراد زناکار را صادر میکند که نه تنها  دخالت صریح در زندگی خصوصی افراد بشمار میآید بلکه طبیعت حیوانی و خشونت آمیز قوانین شریعت را آشکار میسازد.

هشتم)  اسلام دستور بر کشن  منتقدین از محمد و قرآن و حتی قوانین شریعت میکند.

قرآن (سوره سی و سه: ۵٧) میگوید: آنهایی که نسبت به الله و قرآن رفتاراهانت آمیز دارند و آنهایی که پیامبر را منکر میشوند مورد تنفر الله در این دنیا و در آخرت هستند. الله مجازات تحقیر کننده ای برای آنها تهیه دیده – آنها مورد طرد قرار خواهند گرفت ,هر کجا که پیداشان شود, و سپس دستگیر و کشه خواهند شد, الله بسیار بخشنده و با گذشت است.

نظرنویسنده –  در اسلام هر نوع انتقاد از قرآن و پیامبر جز موارد دشمنی و اهانت به اسلام تلقی میشود, با این روش منتقدین اسلام  را ساکت میکنند. بدینگونه است که  در اسلام دگر اندیشی و انتقاد نه تنها مجاز نبوده بلکه کفر به شمار میرود و مجازاتش مرگ است. اسلام با خردگرایی، بحثهای دگراندیشانه, و هرگونه استدلال و دید منطقی که زیربنای دموکراسی و پیشرفتهای علمی و اخلاقی را به وجود می آورد، دشمنی میورزد. این چنین است که فرهنگ استبدادی دینی در سرزمین های اسلامی, که در تمامی موارد خشن و وحشیانه عمل میکند, موجب آن شده که این کشورها قرنها از رسیدن به تمدن انسانی به عقب رانده شوند.

نهم)  اسلام دستور کشتن از دین بر گشتگان را میدهد.

قرآن (سوره نهم: ١١, ١٢, ١۴) میگوید: اگر آنها توبه کردند و به عبادت روی آوردند و جزیه پرداختند, پس آنها از برادران دینی  شما هستند. و اگر آنها عهد خود را پس از بستن پیمان شکستند و دین شما را تکذیب کردند, با سران آنها بجنگید, الله آنها را مجازات و با دستان شما آنها را از بین خواهد برد.

قرآن (سوره چهارم: ٨٩) میگوید: آنها خواهان آن میشوند که شما همچون آنها از دین بر گردید, از آنان پیروی نکنید تا آنکه آنان به راه الله باز گردند, سپس اگر آنها از این راه باز گشتند آنها را در هر جا که بیابید بگیرید و بکشید.

نظرنویسنده – مسلمانی موروثی بی ارزش است, هر انسانی بایستی که اعتقادات و ایمانش را با تحقیق، تفکر و تعقل کسب کند و سپس پایه های ایمانش را مستحکم نماید. انسانهای خردگرا کند و کاو میکنند تا بهترین روش را برای زندگی خویش انتخاب نمایند, در این راه و در طول عمر خود روش های سعی وخطا را باره ها میآزمایند تا به بهترین ها دست یابند, وخواسته های خود را مطابق با نتایج بهینه بدست آمده تغیر و مطابقت دهند. انسانی که امروزش با دیروز وی تفاوتی ندارد از زیستن خود بهره ای حاصل نکرده است. پس افراد خرد پیشه در جهت بهینه سازی انسانی با تغیرزمان در تغیر و تحول هستند و هرگز ثابت نمیمانند, این شرط رسیدن به  یک جامعه مدنی مترقی و کامیاب است که افراد آن ویژگی های نیکساز خود را به روزآوری محک میزنند. اسلام نه تنها بازدارنده تکامل وفرگشتن انسانیت است بلکه دستور به هلاکت انسان های متحول شده را میدهد, براستی این چه توحشی است که جز سیر قهقرایی یک جامعه باورمند عاقبتی برای آن متصور نمیباشد!

دهم) اسلام دستور جهاد پرخاشگرانه و تهاجم آمیز و غیرعادلانه را صادر میکند.

قرآن (سوره نهم: ٣٣) میگوید: او است که پیامبر (محمد) را همراه رهنمود ها و دین حقیقت فرستاد, تا دین اسلام را بر تمام ادیان دیگر برتری دهد, هر چند ناباوران از آن تنفر دارند.

قرآن (سوره سی و سه: ٢۵-٢٧) میگوید: الله نا باوران را در حالیکه خشمگین بودند به همانجای اولیه  خود بر گرداند, چنانچه چیزی حاصل آنها نگردید, و الله پیروزی جنگ را به باورمندان خود ارزانی داشت. الله بدرستی که توانگر و پایدار است. و اوست که حامیون آنها (ناباوران) را که اهل کتاب هم بودند از جای امن بیرون آورد و ترس و وحشت در دل آنها انداخت تا بعضی از آنها را شما بقتل رساندید و بعضی را اسیر نمودید. و او شما را وارث زمینهای آنها, خانه های آنها, و اموال آنها نمود, همراه زمین هایی که هرگز به آنجا پای نگذارده بودید. الله بر همه چیز قادر است.

نظرنویسنده – دراین آیه, الله از ناباوران همچون غده سرطانی که میبایست نابود گردند سخن میگوید, این الله بمانند پیامبرش بین انسانها تبیعض میگذارد, در دل ناباوران ترس و وحشت میاندازد  و تنها آنهایی را که به او سجده میکنند و از او افرمانبرداری دارند مورد حمایت خود قرار میدهد.زمین و اموال ناباوران را گرفته و به باورمندان میدهد, مگر ناباوران مخلوق او نیستند, آیا این همان الله ای است که میگوید من بخشنده و باگذشتم؟ چگونه میشود که این خصوصیات رحمانی را با فرهنگ خشن مرگ و ستیزه جویی در هم آمیخت؟  محمد پس از هجرت به مدینه  ٨۵ جنگ را در مدت زمان یازده سال انجام داد که شخصا در بیست و هفت تای آنها شرکت داشته است و در بقیه یک از اصحاب را به سرکردگی سپاهیان تعین میکرده است. در اولین سال پس از هجرت, پیامبر, عبداله ابن انیس را به فرماندهی جنگ سریه برای سرکوب خالد ابن سفیان ال حتالی که از مخالفان اسلام بود فرستاد و از او خواست که سر خالد را برای او بیاورد, و عبداله نیز چنین کرد و سر خالد را برای پیامبر آورد. اگر امروزعمل  شنیع  سر بری توسط گروههای تروریستی اسلامی در اقصاء نقاط کره خاکی مورد ملامت جهانیان قرار میگیرد دلیل آن عدم آگاهی مردم  نسبت به ریشه های دین اسلام است که از همان ابتدا بر پایه توحش, توسط پیامبر و الله او بارور شده است.

در حقیقت قوانین دین اسلام بزرگترین مانع وجود دمکراسی درجوامع بشری است و سرنوشت ملتی که تحت سلطه این قوانین اداره میشود زندگی در جهنمی خواهد بود که مولود کاستی های فرهنگی مردم آن میباشد که بر پایه ذهنیت دینی آنان شکل گرفته است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)