داعشدرآمد:
مارتین ریئردون معاون ارشد گروه سوفان، مرکز مشاوره‌ی راه‌برد امنیّتی و اطّلاعاتی درنیویورک، و هم‌چنین مدیر ارشد آکادمی بین‌المللی مطالعات امنیّتیِ قطرست. او ۲۱ سال مأمور اف.بی.آی بوده‌ست و در زمینه‌ی عملیّات‌‌‌های ضدّتروریستی تخصصّ دارد. یادداشت زیر از وی درباره‌ی چرائیِ رشد برق‌آسای دولت اسلامی شام و عراق (داعش) در سایت شبکه‌ی خبری الجزیره انتشار یافته‌ست.

در رسانه‌ها و فضای عمومی بحث فراوانی به راه افتاده‌ست درباره‌ی برآوردهای تازه‌منتشر‌شده‌ی سی.آی.اِی درباره‌ی ابعاد دولت اسلامی شام و عراق (داعش). از ۱۰ هزار به ۱۲ هزار مبارز از زمانی که حمله به عراق را در ماه ژوئن آغاز کردند تا چیزی بین ۲۰ تا ۳۱ هزار نفر اواخر هفته‌ی گذشته. چه شده‌ست؟ چطور توانسته‌اند تقریباً مقیاس خود را به سه‌برابر برسانند؟ آیا سی.آی.اِی تمام این مدّت قدرت داعش را دست‌کم گرفته بود؟

به‌واقع، توضیح کاملاً موجّهی برای رشد سریع و برق‌آسای داعش وجود دارد که به‌ساده‌ترین شکل می‌توان آن را به تأسی از قیاس “تیم برنده” روشن ساخت. همه می‌خواهند طرفِ برنده باشند، و اکنون داعش، هرچه هم ننگ‌آور و ددخو، در چشم خیلی‌ها، به‌ویژه افراط‌‌گراهایی که می‌خواهند در میانه‌ی منازعه باشند، در حکم کارزار زمینیِ پیروزمند در عرصه‌ی سوریّه و عراق فهم می‌شود، ‌یعنی در آن مناطقی که داعش، دست‌کم فعلاً، قلمرویی به پهناوریِ عمّان را سفت‌وسخت تحت کنترل دارد.

داعش پیش از آغاز کارزارش در عراق در ماه ژوئن پیشاپیش درمقام سهم‌گین‌تر و خوب‌‌‌فرماندهی‌شده‌ترین نیروی اوپوزیسیون در سوریّه شناخته شده بود. پس از درهم‌شکستن آن مختصرمقاومتی که نیروهای امنیّتی عراق توانستند به خرج دهند (و تازه این را من‌باب رعایت ادب دپیلماتیک می‌گوییم)، داعش یک‌سوّم عراق را تنها ظرف چندروز تحت کنترل خود درآورد، و هنوز هم بخش اعظم آن را در اختیار دارد.

پول و طلای غارت‌شده

ضمن فتح موصل، که دومّین شهر بزرگ عراق است، داعش نه‌تنها تملّک صدها خودروی نظامی، تانک، و تجهیزات توپ‌‌خانه‌ای، خمپاره، سلاح‌های سنگین، و دیگر سلاح‌ها و مهمّاتِ رده‌‌بندی‌شده را که ارتش متواری عراق پشت سر گذاشته بود به دست آورد، بلکه به‌لطف غارت بانک مرکزی عراق هم فی‌الفور خزانه‌های خود را با نقیدنگی و طلایی در حدود ۴۲۵ میلیون دلار پر کرد.

داعش هم‌چنین در تسخیر پالایش‌گاه‌های عمده در قلمروی نویافته‌اش توفیق داشته‌ست، و از حیث خریداران بازار سیاه در ترکیه، عمّان، و حتّا خودِ سوریه هم هیچ کم‌وکاستی ندارد. به‌واقع برآورد شده‌ست که درآمدِ داعش در عراق و سوریّه بالغ بر ۳ میلیون دلار در روز باشد – یعنی افزون‌بر ۱ میلیارد دلار در سال.

با دست‌آوردهای برق‌آسای مالیِ نظامی، و قلمرویی‌ در عراق و سوریه، و کشتار وحشیانه و سرتاسری سربازان شیعه که تسلیم شده بودند، و نیز به‌مدد قتل‌عام دهشتناک شهروندان غیرنظامی، که جملگی بی هیچ شرمی در رسانه‌های اجتماعی انتشار یافته‌اند، داعش اعتبار خود را هم‌چون نیرویی که باید به حساب‌اش آورد هم در منطقه و هم در سرتاسر جهان تثبیت کرده‌ست. کسانی که مقابل داعش‌اند دو راه دارند – یا پا به فرار بگذارند یا مرگی شوم را در آغوش کشند. داعشی‌ها ایدئولوژی خشونت‌باری را که به بن‌لادن‌گرایی معروف است، و بین تمامی گروه‌‌های تروریستی اسلامی رایج است، به سطحی بی‌‌سابقه و جدید رسانده‌اند، و بر سر رهبری جنبش جهانی “جهادگرایی” القاعده را به چالش گرفته‌اند.

مخلص کلام، موفقیّت‌های برق‌آسای داعش در میدان نبرد، و شگردهای مهیب، ایدئولوژی افراطی، و ادعای “دولت اسلامی”، با خزانه‌ای چشم‌گیر برای هواخواهانی کم‌شمار امّا هم‌مسلک جذّابیت فراوان‌ دارد، و روابط عمومی وسیع و ثروت‌ بادآورده‌ای از سربازان داوطلب را براشان به ارمغان آورده‌ که مصداق همان کبوتر با کبوتر باز با بازست.

تکلیف دینی

در چشم جوانان سر به افراط گذاشته‌ای که می‌خواهند در سوریّه و عراق از سر حسّ تکلیف دینی به نبرد بپیوندند، داعش هم‌چون برنده‌ای شکست‌ناپذیر مقابل رژیم‌های مرتدّ و دیگرکسانی می‌نماید که به ایدئولوژی آن‌ها تعلّق ندارند. بدین‌ترتیب، مبارزان خارجی تازه به هرروزه به دسته‌‌های داعش سرازیر می‌شوند.

آن‌ها از آسیا، سرتاسر خاورمیانه، شمال افریقا، اروپا، و آمریکای شمالی می‌آیند. بسیّاری‌شان در جست‌وجوی پُرکردن خلأ‌های زندگی خویش با حسّی از هم‌عنانی در تعلّق به آن چیزی هستند که در باورشان از خودشان عظیم‌ترست. باز دیگرانی هستند که آب‌دیده‌ی نبرد در سایر منازعاتی هستند که افریقای شمالی و خاورمیانه و آسیا را درگرفته‌ست و داعش براشان هدفی مهم‌تر و ظفرنمون‌تر می‌نماید.

از رهگذر موفّقیت‌های نظامی عمیقاً در بوق و کرنا شده، داعش هم‌چنین در جذب شمار کثیری از بُریده‌های دیگر گروه‌های افراطی اسلام‌گرا و شورشی‌ای موفّق بوده‌ست که از قبل در زمین سوریّه درگیر نزاع بوده‌اند – که مهم‌ترین‌شان ارتش آزاد سوریّه و گروه وابسته‌به القاعده، یعنی جبهه‌‌النصره هستند. هم‌درآن‌حال که مبارزان تازه از سرتاسر جهان به عراق و سوریّه سرازیر می‌شوند، این مبارزانِ مجرّب طرفِ اتحّاد خویش را عوض کرده‌‌اند چون داعش را نیرویی توقّف‌ناپذیر می‌بینند که مشغول نبردی‌ست از نظر آن‌ها بزرگ‌تر و خطیرتر.

سرآخر، با تهدیدِ به بی‌ثباتی بخش عمده‌ای از خارمیانه، داعش موفّق شده نه تنها پای آمریکا و انگلستان و دیگر قدرت‌های غربی را به نزاع در منطقه باز کند، بلکه عاملین منطقه‌ای را نیز درگیر کرده، هم سنی‌ّ‌ها و هم شیعه‌ها را، که این مهم به سرسخت‌ترین افراطیون اسلام‌گرا فرصتی را ارزانی داشته که سخت بتوانند از آن صرف‌نظر کنند – یعنی نبرد با مهاچمان مرتّد را. درست مثل جنگ آمریکا و عراق در دهه‌ی گذشته، حضور ارتش‌های غربی در زمین یا هوای سوریّه و عراق، به‌کردار آهن‌ربایی عمل خواهد کرد که افراطیون اسلام‌گرای پُرعطش را به داعش ملحق کند تا از “خلافت اسلامی” دربرابر مهاجمان خارجی به دفاع برآیند.

از رهگذر شگردهای تهاجمی، بی‌رحمانه و از دمِ تیغ گذرانْ دربرابر دشمنانی که مرتدّشان به حساب می‌آورند، و نیز کاربست مؤّثر رسانه‌‌های اجتماعی، ادّعای خلافت، و بدنامی تازه‌پاگرفته در این باره که – هرچند جای بحث دارد – یحتمل ثروت‌مندترین سازمان تروریستی تاریخ باشد، داعش – دست‌کم فعلاً – تضمین کرده‌ که مبارزان تازه پشت‌هم به دسته‌های‌اش ملحق شوند. این سرریز نیرو یحتمل تا زمانی‌که داعش دیگر هم‌چون برنده‌ی میدان نبرد جلوه‌گر نشود ادامه داشته باشد و این اتّفاق هرچه زودتر بیفتد بهترست.

منبع اصلی: سایت الجزیره

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)