article-2049108-0E5B635900000578-574_964x607

دریافت نسخه‌ی PDF

معرفی موضوع در وبسایت مرجع: از سال ۲۰۱۱، که معمر قذافی طی یک رشته عملیات جنگی با پشتیبانی ناتو سرنگون شد، لیبی شدیدترین جنگ‌های داخلی را از سر می‌گذراند. روز دوشنبه، پارلمان لیبی، که طی یک انتخابات در ماه ژوئن جایگزین پارلمان قبلی شده است، بار دیگر آغاز به کار کرد و نماینده‌ای برخوردار از حمایت اسلام‌گرایان را به عنوان نخست وزیر جدید برگزید. حال، لیبی با دو رهبر و دو مجموعه‌ی [سیاسی] رقیب که هریک توسط احزاب مسلح پشتیبانی می‌شوند، برجای مانده است.

در این حین، نیویورک تایمز فاش نمود که مصر و امارات متحده‌ی عربی طی هفته‌ی گذشته دو حمله هوایی علیه شبه‌نظامیان متحد اسلام‌گرا که بر سر کنترل تریپولی می‌جنگیدند ترتیب داده‌اند. به رغم حملات مزبور، شبه نظامیان اسلام‌گرا، با تسلط بر فرودگاه اصلی، کنترل بخش حیاتی تریپولی را به دست گرفته و آن را حفظ کرده‌اند. ویجی پراشاد، استاد مطالعات بین‌الملل در کالج ترینیتی می‌گوید: «[ایالات متحد و ناتو] این کشور را بمباران کردند و راه را برای پیشروی گروه‌‌های مختلف شبه‌نظامیان گشودند، تا اینک با یکدیگر به رقابت برخیزند. بنابراین، از روزی که قذافی کشته شد به این سو، ستیزه‌جویان مذکور اساسا همچون استخوان در گلوی یکدیگر گیر کرده‌اند.»

* * *

اِیمی گودمن: امروز به سراغ لیبی می‌رویم، [کشوری] که از سال ۲۰۱۱ تاکنون دستخوش شدیدترین جنگ‌های داخلی است. در آن سال طی یک رشته عملیات نظامی با پشتیبانی ناتو و ایالات متحده حکومت معمر قذافیسرنگون شد. روز دوشنبه نیویورک تایمز فاش نمود که مصر و امارات متحده‌ی عربی طی هفته‌ی گذشته دو حمله هوایی علیه شبه‌نظامیان متحد اسلام‌گرا که بر سر کنترل تریپولی می‌جنگیدند ترتیب داده‌اند. به رغم حملات مزبور، شبه نظامیان اسلام‌گرا، با تسلط بر فرودگاه اصلی، کنترل بخش حیاتی تریپولی را به دست گرفته و آن را حفظ کرده‌اند.

در روز دوشنبه در Democracy Now درباره‌ی خصوص وضعیت لیبی با ویجی پراشاد، استاد مطالعات بین‌الملل درکالج ترینیتی گفت‌و‌گو کردم. او مولف کتاب‌های گوناگونی است از قبیل: بهار عربی، زمستان لیبیایی و به‌تازگی،ملت‌های فقیرتر: احتمال تاریخی یک جنوب جهانی. در ابتدا از او خواستم تا توضیح دهد که در حال حاضر در لیبی چه می‌گذرد. [متن کامل این گفتگو در ادامه می‌آید]

 ایمی گودمن

ویجی پراشاد: امروز در قاهره، دولت‌مردانی از آفریقای شمالی با یکدیگر جلسه تشکیل داده‌اند، چرا که بحران لیبی بسیار نگران‌کننده شده است. لیبی، مرزی بسیار طولانی با مصر دارد، مرزی طولانی با الجزایر دارد و مرزی با تونس. این سه کشور بیش از دیگران در خصوص تشدید و گسترش خشونت‌ها به هراس افتاده‌اند.

اما این خشونت چیست؟ شما می‌دانید که این خشونتی نیست که دیروز آغاز شده باشد، و آنها نیز بر همین اساس جلسه‌ای اضطراری در مورد آن تشکیل داده باشند. این خشونت از سال ۲۰۱۱ در حال پیشرفت بوده است. مسیری که جنگ علیه قذافی از طریق آن پیگیری شد متفاوت بود. نخست لازم است برای درک سرشت این جنگ توضیحاتی در خصوص لیبی ارائه دهم. لیبی همانند اندونزی است، با این تفاوت که بین شهرهای کوچک آن بیابان واقع است.

در آنجا شهرها تقریبا حومه ندارند؛ یعنی شهرهایی واقع در یک مجمع الجزایر. بنابرین، هنگامی که قذافی در سال ۲۰۱۱ احساس کرد که علیه قلمرواش مقاومتی شکل گرفته، آن چه رخ داد این بود که مجمع الجزایر بنغازی و اجدابیا، این شهرها، فورا منفک شدند. آن‌چه که بسیار جالب است این است که آنها به مثابه شهر منفک شدند، به عنوان بنغازی و نه به عنوان یک قیام لیبیایی اصلی و عمده.

سپس دیدید که درمصراته، در زینتان، قیام رخ داد. هر شهر شبه‌نظامیان خودش را داشت، و این شبه‌نظامیان شهری شخصیت سیاسی معینی داشتند. از سوی ناتو تلاشی صورت گرفت -تلاشی مختصر- تا یک نیروی یک‌پارچه خلق کند، اما شبه‌نظامیان اساسا از آن سرباز زدند. [ناتو] این کشور را بمباران کرد و راه را برای شبه‌نظامیان مختلف گشود تا اکنون با یکدیگر به رقابت برخیزند. بنابرین، از روزی که قذافی کشته شد تا به حال، شبه‌نظامیان یاد شده اساسا همچون استخوان در گلوی یکدیگر گیر کرده‌اند.

و این نکته قابل توجه است که حاکمیت تریپولی، که تا حدودی بر عایدات نفتی سلطه دارد، به یکایک این گروه‌های شبه نظامی پول داده است. این شگفت‌انگیز است. حاکمیت تریپولی دارد به شبه‌نظامیان زینتان و شبه نظامیان مصراته پول می‌دهد و هر دو [اینک] به حاکمیت تریپولی حمله کرده‌اند. این یک وضعیت مرموز و عجیب و غریب است.

ایمی گودمنچرا پول میدهد؟

ویجی پراشاد: این بخشی از توافقات به منظور حفظ صلح بود. فرایندی طولانی وجود داشت که طی آن حکومتی که مانند چتر نجات در تریپولی فرود آمده بود، تحت فشار قرار گرفت. این‌ها افرادی هستند که مشاوران مالی امیر قطر بوده‌اند. نخستین رهبر اصلی شورای ملی انتقالی [لیبی]، آقای محمد جبرئیل، مشاور مالی اصلی همسر دوم امیر قطر، شیخه موزا۱ بود. بنابرین این افراد، از پایگاه توده‌ای برخوردار نبودند. آنها سوار بر یک هواپیمای ناتو وارد تریپولی شدند و برای اینکه از صلح محافظت کنند تصمیم گرفتند تا با یکایک گروه‌های شبه‌نظامی کوچک شهری با پرداخت پول تسویه‌حساب کنند. آنها به این کار ادامه داده‌اند.

اکنون این شبه‌نظامیان اساسا مانند استخوان در گلوی یکدیگر گیر کرده‌اند. و این گونه‌ای اغراق است. به همان اندازه که به طور مثال گفته شود که گروه شبه‌نظامی زینتان (گروهی که فرودگاه را در اختیار گرفته بود) گروهی سکولار است؛ یا گروه شبه‌نظامی مصراته (که اکنون فرودگاه و شهر را در اشغال خود دارد) گروهی اسلام‌گراست و یا از یک قالب اخوان‌المسلمین برخوردار است.

این‌ها صفات درستی هستند. گروه شبه‌نظامی مصراته یک نیروی اسلام‌گرا است. اما این‌گونه نیست که گروه شبه‌نظامی زینتان یک نیروی اسلام‌گرا نباشد. دقیقا بدین‌گونه است که آن‌ها از پشتیبانان بسیار متفاوتی برخوردارند. آن نیروی شبه‌نظامی که هم اکنون شهر تریپولی را به اشغال خود درآورده است، عمدتا یک نیروی [متکی بر] اخوان المسلمین است.

در این میان، در شهر بنغازی که خاستگاه شورش بود، نزاعی بزرگ و بسیار خونین میان دو نیرو در جریان است. یکی انصارالشریعه است که همان گروهی است که حمله به سفارت ایالات متحد و قتل سفیر آمریکا به آن نسبت داده شد؛ و دیگری، فردی است که او را بسیار خوب می‌شناسیم. نام او ژنرال خلیفه حفتر است.

مردی که تا جنگ چاد یکی از ژنرال‌های اصلی قذافی بود که [بعدها] در سال ۱۹۸۷ از قذافی روی گرداند و به وین، و سپس به ایالت ویرجینیا گریخت و در جایی سکنا گزید که تنها ۱۰ دقیقه با ستاد مرکزی سازمان سیا در لانگلی فاصله داشت. سپس چند هفته مانده به شورش در بنغازی، به بنغازی بازگشت. امید آمریکایی‌ها این بود که وی کنترل فرماندهی مشترک تمام نیروها را به دست بگیرد؛ که در این کار ناکام ماند.

ژنرال حفتر، طی سه سال گذشته دو بار تلاش کرده است تا در لیبی کودتا کند که هر دو بار با شکست مواجه شده است. این بار به جز تلاش برای یک کودتا در تریپولی، وی بر آن است تا خود را در جایگاه منجی اعظم لیبی قرار دهد و از همین رو نیروهای نظامی‌اش را به سمت بنغازی پیش برده است؛ به جایی که مستقیما با انصارالشریعه در حال مقابله است. اکنون، برخی می‌گویند که او تحت‌الامر آمریکایی‌هاست؛ زیرا آن‌ها می‌خواهند انصارالشریعه نابود شود.

در هر صورت، نکته اینجاست که در شرق لیبی، یعنی در بنغازی، جنگی خونین میان انصارالشریعه، که یک سازمان تروریستی است، و خلیفه حفتر در جریان است. در تریپولی، همانند دیگر شهرهای غرب لیبی، میان دو گروه شبه‌نظامی نبردی خونین برپاست: یکی شبه‌نظامیان زینتان، که شبه‌نظامیان شهر زینتان هستند و تا به حال عمدتا شکست خورده‌اند؛ و شبه‌نظامیان مصراته که توسط مردی فرماندهی می‌شوند که واقعا نیاز است تا توسط یک پزشک معاینه شود. نام او صلاح بادی است که به طور هولناکی از اختلال استرس پساتروماتیک (PTSD) رنج می‌برد.

اِیمی گودمنو علت بیماری اختلال استرس پساتروماتیک او چیست؟

ویجی پراشاد: خب، بخشی [از علت این بیماری] مربوط می‌شود به طبیعت جنگ‌هایی که [صلاح بادی] در خط مقدمِ آن‌ها حضور داشته است. کسانی که با هواپیما‌های ناتو وارد لیبی شدند و بر منصب قدرت در طرابلسنشستند در [این] میدان‌های جنگ حضور نداشتند [منظور ژنرال خلیفه حفتر]. مردانی مثل صلاح بادی در میدان جنگ بودند، کسانی که در قالب [گروه‌های] بین‌المللی جهادی در سرتاسر دنیا جنگیده بودند. کسانی که عضو گروه اسلامی جهادی لیبی۲ بودند و نقش عمده‌ای در [وقایع] سال‌های دهه‌ی نود در لیبی داشتند. پس از پیروزی، آن‌ها به خارج از لیبی رفتند و به گروه القاعده در افغانستان پیوستند و [تا هنگام] بازگشت، تعداد زیادی از آن‌ها در چچن، فیلیپین و افغانستان جنگیده بودند. بنابراین این افراد مشکلات بسیار حاد روحی روانی دارند و متاسفانه، وقتی…

اِیمی گودمنو چگونه این مشکلات روحی را بروز میدهند؟

ویجی پراشاد: خب، برای مثال، آقای صلاح بادی، وقتی مردم با او مخالفت می‌کنند، رفتاری مشابه سردسته‌ی تبه‌کاران۳ دارد. سال گذشته او از پارلمان عصبانی بود، به این دلیل که می‌پنداشت آنها خلاف خواست او عمل کرده‌اند،‌ بنابراین گروهی از افراد مسلح را واداشت تا به ساختمان پارلمان یورش ببرند. در ابتدای همین سال،صلاح بادی دولت را تهدید کرد که اگر به او سرپرستی سازمان اطلاعات لیبی را ندهند، اعضای پارلمان را خواهد کشت.

حالا اعضای پارلمان لیبی به حدی ترسیده‌اند که تصمیم دارند جلسات خود را بر روی قایقی تفریحی در آب‌های کناره‌ی ساحل طرابلس برگذار کنند. از آن‌موقع تاکنون آن‌ها دیگر در ساختمان مجلس ملاقات نکردند و در عوض تصمیم گرفتند که در یک هتل پنج ستاره ملاقات کنند، که از امنیت بهتری برخوردار بود؛ و حالا در واقع ممکن است که به آب‌های کناره‌ی ساحل طرابلس نقل مکان کنند. این وضعیت سیاسی لیبی است.

اِیمی گودمنپروفسور ویجی پراشاد، شما مخالف دخالت نظامی آمریکا در سال ۲۰۱۱ و براندازیمعمر قذافی بودیدممکن است توضیح دهید چرا؟

ویجی پراشاد: بله. مخالفت من با دخالت نیروهای آمریکایی و ناتو در لیبی دو دلیل اساسی داشت. نخست‌ آن‌که من اطلاع کامل داشتم از این‌که چه کسی نهایتاً‌ از این [آشوب‌ها] سود خواهد برد. تشکیل دولت جایگزین در کشورها [خصوصاً پس از یک دوره آشوب و یا جنگ] معمولا زمان زیادی طول می‌کشد. تشکیل ساختارهای جدید قدرت زمان‌بر است. اگر ناتو طرابلس را بمباران و دولت لیبی را سریع نابود می‌کرد و به این گروه‌های شبه نظامیِ پراکنده فرصت به‌دست گرفتن قدرت را می‌داد، آن‌گاه هرج و مرج ایجاد می‌شد.

این یکی از دلایل اصلیِ [مخالفت] من بود. اما دلیل دوم من برای مخالفت با دخالت نظامی آمریکا و نیروهای ناتو این بود که زمانی که آمریکایی‌ها تازه شروع به صحبت درباره‌ی مداخله‌ی نظامی [در لیبی] کرده بودند، یک سوم لیبی پیشاپیش از کنترل آقای قذافی خارج شده بود. بگذارید تصویری از آن برای‌تان ترسیم کنم، اگر پیش از بهار عربی به لیبی، مصر و یا سوریه سفر کرده بودید به نکته‌ی جالبی بر می‌خوردید.

ارتش لیبی از سال ۱۹۸۷ به این‌سو ویرانه‌ای بیش نبود؛ بدون هیج‌گونه انگیزه‌ی جنگاوری. به راحتی می‌توانستید به یک پایگاه نظامی وارد و یا از آن خارج شوید، بدون اینکه حتی مورد پرس‌وجو قرار گیرید. به بیان دیگر، اوضاع ارتش بسیار به‌ هم‌ ریخته بود. یک هفته پس از آغاز شورش‌ها پسر قذافی از بنغازی دیدن کرد،‌ هنگام بازگشت به طرابلس به پدرش این‌گونه پیغام داد که: «بنغازی را از دست داده‌ایم. همه چیز تمام شده است پدر».

آن‌ها نهایتاً آن قسمت از کشور را واگذار کردند. لیبی و فرمانروایی قذافی در حال سقوط بود. هیچ نیازی به دخالت ناتو نبود. در مصر ارتش بسیار قدرتمند است، اما نکته‌ی جالبی درباره‌ی آن. وجود دارد. سربازان به نسبت سایر مصریان پوست تیره‌تری دارند. آنها از شمال مصر به خدمت گرفته شده‌اند، بسیار منضبط هستند، اما انگیزه‌ی جنگاوری چندان بالایی ندارند.

در سوریه ارتش از انگیزه‌ی جنگاوری بسیار بالایی برخوردار است. می‌دانید، این [پرسش] همواره ذهن مرا مشغول می‌کند که چرا ترکیه و دیگران باور داشتند که دولت سوریه نیز مانند لیبی سقوط خواهد کرد؟ ارتش‌های این دو کشور دارای ساختار و سطح انگیزه‌مندی کاملاً متفاوتی ودند. بنابراین دومین علتی که باعث مخالفت من با مداخله‌ی نظامی در لیبی بود، سقوط حتمی و اجتناب‌ناپذیر قذافی بود.

اجازه دهید [این] فرایند، روند طبیعی‌اش را ادامه دهد. اجازه دهید [مردم لیبی] ذره‌ای بیشتر بجنگند. بگذارید تا از دل این شورش یک دیالوگ سیاسی برآید و آن‌ها خود جایگزینی برای ساختار قدرت ایجاد کنند. اگر کشوری ویران‌شده به مردم لیبی تحویل دهید، آنها چگونه قادر خواهند بود تا آینده‌ای بسازند؟ و این‌ها همه خطرات واقعی بمباران هوایی به شیوه‌ای بود که آمریکا تدارک دیده بود. آنها کشور[ها] را با خاک یکسان می‌کنند و بعد به مردم‌[اش] می‌گویند «خب،[حالا] یک دموکراسی ایجاد کنید.

این شیوه صحیح نیست. اگر به مردم لیبی سه، چهار و یا هشت ماه فرصت بیشتری داده شده بود تا علیهقذافی که تا آن زمان بسیار هم ضعیف شده بود بجنگند، فکر می‌کنم نتیجه‌ی کار کاملا متفاوت از امروز می‌بود.

اِیمی گودمنفکر میکنید که اهمیت کلیدی درک مردم از شرایط کنونی لیبی،‌ نیروهای حامیلیبی، و آیندهی لیبی در چیست؟

ویجی پراشاد: چه کسی امروز لیبی را حمایت می‌کند؟ بگذارید حامیان را معرفی کنم. آمریکا خاک لیبی را ترک کرده است. فرانسه و انگلیس نیز سفارت‌خانه‌های خود را تخلیه کرده‌اند. در واقع همه‌ی این کشورها اساساً‌ لیبی را طرد کرده‌اند. در هیچ یک از این کشورها دیگر بحثی درباره‌ی اهمیت لیبی به گوش نمی‌رسد. آن همه سروصدا و جنجال درباره‌ی کشتار مردم در اجدابیا، [آن بحث‌ها که] «باید مسئولانه وارد [میدان] شویم و [از مردم لیبی] حراست و نگه‌داری کنیم» و غیره، همه [به یک‌باره] ناپدید شدند.

تنها چیزی که این روزها از سامانتا پاور۴ – نماینده‌ی آمریکا در سازمان ملل متحد- می‌شنویم نوعی مُسکن [آرامبخش] است: «[در لیبی] نیاز به طی شدن یک فرایند سیاسی است». همین صحبت خانم پاور می‌توانست ادبیات [مسلط] در سال ۲۰۱۱ [قبل از جنگ] باشد. اینجا به یک سیاست [واقعی] نیاز است.

اِیمی گودمنخشونت پیش از ۲۰۱۱ در چه سطحی بود و حالا پس از سقوط قذافی چقدر است؟

ویجی پراشاد: خوب، می‌دانید، خشونت در لیبی ید طولایی دارد. در دهه‌ی نود قرن بیستم دولت لیبی اسلام‌گرایان را به شدت سرکوب کرد، در یک زندان چیزی در حدود ۲۰۰ نفر را کشت. در آن زمان آمریکا چیز زیادی نگفت. در طول دهه‌ی اول قرن بیست و یکم وقتی آمریکا زندانی‌ها را به زندان قذافی [در لیبی] می‌فرستاد، تا آنجا مورد شکنجه قرار گیرند، هیج کس چیزی نگفت. آمریکا معاوضه‌های عجیبی میان زندانیان انجام می‌داد.‌

اعضای گروه‌های اسلامی مبارز لیبی را تحویل دولت می‌داد، از جمله یکی از جنگاوران ارشد که فکر می‌کنم همسرش در آن زمان چند ماهه باردار بود. آنها در مالزی دستگیر و به طرابلس منتقل شدند. به هنگام ورود بهطرابلس،‌ نیروهای اطلاعات به آن‌ها گفتند که «منتظرتان بودیم». آن‌ها توسط یک هواپیمای بریتانیایی به لیبی انتقال داده شده بودند. منظورم این است که خشونت سابقه‌ی طولانی در لیبی دارد. اما بحث من بر سر‌ شیوع این‌گونه دغدغه‌های بشردوستانه [از جنس غربی] است که به نظر من عاری از اصالت است.

اِیمی گودمنتمام هیاهو در ایالات متحده حول [اتفاقاتبنغازی، از جمله‌ کمیتهای در کنگره کهدست به تحقیق خواهد زد، چه نقشی در رویدادهایی که هم اکنون در لیبی در حال وقوع هستنددارد؟

ویجی پراشاد: این موضوع عجیب و غریبی است. منظورم این است که وقتی امریکایی‌ها می‌گویند بنغازی، منظورشان تلاش هیلاری کلینتون است برای رئیس جمهور شدن. می‌دانید، من فکر نمی‌کنم آمریکایی‌ها حقیقتاٌ به آنچه در لیبی اتفاق می‌افتد اهمیتی ‌بدهند. صادقانه بگویم، من فکر می‌کنم مساله تماما مربوط است به رژه‌یهیلاری کلینتون به [سمت] کاخ سفید و تلاش جمهوری‌خواهان برای جلوگیری از این حرکت. من خاطرات او را خواندم؛ بخش مربوط به لیبی را خصوصا. علاقمند بودم ببینم او چطور در برابر گلوله‌هایی که از سوی [طیف] راست جمهوری‌خواهان می‌آیند مانور می‌دهد. بنابراین، من فکر نمی‌کنم مردم آمریکا واقعا به لیبی اهمیت ‌بدهند.

برخی از کنشگران سرشناس حقوق بشر در بنغازی به قتل رسیده‌اند؛ چهره‌های ارشد دولتی کشته شده‌اند؛ در یکی از موارد نخست وزیر لیبی، آقای علی زیدان، مجبور به ترک کشور شد و به المان رفت؛ یعنی رئیس جمهور کشور فرار کرد. چرا در همه ی این موارد خبری از هیاهوی کنونی نبود؟ ما لغت «بنغازی» را تنها به این خاطر می‌شناسیم، که بناست موجب خلق یک حادثه‌ی بسیار مهم در زندگی حرفه‌ای هیلاری کلینتون گردد. من فکر می‌کنم این امر اطلاعات زیادی در خصوص ماهیت تنگ‌نظرانه‌ی سیاست خارجی آمریکا به شما می‌دهد.

اِیمی گودمندر حال حاضر لیبی در ماجراهای خاورمیانه چه جایی دارد؟ یعنی در این خیزشداعش،که شما برای مدت طولانی حرکت آن را دنبال کردهاید.

ویجی پراشاد: خوب، این تا حدی اساس تمام ماجرا است. مردم می‌گویند که هر آن احتمال می‌رود که آقایصلاح بادی از رهبران نیروهای شبه‌نظامی [شهر] مصراتــه اعلام کتد که او هم یکی از اعضای داعش است. منظور من این است که همه‌ی این‌ها کاملا محتمل هستند. با این همه، اگر به [کشور] مالی نگاه کنید، اگر به شکل‌های دیگر ظهور القاعده نگاه کنید، بسیاری از اوقات افراد به‌طور فرصت‌طلبانه می گویند: «ما القاعده هستیم.»

در مالی بسیاری از [اعضای] القاعده سابقا در کار قاچاق انسان بودند و در قاچاق مردم در سراسر صحرای بزرگ افریقا دست داشتند. آن‌ها قاچاق‌چیان مواد مخدر بودند، قاچاق‌چیان سلاح. اما برای [رسیدن به] اهدافشان مناسب این بود که یک‌باره به القاعده تبدیل شوند. برای ایجاد یک اتحاد با [قوم] بربر. پس این غیر محتمل نیست.

به واسطه‌ی دستاوردهای اخیر حکومت اسلامی، اعتبار آن افزایش یافته است. این پدیده‌ی بسیار خطرناکی است، چرا که نوع تازه‌ای از اعتماد به نفس و نوع تازه‌ای از حساسیت را ایجاد می‌کند که برای پیروز شدن بر آنها باید به جنگ‌شان برویم. ما حالا دیگر تنها برای این نمی‌جنگیم تا امنیت شهر خودمان را تامین کنیم، بلکه می‌خواهیم تمام آفریقای شمالی را به زانو در آوریم. این است که وزرا قرار است در قاهره ملاقات کنند. مصری‌ها در هراس از این هستند که این می‌تواند مستقیما به داخل مصر سرریز کند. و این برای آن‌ها تهدیدی مستقیم است.

اِیمی گودمنو موضع وزیران دولت مصر دربارهی آنچه در لیبی اتفاق میافتد چیست؟

ویجی پراشاد: خوب، صادقانه [بگویم]، من فکر می‌کنم آنها تنها می‌خواهند یک دیوار بزرگ بسازند، تا مانع ورود رخدادهای لیبی شوند. می‌دانید، مصری‌ها بارها تهدید کرده‌اند که می‌توانند هر اقدامی در حرکت به سوی مصر را متوقف کنند. به‌همین خاطر در مرز لیبی-مصر تحرکات سربازان وجود داشته است. آن‌ها هیچ جاه‌طلبی برای ورود به لیبی ندارند. همه امیدوارند-یعنی نظامیان امیدوارند که آقای حفتر انصار الشریعه را از میان برخواهد داشت.

برای‌تان از یکی از ویژگی‌های جالب و بیان نشده‌ی بهار عربی بگویم که طی صحبتی با یک افسر ارشد ارتش مصر شنیدم. او گفت: «همه‌ی شما در‌باره‌ی مردم در خیابان‌ها و آنچه در رابطه با اخوان المسلمین رخ می‌دهد سخن می‌گویید و گزارش می‌دهید. آنچه شما نمی‌دانید این است که در خلال همه‌ی این‌ رویدادها، ما ارتش‌های مصر، سوریه، عراق، لیبی و غیره، با یکدیگر در ارتباط بودیم». آن‌ها نوعی ارتباط عملی با همدیگر دارند، و دیدگاه معینی درباره‌ی نحوه‌ی امور دارند. من برای شما مثالی در این‌باره می‌آورم. وقتی آقای مُرسی در یک راهپیمایی عظیم در قاهره برای مردم سخنرانی می‌کرد، آنجا او به مردم مصر گفت …

اِیمی گودمنوقتی او رئیس جمهور بود؟

ویجی پراشاد: بله، وقتی رئیس جمهور بود به مردم مصر گفت: «بروید و در سوریه بجنگید» و سپس وقتی که از تریبون پایین آمد، یک روحانی بلندمرتبه در آنجا صحبت کرد و گفت: «شیعیان دشمن بزرگ [ما] هستند». چند روز بعد با وجود این‌که در مصر به زحمت جمعیت شیعه‌ای وجود دارد، یک شخصیت ارشد شیعه در خیابان کشته شد؛ یعنی اساسا در خیابان سلاخی شد.

همان افسر به من گفت که ارتش تصمیم گرفت به دلیل همین رفتار، علیه آقای مُرسی وارد عمل شود: -بروید و در مصر بجنگید- زیرا به گفته‌ی او «ما ارتش پرغرور مصر هستیم. ما نمی‌خواهیم یک گروه از توده‌ی مردم پست را ببینیم. ما نمی‌خواهیم جهان عرب، جهان بزرگ عرب تبدیل شود به افغانستان». بنابراین ارتش مصر، با وجود مسائل سیاسی، ارتباط عملی بسیار نزدیکی با ارتش سوریه داشت و، همین‌طور با ارتش لیبی.

حالا ارتش لیبی تا حد زیادی سقوط کرده است. و آقای ژنرال خلیفه حفتر ، در حال بازسازی یک ارتش متحد لیبیایی است. بنابراین، من تقریبا مطمئنم که با ارتش مصر در تماس نزدیک است. به عبارت دیگر، آنچه می‌گویم این است که سیستم متشنج دیگری هم در منطقه وجود دارد. این تنها جهانی‌سازیِ مردم، جهانی‌سازی اخوان المسلمین، جهانی‌سازی القاعده نیست. اینجا همچنین نوعی پیوند میان ارتش‌ها وجود دارد. و آنها درک و دیدگاه معینی دارند از اینکه این کشورها چگونه باید کارکنند. و فکر می‌کنم، بر همین اساس آن‌ها از برخی از این ابتکار عمل‌ها حمایت می‌کنند. بنابراین فکر نمی‌کنم که مصری‌ها قصد دارند از مرز عبور کنند. این [عمل] می‌تواند [نوعی] اقدام به خودکشی باشد.

اِیمی گودمن: ویجی پراشاد، پرفسور مطالعات بین‌المللی در کالج ترینیتی در هارتفورد، نویسنده‌ی کتاب‌های متعدد از جمله بهار عربی، زمستان لیبیایی و ملت های فقیرتر: احتمال تاریخی یک جنوب جهانی. برای مشاهده‌ی بقیه‌ی مصاحبه‌های ما می‌توانید به وبسایت ما در democracynow.org بروید.

* * *

* این متنْ ترجمه‌ای است از مصاحبه‌ی ایمی‌ گودمن با ویجی پراشاد (به تاریخ ۲۶ آگوست ۲۰۱۴) در برنامه‌ی تلویزیونی Democracy Now. ترجمه‌ی حاضر از روی متن پیاده‌شده‌ی این مصاحبه انجام شده است. عنوان اصلی مصاحبه چنین است:

۲۰۱۱ NATO Bombing of Libya Led to Rise of Militias Now Fighting for Oil-Rich Land

۱. منظور «موزه بنت ناصر» است.

 

۲. Libyan Islamic Fighting Group

۳. Gang leader

۴. Samantha Power

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)