ماه مهر مى اید و سال تحصیلى اغاز مى شود،و هزاران کودک مهمترین روز زندگى شان را اغاز مى کنند،روزى که خاطراتش دهها سال با فرزندان این خاک و بوم خواهد ماند و به درستى که این روز و به طبع ان اموزش همگانى و رایگان را مى توان مقدس ترین و برترین دستاورد انسان معاصر خواند،زیرا که همین اموزش است که بنیان فکرى نوع بشر و بطبع ان اینده بشریت را پایه گذارى مى کند.
اما مسله صورت دیگرى هم دارد،سیل عظیمى از این کودکان که تحصیل را اغاز مى کنند،تمایز دیگرى با ان نیمه دیگر دارند که بزبان فارسى که زبان مادریشان است تحصیل مى کنند.ارى در اذربایجان،کوردستان،خوزستان ….کودکان مجبور هستند همزمان با شروع اموزش و سواد اموزى،زبان فارسى را هم بیاموزند،و جالب تر اینکه با همان سیستم،متد،کتاب و معلم که کودکان غیر فارس مجبور به اموختن زبان فارسى و سواد اموزى هستند کودکان فارس زبان فقط سواد اموزى مى کنند،و روشن است که در مقایسه موفقیت و افت تحصیلى ایندو،مسلما افت تحصیلى نصیب غیر فارس زبانها و رشد تحصیلى نصیب فارس زبانها مى شود،حتى در مقایسه نفرات اول کنکور بروشنى سهم ناچیز غیر فارس زبانها در نفرات اول دیده مى شود و مسله وقتى بغرنج تر مى شود که این سیر حرکت بصورت نرمال در برخوردارى امکانات هم تکرار مى شود،چون اگر قصد تبعیض عامدانه هم نباشد تحصیلات خوب منجر به شغل خوب خواهد شد و خود را در نهایت به صورت قوم فرادست و اقوام فرودست نشان خواهد داد که این شکاف مى تواند در اینده خطرناک وخطر ساز شود.
اموزش به زبان مادرى مقوله اى است که اصولا کسى على الظاهر بناى مخالفت با انرا ندارد،نه براى انکه به ان اعتقاد دارد بلکه بیشتر به خاطر انکه انقدر دلایل مستدل علمى در تایید ان وجود دارد که کسى یاراى نفى علمى و اثباتى ان را ندارد.حتى جمهورى اسلامى با بسیار قوانین غیرانسانى اش،در اصل پانزدهم قانون اساسى به این امر هر چند کوتاه اشاره و پیش بینى کرده،اما اصولا اصل نانوشته اى هم وجود دارد که در عدم اموزش به زبان مادرى غیر فارس زبانها هم اوا هستند،از حاکمیت اش گرفته که در اخرین انتخابات ریاست جمهورى،شعار اصل پانزده و اموزش بزبان مادرى یکى از دلایل موفقیت و پیروزى اش بوده تا مخالفین سکولار و مدعى استقرار دموکراسى و حقوق بشرش،همان هایى که بعضا در کشورهاى خارجى زندگى مى کنند و حتى از امکانات غرب استفاده مى کنند و فرزندانشان را به مدرسه فارسى زبان مى فرستند،ولى همان مدل را براى هموطنان تورک،کورد یا عرب خود غیر لازم و زاىد مى دانند،اصولا اینها باید جواب بدهند که ایا تحصیل فرزندانشان در اروپا و امریکا در مدارس فارسى زبان از فرزندان انها،دشمنان امریکا یا اروپا بوجود اورده است که تحصیل غیر فارس زبانها به زبان مادرى خودشان دشمان ایران پدید بیاورد؟
مخالفت با اموزش به زبان مادرى که بعضا حتى مخالفین مدعى علم و سواد دانشگاهى اش انرا اموزش زبان مادرى تفسیر مى کنند،نه مخالفتى بر پایه شهود علمى که بیشتر نشات گرفته از توهم و ترس تجزیه کشور و بعضا توهم قوم فرادست و اقوام فرودست است،اما اینکه احترام به زبان،ملیت،دین و تفاوت هاى فطرى و برخوردارى شخص از حقوق انسانى اش منجر به تجزیه طلبى مى شود و یا تحقیر و فرودست انگارى و سلب حقوق انسانى اش سبب شکاف و تجزیه طلبى مى شود؟سوالى است که هر وجدان ازاده اى با نگاه به سرنوشت کشورهاى همجوار جوابش را لااقل در ذهن خود باید بدهد.
زنده یاد صمد بهرنگى سالها پیش حتى کتابى به اسم اموزش زبان فارسى براى کودکان اذربایجان نوشته بود که حتى با وجود رضایت و خوشحالى حاکمیت ناسیونالیستى پهلوى از این کتاب در درگیر و دار کارهاى چاپ منتشر نشد و با مرگ نابهنگامش،سرنوشت کتاب معلوم نشد،حتى با گذشت سالها از مرگ صمد بهرنگى،انسانهایى که مدارک دانشگاهى شان را اصولا تریلى نمى کشد و نتیجه سالها تحقیق شان حذف (به)از اموزش به زبان مادرى است و ابداع اموزش زبان مادرى است ،همانها که در فرهنگستان زبان فارسى نشسته اند و در بهمن ١٣٩٢ فریاد اینکه با تدریس زبانهاى غیر فارسى مملکت از دست رفت سر دادند،هنوز بعد از گذشت پنجاه سال از مرگ صمد بهرنگى کتاب یا اصولى را حتى تا این حد هم براى یادگیرى اسانتر زبان فارسى براى کودکان غیر فارس زبان اصولا تدوین نکرده اند،چونکه انها هنوز حتى وجود تفاوتها را قبول نکرده اند،این تفاوتهاى فطرى بغایت زیبا کابوسى است بر رویاها یا توهمات پوشالى شان ،و یا حتى مى توان گفت بیشتر از انکه دغدغه تمامیت ارضى کشور داشته باشند دغدغه خود برتر بینى و پست بینى طرف مقابل را دارند.
تکرار اینکه این برخورد و دید با سیل عظیمى از اهالى یک کشور به اسم وطن دوستى چه نتایج مخربى مى تواند ببار بیاورد بر کسى پوشیده نیست.

قهرمان قنبرى
image

image

image

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)