fateme motamed aria

نبات عنوان فیلمی است محصول آذربایجان به کارگردانی الچین موسی اوغلو با بازی فاطمه معتمدآریا و همکاری چندین تن دیگر از دست اندرکاران سینمای ایران.

فاطمه معتمدآریا نقش زنی به نام نبات را بازی می کند که در یک روستای کوچک در آذربایجان، در بحبوحه جنگ، حاضر نیست که روستایش را ترک کند.

فیلم با تنهایی این زن آغاز می شود، در حالی که به پرستاری از شوهر بیمارش مشغول است. با جلو رفتن فیلم در می یابیم که او تنها پسرش را در جنگ از دست داده و حالا به دنبال عکس گمشده اوست.

با تخلیه ده بخاطر جنگ، تنهایی نبات بیشتر می شود در حالی که تنها یک گرگ در این روستا باقی مانده است. معتمدآریا در نقش این زن به طور کامل به زبان ترکی حرف می زند.

سبک و سیاق فیلم فضاهای آشنایی که سینمای ایران با آن در جهان مطرح شد را به یاد می آورد که این بار به جای نماهای ایستا، دوربین به شدت در حرکت است و بر روی همه چیز در صحنه تاکید دارد، که گاه این حرکات هم بسیار زیاد به نظر می رسد.

نبات در جشنواره ونیز در بخش افق ها با حضور موسی اوغلو و معتمدآریا به نمایش گذاشته شد. با کارگردان فیلم گفت و گو کرده ام.

فیلم شما من را به یاد سینمای ایران می اندازد؛ از فیلم های عباس کیارستمی تا فیلمی مثل مادیان ساخته علی ژکان…چقدر از سینمای ایران تاثیر گرفته اید؟

گرچه عاشق سینمای ایران هستم اما فکر می کنم که نبات تحت تاثیر سینمای ایران ساخته نشده است.

پس چرا فاطمه معتمدآریا ستاره سینمای ایران را برای نقش اول فیلم تان انتخاب کردید؟

من در جاهای مختلفی به دنبال بازیگر بودم، از آذربایجان تا ترکیه و تاجیکستان و ازبکستان. اما کسی را که می خواستم پیدا نکردم. فکر می کنم لطف خدا بود که بالاخره معتمدآریا را دیدم.  راستش را بخواهید اول نمی خواستم از او استفاده کنم چون برای نقش نبات خیلی جوان بود. اما بعد از تماشای “گیلانه” تصمیم گرفتم از او استفاده کنم. امروز از این تصمیم ام خوشحالم. معتمدآریا هیچ وقت مثل یک ستاره بازی نکرد. روستائیان در جایی که فیلم را فیلمبرداری کردیم خیلی دوست اش داشتند. به طور کلی فکر می کنم هر کس او را ببیند دوست اش خواهد داشت. برای همین می توانم بگویم بزرگ ترین معجزه فیلم فاطمه معتمدآریا بود.

معتمدآریا ترکی نمی دانست. اما ظاهراً برای این فیلم یاد گرفته است. این چالش بزرگی بود؟

فاطمه از کودکی عاشق موسیقی آذربایجانی بوده. بعضی از آوازهای ما را به درستی می خواند و من متعجب شده بودم که یک بازیگر ایرانی چطور می تواند آوازهای ما را بخواند. به او گفتم که نترسد و او می تواند به زبان ما صحبت کند. همه گروه با او ترکی حرف می زدند. حرف زدن او با روستائیان به ترکی کمک کرد که زود پیشرفت کند. او مغرور نیست و کار را تا آخر درست انجام می دهد.

 ایرانی های دیگری هم در فیلم شما کار کرده اند…

بله ایرانی های زیادی هستند… رحیم بشارت به عنوان مدیر فیلمبرداری، میرکیانی طراح گریم، ساسان نخعی مدیر صدا، حامد ثابت آهنگساز و دیگران. بسایری از اینها دوستان من هستند و از مدت ها قبل می شناسمشان.

چرا این داستان برای شما جذاب بود؟

بعد از متلاشی شدن شوروی در سال 1991، جنگ در جمهوری های تازه آغاز شد. مردم شروع کردند به کشتن یکدیگر، گرچه قبلاً برادر هم به حساب می آمدند. جهنم واقعی آغاز شد. آن موقع من در استودیوهای مستندسازی کار می کردم و غالباً در مناطق جنگی فیلمبرداری می کردیم. از سربازان و پناهنده ها بارها شنیدم که یک زن پیر خانه اش را ترک نکرد. وقتی از او پرسیدند که چرا نمی رود گفت که قبر پسرم و شوهرم اینجاست، کجا بروم؟ خانه و سرزمین من است، چرا باید ترک اش کنم؟ این داستان مرا همیشه جذب می کرد و می خواستم فیلمی بسازم درباره زنی که که همه چیزش از فرزند تا امیدش را در جنگ از دست داده. مادرها در جنگ ها چنین سرنوشتی دارند. فیلم به مادرانی در تمام دنیا تقدیم شده که بهشت زیر پای آنهاست.

حرکات دوربین بسیار زیادی در فیلم می بینیم. چرا این شیوه را انتخاب کردید؟

برای این که با حرکات دوربین می خواستیم تماشاگر از یک ناظر به یک همراه بدل شود. گاهی ناظر می خواهد بیشتر ببیند. اگر قلب ناظر به همراه نبات به تپش بیفتد، آن وقت تبدیل شده به همراه و شریک فیلم.

 لطفاً درباره سینمای آذربایجان کمی توضیح دهید؟ چند فیلم در سال ساخته می شود و چند سالن سینما دارید؟

بعد از استقلال، مردم و دولت توجه بیشتری به سینما نشان داده اند. حالا هر سال شش یا هفت فیلم بزرگ تولید می شود. تعداد فیلم های کوتاه و مستند هم زیاد است. پنج مجتمع سینمایی داریم که روی هم بیش از سی سالن دارند.

فکر می کنید مردم در داخل کشور چطور با فیلم شما برخورد کنند؟

فیلم در یکم اوت امسال در آذربایجان اکران شد. برخورد مردم خیلی گرم بود. این طبیعی است. به رغم آتش بس، کشور من هنوز در شرایط جنگی است. هنوز مردم می میرند و مادرها هر روز زار می زنند.

به فکر اکران فیلم در ایران هم هستید؟

بله، دوست دارم فیلم در ایران هم اکران شود. این فیلم نمونه ای است از همکاری سینماگران آذربایجانی و ایرانی.

نمایش فیلم تان در جشنواره ونیز چطور بود؟

خیلی خوشحال شدم از نمایش فیلم در ونیز. تماشاگران به شکل ایستاده برای مدت زمان زیادی دست زدند. برخی ما را در آغوش می گرفتند و گریه می کردند. دیدن این عکس العمل ها از مردم برایم فراموش نشدنی است.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)