یکی از بهترین تیمهای تاریخ فوتبال ایران که مربیگری شادروان محمود بیاتی در سال ۱۹۶۸ در تهران قهرمان جام ملتهای آسیا شد

اخبار روز- کرد سنندجی: زمانی که ایران در تهران در جام ملتهای آسیا در بازی فینال دو بر یک بر تیم اسرائیل, که یکی از تیمهای قدرتمند آسیا بود غلبه کرد و برای نخستین بار قهرمان آسیا شد محمود بیاتی دومین ایرانی بود که به این مهم دست یافت. قبل از وی و در سال ۱۹۵۱ مصطفی سلیمی, اولین مربی ایرانی بود که در نخستین دوره بازیهای آسیایی در هندوستان تیم ایران را به مقام نایب قهرمانی رساند و مدال نقره گرفت. صعود تیم ملی فوتبال ایران با مربیگری حسین فکری به المپیک ۱۹۶۴ ژاپن, یکی از رویدادهای مهم و بیآد ماندنی تاریخ فوتبال ایران محسوب می شود.



شادروان حسین فکری مربی این تیم بود که برای نخستین بار به المپیک توکیو ۱۹۶۴ صعود کرد. یکی از افتخارات تاریخ فوتبال ایران است

نوبت بعدی قهرمانی تیم ملی فوتبال ایران در سال ۱۹۷۲ بود که تیم ملی تحت رهبری محمد رنجبر, با اقتدار قهرمان جام ملتهای آسیا شد که در همین سال نیز تیم ملی با مربیگری رنجبر به المپیک ۱۹۷۲ مونیخ نیز راه یافت و به عنوان یکی از نمایندگان آسیا در این المپیک خونین که به گروگان گرفتن ورزشکاران اسرائیلی توسط چریک های الفتح و کشته شدن چند ورزشکار و چریک انجامید, شرکت کرد. به سال ۱۹۷۸ نوبت تاریخی دیگری به حشمت مهاجرانی رسید تا تیم ملی فوتبال ایران را در تهران, قهرمان سومین دوره جام ملتهای آسیا کند و سپس در سال ۱۹۷۸ در تهران, صعود به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین را جشن بگیرد. هم چنان که وقتی حشمت مهاجرانی کمک فرانک اوفارل انگلیسی بود تیم ملی به المپیک ۱۹۷۶ مونترال کانادا صعود کرد.



تیمی که به مربیگری حشمت مهاجرانی به المپیک مونترال ۱۹۷۶ راه یافت

حسن آقای حبیبی, ابتدا در بحبوحه روزهای انقلاب تیم ملی فوتبال را در جام ملتهای آسیا سال ۱۹۸۰ به مقام سوم آسیا رساند که با توجه به از هم گسیختگی ورزش و فوتبال در آن دوران, مقامی خوب بود و سپس در همین سال و فاصله چند ماه حسن حبیبی, بلیط حضور در المپیک مسکو را برای تیم ملی دریافت کرد که جمهوری اسلامی در اعتراض به اشغال افغانستان توسط شوروی سابق المپیک مسکو را تحریم کرد و تیم ملی فوتبال از این فرصت طلائی محروم شد.
هدایت تیم ملی فوتبال ایران در جام ملتهای آسیا ۱۹۸۴ قطر برعهده ناصر ابراهیمی بود که تیم ملی فوتبال ایران در این دوره نیز نتوانست مقامی بهتر از چهارمی را کسب کند. 



این تیم با مربیگری علی پروین برای نخستین بار بعد از انقلاب قهرمان فوتبال بازیهای آسیائی ۱۹۹۰ پکن شد

سال ۱۹۹۰ فرا رسید. بازیهای آسیایی پکن, که در آن تاریخ, یکی از مهمترین تورنمنت های ورزشی در آسیا بود و کسب یکی از مدال های سه گانه در فوتبال, برای کشورهای شرکت کننده مهم و معتبر بود, همای سعادت بر دوش علی پروین نشست تا نخستین مربی ایرانی باشد که بعد از انقلاب اولین مقام قهرمانی را برای ایرانیان کسب می کرد. قهرمانی در پکن, فوتبال ایران را کمی تکان داد اما هم چنان در عرصه بین المللی فوتبال بیگانه بود و حتی دو سال بعد از این روی داد در مصاحبه ای که نگارنده (کرد سنندجی) در جریان جام ملتهای اروپا سال ۱۹۹۲ با فرانس بکن باوئر داشتم (در رسانه های ایران چاپ شد) وی در باره فوتبال ایران, هیچ نمی دانست بلکه فقط بیآد می آورد که در تابستان سال ۱۳۵۱ با تیم بایر مونیخ به ایران آمده بود و در یک بازی مستانه که همه بازیکنان بایر مست بودند در ورزشگاه آزادی تهران ۶ بر ۳ مغلوب تیم منتخب تهران شده بودند!

منصور پور حیدری آخرین مربی ایرانی است که تیم فوتبال ایران را به مقام قهرمانی بازیهای آسیایی بانکوک سال ۱۹۹۸ رساند و در واقع در این سال آخرین کارنامه موفقیت های مربیان خاک خورده ایرانی بسته شد هر چند شیوه مربیانی مثل محمد مایلی کهن, باعث شد تا جوانان زیادی به روال قبل از انقلاب و حاصل زمینهای خاکی فوتبال در این سالها، پشتوانه تیم ملی شوند و فوتبال با طراوتی را بازی کنند و در پی مایلی کهن، آمدن قلعه نوعی به تیم ملی و سپس افشین قطبی که یکی ژنرال بود و آن دیگری امپراطور, نتوانستند تیپ و هنگ موفق روانه دو دوره از بازیهای جام ملتهای آسیا کنند اما در مراحل مقدماتی نتایج خوبی را کسب کردند.



تیمی که توسط مایلی کهن ساخته شد و بیژن ذوالفقارنسب و وال دیر ویه را ,برزیلی در نیمه راه هدایت آن را برعهده گرفتند و به جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه صعود کردند

گذشته از نام های مورد اشاره در بالا مربیان ایرانی دیگری مثل مربی اخلاق پرویز دهداری, مهدی مناجاتی, پرویز مظلومی, بیژن ذوالفقار نسب، جلال چراغ پور, جلال طالبی, منصور ابراهیم زاده و تعداد دیگری بوده اند که با تیم ملی در مسابقات منطقه ای و رسمی نتایج خوب و درخشان کسب کرده اند. (اسامی تمام مربیان در پایان این مطلب آمده است).

مربیان خارجی در ایران

اگر از جیمز گی بل انگلیسی, ادموند مایوفسکی اتریشی و جوزف مسا روش مجارستانی, که هدایت تیم ملی فوتبال ایران را در فاصله سالهای ۱۹۵۰ تا ۱۹۶۳ بر عهده داشتند عبور کنیم به ایستگاه گورکی سوچ، مجارستانی دیگری می رسیم که در زمان خود توانست تاثیر مثبتی روی تیم ملی فوتبال ایران بگذارد و تیم ایران را در بازیهای آسیایی ۱۹۶۶ بانکوک به مقام نایب قهرمانی رساند.
اما واقعه مهم برای تیم ملی فوتبال و بطور عام و خاص برای پیشرفت فوتبال کشور در سال ۱۳۴۸ روی داد و این مهم زمانی بود که زرادکو رایکوف مربی مدرن گرا و توانا و صاحب اندیشه در مکتب فوتبال یوگسلاوی سابق, برای هدایت تیم ملی به ایران آمد و با نوآوری و جوان گرائی فوتبال ایران را متحول کرد که بسیاری از مربیان ایرانی نیز از این تحول استقبال و برای شکوفائی فوتبال ایران تلاش کردند.
رایکوف ایده قهرمانی مطلق و بی توجهی به زیر ساخت ها و فقط هدف در کسب نتیجه را با شکست سنگین چهار بر صفر مقابل تیم ترکیه در آنکارا و در جام عمران منطقه ای (هر سال بین ایران و پاکستان و ترکیه این جام در یکی از این کشورها انجام می شد) از ذهنیت مربیان و مسئولین و فوتبال دوستان ایرانی پاک کرد. بازیکنانی مثل ناصر حجازی که برای اولین بار در درون دروازه تیم ملی قرار گرفت و چهار گل دریافت کرد، بعدها سرمایه فوتبال ایران در بازی کن سازی و مربیگری شدند.



تیم ملی فوتبال ایران قهرمان بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران به سر مربیگری فرانک اوفارل و مربیگری حشمت مهاجرانی, حسن حبیبی, بهمن صالح نیا

بعد از رایکوف, جانشینی در حد و اندازه های این مربی یوگسلاوی به تیم ملی ایران آمد که فرانک اوفارل ایرلندی نام داشت و در تیم منچستر یونایتد, شاگردانی مثل جرج بست ستاره آن سالهای فوتبال اروپا را هدایت می کرد. اوفارل موفق شد هم مربیانی مثل حشمت مهاجرانی, اصغر شرفی, بهمن صالح نیا را در کنار خود و در نیمکت تیم ملی پخته و با تجربه کند و هم این که مدال طلای بازیهای آسیایی ۱۹۷۴ تهران را کسب کند و با تیم ملی به بازی‌های المپیک ۱۹۷۶ مونترال صعود کند. اوفارل آخرین مربی خارجی قبل از انقلاب بود و بعد از انقلاب تا سال ۱۹۹۴ که استانکو پوکله پوویچ توسط امیر عابدینی رئیس وقت فدراسیون فوتبال به ایران آمد مربی خارجی دیگری به ایران نیآمده بود.



تیم ملی فوتبال ایران به مربیگری حشمت مهاجرانی با این ترکیب در تهران استرالیا را مغلوب کرد و به جام جهانی ۱۹۷۸ آرژانتین صعود کرد

تومیسلاو ایویچ, نیز مثل رایکوف قصد داشت فوتبال ایران را متحول کند, وی, یکی از تئوریسین ها و مدرسین بزرگ فوتبال جهان بود که در فیفا و یوفا از کرسی و اعتبار خاصی برخوردار بود اما در جمهوری اسلامی و فرهنگ منحط آن چنان با این مربی بزرگ بدرفتاری و علیه وی توطئه کردند که یکی از زشت ترین و بی اخلاقی ترین عمل را بازیکنان و تعدادی از کادر فنی و عناصری از فدراسیون فوتبال در اردوی تدارکاتی در ایتالیا و به فاصله چند هفته به آغاز جام جهانی فرانسه علیه وی به کار بردند و در یک تبانی با شکست عجیب ۷ بر یک مقابل تیم رم ایتالیا در دیداری تدارکاتی شرائط برکناری وی را فراهم آوردند و جلال طالبی از آمریکا برگشته را که سابقه مربیگری در ایران را نداشت بجای وی منصوب کردند. 
میروسلاو بلاژویچ, دومین مربی بزرگ کروات بود که تیم کراوسی را در اولین حضورش بعد از استقلال در جام جهانی ۱۹۹۸ فرانسه رهبری می کرد و با این تیم سوم جهان شد به ایران آمد و اندک اندک آن چیروی بزرگ اروپا (لقب وی در کرواسی و شبه جزیره بالکان) به مربی مغضوبی تبدیل شد که بعد از پایان بازی برگشت تیم ملی با ایرلند در تهران در مرحله پلی آف جام جهانی ۲۰۰۲ کره جنوبی و ژاپن مجبور شد چمدان هایش را ببندد و راهی کشورش شود.



تیم ملی فوتبال ایران که با مربیگری برانکو ایوانویج مربی موفق و با دانش کروات با تسلط و قبل از اتمام مسابقات گروهی به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان صعودکرد. در این عکس علی دائی کاپیتان تیم حضور ندارد

کرواتها که از رفتار فدراسیون نشینان و انواع و اقسام مسئولین دخیل در فوتبال ایران, درس عبرت نگرفته بودند این بار نوبت را به یکی دیگر از پرفسورهای فوتبال دادند تا در ایران هدایت تیم ملی را بعهده بگیرد. برانکو ایوانکوویچ, مرد آرام و ساکت کروات در شهر شلوغها که هر روز کلاغ هایش همه حوادث را رصد می کنند قابلیت و دانش غنی خود را به فوتبال ایران عرصه کرد و ابتدا با تیم امید در بازیهای آسیائی ۲۰۰۲ پوسان قهرمان فوتبال این دوره از بازیها شد و سپس در سال ۲۰۰۴ با تیم ایران در جام ملتهای آسیا در چین به مقام سوم دست یافت و سرانجام در سال ۲۰۰۶ و در حالی که ایران بازی آخرش مقابل ژاپن مثل میزبان خود تشریفاتی بود، همراه تیم ژاپن به جام جهانی ۲۰۰۶ آلمان صعود کرد. ایران در آلمان در گروهی قرار گرفت که تیمهای مکزیک پرتغال و آنگولا قرار داشتند, که پرتغال در آن جام یکی از چهار تیم آماده جهان بود و مکزیک نیز در اوج آمادگی قرار داشت و سرانجام پس از دو شکست و یک مساوی کارنامه ایران, در آن جام بسته شد و در همان آلمان هم حکم برکناری محمد دادکان از ریاست فدراسیون که در تهران صادر شده بود به وی ابلاغ شد. برانکو نیز جرات بازگشت به ایران را نداشت چون می دانست که در فضای حاکم بر جمهوری اسلامی چه اتفاقاتی که می تواند یقه هر کسی را آن هم بیگانه ای چون وی را بگیرد. برانکو, بعدها از طریق فیفا, موفق شد مطالبات معوقه خود را از فدراسیون فوتبال جمهوری اسلامی وصول و دریافت کند.



تیم ملی فوتبال ایران که طبق گفته ها و شنیده ها با لابی و واسطه گری با مربیگری کی روش به جام جهانی ۲۰۱۴ برزیل صعود کرد

کارلوس کیروش, آخرین مربی معروفی است که هدایت تیم ملی فوتبال ایران را بعهده گرفت و طی این سه سال از مسئولیت وی در تیم ملی مسائل زیادی پیرامون قرارداد و نوع تعامل فدراسیون نشینان با وی طرح شد و بسیاری معتقد بودند که کیروش, فقط مربی نیست بلکه او رئیس فدراسیون فوتبال است که هر جا لازم باشد تصمیم می گیرد و حکم صادر و یا مطلب و تصمیمی را وتو می کند. 
کیروش, یا ترفند و فن آخوندی که همان فریب و نیرنگ است به فوتبال ایران قدم گذاشت و در ابتدا سعی زیادی کرد مثل افشین قطبی, تازه وارد, اصول و قواعد حرفه ای را مراعات کند اما خیلی زود مثل افشین قطبی, وارد و تحت تاثیر رفتارها و اعمال و فرهنگ اخلاقی نظام ولایت فقیه قرار گرفت و اندک اندک آن مرد آرام روی نیمکت رئال مادرید و کنار زمین تیم ملی پرتغال و با متانت همراه الکس فرگسن, تبدیل به مربی پرخاشگر و عصبی شد و چون فدراسیون فوتبال نه طبق اصول و قواعد حرفه ای و رعایت منافع مشترک بلکه برای خدمت گیری کی روش بهر طریقی, قرارداد یکطرفه و به نفع مربی پرتغالی منعقد کرده بود لذا نمی توانست کی روش را تحت کنترل و نظارت داشته باشد و او به قول معروف، ”آقا بالا سر” فدراسیون بود!

بیش از این در باره صعود به جام جهانی برزیل و بازیهای ایران در آن جام و تمام شدن تاریخ قرارداد کی روش و شل کن و سفت کن و ناز و اطوار و امروز و فردا کردن تمدید قرارداد کی روش هم بخش ورزشی اخبار روز و هم سایرین بسیار نوشته اند. برای بررسی موضوع کی روش به عنوان یک تک نگاری از جامعه شناسی سیاسی در جمهوری اسلامی لازم است در ساختار به این موضوع توجه کرد.

در قلمرو علوم اجتماعی نمی توان فوتبال را جدای از نظام های سیاسی و اجتماعی حاکم بطور مجزا بررسی کرد (مگر در مباحث فنی و تکنیک بازی) با تکیه بر این قانونمند جهانشمول در جمهوری اسلامی ایران فوتبال جزئی از مکانیسم حاکم است و می توان شاخصه این نظام و مکانیسم را این چنین خلاصه کرد:

ایدنولوژی
فرهنگ حاکم
مدل اقتصادی

در مبحث ایده لوژی، ورزش در نظام ولایت فقیه برای لذت و تفریح نیست، بلکه بیشتر مقاصد و اهداف عقیده تی نظام مورد توجه است و افراد متخصص و خاک خورده در قلمرو خودی و غیرخودی تعریف می شوند و از سوئی محدودیت های مذهبی و شرعی از طریق ایده لوژی رشته ای مثل فوتبال را محاصره کرده است.

در فرهنگ تحمیلی جمهوری اسلامی که بر گرفته از سنت گرائی و عقب ماندگی تاریخ اسلامی است سه شاخصه مهم فرهنگی ایرانیان در شرف نابودی کامل است. ”اخلاق نیک. گفتار نیک و کردار نیک“ که در مناسبات و رفتارهای اجتماعی صفات نیکویی برای نظم و انسجام قلمرو خانواده و اجتماع بود به نیستی گراییده و پیوند این فرهنگ با نظام اقتصادی حاکم بدترین و سیاه ترین دوران تاریخ اجتماعی را موجب شده است. 

در قلمرو اقتصاد مناسبات و مکانیسم حاکم بر اساس شیوه واسطه گری و دلالی است که تنازع بقا مهمترین نشانه این سیستم عقب افتاده و ضد اجتماعی است. در چنین مناسباتی تولید به قصد توزیع مستقیم در بازار مصرف جای خود را به تولید به قصد انحصار چند واسطه و دلال داده و به جای ورود مستقیم به بازار مصرف, به انبارهای احتکار روانه و ذخیره می شود.
از طرفی دریافت سرمایه/ وام و اعتبارات سنگین بانکی به قصد سرمایه گذاری و ایجاد اشتغال به طرف بازار دلالی سرازیر می شود که نتیجه آن فشار بر اقشار ضعیف و گروههای فقیر و متوسط است. در چنین سیستمی فساد در تمام شئونات و قلمرو ها پخش و فراگیر می شود و شبکه های متعدد در ترویج و اشاعه فساد در انواع و اقسام آن, سهیم و کنترل کننده هستند که در فوتبال نیز چنین شبکه ها و مکانیسم بازدارنده ای حاکم است.

مسلم و بدیهی است که این فساد منشا انسانی دارد و این افراد و گروههای مختلف اجتماعی هستند که پاکی و ناپاکی را بوجود می آورند و آن را اشاعه و در نهایت به وجه غالب فرهنگ تبدیل می کنند. فساد مثل هر عامل و پدیده دیگر اجتماعی و زیست محیطی بصورت مجرد و مکانیکی عمل نمی کند بلکه همیشه در فضای مناسب رشد و گسترش دارد برای مثال می توان گفت که عواملی مثل مسئول, کارمند, مربی, رئیس باشگاه, مدیرعامل, کارگزار, داور, روزنامه نگار و نماینده رسانه, عکاس, دلال, تبلیغات, کارشناس (که متاسفانه در فوتبال ایران چند نفر معدود آن هم متعلق به دو نسل قبل کارشناس هستند که خارج از بطن فوتبال قرار دارند)، قانونگذار, اجرائی, قضائی و سیاسی در بوجود آوردن, کنترل, هدایت و توسعه فساد و ناپاکی دست دارند و دخیل و ذی نفع هستند, اصل کلی علم, شایستگی, دانائی و تخصص در این سیستم جائی ندارد. با تکیه بر این واقعیت, از طرفی فدراسیون فوتبال ایران, فاقد صلاحیت و توانائی اداره فوتبال کشور به شیوه مدرن و نوین است و از طرفی شبکه دلالی بخاطر تسلط و احاطه بر ساختار فوتبال اجازه پیشرفتی را نمی دهد و از همه مهمتر چون فوتبال و کل ورزش وابسته به دولت و نظام سیاسی است نوآوری و خلاقیت برای بوجود آوردن امکانات و ظرفیت های لازم برای بیشرفت فوتبال نمی تواند در نظام ایده ئولوژیکی اسلامی جائی داشته باشد.
از آنجائی که گذشته از عوامل اقتصادی و سیاسی و امنیتی, رسانه های گروهی تحت کنترل و وابسته به دولت و نظام سیاسی هستند, امیدی به نگاه و برخورد بیطرفانه نسبت به مسائل عمقی فوتبال نیست و افزون بر این عامل, فقر دانش و تخصص در رسانه های ورزشی جمهوری اسلامی معضل بزرگی است که سالها فوتبال و ورزش ایران, با آن مواجه است. شاید دلیل اصلی این کمبود و فقر آموزشی و تخصصی طیفی و حزبی (البته حزب طبق تعریف سیاسی در ایران وجود ندارد) عمل کردن و بکار گماردن افراد در حوزه های حرفه ای نیست و منافع فرد یا افراد گرداننده رسانه بر تخصص و مسئولیت حرفه ای ارجحیت و تقدم دارد.

طبق مثال های اسلامی که مسئولین کوچک و بزرگ نظام جمهوری اسلامی شعار آن را تحت نام ”بیت المال” هر روز تکرار می کنند می گویند ”چراغی که به خانه روا است به مسجد حرام است”. مصداق این مثال موضوع قرارداد کی روش و امثال این مربی است. در حالی که میلیونها نوجوان و جوان ایرانی, فاقد ابتدائی ترین امکانات ورزشی هستند, پرداخت سالانه چند میلیارد تومان به مربی, برای تامین اهداف گروهی امنیتی و اطلاعاتی نه تنها روا نیست بلکه خیانت بزرگی در حق نوجوانان و جوانان فقیر کشورمان است. به عنوان یک مثال کوچک, وقتی سه ماه است دستمزد داوران لیگ یک, لیگ دو, و سه پرداخت نشده و آنان هزینه های ایاب و ذهاب را با قرض و کم کردن از هزینه زندگی خانواده تامین کرده اند, چه دلیلی دارد برای کشوری که معدن سرمایه برای ساختن بازی کن و مربی و داور است باید شبکه دلالی برای تامین منافع خود تیشه بر ریشه بنیاد و ساختار فوتبال بزند؟

در موضوع تمدید قرار داد کی روش, شبکه های دلالی علیه هم موضع گرفته اند. شبکه مربوط به فدراسیون, شبکه مربوط به وزارت ورزش و جوانان, شبکه مربوط به مجلس و شبکه مربوط به نقل و انتقالات. هر کدام از اینها, نه در پی تامین منافع ملی بلکه دنبال تامین منافع غیر مشروع خود از قبال چنین قراردادهائی مثل قرارداد کی روش هستند. این شبکه ها, برای غلبه بر رقبای خود از تمام راههای ممکن استفاده می کنند و بخوبی می دانند که افکار عمومی در ایران دارای خطوط حزبی و سیاسی نیستند و از انسجام تشکیلاتی برای تاثیر گذاری بر روی دادهای برخوردار نیستند, لذا طرح موضوعات و پرسشهای تلویزیونی مثل آیا موافق تمدید قرارداد کی روش هستید یا خیر؟ جهت گیری افکار عمومی که فاقد سند و مشروعیت رسمی است را برای تحت تاثیر قرار دادن رقبا – در حال حاضر مهمترین مخالف تمدید قرارداد کی روش وزارت ورزش است – را به نمایش می گذارند.
اگر افراد سالم و پاک و وطن پرست در فدراسیون فوتبال یا اکثریت مطلق بخشهای دیگر زندگی مسئولیت داشتند بجای انعقاد چنین قراردادهائی به منافع ملی و تامین نیازهای ورزشی میلیونها جوان ایرانی توجه می کردند و روی افرادی مثل وحید هاشمیان, مهدی مهدوی کیا, علی کریمی, علی دائی, و تشکیل تیم مربیان تیم ملی در رده های سنی مختلف با حضور افرادی مثل مجید جلالی, بیژن ذوالفقار نسب, امیر قلعه نوعی, پرویز مظلومی, صمد مرفاوی, عبدالله ویسی و… سرمایه گذاری می کردند و در کنار این سرمایه ها مربیان برجسته را که آموزش و تشکیل کلاسهای آموزشی بخش عمده فعالیت های شان است را برای کمک به تجربه و آموزش آخرین متد مربیگری فوتبال به ایران دعوت می کردند که هزینه چندان زیادی را در بر نداشت. 

جدای از این مسائل از نظر اخلاقی رئیس و اعضای فدراسیون فوتبال مرتبط با قرارداد کی روش, کار زشتی را انجام دادند و در حالی که خود این حضرات, کی روش, را به ایران دعوت کرده بودند و این مربی مهمان این جماعت بود, رسم مهمان نوازی را بجای نیآوردند و پس از بلوف زنی های پی در پی در کمال بی اخلاقی, مهمان خود را بدون بدرقه بیرون کردند!


مربیان فوتبال ایران از ابتدا تاکنون

۱- حسین صدقیانی از ۱۳۲۰ تا ۱۳۲۹ (۵ بازی، ۲ برد، ۳ باخت)
۲- آلفرد جیمز گیبل ۱۳۲۷ (بدون دیدار تدارکاتی)
۳- مصطفی سلیمی از ۱۳۲۹ تا ۱۳۳۴ (۵ مسابقه، ۲ برد، ۲ مساوی، یک باخت)
۴- ادموند مایوفسکی از ۱۳۳۴ تا ۱۳۳۵ (بدون بازی تدارکاتی)
۵- ژوزف مساروش از ۱۳۳۶ تا ۱۳۳۹ (۶ مسابقه، ۳ برد، یک تساوی، ۲ باخت)
۶- حسین فکری از ۱۳۴۰ تا ۱۳۴۵ (۷ مسابقه، ۲ پیروزی، ۳ تساوی، ۲ شکست)
۷- گئورگی سوچ از ۱۳۴۴ تا ۱۳۴۵ (۷ مسابقه، ۴ پیروزی، ۳ شکست)
۸- حسین فکری سال ۱۳۴۶ (۲ مسابقه، یک برد، یک باخت)
۹- محمود بیاتی از ۱۳۴۷ تا ۱۳۴۸ (۴ مسابقه، ۴ پیروزی)
۱۰- زدراکو رایکوف از سال ۱۳۴۸ تا ۱۳۴۹ (۴ مسابقه، ۳ پیروزی، یک شکست)
۱۱- محمد بیاتی سال ۱۳۴۹ (یک بازی، یک برد)
۱۲- ایگور نتو از ۱۳۴۹ تا ۱۳۵۰ (۳ بازی، یک تساوی، ۲ باخت)
۱۳- پرویز دهداری از ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۱ (۲ بازی، یک برد، یک باخت)
۱۴- محمد رنجبر سال ۱۳۵۱ (۹ بازی، ۵ پیروزی، یک تساوی، ۳ شکست)
۱۵- محمود بیاتی از ۱۳۵۱ تا ۱۳۵۲ (یک بازی، یک برد)
۱۶- فرانک اوفارل از ۱۳۵۲ تا ۱۳۵۴ (۹ بازی، ۷ برد، ۲ باخت)
۱۷- حشمت مهاجرانی از ۱۳۵۵ تا ۱۳۵۷ (۲۸ بازی، ۱۵ برد، ۷ تساوی، ۶ باخت)
۱۸- حسن حبیبی از سال ۱۳۵۷ تا ۱۳۵۹ (۱۲ بازی، ۹ برد، ۲ تساوی، یک باخت)
۱۹- اصغر شرفی از ۱۳۵۹ تا ۱۳۶۰
۲۰- پرویز ابوطالب در سال ۱۳۶۰
۲۱- ناصر ابراهیمی از ۱۳۶۰ تا ۱۳۶۱
۲۲- حسین آبشناسان ۱۳۶۱
۲۳- احمد طوسی ۱۳۶۲
۲۴- محمود یاوری در سال ۱۳۶۳ (۶ بازی، ۶ برد)
۲۵- ناصر ابراهیمی از ۱۳۶۳ تا ۱۳۶۴ (۸ بازی، ۲ برد، ۴ مساوی، ۲ باخت)
۲۶- فریدون عسگرزاده از ۱۳۶۴ تا ۱۳۶۵
۲۷- پرویز دهداری از ۱۳۶۵ تا ۱۳۶۷ (۲۰ بازی، ۱۰ برد، ۶ تساوی، ۴ باخت)
۲۸- محمود یاوری سال ۱۳۶۶
۲۹- رضا وطنخواه سال ۱۳۶۸ (۳ بازی، ۳ برد)
۳۰- مهدی مناجاتی سال ۱۳۶۸ (۳ بازی، ۲ برد، یک باخت)
۳۱- علی پروین از ۱۳۶۸ تا ۱۳۷۲ (۳۴ بازی، ۱۵ برد، ۱۱ تساوی، ۸ باخت)
۳۲- استانکو پوکله پوویچ از ۱۳۷۲ تا ۱۳۷۳ (۴ بازی، یک تساوی، ۲ برد، یک باخت)
۳۳- حسن حبیبی
۳۴- محمد مایلی کهن از ۱۳۷۴ تا ۱۳۷۶ (۳۸ بازی، ۲۳ برد، ۹ تساوی، ۶ باخت)
۳۵- والدیر ویه‌را سال ۱۳۷۶ (۳ بازی، ۲ تساوی، یک باخت)
۳۶- تومیسلاو ایوویچ سال ۱۳۷۶ (۵ بازی، یک برد، ۲ تساوی، ۲ باخت)
۳۷- جلال طالبی سال ۱۳۷۶ (۴ بازی، یک برد، ۳ باخت)
۳۸- منصور پورحیدری از ۱۳۷۷ تا ۱۳۷۸ (۱۷ بازی، ۹ برد، ۵ تساوی، ۳ باخت)
۳۹- جلال طالبی سال ۱۳۷۹ (۲۱ بازی، ۱۳ برد، ۵ تساوی، ۳ باخت)
۴۰- آدمار براگا از سال ۱۳۷۹ تا ۱۳۸۰ (۳ بازی، ۳ برد)
۴۱- میروسلاو بلاژویچ سال ۱۳۸۰ (۱۹ بازی، ۱۰ برد، ۴ تساوی، ۵ باخت)
۴۲- برانکو ایوانکوویچ از ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۱ (۱۰ بازی، ۴ برد، ۴ تساوی، ۲ باخت)
۴۳- همایون شاهرخی از ۱۳۸۱ تا ۱۳۸۲ (۵ بازی، یک برد، یک تساوی، ۳ باخت)
۴۴- برانکو ایوانکوویچ از ۱۳۸۲ تا ۱۳۸۵ (۴۲ بازی، ۲۹ برد، ۶ تساوی، ۷ باخت)
۴۵- امیر قلعه‌نویی از ۱۳۸۵ تا ۱۳۸۶ (۱۷ بازی، ۱۰ برد، ۶ تساوی، یک باخت)
۴۶- منصور ابراهیم زاده سال ۱۳۸۶ (۳ بازی، ۳ تساوی)
۴۷- علی دایی از ۱۳۸۶ تا ۱۳۸۸ (۲۴ بازی، ۱۵ برد، ۶ تساوی، ۳ باخت)
۴۸- اریش روته مولر سال ۱۳۸۸ (یک بازی، یک تساوی)
۴۹- محمد مایلی کهن سال ۱۳۸۸ (بدون هیچ دیدار)
۵۰- افشین قطبی از ۱۳۸۸ تا ۱۳۸۹ (۳۰ بازی، ۱۶ برد، ۶ تساوی، ۸ باخت)
۵۱- کارلوس کیروش از ۱۳۹۰ تا….؟


توضیح
در این مطلب اسامی تعدادی از مربیان بزرگ داخلی و خارجی ذکر شده که متاسفانه در قید حیات نیستند و عمر زندگی شان به این روزها نرسیده, روح و روان شان شاد. 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)