Hadi-Khorsandi3

عاقبت به‌خیر نشدن سیمین از این‌جا معلوم می‌شود که روزنامه کیهان و یکی از شاعران دربار کهریزک، به اندازه لازم، ـ و نه کافی! ـ به او هتاکی کردند و شاعر کهریزکی در سایتش نوشت: “ای کاش این خانم در پیری به جای آن‌که پوست خود را بکشد و جوان کند، کمی فکر خود را می‌کشید و جوان می‌کرد.” (سعی کنید حالتان از این آقا به‌هم نخورد)

« …. من اسمی از بعضی شعرای زن ديگر نمی آورم، چون فروغ فرخزاد اولاَ مرد، (!)، ثانياَ به اعتقاد من عاقبت به خير شد. بعضی های ديگر نه، عاقبت به خير نشدند و نخواهند شد، لذا به آنها اشاره ای نمی کنم و از آنها اسمی نميبرم.»*

فرمايشات دو سال پيش مقام معظم رهبری مشخص ميکند که از شاعران زن، آن «بعضی های ديگر» که ميفرمايند، هنوز زنده اند. چون به قول ايشان فروغ «اولاَ مرد»ه!، ثانياَ عاقبت به خير شده و محال است ايشان به زن شاعری که اولاَ نمرده باشد و ثانياَ عاقبت به خير نشده باشد و نخواهد شده باشد، اشاره بفرمايند!

هوش زيادی ميخواهد که بفهميم منظور ايشان از «بعضی های ديگر» بين زن های شاعر، چه کسانی هستند و چند نفرند؟! اندکی احتمال ميرود که يکی از آنها ـ و شايد همه ی آنها! ـ سيمين بهبهانی بوده باشد. (که گويا مقام معظم چند نفره با او قهر بوده اند.)

عاقبت به خير نشدن سيمين از اينجا معلوم ميشود که روزنامه کيهان و يکی از شاعران دربار کهريزک، به اندازه لازم، ـ و نه کافی!ـ به او هتاکی کردند و شاعر کهريزکی در سايتش نوشت: «ای کاش اين خانم در پيری به جای آنکه پوست خود را بکشد و جوان کند، کمی فکر خود را ميکشيد و جوان ميکرد.» (سعی کنيد حالتان از اين آقا بهم نخورد.)

شاهد ديگر عاقبت به خير نشدن سيمين اينکه نگذاشتند بنا بر وصيتش در امامزاده طاهر، در جوار نوه اش و شوهر سابقش و در همسايگی شاملو و گلشيری و مختاری و پوينده و مرتضی حنانه ……. باشد.

اين سروده را من با تقليدی ناشيانه از سبک و سياق خانم بهبهانی و طنز ظريفش، از قول آن بزرگ نوشتم و چون شاعر زن نيستم و اصلاَ شاعر نيستم و اولاَ هم نمرده ام، برای اينکه عاقبت به خير شوم، تقديمش ميکنم به مقام معظم رهبری.
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
راهم به قبرستان ندادند
ــــــــــــــــــــــــــــــــــ

راهم به قبرستان ندادند
قبری که گفتم آن، ندادند

من در امـــــــام ـ زاده طاهر
ميخواستم، ايشان ندادند

کلی وصيت کردم اما
جزئی به من امکان ندادند

از کوشيارم دور کردند
پيش نوه اسکان ندادند

البته شخصاَ مطمئنم
چون سوسه آمد خان، ندادند

جز «گورتو گم کن ضعيفه»
از بيت شان فرمان ندادند

بيخ مراسم را گرفتند
سهمی به فرزندان ندادند

جز دولت آبادی، مجابی
بر ديگری اکران ندادند

در مرده شوخانه به سيمين
حمام دوش و وان ندادند!

در قبر تحميلی که دادند
يک حوری و غلمان ندادند!

روی مزاح است اين وگرنه
اينها به زنده نان ندادند

يک ذره آزادی به ملت
اين ناجوانمردان ندادند

هر روز دردی تازه دادند
يک لحظه يک درمان ندادند

آزار را، حتی پس از مرگ
در حق من پايان ندادند

از زنده ام ترسيده بودند
بر مرده ام ميدان ندادند!

يک متر و هفتادی که گفتم
کم داده و ميزان ندادند

اما دگر از من گذشته ست
گر اين ندادند، آن ندادند

من زنده ام در جان مردم
پس گور باباشان، ندادند

اين قوم بدنامان به سيمين
جز نام جاويدان ندادند

خوب است که قبر مرا در
پشکَر به بهباهان ندادند!
**
_________________

* اينجاست:
http://news.gooya.com/columnists/archives/145102.php

**‌ پَشکَر (با دو فتحه و سکون شين) ـ گورستان متروکه در بهبهان از دوره ساسانيان
ـــــــــــــــــــــــــــــ
فيسبوک هادی خرسندی
https://www.facebook.com/pages/Hadi-Khorsandi/247819131902635?ref=ts&fref=ts

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)