فصل سوم

در اقتصاد کالائی و فاز عالی تکامل آن یعنی تولید سرمایه داری، محصول کار انسانها، بر اساس کار اجتماعاً لازمی که در آنها نهفته است داد و ستد می گردد. در اینجا، ارزش مبادله همه چیز است، اما کالاها برای اینکه مبادله شوند باید ارزش مصرفی نیز دارا باشند. در کشاورزی سرمایه داری حفظ همین ارزش مصرفی محصول چه در پروسه تولید و سامان پذیری، دستخوش مخاطرات زیادی است. آفات گیاهی مهم ترین و تأثیرگذارترین بخش این مخاطرات را تشکیل می دهند. فارمدار سرمایه دار برای فرار از تحمل هزینه های باز تولید محصول مورد هجوم آفت ها، راه استفاده از سموم دفع آفات را پیش می گیرد، او با این کار نه فقط هزینه های تولید مجدد را دور می زند که میزان ضایعات و خسارت ها را به حداقل ممکن می رساند. در یک کلام، توسل به کاربرد بی مهار سموم یاد شده جزء لایتجزای پروسه ارزش افزائی سرمایه در حوزه کشاورزی و شرط حتمی حصول بیشترین اضافه ارزش ها یا سودهای دلخواه است. شالوده کار سرمایه بر تولید حداکثر کالا توسط حداقل نیروی کار، کاهش افراطی هزینه اجزاء مختلف بخش ثابت سرمایه، مرغوبیت حتی المقدور کالا و قدرت رقابت حداکثر در بازار سرمایه داری استوار است. تضمین همه اینها در انباشت کشاورزی صنعتی سرمایه داری، به استفاده گسترده از سموم دفع آفات گیاهی گره خورده است.

سموم گیاهی پدیده طبیعی سیستم دفاعی گیاهان در مقابل حشرات، قارچ ها و سایر موجودات ریزی است که به گیاه صدمه می زنند. انسان از دیرباز با این سموم آشنا بوده ست و راه مقابله با آنها را جستجو کرده است. همه ما از عوارض خوردن باقلای خام اطلاع داریم. این گیاه که هزاران سال است در شمال آفریقا و غرب آسیا پرورش می یابد، منبع ارزانی برای تأمین بخشی از پروتئین ها، ویتامین ها و انواع املاح مورد نیاز توده مردم است. مصرف باقلا به صورت خام می تواند مهلک باشد، زیرا ماده دوپ آمین (Dopamine) موجود در آن که نقش پیام رسان عصبی (signalsubstans) را دارد، به ویژه هنگام  مصرف زیاد، موجب بروز برخی امراض و بیشتر از همه  بیماری های روانیمی گردد. انسان از دیرباز این خطر را تجربه کرده است و برای خنثی نمودن عوارض مرگزای ماده مذکور راه پختن باقلا را پیش گرفته است. نمونه این مواد فراوانند و تقریبا همگی جزو سیستم دفاعی گیاهان هستند که انسان به راحتی با راه حل های ساده به مقابله با آنها پرداخته است. ( پیوست ۱۱ بخشی از این سموم را خاطرنشان می سازد) اما این کار آدمیزاد مثل تمامی تجارب، دانش ها و آموخته های  دیگرش در دست سرمایه، به ضد خود، یعنی به وسیله ای برای کشتار انسان ها و قربانی کردن آنها در آستانه سود تبدیل شد. کمپانی های بزرگ کشاورزی با رجوع به آن نسخه تولید سموم دفع آفات نوشتند، تراست های عظیم اسلحه سازی جهان آن را دستمایه تولید سلاح شیمیائی و میکربی کردند و دولتها آن را شالوده صدور جواز هجوم به طبیعت، جانوران و انسان ساختند. بخش مهمی از آفت کشهای (Pesticide) تولید شده بعد از جنگ جهانی دوم نتیجه درس آموزی سودجویانه سرمایه از کارکرد سموم طبیعی گیاهی و نیز تجارب حاصل از جنگ در زمینه تولید سلاح شیمیایی بوده است.

حشرات، جوندگان، علف های هرز، قارچ ها، باکتری ها، کرمها، پارازیت ها و حتی عنکبوت ها و پرندگان موجوداتی هستند که توسط سموم تولید شده کمپانی های کشاورزی و شیمیایی مورد حمله قرار می گیرند. این سموم از نظر حوزه مصرف به دو دسته تقسیم می شوند. گروه نخست در کشاورزی جهت حفاظت و افزایش بازدهی گیاه و طول عمر محصول به کار می روند. دسته دوم را موادی تشکیل می دهند که جهت حفاظت پارچه، چوب، لباس، کفش، چادر، رسوبات آب در حوض تصفیه خانه ها، قایق و کشتی های بزرگ به کار گرفته می شوند. (Impregnating agents). پیش از اینکه وارد بحث ویژه خطرات و ضایعات ناشی از کاربرد هر  کدام این زیست کش ها شویم باید چند نکته را به خاطر بسپاریم.

اول: دفاع طبیعی گیاهان محدود به مقداری اندک ماده سمی در مقابل وزن بسیار ناچیز حشرات است و این در مقایسه با وزن انسان قابل چشم پوشی است ( گیاهانی نظیر قارچ های سمی بحث دیگری دارد ) سمپاشی های بی حساب مزارع، باغات و محصولات برداشت شده آنچنان ابعادی دارد که حتی محیط اطراف را آلوده کرده و خطراتی بدون کنترل برای سایر موجودات، آب ها و کارگران کشاورزی فراهم می سازند.

دوم: سموم طبیعی گیاهان عموما در درون اندام گیاه، میوه و فراورده های نباتی وجود دارند و همانطور که گفته شد انسان با راه حل های ساده آن ها را بی خطر می سازد، جانوران و حشرات مورد نظر نیز به طور ژنتیک از خوردن آن ها خودداری می کنند. به این ترتیب محیط طبیعی زندگی گیاهان، جانوران و بشر طی میلیون ها سال نوعی تعادل را با خود داشته است. این وضع با انباشت  سرمایه در حوزه کشت و زرع دستخوش تغییر اساسی گردید. سرمایه داری با گند و کثافتی که از مساماتش جاری است نه تنها این تعادل طبیعی را بر هم زد، که موجب نابودی طبیعت، مسمومیت مواد غذایی و هلاکت انسان ها شد. سموم آفت کش ساخت سرمایه چنان بی رحمانه به جان طبیعت و گیاهان می افتند، از چنان ظرفیتی برای تولید مسمومیت برخوردارند، به ویژه عمر این مسمومیت چنان طولانی و پابرجاست که مقاوم ترین موجودات و پا کننده های طبیعت (Decomposer) یعنی قارچ ها، باکتری ها، میکروب ها و سایر موجودات ریز مفید نیز از عهده مقابله با آنها و بی خطر کردنشان بر نمی آیند. یک نمونه این سموم د. د. ت (DDT)استکه از اواسط ۱۹۵۰ به عنوان حشره کش مورد استفاده قرار گرفت و در ۱۹۷۰ استفاده از آن ممنوع شد (در برخی کشورها نظیر سوئد حتی تا سال ۱۹۸۰ نیز استفاده می شد). ولی همین حدود ۱۵ سال کافی بود که اثرات وحشتناک مخربش بر جانوران آبزی، انسان وطبیعت هنوز که هنوز است باقی باشد. د. د. ت اثرات مخربی روی سلسله اعصاب، کاهش کلسیم استخوان و اختلال سیستم جنسی دارد و با توان مقاومت زیاد در خاک، آب و بدن جانوران باقی می ماند.  د. د. ت از همین طریق و به وسیله زنجیره غذایی، به موجودات دیگر و در نهایت به انسان منتقل می شود. این ارمغان مهلک سرمایه داری به طبیعت و انسان فقط نمونه ای از خروارها است (نمونه دیگر Lindane، Chlordane) است که امروز هیچ حساب و کتابی برای تولید مواد مشابه آنها وجود ندارد. خواص شیمیایی این مواد می بایست طوری باشد که اولا غیر قابل انهدام و در مقابل پاد زهرها و موجودات ریز مقاوم باشند (Ecological Stability) و ثانیا در چربی و نه آب، حل گردند. آنسان که با آب شسته نشده و بالعکس در لایه چربی پوست گیاهان، میوه جات و صیفی جات داخل شده و پابر جا مانند. در یک کلام خواص خود سیستم سرمایه داری یعنی مسموم سازی و کشندگی دیر پای و خانمان برانداز را دارا باشند. د. د. ت و مواد همانند چنین سرنوشتی را برای انسان و طبیعت رقم می زنند. برای اینکه مسئله روشن تر گردد مثالی دیگر بیاورم. سازمان بهداشت مواد غذایی سوئد در سال ۲۰۱۳ تعداد ۶۴۷ میوه مختلف را از جهت مقدار باقی مانده آفت کش ها و زیست کش ها مورد آزمایش قرار داد. نتیجه اش این بود که ۸۶% (از هر ۱۰ میوه ۹ عدد)  میوه جات مورد آزمایش شامل انگور، مرکبات، سیب، گلابی و موز، دارای مواد سمی باقی مانده بودند. برخی از این سموم حتی از نظر نهادهای مسئول در اروپا و سوئد ممنوع بوده و بسیار خطرناک به حساب می آیند ۲.

سوم: تاثیر متقابل مجموعه آفت کش ها و زیست کش های مورد استفاده همزمان در یک محصول  (Cocktail effect)  بر روی هم و عوارض ناشی از ترکیب این مواد برای موجودات زنده از جمله انسان، داستان دیگری است که باید مورد بیشترین توجه قرار گیرد. این مسأله همواره از دید عموم پنهان نگهه داشته می شود و در اکثر گزارشات فقط از تاثیر مخرب مواد بطور جدا گانه صحبت به میان می آید. ماجرا از این قرار است که این مواد تاثیرات مخرب یکدیگر را به صورت تصاعدی افزایش می دهند و گاهی اوقات مسمومیت حاصل از ترکیب آنها صدها برابر بیشتر از تاثیرمخرب کل این مواد در حالت جداگانه است. از این گذشته ترکیبات مورد بحث به نوبه خود امراض و نواقص عضوی غیر قابل پیش بینی بسیار زیادی را هدیه زندگی انسان ها می کنند!! نمونه آزمایش های سازمان بهداشت غذایی سوئد در مورد میوه جات مختلف در این گذر قابل توجه است. نظام سرمایه داری در کشاورزی مکانیزه با هدف کاهش ضایعات محصول و دستیابی به بالاترین میزان سود، فقط در مورد درخت انگور از ۵۱ سم مختلف استفاده می کند، یکی از این سموم (Chlormequat) است که تاثیرات بسیار مخربش بر هورمون ها و ارگانهای جنسی معروف است، این سموم در بدنه درخت مذکور ذخیره می شود، سال ها دوام می آورد، از آنجا به میوه و سپس به بدن انسان ها منتقل می گردد. سرمایه داران صاحب مزارع  به همین سیاق برای مرکبات ۴۱ سم را به کار می گیرند. از میان این سموم به طور مثال (Imazalil) سرطانزاست، عوارض نازایی و تغییرات هورمونی نیز به دنبال دارد. این ماده در پوست مرکبات ذخیره شده و حتی در قسمت گوشتی میوه وجود دارد. سموم مورد استفاده سرمایه برای کاهش ضایعات سیب بالغ بر ۴۱ ماده است. (Carbendazim) یکی از این سم هاست است که مصرف آن ولو ناچیز باعث بروز سرطان، تغییرات هورمونی و عوارض جنینی می گردد. در تمامی اندام درخت از ساقه، برگ تا میوه نفوذ می کند. شمار سمومی که برای گلابی مورد استفاده واقع می شود ۲۷ است. یکی از این مواد (Tiabendazole) است که باز هم سرطان زاست و سبب تغییرات هورمونی گواتر می شود. مواد سمی رایج برای مقابله با آفات موز  بالغ بر ۱۰ فقره است که ترکیبات مهلک (tiabendazole, imazalil, chlorpyrifos) در این زمره قرار دارند. تمامی این سموم خطرناکند و امراض به ثبت رسیده ای را نصیب کارگران کشاورزی می سازند. این معضل در مورد کارگران کشتزارهای موز و خانواده های آنها که عموما در نزدیکی مزارع زندگی می کنند ابعاد فاجعه بار تری دارد. کودکان این کارگران و جنین نطفه بندی شده در زهدان مادران آنها در معرض تهاجم هر روزه و سهمگین هر سه ماده نامبرده می باشند. این خطر تا آنجا جدی و مهیب است که حتی سازمان های جهانی نظم سرمایه نظیر WHO نیز از کتمان آن عاجز مانده اند.

چهارم: پدیده افزایش مقاومت عوامل بیماری زا در مقابل داروها (Drug resistance) در جریان کاربرد سموم دفع آفات از اهمیت زیادی برخوردار است. استفاده از مواد آفت کش و زیست کش به تدریج مقاومت باکتری ها، قارچها و گیاهان هرز، حتی موش ها را تا دورترین مرزها بالا می برد. نتیجه این روند کاهش تاثیر ماده در هر نوبت استفاده و اجبار به افزایش مقدار آن یا استعمال مواد جدیدتر با تاثیرات مخرب افزون تر است. در حوزه مراقبت های درمانی و پزشکی استفاده طولانی و بی رویه از انتی بیوتیک ها سبب مقاوم شدن باکتری ها می شود و مشکلات زیادی در کنترل امراض ایجاد می کند. در این باره کم و بیش بحث هائی جریان دارد، اما کمتر کسی از ابعاد فاجعه بار عوارض کاربرد  سموم و زیست کش ها سخن می گوید. من در اینجا سعی کرده ام این پدیده را بصورت شماتیک در فیگور ۱ نشان دهم. یکی از دلایل مصرف همزمان چند زیست کش در سرمایه داری کشاورزی (توصیه ای که تولید کنندگان این سموم به مشتریان خود در صنعت کشاورزی می کنند) همان تاثیر تصاعدی چندتای آنها بر یکدیگر است که از این طریق می توانند تاثیر منفی مقاومت دارویی را خنثی نمایند. باید در نظر داشت که زیست کش هایی که مکانیسم تأثیر مشابه دارند می توانند یکدیگر را به اصطلاح  Cross-resistanceکنند، به این معنی که وقتی یک زیست کش مقاومت دارویی پیدا می کند، سایر زیست کش های دارای مکانیسم مشابه نیز به همین سرنوشت دچار می شوند و تأثیرات خود را به طور مثال بر بر روی فارچ  از دست می دهند. یکی از دلایلی که در سال ۱۹۸۹ به استفاده از جیوه در مبارزه با قارچ های غلات پایان دادند، نه سمی بودن جیوه بلکه مقاوم شدن اکثریت قریب به اتفاق قارچ ها در مقابل این ماده بود.

hassan 1

فیگور ۱ چگونگی افزایش مقاومت باکتری ها، گیاهان هرز و قارچ ها همزمان با افزایش مواد زیست کش

پنجم: وجود زیست کش هایی که تاثیرات هورمونی بر موجودات می گذارند. این زیست کش ها نظیر سایر داروهای هورمونی نه فقط سبب اختلالات عضوی مصرف کنندگان مواد غذایی یا بروز بیماریهای مهلک در کارگران کشاورزی می شوند که زیاد شدنشان در طبیعت به ویژه با عمر نسبتا طولانی، نابسامانی هایی فراوانی را دامنگیر همه موجودات زنده می سازند. برای اطلاعات بیشتر در این زمینه به پیوست ۲ همین فصل، قسمت علف هرز کش ها مراجعه کنید. این پدیده برای طبیعت کاملاً جدیداست و رواج آن سبعیت و درنگی بیش از حد نظام سرمایه داری را نشان می دهد. سیستمی که برای کسب سود انبوه تر، از ضد انسانی ترین حربه ها استفاده می نماید. با این توضیح کوتاه در مورد تفاوت سیستم طبیعی دفاع گیاهان و مقایسه اش با دفاع آفرینی لجام گسیخته سرمایه داری سراغ اصل مسئله رویم. آیا در این سیستم هیچ مرزی برای توحش علیه بشریت وجود دارد یا اینکه پویه تولید سود، می کوشد تا تمامی جهان را قربانگاه یکه تازی های خود سازد و همه سدها را از سر راه بردارد؟

hassan 2فیگور ۲ تعداد زیست کش های رسمی استفاده شده در ۲۷ کشور اروپایی در آگوست ۲۰۱۱ ۵

نکته قابل توضیح در جدول بالا این است که مواد زیست کش در همه کشورهای اروپایی یکی نیستند و از این ارقام نمیتوان نتیجه گرفت که حداکثر فقط ۲۹۱ ماده ثبت شده در اروپا به کار می رود (این رقم متعلق به فرانسه است) به این دلیل ساده که اولا هر کشوری لیست ثبت شده خودرا داراست و ممکن است بخشی از این لیست با بقیه کشورها یکسان و بخشی دیگر نباشد. از این گذشته کالاهای تولید شده کشاورزی در تمامی اروپا با هم مبادله می شوند، به همین خاطر یک پاکت متشکل از میوه، سبزی، آرد، صیفی جات و گوشت می تواند محتوی حجم بسیار زیاد تری از زیست کش های همان پاکت محصولات در قیاس با یک کشور دیگر باشد (گزارش سازمان مواد غذایی سوئد که در همین فصل معرفی شده گویای بارزترکیب مواد داخلی و خارجی است۲ ). در این جدول دانمارک ۱۵۲، سوئد ۱۶۲، هلند ۲۱۷، آلمان ۲۳۱ و فرانسه ۲۹۱ ماده شیمیایی را در این سال مورد استفاده قرار داده است. این بدان معنی است که سال قبل و بعد انواع دیگری اضافه شده ولی مواد کنار گذاشته شده کاملا از دور خارج نشده اند بلکه با مجوزهای جدید به میزان محدودتری مورد استفاده قرار می گیرند. حاصل کلام اینکه انسان ها، طبیعت، جانوران و کل هستی، موش آزمایشگاهی سرمایه برای جستجوی راههای افزایش سود است. موادی ثبت می شوند و هجوم طاعونی سرمایه داری بزرگ کشاورزی از طریق این مواد به ارکان هستی طبیعت و انسان  انجام می گیرد، چند سال بعد ترکیبات جدیدی با قدرت تخریب تازه تر و افزون تر جای آنها را می گیرد و این رشته همچنان تداوم می یابد. گزارش سازمان مواد غذایی سوئد فقط جزء کوچکی از گسترش و پراکندگی زیست کش ها در کالاهای کشاورزی را نشان می دهد. هر چه تعداد محصولات مورد آزمایش بیشتر می شود، هر چه لیست زیست کش ها در برنامه تحقیقاتی ارگانهای دولتی طویل تر می گردد و هر چه زمان پیش می رود، حمله سرمایه داری به محیط زیست، طبیعت، موجودات زنده، گیاهان و انسان با سرعت بسیار بیشتر و توصیف ناپذیرتری از این به اصطلاح تحقیقات و آزمایش ها پیش می تازد. نهاد معروف دولتی سرمایه در حوزه محصولات غذایی در اروپا ( EFSA) خود را به دروغ مسئول حفاظت مواد غذایی این قاره معرفی می کند، اما در واقع صادر کننده جواز هجوم سرمایه داری به طبیعت، انسان و جانوران است. این ارگان در سال ۱۹۹۶ با علم و کتل و بوغ و کرنا اعلام داشت که جهت کنترل زیست کش ها در محصولات کشاورزی بودجه ای دریافت داشته و در لیست خود ۹ زیست کش را در آزمایش بر روی محصولات گیاهی مورد نظر قرار داده است. از آن سال به بعد این لیست سال به سال طویل تر شده است و چنین القاء می کنند که گویا راستی، راستی صاحبان سرمایه و دولتهایشان برای مخاطرات متوجه سلامتی انسان ها به سوک نشسته اند!!  گویا این ها به محض مشاهده عوارض بیماریزای سموم مورد استفاده در مزارع سرمایه داری فوراً ماده مشکوک را مورد تحقیق قرار داده و در صورت مشاهده خطر حکم به ممنوعیت تولیدش صادر می کنند!! هیچ چیز بی معنی تر از این نیست که از یک سوی جواز استفاده از این مواد صادر می شود و همزمان از سوی دیگر انجام آزمایش هایی توسط سازمان های مختلف در جهت نشان دادن میزان گسترش و پراکندگی همین مواد دستور کار قرار می گیرد. ماجرا به طور قطع کنترل این مواد نیست، زیرا این ارگان ها خود صادر کننده جواز استفاده هستند.  در اینجا نیز مثل همه حوزه های دیگر حیات سرمایه داری، آنچه جریان دارد صرفاً عوام فریبی با هدف دادن چهره عقلایی و قابل اعتماد به این نظام، به تراست های عظیم کشاورزی، به تولید کنندگان زیست کش ها و دولت آنهاست. درطول مدت ۱۵ سال تعداد زیست کش های مورد آزمایش در محصولات کشاورزی و دامی به ۱۹۳ رسید. جالب اینکه در سال ۲۰۱۰ این آزمایش ها شامل محصولات حیوانی نیز شد (به فیگور ۵ مرجعه کنید) و این بدن معنی است که چگونه زیست کش ها با پراکندگی خود در طبیعت، حیوانات دامی و محصولات آنها (نظیر شیر، گوشت و…) را  نیز آلوده و خطرآفرین می کنند.

۲۰۱۰ EU Report on Pesticide Residues

hassan 3

Figure 5 EUCP – Number of pesticides (residue definitions) included in the coordinated control
programmes 1996-2010 (P = pesticides to be analysed in products of Plant origin, A = pesticides to
analysed in products of Animal origin) ۶.

 

در این تحقیقات بیش از ۷۷۰۰۰ نمونه (sample) در سراسر اروپا در سال ۲۰۱۰ انجام شد که شامل ۵۰۰ محصول غذایی مختلف می گردید. این گزارش بوسیله ارگان EFSA تنظیم و در ۱۲ مارس ۲۰۱۳ منتشر شد۶ . گزارش سال ۲۰۱۰ بر روی موادی نظیر سیب، کلم سفید، تره فرنگی، سالاد، شیر، هلو، گلابی، غلات (گندم، جوو ذرت)، توت فرنگی، گوشت خوک، و گوجه فرنگی متمرکز بود. گزارش به وضوح نشان می دهد که گسترش زیست کش ها فقط کارگران، خانواده آن ها ومحیط طبیعی اطراف مزارع را آلوده نمی کند بلکه همه آنهائی که این محصولات غذایی را مصرف می کنند مورد هجوم قرار می گیرند. در نیمی از نمونه ها، زیست کش های باقی مانده در محصولات گزارش شده است اما به دلیل آنکه EFSA هر ساله گروه تازه ای از محصولات را نمونه برداری می کند، بعلاوه زیست کش ها نیز از نظر تعداد و نوع دچار تغییر می شوند، مقایسه نتایج سال های مختلف ممکن نیست. به طور کلی آثار به کارگیری ۳۲۸ زیست کش در سبزی و صیفی جات، ۳۰۱ برای خشکبار (فندق، گردو، بادام و غیره)، ۸۸ در رابطه با انواع غلات (گندم، انواع جو، ذرت  و برنج) در تحقیقات تا کنونی مشاهده شده است.  در یک سوم نمونه ها بیش از چندین زیست کش در هر واحد محصول وجود داشته است. در این پژوهش ها افزایش تصاعدی تأثیر زیست کش ها بریکدیگر (Cocktail effect) را  می توان به روشنی ملاحظه نمود.. نکته بسیار مهم دیگر زیست کش هایی هستند که تاثیرات هورمونی مخرب دارند. این ها سال به سال از نظر تعداد و شکل مولکولی تغییر می کنند. این گزارش انگور را یکی از بدترین محصولات به لحاظ وجود مواد سرطان زا، عقیم ساز و هورمونی در سموم دفع آفات مصرف شده نام می برد. در این رابطه بد نیست به فیگور ۲ نگاه شود،  که درآن  سرمایه داران  کشاورزی کشورهای فرانسه، ایتالیا و اسپانیا بزرگترین مصرف کنندگان زیست کش ها هستند. عوامل مهم دخیل در این جا کمپانی های تولید انگور و شراب این کشور هاهستند. در همین گزارش ۲۰۱۰ گوشزد می شود که کمپانی های تولید شراب وانگور بزرگترین مصرف کنندگان مواد زیست کش غیر قانونی اروپا هستند. در سال ۲۰۰۸ سازمان به اصطلاح غیر دولتی مستقل اروپا موسوم به Pesticide Action Network (PAN)در آزمایشات خود بر روی شراب ها به این نتیجه رسید که همه شرابهای مورد آزمایش محتوی باقی مانده های زیست کش ها بوده اند. بعضی از شراب ها حتی تا ۱۰ زیست کش مختلف با خود همراه داشتند و به طور متوسط چهار زیست کش مختلف در یک شیشه شراب قابل تشخیص بوده است. در ۴۷% شراب ها زیست کش هایی یافت شده است که حتی از نظر WHOنیز سرطان زا، مختل کننده سیستم هورمونی و موجب اختلالات تولید مثل می گردند. زیست کش سرطان زای Pyrimethanilدر ۷۵% شراب ها دیده شده است. Procymidoneکه از طرف EFSAسرطان زا و مختل کننده سیستم هورمونی معرفی شده است در ۳۳% شراب ها قابل تشخیص بوده است. ۸ .

سال ۲۰۱۰ اولین سالی است که غلات از جهت باقی مانده زیست کش ها مورد آزمایش قرار می گیرند. یک دلیلش آن است که Chlormequatبا کارکردهای مختلفی مانند از بین بردن علف هرز، حشرات یا قارچ ها توسط سرمایه به صورت انبوه و به میزان دهشتناکی برای کوتاه کردن قد ساقه غلات مورد استفاده واقع شد. این ماده هورمونی است که می تواند نقش متوقف کننده رشد هورمونها را داشته باشد و از این جهت در کشت غلات مصرف می شود که کمباین ها یا ماشین های برداشت بتوانند بدون صرف وقت مورد نیاز برای تغییر تنظیم، غلات دارای ارتفاع یکسان را درو و برداشت کنند. جالب اینجاست که دلیل رشد بی حد غلات استفاده بی رویه از کودهای شیمیایی است!! در حالی که همین ماده و مواد مشابه آن نظیر (Glypper, Moddus M, Trinexapak, Barclay gallup) به کار گرفته می شوند تا از رشد طولی گیاهان روغنی از قبیل کلزا (Rapessed) جلوگیری کرده و همزمان به رشد جانبی شاخه های این کیاهان کمک نمایند. تأثیر ناشی از کاربرد ماده مذکور در افزایش میزان محصول تا حدود ۹۰۰ کیلو گرم در هکتار برآورد گردیده است. مشاهده می کنیم که سرمایه داری برای بالابردن نرخ و حجم اضافه ارزش ها زمین و زمان زندگی بشر را قالب ریزی می کند و این قوالب را همه جا وثیقه طغیان موج سودها به بهای نابودی انسان ها می سازد. در سال ۲۰۰۳ مقدار ۲۲۰۰۰۰ تن از این مواد در اروپا مصرف شد که کمپانی های اسپانیا، ایتالیا، فرانسه، آلمان و انگلیس روی هم ۷۵% استفاده از آنها را به عهده داشتند. میزان گسترش استفاده از این مواد در سوئد در حدود ۲% در سال است. گزارش دیگری بر روی مرکبات در اروپا از طرف همین سازمان در سال ۲۰۱۰ منتشر گردیده است که به بررسی میزان باقی مانده زیست کش هائی مانند Imazalil, Thiabendazol, Chlorpyrifos, Malathion در این محصولات اختصاص داشته است. در ۸۰% از ۴۳۶۳ نمونه مرکبات آزمایش شده این زیست کش ها وجود داشته اند. ۶۳% از این نمونه ها حاوی چندین زیست کش در هر مورد بوده است. آزمایش ها نشان میدهد که این زیست کش ها نه تنها در پوست مرکبات بلکه حتی در گوشت آنها باقی مانده است. Imazalil که ماده ای هورمونی است وسبب تغییرات هورمونی می شود در موش های آزمایشگاهی ایجاد سرطان کرده است و به توقف زاد و ولد و اختلال سلامتی جنین منتهی شده است. این ماده تاثیرات بسیار مخربی بر هورمون جنسی مرد دارد. حتی سازمان امریکایی موسوم بهEPA   (Enviromental Protection Agency) نیز آن را در ردیف مواد سرطان زا قرار داده است ولی مطابق معمول در نتیجه گیری های خود، خطر سرطان از طریق مواد غذایی آلوده را نا چیز دانسته است!! تلاش شرم آور این ارگان های سرمایه داری که سعی می کنند نشان دهند مواد یاد شده خطرناک نیستند فقط عوام فریبی کریه آنها را در معرض دید همگان می گذارد. موضوع مسلماً کمبود توان علمی این مؤسسات در تشخیص تأثیرات سرسام آور ترکیبات مذکور از لحاظ تولید سرطان ها، آلرژی ها، امراض هورمونی و دیگر نابسامانی های بیولوژیک نیست. آن ها فقط می خواهند بر روی این واقعیت پرده کشند که در نظام سرمایه داری هدف تولید فقط سود است و قربانی ساختن بدون مرز و محدوده بشر در بارگاه سود ذات سرمایه است. اینکه کالا محتوی چه معجونی از مواد کشنده است برای صاحب سرمایه حائز هیچ اهمیتی نمی باشد.

ماده Thiabendazol که همراه واکس با هدف آراستن، بازارپسند کردن و جذابیت محصول بر روی انواع مرکبات پاشیده می شود، یک زیست کش مهلک است. این ماده در پوست و گوشت مرکبات سمپاشی شده باقی می ماند. تحقیقات انجام گرفته روی موش، حاکی از سرطانی زائی آن در گواتر و جگر جانوران است. Chlorpyrifos و  Mala thion نیز پس از مصرف، تا مدت ها در مرکبات به حیات خود ادامه می دهد. این دو تاثیرات مخربی در رشد سلسله اعصاب، وزن بدن، ظرفیت یادگیری و تحرک عضلانی کودکان و نوزادان دارند و  در پوست و گوشت مرکبات تا زمان مصرف قابل تشخیص هستند.۷. پدیده جدیدی که ذهن تولید کنندگان عسل، صاحبان مزارع و باغات (تولید کنندگان میوه، گیاهان روغنی، حبوبات و…) را در این اواخر به خود مشغول داشته است مرگ وسیع زنبوران عسل است. نقش این زنبور در گرده افشانی ۱.۴ تا ۲.۸ برابر بیشتر از نقش آن در تولید عسل است. زنبور عسل به همین خاطر در سیستم اکولوژیک جایگاه بسیار مهمی دارد. مرگ دستجمعی زنبورها به ویژه در سال های بعد از ۲۰۰۰ بسیار بیشتر از مرگ طبیعی زمستانی آنها اتفاق افتاده است. این مرگ و میر گسترده  در سال های ۲۰۰۶-۲۰۰۷ در امریکا، کانادا و اروپا موجب رواج اصطلاحColony Collaps Disorder   C C D  گردید. اولین مورد در ۲۰۰۴ روی داد ولی در سال ۲۰۰۶ نزدیک به ۵۰% زنبوران عسل امریکا مردند. پژوهشگران یکی از عوامل مهم بروز حادثه یا CCDرا استفاده از حشره کش های مختلف مخصوصاً Acaricide, Neonicotinoid,  Imidachloprid، Cypermethrin و نیز استفاده بی رویه از آنتی بیوتیک ها می دانند۱۱ . در پیوست ۲ همین فصل نام مواد کشنده زنبور عسل را می یابید.

GMO Genetiskt modifierad organism(جانداران دستکاری شده ژنتیکی)

مدت هاست که بیمارستانها، انستیتوها و کلینیک ها مرکز خرید وفروش ارگانهای بدن انسان شده اند. فروشندگان چه کسانی هستند، نیاز به گفتن نیست. کارگران بیکار یا شاغل اما با مزدهای بسیار ناچیز و کسانی که به رغم روزانه های کار طولانی دو شیفتی قادر به تأمین مایحتاج اولیه زندگی خود و کودکانشان نمی شوند. حدود دو دهه است که دولت های سرمایه داری سوئد، ایسلند و برخی ممالک دیگر فروشنده یاخته های بنیادی (Stemcell) به شرکت های بزرگ بیوژنتیک و دارویی شده اند. همه این ها روند کالا شدن تک تک اعضای بدن انسان را به نمایش می گذارند. حتماً روزهائی را که  دانشگاهها و انستیتوهای بیوشیمی پیشرفته دنیا در حال کشف کامل و باز کردن تمامی کدهای ژنتیک انسان یعنی DNAبودند به خاطر دارید، از وقتی که حدود ۳۰ هزار پروتئین بدن انسان به لحاظ مولکولی مشخص شدند نیز زمان زیادی نمی گذرد. شرکت های غول آسای سرمایه داری جنگی عظیم و رقابتی گسترده با هدف مالکیت این اکتشافات را آغاز کردند. اینکه حاصل این جنگ چه شد، کدام تراست رقبا را از میدان بیرون کرد،.کدامین کمپانی های صنعتی و نظامی بین المللی هم اکنون عظیم ترین سهم را در تولید کالاهای بیولوژیک دارند یا موارد مشابه با همه اهمیتی که دارند در اینجا موضوع سخن من نمی باشد. نکته مورد تأکیدم این است که روند انحلال همه چیز، در پویه تولید سود امر ذاتی، جاری، همیشگی سرمایه داری است. این نظام  تصمیم می گیرد که توده عظیم کارگر در سراسر جهان چه بخورند، نخورند، از گرسنگی بمیرند یا اگر غذائی دارند با کدام ترکیبات و طی کدام دگردیسی ها به دستشان برسد. چه بنوشند، آبی برای آشامیدن داشته یا نداشته باشند، این آب حامل یک دنیا باکتری های بیماریزا باشد یا سالم و بهداشتی تهیه گردد، کدام لباس را بپوشند یا در سرما و گرما لخت و عور به سر برند، سقفی روی سرشان باشد یا فاقد کومه و کاشانه بمانند و در صورت نخست حتی مصالح، ملاط و خرد و ریز بنائی و معماری این آشیان چگونه تولید شود. برنامه ای برای حداقل تفریح داشته یا نداشته باشند و اگر آری این تفریح چه شکلی انجام گیرد. نظام بردگی مزدی با میلیاردها کارگر سکنه جهان چنین می کند، در همین راستا  بخش تولید کالاهای غذایی مدت هاست که موادی را با کد معین ژنتیکی وارد بدن ما می کند. هر قدر فریاد سر دهیم که صاحبان سرمایه های این بخش، شیرازه ژنتیک ما را دستخوش تغییر کرده اند، امراض تا کنون ناشناخته ای را به جان ما انداخته و هر روز بیشتر می اندازند، تمامی طبیعت زنده میلیارد ساله را بر باد داده و می دهند. جواب سرمایه فقط یک کلام است. اینکه ما می دانیم چه چیز برای شما خوب است!! مائیم که بر بر و بحر فرمان می رانیم، مشیت همه چیز و کل بشر در دست ماست، هر چه بیشتر سودافزا باشد، همان مفید محض است و هر چه ریالی از سودها بکاهد برای جسم و جان انسان ها زیانبار است!! منطق سرمایه این است و مادام که جنبش ضد سرمایه داری، ضد کار مزدی طبقه کارگر علیه این منطق و علیه موجودیت این نظام نشوریده است طبیعی است که منحنی افت و خیز سود سرمایه داران ملاک تعیین همه وجوه هستی انسان، از جمله استخوانبندی ژنتیک،  مفید بودن و نبودن یا سالم و ناسالم بودن خورد و خوراک و پوشاک و محل زیست و فضای تنفسی و همه چیز بشر خواهد بود.

پروتئین ها ماشین حیات موجودات زنده اعم از گیاه یا حیوان هستند. تمامی فعالیت حیاتی از طریق عملکرد پروتئین ها انجام می گیرد. پروتئین بدن را می سازد، تاثیرات محیط پیرامون را به بدن منتقل می کند و عکس العمل آن را باعث می گردد. یک پروتئین می تواند یک یا چند عمل انجام دهد، به همین دلیل موجودات به پروتئین های مختلف احتیاج دارند. پروتئین عمری محدود دارد و از بین می رود. این یک نکته بسیار اساسی است که پروتئین دو باره ساخته شده باید کاملا نظیر قبلی باشد، تا اعمال مشابه را انجام دهد. به همین دلیل دستگاه پیچیده ای در بدن وجود دارد که نقش مغز در سیستم تولید پروتئین ها را ایفاء می کند. این دستگاه  همان DNAاست. بخشی از DNAبنام ژن ها دارای کد تمامی پروتئین ها هستندد. موجودات دارای ژن های گوناگون می باشند ولی همه آن ها با کمک چهار مولکول یا سنگ بنا ساخته شده اند. از همین روی می توان ژن ها را بین موجودات مختلف انتقال داد ولی هنوز انسان از تاثیرات جانبی این انتقال اطلاع کمی دارد. به طور مثال می دانیم که با انتقال ژن باکتری مقاوم در مقابل حشرات، به ذرت می توان این محصول را در مقابل حشرات مقاوم ساخت. هدف از GMO (Genetiskt modifierad organism) عبارت از افزایش بار غذائی محصولات خام زراعی و دامی، ایجاد مقاومت در مقابل باکتری ها وقارچها و آفات و البته همه اینها با هدف کاهش هزینه های تولید، ایجاد بازارهای جدید (گسترش حوزه پیش ریز سرمایه)، رقابت با محصولات مشابه یا سایر کالاها، کاهش نیاز به نیروی کار در هر هکتار از طریق تغییرات تکنیکی در کاشت و سرانجام افزایش سودهاست. اولین محصول  GMO  گوجه فرنگی بود که  در سال ۱۹۹۴ به بازار آمد. در امریکا محصولات این حوزه پیش ریز سرمایه با سرعت نجومی رو به گسترش است.  برای مثال در سال ۲۰۱۲ چغندر قند GMOوارد بازار شد و اکنون در ۲۰۱۴ نیمی از بازار تولید شکر امریکا را در اختیار دارد. صاحبان مزارع و تولیدکنندگان شیر آگاهانه به خاطر تولید ارزان تر کالا و تحت تأثیر تبلیغات شرکتهای مالک ژنها که کالای خود را با تخفیف می فروشند، محصولاتGMO  به حیوانات خویش می دهند. در بازار مواد غذایی اکنون ۲۲ غذای آماده کودک، بیش از ۷۵ کیک و شیرینی، ۴۵ نوع نان، متجاوز از صد نوع صبحانه (کرن فلکس) و بیش از ۱۲۰ نوع غذای آماده یخ زده محتوی  GMO(GM Food) به فروش می رسد. لیست این غذاها و اشکال نیمه آماده آنها، آن قدر طولانی است که اخیراً سایت هایی برای دادن اطلاعات در مورد غذاهای غیر GM Foodایجاد شده است!! ۸۵% ذرت امریکا GMOاست. این ذرت ها از این طریق در مقابل سموم ضد علف هرز Glyphosatمقاوم شده اند تا همزمان خود آفت جان انسان ها گردند. تقریبا تمامی سویاها GMOهستند که با هدف افزایش میزان روغن های کم اشباع شده و رقابت با روغن زیتون محصول کمپانی های ایتالیائی، یونانی و اسپانیائی تولید می شوند. کدوی GMOحامل پروتئین اضافی است تا در مقابل ویروس ها مقاومت کند و بیماری کارگران مصرف کننده را وثیقه سلامتی کالاها و افزایش حجم سود آنها سازد. یونجهGMO  حاوی ژنی است که در مقابل سموم ضد علف هرزRoundup  مقاوم است و با آنچه در خود حمل می کند، خطر ناسلامتی را از کالا به بشر انتقال می دهد.۹۰% تولید کانولا (یک گیاه روغنی) GMOاست. جهت افزایش شیر گاوها هورمون رشدی به آنها داده می شود که هنوز در برخی نقاط جهان ممنوع است. تولید برنج GMOدر  ایالات متحده امریکا دستور کار روز تراست های صنعتی و مالی سرمایه داری است و این به طور قطع تغیرات بسیار بزرگی در بازار این کالای اساسی  پدید خواهد آورد.  نیمی از بازار هیدرو کربن غذایی جهان حوزه تأثیر این پروژه سودجویانه کاپیتالیستی است،  این نوع برنج حاوی کاروتنی است که به ویتامین Aتبدیل می شود و به احتمال زیاد قلمرو جدیدی برای تاخت و تاز هر چه بی مهارتر سرمایه در رقم زدن تهدیدات جدید علیه سلامتی بشر باز خواهد کرد.

بیش از ۶۰% حجم محصولات کشاورزی امریکا در حوزه GMOاست. در اروپا محصولات سویا، ذرت، کلرا و چغندر قند GMOهستند ولی هنوز رقمی در زمینه حجم تولید در دست نمی باشد. در تمامی جهان سویا، ذرت، کلرا و پنبه تولیدات حوزه GMOمی باشند. در این مورد نیز از حجم و یا نسبت تولیدات نامعلوم است. یکی از دلایل رشد سریع بازار این کالاها تبلیغالت وسیع صاحبان آنهاست، سازمان هایی در جهان به وجود آمده اند که بسیار فعال با بودجه هنگفت از طرف غولهای این حوزه نظیر Monsanto, Syngenta, Bayer Crop Scienceوظیفه تبلیغات را بر دوش دارند. ISAAA (International Service for the Aquisition of Agri-biotech Applications)۱۲ از جمله این مؤسسات است. سازمانی که بسیار فریبکارانه خود را یک نهاد علمی مستقل و بی طرف معرفی می نماید!! Food and Drog Administration) FDA) سه جلسه مهم در تاریخ های متفاوت در شیکاگو، واشنگتن و اوکلند جهت متقاعد کردن پژوهشگران و مردم به مفید بودن GMOبرگزار نمود.  کمپانی های تولید کننده و انستیتوهای سرمایه، Plant Biotechnologyو National Center for Biotechnology  سایت هایی برای توضیح مزایای این محصولات ایجاد کرده اند.  نتیجه این تبلیغات رشد سریع این شیوه کشت و تولید در کشورهای مختلف جهان در مدت کوتاه ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۸ بود. در شروع این دوره فقط شش کشور با میزان تقریبی ۱% کشاورزی جهان به حوزه تولیدات GMOتعلق داشتد، این رقم در آخر دوره به ۲۵ کشور و حدود ۲۴%  کل کشاورزی دنیا رسید. سویا محصولی است که به عنوان سوخت و منبع پروتئین برای انسان و حیوان استفاده می شود. یکی از بزرگترین تولید کنندگان سویا در جهان آرژانتین است (دیگر تولیدکنندگان امریکا، برزیل، چین، هند وپاراگوئه هستند). چین بزرگترین وارد کننده سویا در جهان است (بیش از ۶۰% سویای آرژانتین به چین صادر می شود). در اواسط ۱۹۹۰ کمپانی Monsantoبه علت رقابت سخت تولید کنندگان چینی بر سر زیست کش Roundupدر حال از دست دادن بازار خود بود (چینی ها کالایی مشابه ولی ارزان تر تولید می کردند) کمپانی مذکور همان زمان سویای GMOرا با نام Roundup Ready Cornوارد بازار کرد. این محصول فقط یک کالای جدید مقاوم در مقابل زیست کش خود کمپانی نبود، بلکه به طریق کاملاً ارزان تری کاشت می شد و طبیعتاً در جریان رقابت ها حصه افزون تری از  اضافه ارزش ها را نصیب ساحبان شرکت می ساخت.. زمین داران کانادایی که روی هم در مساحتی به اندازه کل زمین های کشاورزی کشور سوئد به کشت کلرای   GMOمی پردازند، رضایت خود را از کاشت و برداشت این محصول ابراز می دارند. دلیل رضایتشان بسیار روشن است. آنها قرار نیست به سلامتی انسان ها فکر کنند. ملاک زراعت سرمایه داری مثل هر حوزه انباشت صرفاً سود است و کشت کلرای   GMO با کاهش هزینه تولید و قدرت رقابت بیشتر سود افزون تر را همراه دارد.

شخم با عمق کمتر، زمان کشت کمتر در حد دو برداشت به جای یک برداشت در زمان واحد، زیست کش کمتر و به خصوص نیاز به نیروی کار کمتر (۲۸ تا ۳۷%)  تا سطح دو کارگر برای هر ۱۰۰۰ هکتار، از جمله دستاوردهای این شیوه برای سرمایه داران است. ( همه این ها در مورد کشت سایر محصولات GMOنیز صادق هستند)،گفتنی است که روی آوردن سرمایه داران به GMO به شتاب سیر تمرکز سرمایه، شدت رقابت ها، از دور خارج شدن مالکان کوچک مزارع و بلعیده شدن زمین های آنان توسط تراست های بزرگ نیز عمیقاً دامن زده است. حدود ۲۰۰ هزار تولید کننده کوچک و متوسط کشاورزی در مدت کوتاهی مجبور به ترک مزارع خود شدند و به خیل کارگران بیکار آرژانتین پیوستند. در بین سال های ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۴ تعداد ۲۴ حلبی آباد جدید به حلبی آبادهای قبلی اطراف بوئنوس آیرسافزوده شد. آمارها می گویند که از هر ۱۰ نفر سکنه این دوزخیان زمین سرمایه ۸ نفر از کشاورزان سابق بودند ۱۶.  تا سال ۲۰۰۷ فقط  ۱۶ میلیون هکتار از زمین های کشاورزی آرژانتین (۵۰%) زیر کشت سویا بود. بین سال های ۲۰۰۳-۲۰۰۷ یک میلیون هکتار جنگلهای بارانی کشور محو شدند تا به کشت سویا اختصاص یابند. تا سال ۲۰۰۹ کل سویای آرژانتین GMOشد. سه کمپانی بزرگ امریکایی (ADM, Cargill و Bunge) و یک فرانسوی (Louis Dreyffus) تسلط کامل خود بر خرید سویا، تولید روغن، تولید غذای حیوانات، مواد شتشو، سوخت حاصل از سویا و فروش این محصولات را به دست آوردند. این چهار کمپانی ۴۳% تولید روغن برزیل و ۸۰% تولید روغن اروپا از سویا را در اختیار دارند. سه شرکت امریکایی نیز ۷۵% بازار این کشور را به کنترل خود در آوردند ۱۸. رشد و گسترش این حوزه سرمایه سرسام آور است. Monsantoکه بزرگترین تولید کننده کالاهای GMOاست در نظر دارد برای  پنج سال آینده با تولید کالاهایی نظیر کلم بروکلی مقاوم در مقابل زیست کش ها، فلفل دلمه کوچکتر با زواید کمتر، پیاز شیرین با اشک آوری کمتر، خربزه شیرین تر با طعم لیمو و هندوانه که هنگام خوردن آب از آن نمی چکد،  ۱۰۰% تمامی بازار این محصولات را در امریکا به دست گیرد.

مقداری نیز در باره عوارض احتمالی مصرف این محصولات بحث کنیم، اما پیش از آن نگاهی به تکنیک تولید این محصولات درآزمایشگاه بیاندازیم. به طور کلی دو روش یا تکنیک مختلف برای انتقال ژن یک موجود به دیگری وجود دارد. یکی کپی کردن که نسبتا ارزان است و اکثرا برای GMOاستفاده می شود. در این تکنیک وقتی که سلول تقسیم می شود هر قسمت ژن (fragment) جدید می تواند پروتئین مخصوص تولید کند و در نتیجه سیستم غیر قابل کنترلی، سوای فراگمنت مورد نظر به وجود می آید ۱۵.  تکنیک دوم که بسیار گران تر ولی دارای دقت بسیار بیشتر است بر اساس انتخاب ژن بخصوص انجام می گیرد. تعداد ژن های بدن انسان چیزی بین ۲۰ تا ۲۵ هزار است ۱۴ در صورتی که شمار پروتئین های انسان در حدود ۱۰۰ هزاراست .  این بدان معنی است که هر ژن می تواند بیش از یک پروتئین تولید کند (International Human Genome Sequencing Consortium). به همین دلیل ساده تمامی تبلیغات شرکت های تولید کننده GMOدائر بر این که گویا فقط یک پروتئین تولید می کنند دروغ محض است. همین جا باید اضافه کنم که در زمان BushGeorgeپدر و پسر قوانینی وضع شد که عملاً دست کمپانی های صاحب تولیدات GMOرا در قربانی ساختن هر چه موحش تر سلامتی انسان ها برای افزایش سودهای خود آزاد می گذاشت. بر اساس این قوانین شرکت متقاضی تولیدات GMOملزم به انجام تحقیقات لازم در سطح مولکولی و گزارش نتایج آن به نهادهای ذیربط نیست. هیچ کس جز مدیران، شرکا و عناصر مسؤل این  کمپانی ها از چگونگی کار آن ها سر در نخواهد آورد. از این گذشته ژن منتقل شده می تواند در طولانی مدت نتایج مختلفی که قبلا پیش بینی نشده است به بار آرد، زیرا تولید در مقیاس کوچک و کنترل شده در آزمایشگاه با ژنی بدون رقیب (محیط کاملا استریل آزمایشگاه) مسلماً با تولید در مراکز بزرگ و مملو از ژن های مختلف و گاه مشابه فرق بسیار دارد. درس اول  Process Chemistryمی گوید، با یک آزمایش ساده نمی توان فهمید که پدیده در عالم واقع و در اندازه های بزرگ چه شکلی به خود می گیرد به همین دلیل پژهشگرانی نظیر Barry Commonerبه انچه این کمپانی ها می گویند شک دارند. اطلاعات علمی محدودی در مورد عملکرد باکتری ها در طبیعت وجود دارد و از آن هم محدود تر در مورد محصولات GMOدر طبیعت است. تنها اطلاعات مشخص و قابل اعتماد همان است که گفته شد. کاهش هزینه های تولید، رقابت فشرده به نفع این کالاها، تولید با ترکیب ارگانیک بالاتر و بارآوری کار عظیم تر و بالاخره کسب سود انبوه تر همه واقعیت ماجرا را تعیین می کند.. در شرائطی که دنیا از حجم غول آسای سرمایه های آزاد بر هم انباشته دم کرده است، باز شدن هر روزنه کوچک برای سرمایه گذاری های جدید و انباشت نو فرصتی برای بقا و ادامه شکار سودهاست. پژوهش ها در کانادا و مکزیک نشان می دهند که کلرای GMO  که حدود ۶۰% کشت هردو کشور را در دست دارد، در مزارع غیر GMOمنتشر شده است. یکی از مشکلاتی که مزرعه داران با آن دست به گریبانند مقاوم شدن بیش از پیش علفهای هرز است. این علفها می بایست مورد هجوم زیست کش های قوی تر و خطرناک تر قرار گیرند. کمپانی های بزرگ ژن تکنیک، صاحب ژن های کشف شده هستند و طبق قانون Technology Protektion Systemاز طریق تکنیک دانه کاشته شده GMOرا استریل می کنند. به همین دلیل زمینداران برای کاشت بعدی می بایست به کمپانی ژن رجوع کرده و بذر نو بخرند. گفته می شود که این مسئله یکی از دلایل خود کشی حدود ۱۸۲۰۰۰ مزرعه دار کوچک و متوسط هندی بین سالهای ۱۹۹۷ تا ۲۰۰۷ بوده است ۱۴. جرج بوش پدر و پسر که هردو مخالف پژوهش ژن تکنیک بر روی یاخته های بنیادی (Stem Cell) بودند و بودجه آن را به دلایل مذهبی قطع کردند بیشترین کمک را به کمپانی های تولید کننده GMOنموده اند. طبق دستور کاری که از کنگره برای FDAگذراندند راه را برای ثبت بدون مانع محصولات آنها باز کردند. این قانون فرقی بین این محصولات و سایر مواد خام غذایی قائل نمی شود.  Michael Taylorکه تهیه کننده رفرم جدید بود (قبلا وکیل شرکت Monsantoبود) بعد از استعفا ازFDA  به Monsantoبازگشت و این بار سمت معاون هیئت مدیره را کسب کرد! وی در هنگام کار در FDAبخش مهمی از مدارک دولتی مربوط به تاثیرات مخرب ژن تکنیک را از بین برد ۱۵. در گزارشی که Smith, Jeffrey M در همین مورد تهیه کرده به وضوح نشان داده می شود که متخصصین ژن تکنیک FDAدر پژوهش های خود بر روی  GMOبر خلاف ادعاهای شرکت ها، به خطرناک بودن این مواد برای انسان اعتقاد راسخ دارند. شرکت های مورد بحث نیز هیچ مدرک علمی دال بر بی خطر بودن آنها ارائه نکرده اند. در سال ۲۰۰۱ یک گروه پژوهشگر در ژورنال The Royal Society of Canadaمقاله ای منتشر ساختند. آنان ادعای FDAدائر بر بی خطر بودن  GMOرا قویاً مردود دانستند. پژوهشگران Rowett Instituteدر اسکاتلند سیب زمینی GMOرا بر روی موش ها آزمایش کردند و نتایج وخیم آن برای موش ها را توضیح دادند . تاثیرات GMO  بسیار طولانی تر از آن است که شرکت های تولید کننده ادعا می کنند. آن ها فریبکارانه می گویند که که زمین داران می توانند در کاشت بعدی بذر طبیعی را به کار برند! این مسئله در پژوهشی که در اسکاتلند انجام شد عملاً رد شد. این آزمایش نشان می داد که اثرات مذکور تا ۱۵ سال پس از خاتمه این کشت باقی است ۱۳. پژوهش دیگری در سوئد ودانمارک به نتایج مشابهی رسید، به طوریکه ۳۹% گیاهان تولید شده در زمینی که ۱۰ سال پیش مورد کشت GMOبوده است، باز هم حامل همان ژن شده اند.

 

پیوست ۱

سموم طبیعی در گیاهان۱

ماده غذایی نوع سم Natural toxins، سموم طبیعی
باقالا Biogen amine Dopamine
موز Biogen amine Tyramine
بادام، میوه هسته دار Cyanogen glukoside Amygdalin
انواع لوبیا، دانه کتان Cyanogen glukoside Linamarin
سیب زمینی Glykoalkaloids Solanine
گوجه فرنگی Glykoalkaloids Tomatine
ساسا فراس، فلفل سیاه Methylenedioxybenzene Safrole
جوزبویا، فلفل سیاه Methylenedioxybenzene Myristicin
قهوه، چای methylated oxypurines Coffeine
کاکائو methylated oxypurines Theobromine
شیرین بیان Triterpenglykoside Glycyrrhizin

 

پیوست ۲

آفت کش هاو زیست کش ها ( Pesticides, Biocides) ۹، ۱۰

در اینجا به برخی از این مواد به صورت کوتاه اشاره می شود، اما در مورد زیست کش های  گروهای مختلف فقط به ذکر اسامی آنها اکتفاء می کنم. توجه کنید که هنگامیکه از تعداد زیست کش ها نام برده می شود منظور تعداد تا کنونی آنها یعنی تا هنگام درج این فصل است .

  1. در مقابل قارچ (Fungicides). شامل ۸۳ ماده ثبت شده است. این زیست کش ها به دو طریق بر گیاهان عمل می کنند. اول از طریق پاشیدن روی گیاه و میوه به صورت لایه نازکی از این مواد و دوم به وسیله آب و کود شیمیایی که به خورد گیاه داده می شوند. مواد ضد قارچ نیز به دو طزیق عمل می کنند یا multi-site که توسط عمل بیوشیمی چند بعدی سیستم پروتئینی و آنزیمی قارچ را دِناتوره می کنند و یاsingle-site که از طریق جذب گیاه موجب توقف زایش سلولی و مرگ قارچ می شود.

فلودیوکسونیل: (FLUDIOXONIL )اینسم موجبسرطان کبد و لنف در موش ها شده است. سمی ژنتیکی  genotoxisاست که باعث سرطان کبد، کلیه و طحال می گردد. بسیار پا بر جا در خاک می ماند و به تاثیرات مخرب خود ادامه می دهد. برای ماهی ها، آبزی ها و گیاهان آبی مهلک است.

ایپرودیون: (Iprodione ) روش عمل این زیست کش از طریق متوقف کردن شکل گیری DNA و RNA همچنین انزیم NADH cytocrom c  است. برای حشرات، آبزی ها خطرناک است. در آزمایش بر روی موش و خرگوش اثرات مخرب توقف های بیوشیمیایی داشته است.

ایمازالیل: (imazalil )تاثیرات مخرب هورمونی، بارداری و جنینی دارد. موجب سرطان گواتر و اختلالات جدی بر هورمون های مردانه می شود. بسیار آهسته در طبیعت منحل می گردد، لذا در طبیعت و بدن انباشت شده و تاثیرات طولانی بر جای می گذارد. کارگران کشاورزی و خانواده آنها در تماس مستقیم با آن قرار دارند. برای موجودات آبزی سمی و باعث نازایی آنها می شود. در طبیعت انباشت شده و تخریب طولانی به بار می آورد.

دیابندازول: thiabendazoleهمراه واکس جهت تزیین و شفافیت موز و مرکبات به کار می رود. سرطان کبد و گواتر از عوارض ان است و برای آبزی ها بسیار سمی است.

مالادیون: Malathion  نظیر imazalil. و همچنین نارسایی در رشد سلسله اعصاب، استعداد یاد گیری و تحرک عضلانی کودکان و نوزادان را سبب می گردد. همچنین عوارضی نظیر imazalilبرای آبزی ها دارد.

آزوکسی تروبین: سمazoxystrobinاز طریق تنفس وارد بدن  شده و باعث کاهش وزن (Atrophy) می شود. در طول زمان سبب پیدایش و رشد غده هایی در کبد و طحال می گردد که منجر به عفونت می شود. تاثیرات سرطان سلولی و تغییرات DNA را باعث می گردد.  برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید  ۱۹. نظیر imazalilبرای آبزیها و آب آشامیدنی بسیار سمی است.

بنالاکسیل: سمbenalaxylنظیر imazalil برای آبزی ها و اب اشامیدنی بسیار خطرناک است. برای اطلاعات بیشتر به سایت زیر مراجعه کنید.

EUROPEAN COMMISSION

HEALTH & CONSUMER PROTECTION DIRECTORATE-GENERAL

Directorate E – Food Safety: plant health, animal health and welfare, international questions

 

این سازمان اروپایی که در طول سالهای ۲۰۰۰ به بعد ۹۰ ماده زیست کش را آزمایش کرده است در مورد زیست کش مورد نظر (benalaxy)چنین می گوید: بسیار حلال در چربی است و به همین دلیل مدت مدیدی در پوست میوه، تنه درخت و خاک باقی می ماند و به تدریج به گوشت میوه و ساقه گیاه نفوذ کرده و در کاشت های بعدی دیده می شود. همین خاصیت حلالی ونیز پابر جایی آن  (بعد از دوسال ۹۹% آن در خاک یافت شده) باعث می شود به تدریج بر میزان آن در گوشت گوجه فرنگی، داخل سیب زمینی و گندم افزایش یابد. در زمین های قبلا کشت شده به میزان زیادی در خاک باقی است و حتی در صورت عدم استفاده مجدد، به کاشت بعدی منتقل می شود. به میزان ۸۰-۹۰% مقداری که به حیواناتی نظیر بز و مرغ داده شده در ادرارشان مشاهد شده است.

تاثیرات مخرب آن عبارت از ضایعات کبدی و ارگان جنسی نظیر کاهیدگی (Atrophy) و پر سازی (Hypertrophy) است. این آثار در موش و سگ مورد آزمایش دیده شده است. سمی شدن تدریجی کبد موش که به سرطان و مرگ ختم شده و در جنین موش ها  به تغییرات اسکلتی منجر می گردد.در خاک بسیار پا برجاست و از طریق آن به آب های سطحی و عمقی نفوذ کرده، موجب ضایعاتی برای موجودات زنده می شود. دیگر زیست کشهای این گروه عبارتند از: boscalid، Carbendazim، cyprodinil، Dimethomorph، fenarimol، fenhexamid، Fludioxonil، Flusilazole، iprodione، Iprovalicarb، metalaxyl، Penconazole، procymidone، Pyrimethanil، spiroxamine، Tebuconazole، PYRIMETANIL

۲. علف هرزکش (Herbicides). شامل ۴۷۵ ماده ثبت شده است. بسیاری از این مواد از طریق متوقف کردن هورمون های رشد علف هرز از رشد آنها جلوگیری می کنند لذا پراکندگی این مواد در طبیعت همین تاثیر مخرب را بر روی گیاهان، ابزی ها و انسان دارند. این زیست کش ها شامل گروه های مختلف از نظر بیو شیمی می باشند و لذا طرز عمل  مشابه دارند. برخی از آنها بسیار انتخابی (Selective) در مقابل علف هرز عمل می کنند ولی این مانع آن نیست که باکتر های مفید طبیعت و بدن را از بین نبرند. با پاشیدن بر سطح کشتزارها از طریق ریشه یا محصول و یا برگ عمل می کنند وارد سیستم بیولژیک گیاه می شوند. شامل گروه های مختلف از جمله Amide Herbicides  که شامل ۵۳ ماده می شود بیشترین فروش را ( محصول کمپانی Monsanto ) یعنی  Acetochlor دارد که به مشتریان خود توصیه می کند که این زیست کش را با سایر زیست کش ها مخلوط نمایند تا نتیجه مطلوب بدست آید!! در این لیست برای رعایت اختصار  فقط از چند مورد این مواد نام برده می شود ولی برای اطلاعات بیشتر درمورد سایر  گروه های علف هرز کش ها به سایت مربوطه رجوع کنید ۲۰.

پاراکوات: Paraquatبسیار سمی است، کارگران مزارع موز و خانواده آنها که در نزدیکی مزارع زندگی می کنند در معرض هجوم آنند، از طریق پوست و تنفس وارد بدن شده، تاثیرات مخرب در سیستم تنفسی، ایجاد تشنگی شدید، ارتعاشات قلبی، نارحتی کلیه و حتی سرطان بر جای می گذارد. برای آبزی ها سمی است، بسیار کند در طبیعت منحل می شود لذا در طبیعت و بدن انباشت می گردد. تاثیرات مخرب بر حیوانات، فوتوسنتز گیاهان و گیاهان آبزی دارد.

کلورمیکوال:Chlormequat. نتیجه آزمایش این زیست کش بر روی خوک در دانمارک در پایان ۱۹۸۰ در انستیتو تحقیقات کشاورزی این کشور کاهش زاد وولد را در خوک های ماده نشان داده است. آزمایش بر روی موش به همین نتیجه منجر شد. در تنه درخت ذخیره میش ود و بنابر این حتی اگر سمپاشی متوقف گردد به میوه سرایت می کند. Environmental Protection Agency, EPAارگان دولتی سرمایه هیچ خطری از جانب این زیست کش برای انسان نمی بیند! اما این ماده را فقط برای پرندگان، آبزی ها، خزندگان، ماهی ها وپستانداران مضر می داند به همین دلیل به توصیه هایی در مورد تکنیک استفاده از این زیست کش اکتفا می نماید!!

آسیتوکلر:Acetochlor. از طریق متوقف کردن هورمون رشد گیاه عمل می کند. سرطان زایی، اختلالات تیروئیدی از ضایعات آن است ومتابولیت های آن جزو سموم کشنده سلول ها (Cytotoxicity) و نابود کننده مخاط بویایی است. سبب آلودگی بسیاری از دریاچه ها و دشت های ایالت Minnesota شده است و برای آبزی ها بسیار سمی است.

گلی فوسات:Glyphosatمانند سایر Aromatic acid herbicides (که شامل ۲۰ ماده می شود) از طریق بلوکه کردن سیستم سنتز اسیدهای آمینه رشد گیاه را متوقف می کند. کمپانی Monsanto کاشف و تولید کننده این زیست کش آن را بی خطر اعلام می کند!، اما این دروغ بزرگ را بیماری های گوناگون دامنگیر کارگران کشاورزی و ساکنان اطراف مزارع به خوبی افشاء می کند. این زیست کش باعث مرگ باکتری های مفید روده شده و تهوع، استفراغ، اسهال، درد معده وروده و سوزش چشم به دنبال می آورد. از طریق اختلال در کار انزیم های کبد  (Cytochrome P450 Enzymes) باعث عفونت های سلولی می گردد. موجب ضایعات در آبزی ها، باکتری ها و سایر موجودات کوچک از طریق آسیب رساندن بر سیستم پروتئین سازی آن ها می شود.

سایر علف هرز کش ها: Alachlor، Butachlor، Metolachlorنیز دارای خواص کاملاً مضری نظیرAcetochlor  می باشند.

۳. حشره کش ها (Insecticides). شامل ۱۲۹ ماده ثبت شده است. نسل قبلی این زیست کش ها شامل دو گروه است   Organophosphate insecticides (58 زیست کش) و Carbamate insecticides (19 زیست کش) هر دو این گروه از طریق هورمون anticholinesterasروی سلسله اعصاب اثر می گذارند. چون به صورت پودر و اسپری منتشر می شوند به راحتی وارد پوست و شش کارگران زراعی شده و سبب سردرد، گیجی، ترشح زیاد بزاق، تهوع، استفراغ و در ادامه کاربرد منجر به عرق زیاد، درد پهلو، عدم تعادل، نفس تنگی و تغییرات ضربان قلب می شود.

برای اطلاعات بیشتر به سایت هائی که در پائین اشاره می شود مراجعه کنید۲۱ .

سی پرمیدرین:  Cypermethrinمغز و سلسله اعصاب حشرات هدف اصلی آنست. این اندام ها را دچار اختلال کرده و موجب گیجی حشره می شود. عدم تعادل، خستگی و فلج این موجودات نیز از عوارض آن است. این علائم در آزمایش بر روی موش و خوک نیز دیده شده است. علاوه بر آن ها باعث عصبانیت و ترشح بی حد بزاق می گردد. نوزادان موش ها به علت عدم تکامل انزیم  کبد دچار ضایعات بیشتری می شوند. در کارگران کشاورزی خارش پوست، گیجی، سوزشی نظیر آتش گرفتن در پوست و همچنین چیزی نظیر زنبور زدگی به دنبال داشته است. نزد موش های ماده تومورهای سرطانی به عنوان عوارض استفاده از این سم مشاهده گردیده است. برای ماهی ها، ابزی های بدون ستون فقرات و زنبور عسل بسیار خطرناک است. (دراین مورد به متن اصلی مراجعه کنید)

سم Tiachloprid : از گروه Neonicotinoids است که شامل موادی نظیر:

Imidchloprid, Chlothianidin, Acetamiprid,Thiametoxam, Dinotefuran, Nitenpyran هستند و همگی

از طریق حمله به سلسله اعصاب یعنی Nicotinicacetylcholine receptors حشرات و مختل کردن آن ها عمل

می کنند. بسیار پا بر جا هستند به طوریکه ۴ سال در خاک زراعی بدون تغییر باقی می مانند. روی دستگاه هاضمه انسان تاثیرات مخرب دارند. زنبور عسل و پرندگان را می کشدد. در مورد زنبور عسل به متن اصلی رجوع کنید. سایر حشره کشها عبارتند از: Chlorpyrifos(به imazalilمراجعه کنید)، methoxyfenozide(به Cypermethrinمراجعه شود)، bromopropylate، fenitrothion، methoxyfenozide، tebufenpyradyrad tetradifon

 

۴. پرنده کش ها (Avicides).شامل ۶ ماده سمی می شود. تمای این زیست کش ها از طریق سیستم اعصاب و بلوکه کردن آن عمل می کنند. برای اطلاعات بیشتر به سایتی که آدرسش در زیر می اید مراجعه کنید ۲۲.

استریکنین: Strychnine. از طریق تنفس وارد بدن می شود، برای سیستم اعصاب مهلک است. Acetyl cholineرا بلوکه می کند و موجب مرگ پرنده می شود. از دهان و نیز چشم وارد بدن شده و آثار سمی آن در انسان مانند پرندگان است. موجب استفراغ، گرفتگی عضلات صورت وچشم، بیهوشی، فراموشی، تشنجات شدید و مرگ در اثر خفگی می گردد. برای سایر پرندگان و لاشخورها نیز مهلک است.

آمینوپیردین: -Aminopyridineسمی برای تمامی اسکلت داران است. پس از ۱۰ دقیقه تنفس آن، آثار مسمومیت ظاهر می شود و پس از ۴ سلعت مرگ فرا می رسد. رعشه های حیوان مسموم بسیار شدید و با صداست. به طوریکه سایر حیوانات و پرندگان از وحشت فرار می کنند.

پاردیون:Parathion. غلظت زیاد این زیست کش حل شده در دیزل برای کشتار پرندگان توسط هواپیما در فضا پراکنده می شود. برای سایر پرندگان و لاشخورها نیز سمی است.

سایر پرنده کش ها عبارتند از: Starlicide(نظیر StrychnineChloralose(نظیر Strychnineکه البته تاثیرات مخرب کمتری دارند)، endrine(نظیر ۴-Aminopyridine تاثیری طولانی تر و چند روزه بر ماهیان به جای می گذارند.

 

۵. باکتری کش (Bactericides).شامل ۳۷۴ ماده ثبت شده استکه شامل گروه های زیر می باشد:

Desinfectant, Anticeptics  Antibiotics,

۶. هیر یا عنکبوت کش (Miticides).شامل ۵ زیست کش به شرح زیر است:

Acephate, Abamectin, Biphentrin,Hexylthiazox, Spiromesifen

۷.حلزون ها کش ها (Molluscicides).شامل ۴ ماده ثبت شده است. عموما نظیر زیست کش های ضد پرندگان عمل می کنند.

۸. کرم کش ها (Nematicides).شمار آن ها ۱۹ است. به گروه های زیر تقسیم میشود:

Avemectin, Botanic nematicides, Carbamat nematiccides,

Fumigant nematicides, Organophosphorus nematicides, Unclassified nematicides.

طرز عمل آنها از طریق فلج کردن عضلات است. همگی از بین برنده باکتری های مفید خاک نیز هستند. برای اطلاعات بیشتر به سایت مربوطه مراجعه کنید۲۳.

مدیل برومید: سمMethyl bromide. بسیار سمی است. مانند بقیه هالوژن ها تاثیرات سرطانی دارد و چون گاز است به سرعت جذب پوست و وارد شش ها می شود. در ضمن از بین برنده اوزون جو است.

دی کلوروپروپین: ۱,۳ dichloropropene :سرطان زا و عقیم کننده است. یک سوم کارگران تولید کننده آن در امریکا عقیم شدند به همین دلیل در سال ۱۹۷۷ تولید آن در این کشور متوقف شد، اما در کشورهای دیگر همچنان تولید می شود. برای باکتری های خاک سمی است.

ادیلن دیبرومید: Ethylene dibromide. سرطان زا و آلوده کننده آبهاست. در ۱۹۸۳ در امریکا استفاده از آن ممنوع شد ولی هنوز تولید و مصرف می شود.

کلوروپیسرین:Chloropicrin. به صورت مایع وبسیار سمی است.

فنامیفوس:Fenamiphos. بسیار سمی است.

فنسولفوسیون: Fensulfothion. بسیار سمی است. کاربردش در امریکا فقط با دوز معینی مجاز است.

آلدی کرب: Aldicarb. بسیار سمی است.

آلوکسی کرب:Aldoxycarb. سمی مهلک است و در امریکا ممنوع شده است.

کربوفوران: Carbofuran.  بسیار سمی است. در سال ۱۹۹۴ در امریکا ممنوع شد ولی تولیدش متوقف نگردید.

 

۹. جونده کش ها (Rodenticides). شامل ۴۶ ماده ثبت شدهاست. به دو دسته بزرگ تقسیم میشوند Anticoagulantو غیر Anticoagulant. Anticoagulant (پادبند) جونده را مسموم می کند و با ایجاد خون ریزی داخلی باعث مرگ می شود. warfarin, pindone, diphacinone och clorophacinoneاز جمله این گروه هستند. از اواسط ۱۹۵۰ نوعی مقاومت (Drug resistance) از طرف موش ها در مقابل این زیست کش ها مشاهده شده است. نسل بعدی این گروه شامل Brodifacoum, Bromadioloneاست. گروه دیگر موسوم به « غیرپادبندها» نیز مرکب از زیست کش های  Bromethalin, Zincphosphide, Cholecalciferol است. لازم به یادآوری است که تمامی این زیست کش ها پرنده کش نیز هستند. برای اطلاعات بیشتر به آدرسی که در زیر می آید سایت مراجعه کنید۲۴.

استریکنین: strychnine . به قسمت چهارم زیست کش ها یعنی پرنده کش ها نگاه کنید.

۱۰. Impregnating agents موادی هستند که جهت حفاظت پارچه، چوب، لباس، کفش، چادر، رسوبات آب در حوض تصفیه خانه ها،  قایق و کشتیهای بزرگ در مقابل آفات بکار می روند. اکثر آن ها دارای عنصر فلور می باشند. در طبیعت و بدن انسان و جانوران باقی می مانند و انباشت می شوند، اثرات مخربشان نیز به تدریج افزایش می یابد. در مقابل آب غیر قابل نفوذند. به علت وجود عنصر فلور در آنها از بین برنده اوزون جو زمین هستند. مهمترین آنها عبارتند از: FTOH, PFOS, PFOA, PFAS, PFCA, PFBS

گزارشی در سال ۲۰۰۰ منتشر شد دال بر اینکه بعضی از این مواد در حیوانات وحشی یافت شده است. محقق کانادایی Scott Mabury در قطب شمال این ماده  را یافته است و این نشانگر آنست که جریان هوا آن را به مسافت های دور منتقل می سازد.

برای اطلاعات بیشتر به آدرس هائی که می اید رجوع نمائید. ۲۵.

Reference

  • F D’Mello, C Duffus, J Duffus, Toxic Substances in Crop Plants. Thomas Graham House, Science Park, Camebridge 1991.
  • M Rechcigl, CRC Handbook of Naturally Occuring Food Toxicants. CRC Press Inc, Boca Raton, Florida 1983.
  • Toxicants Occuring Naturally in Foods. National Academy of Sciences, Whashington DC 1973.
  • I Leiner, Toxic Constituents of Plant Foodstuffs. Academic Press 1980.
  1. national food agency of sweden

۳.         EFSA (European Food Safety Authority, http://www.efsa.europa.eu/.

  1. EU Pesticides Database, http://ec.europa.eu/sanco_pesticides/public/index.cfm
  2. http://www.efsa.europa.eu/en/efsajournal/doc/3130.pdf

EFSA Journal 2013;11(3):3130

۷.         http://www.efsa.europa.eu/en/efsajournal/doc/1526.

http://www.epa.gov/oppsrrd1/REDs/thiabendazole_red.pdf

  1. European wines systematically contaminated with

                pesticide residues, PAN Europe 2008,

http://www.pan-europe.info/Media/PR/080326.html

  1. Danish Institute of Agricultural Sciences, forskningscentrum Foulum, Tjele, Danmark.martint.soresen@agrsci.dk     martint.soresen@agrsci.dk

۱۰.     http://www.panna.org

            http://fluoridealert.org

۱۱.          Hendrikx, P; Chauzat, M.P; Debin, M. et al. 2009 Bee Mortality and Bee   Surveillance     in Europe. Scientific report submitted to EFSA. European Food           Safety Authority.

Girolami, V; Mazzon, L; Squartini, A; Mori, N; Marzaro, M; Di Bernardo, A;         Greatti,M; Giorio, C. & Tapparo, T. 2009. Translocation of Neonicotinoid     Insecticides     From Coated Seeds to Seedling Guttation Drops: A Novel Way of          Intoxication for bees.

  1. www.isaaa.org/inbrief/default.html  (The International Service for the Acquisition of    Agri-biotech Applications)
  1.        Lean, Geoffrey, 2005, GM crop ‘ruins fields for 15 years’, The Independent,

http://www.independent.co.uk/environment/gm-crop-ruins-fields-for-15-years-        ۵۱۰۲۲۸.html

  1.         The organic and non-gmo report, Vandana Shiva and the sacredness of seed, April       ۲۰۰۹, http://www.non-            gmoreport.com/articles/apr09/vandana_shiva_the_sacradness_of_seed.php
  1. Smith, Jeffrey M., 2003, Seeds of Deception

                page 130-131, 70-71

  1. United Soya Republics by Rulli
  1. International Trade Report, Argentina’s Soybean Complex Competitiveness, April 14,     ۲۰۰۶, http://www.fas.usda.gov/oilseeds/highlights/06-            ۰۴/ArgentinaCompetitiveness.pdf
  1. Bravo, Elizabeth, Genetically modified Soya in Food Aid Programmes, United Soya         Republics
  2. A Pesticide Information Project of Cooperative Extension Offices of Cornell University, Michigan    State University, Oregon State University, and University of California at Davis. Major support                 and funding was provided by the USDA/Extension Service/National Agricultural Pesticide          Impact Assessment Program
  3. ttp://www.alanwood.net/pesticides/class_herbicides.html
  1.        National Pesticide Information Center

Neonicotinoids   Swedish University of Agricultural Sciences,

American Bird Conservancy, March 2013. The Impact of the Nation’s Most           Widely Used

Insecticides on Birds. Written by Dr. Pierre Mineau and Cynthia Palmer.

  1. University of Nebraska – Lincoln

DigitalCommons@University of Nebraska – LincolnDigitalCommons @ University of Nebraska – Lincoln

  1. http://naldc.nal.usda.gov/download/43874/PDF

۲۴.       http://animalscience.ucdavis.edu/avian/pfs23.htm

  1. Dangerous chemicals in food wrappers likely migrating to humans

            PFOS and PFOA precursors identified in German blood samples

Discovery of food packaging surfactants

حسن عباسی                            آگوست ۲۰۱۴

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)