تازه ترین هنرنمایی پرویز کردوانی در دانشگاه تهران

محمد درویش : دکتر پرویز کردوانی، در تازه‌ترین موج از پیشنهادهای حیرت‌انگیزش برای بهبود وضعیت ایران، توصیه کرده تا برای نجات مردم آذربایجان و پایان دادن به غم و درد و رنج آنها، مرگ دریاچه ارومیه را پذیرفته و این بیمار بستری در اتاق اغما را بیش از این زجر نداده، سرم‌ها و آمپول‌های مسکن را رها کنید و محترمانه به خاکش سپارید و پس از ریختن ۱۰ سانتی‌متر خاک بیابان‌های ایران بر مزارش، گل برویانید و سبزه درو کنید. ساده‌تر آن که این استاد بازنشسته دانشگاه تهران بر این باور است که برای نجات مردم منطقه و صرفه‌جویی در هزینه‌ها، چاره‌ای جز پایان‌دادن به زندگی دریاچه ارومیه نداریم؛ راهکاری که آشکارا بر این باورم که خطایی فاحش است؛ چرا که از قضا نگارنده و بسیاری از فعالان و متخصصان حوزه محیط زیست، منابع طبیعی و امور آب بر این باورند که نجات پایدار کیفیت زندگی در حوضه آبخیز دریاچه ارومیه در گرو نجات دریاچه ارومیه است. در این میان البته یک نکته غم انگیز دیگر، واکنش منفعلانه و سکوت سنگین حاکم بر همه‌ی آن سازمان‌ها، وزارتخانه‌ها، استانداری‌ها، دانشگاه‌ها و نمایندگان مجلسی است که ظاهراً بارها نسبت به خشک شدن دریاچه ارومیه ابراز تأسف کرده و خواهان احیای مجدد آن شده‌اند و حتا در عهدنامه یا توافق‌نامه “باری”، وظایفی هم برای خویش تعیین کرده‌اند و اینک همه گوشه‌ای نشسته و واکنشی نشان نمی‌دهند! چرا؟

در این باره، یادداشتی را در  روزنامه اعتماد به چاپ رسانده‌ام :

محمد درویش – هفته گذشته، دكتر پرويز كردواني طي سخناني در تالار شهيد آويني دانشگاه هنر، دست به يك هنرنمايي جديد زد و مشكل درياچه اروميه را براي هميشه حل كرد! پيشنهادي كه ناگفته پيداست تا چه اندازه مي تواند مورد توجه و استقبال همه آن مسوولان بومي، نمايندگان مجلس و مديراني در وزارت نيرو، جهاد كشاورزي، استانداري هاي سه استان درگير و سازمان حفاظت محيط زيست قرار گيرد كه سيماي امروز درياچه اروميه، نتيجه عملكرد نابخردانه و مديريت كلنگي آنها در طول چند دهه اخير بوده است. چراكه يك بار و براي هميشه كابوس خشك شدن درياچه و ناتواني مديران در احياي دوباره آن را از يك تهديد به يك فرصت بدل مي سازد تا همه يك نفس راحت كشيده و مجددا همه چيز آرام شود! آرامشي كه البته به نظر نگارنده، خطرش حتي بيشتر از وقوع توفان هاي گرد و غبار و ريزگرد نمكي در سواحل خاوري درياچه اروميه است.نخست، ببينيم دكتر كردواني دقيقا چه گفته است؟ايشان، پيشنهادي در چهار مرحله ارائه داده اند: ۱- روند خشك شدن درياچه را خودمان افزايش دهيم و با آمپول اين بيمار رو به مرگ را بيش از اين زجر ندهيم: ۲- از ورود هر نوع آبي، حتي آب ناشي از بارندگي به درون حريم درياچه ممانعت به عمل آوريم: ۳- همزمان طرح نمك روبي از بستر درياچه آغاز و به اجرا درآيد: ۴- در آخرين مرحله، سطح درياچه را به ضخامت ۱۰ سانتيمتر از شن و ماسه بپوشانيم و سپس در آن تخم گياه بپاشيم تا سبز شود. روش دكتر كردواني در ساده كردن مسائل طبيعي، البته قابل تقدير است، اما آيا به راستي روند قهقرايي اجزاي درهم تنيده و سامانه چندبعدي و پيچيده يك بوم سازگان (اكوسيستم) آبي/خشكي پهناور مانند درياچه نيم ميليون هكتاري اروميه را مي توان به مرگ يك انسان تشبيه كرد؟ چگونه قرار است از ورود هر نوع آبي به درياچه جلوگيري كرد؟ مگر درياچه زهكش طبيعي حوضه آبخيز ۲/۵ ميليون هكتاري اروميه نيست و مگر مي توان شيب منطقه را تغيير داد؟ حتي اگر منظور آقاي دكتر چراغ سبز نشان دادن به وزارت نيرو براي ساختن سدهاي بيشتر روي ۱۱ رودخانه اصلي منتهي به درياچه است، بايد بدانند كه هيچ سدي تاكنون در جهان ساخته نشده كه بتواند از گذر تمام آب رودخانه جلوگيري كند. درباره نمك روبي و جابه جايي حجم عظيم نمك موجود در بستر درياچه كه به گفته معاون وقت سازمان حفاظت محيط زيست (دكتر صدوق) ميزان آن بين ۸ تا ميليارد تن است، چه ابزاري مد نظرشان است و در چه زماني مي توان اين حجم عظيم را انتقال داد و بر فرض كه همه اين نمك را هم جارو كرديم و سوار بر كاميون هاي موجود در همه كره زمين كرديم، آنگاه كجا ببريم؟! نكند قرار است يك جا دپو شود تا به تدريج نياز هزار سال آينده بشريت به خمير دندان را رفع كند؟!و دست آخر آنكه آن حجم عظيم شن و ماسه به ضخامت ۱۰ سانتي متر را از كجا و با چه هزينه يي بايد بياوريم؟ و آيا آن ماسه ها خود فرسايش بادي را در منطقه تشديد نخواهند كرد؟ آيا حركت و تردد حجم عظيم ماشين آلات براي بردن نمك ها و سست كردن ساختار آنها، خود منجر به تشديد سونامي نمك در منطقه نخواهد شد؟ آيا طرح هاي مرتع كاري ما در اراضي به مراتب مطلوب تر كه در زير خاك ۱۰ سانتي متري اش هم نمك نيست، جملگي جواب داده كه اينك مي خواهيم چنين طرحي را به اجرا درآوريم؟و البته به نظرم، خطرناك ترين وجه پيشنهاد دكتر كردواني آن است كه اين پيام را به همه طبيعت ستيزان مي دهد: بزنيد، ببريد و خشك كنيد و نگران مباشيد: فوقش در نهايت، آن تالاب و درياچه خشك شده را تبديل به مرتع مي كنيم و تمام!آيا دكتر كردواني نمي دانند كه در دنيا صدها موسسه علمي و هزاران دانشمند و كارشناس در حال تلاش هستند تا به كمك تشكل هاي مردم نهاد مرتبط، ده ها درياچه و تالاب در حال خشك شدن را نجات دهند؟ آيا فلسفه فهرست مونترو در كنوانسيون بين المللي رامسر را فراموش كرده اند كه تاكنون توانسته اند شمار قابل توجهي از تالاب هاي رو به انقراض را دوباره با اعمال تمهيداتي بخردانه نجات دهند؟ لطفا دانش واژهLake restoration را در موتورهاي جست وجوگر، بكاويد تا دريابيد كه چه تعداد درياچه و تالاب تاكنون از خطر مرگ در جهان نجات يافته اند. درست است كه درياچه اروميه در حال مرگ است، اما به راستي تاكنون جز حرف، چه اقدام عملي و جدي براي نجاتش انجام داده ايم كه اينك اين گونه مايوسانه خواهان قتل عمدي اش شده ايم و چگونه مي خواهيم چنين جنايتي را براي نسل آينده توجيه كنيم؟ درياچه آرال بيش از ۴۰ سال است كه خشك شده، اما هنوز دارند تلاش مي كنند تا شتاب مرگش را به تاخير اندازند و ما اين گونه نامهربانانه با نگين فيروزه يي آذربايجان رفتار مي كنيم. به خدا سزاوار نيست! هست؟

 

روزنامه اعتماد

درياچه اروميه رهايش كنيم يا احيا
واكنش اسماعيل كهرم، محمد درويش و ناصر كرمي به نظر پرويز كردواني

غرل حضرتی -درياچه اروميه، شايد ديگر درياچه نباشد، شايد بهتر باشد تغييرنامي صورت گيرد و بشود شوره زار اروميه. از ۵ هزار كيلومتر مربع درياچه يي كه وجود داشت، ۷۰ درصد مساحت آن خشك شده است: به عبارت ديگر ۳۰۰ هزار هكتار از مساحت كل آن به شوره زار تبديل شده است. كارشناسان مي آيند و مي روند، هركدام با خورجيني از پيشنهاد و راهكار، با دلسوزي هرچه تمام تر از دولتمردان مي خواهند فكري به حال اين بيمار در حال احتضار كنند و هيچ نمي بينند جز وعده و وعيدي كه سرانجامي ندارد تا جايي كه كارشناسي كه مويي در اين راه سپيد كرده راي به مرگ درياچه مي دهد و اعلام مي كند درياچه برنخواهد گشت. هرروز و هر هفته نماينده مجلسي، عضو فراكسيون محيط زيستي هشداري مي دهد و مي خواهد سازمان حفاظت از محيط زيست به داد اين پهنه آبي و مردمانش برسد، اين بار هم حبيب شايان فر، عضو انجمن ملي نجات درياچه اروميه با اعلام اينكه ميزان نمك درياچه به ۸ ميليارد تن رسيده، اعلام خطر جدي كرد. او هم درياچه را شورآب خواند و به ايسنا گفت: «بر اساس آمار سازمان حفاظت محيط زيست، ۷۰ درصد درياچه اروميه خشك شده است و ديگر نمي توان آثاري از يك درياچه را مشاهده كرد: با اين روند ۳۰ درصد باقيمانده نيز تا دو سال آينده خشك خواهد شد. اين درياچه تبديل به شورآب شده است به طوري كه در حال حاضر در هر ليتر آب باقيمانده اين درياچه ۴۰۰ گرم نمك وجود دارد: براساس محاسبه ما بيش از هشت ميليارد تن نمك در زير درياچه اروميه وجود دارد كه در صورت خشكي كامل درياچه اروميه بزرگ ترين مشكلات اقتصادي، اجتماعي و سلامت را به وجود خواهد آورد. بنا بر اعلام احياي درياچه اروميه نيازمند يك همت عظيم و عزم ملي است كه در حال حاضر وجود ندارد: احياي اين درياچه زماني ممكن خواهد بود كه همگي ما شب و روز به فكر آن باشيم و به مصرف قطره قطره آب آن حساسيت داشته باشيم.»بادهاي نمكي برخاسته از درياچه هم مهر تاييدي است بر زوال آن. آذربايجان شرقي مزه هواي نمكي را چشيده است و از اين پس بيشتر خواهد چشيد. اُفت سطح آب هاي زيرزميني و افزايش ميزان شوري آن شرايط را براي ايجاد بادهاي نمكي و انتقال نمك به مزارع، روستاها و شهرهاي اطراف به همراه پديده گرد و غبار فراهم خواهد كرد. دكتر پرويز كردواني، كويرشناس با ارائه راهكاري متفاوت احياي اروميه را در حال حاضر و پس از اين همه بي مبالاتي مسوولان زيست محيطي، نشدني دانست و در پيشنهادي اعلام كرد با رهاكردن آب سدها، باروري ابرها و بارش مصنوعي دردي از اروميه دوا نخواهد شد. اروميه بيش از اينها از دست داده است كه بتواند به حيات بازگردد. كارشناساني ديگر چون دكتر اسماعيل كهرم، محمد درويش و دكتر ناصر كرمي نظراتي در باب احياي اروميه ارائه داده اند كه در جاي خود در كنار راهكار كويرشناس كاردان جاي تامل دارد. سرپرست اداره كل منابع طبيعي آذربايجان شرقي با تاييد شروع شدن بادهاي نمكي و با اشاره به اقدامات اشتباه بهره برداران و افزوده شدن به اراضي بياباني، تشريح كرد: «بهره برداري بي رويه از زمين هاي كشاورزي، استفاده بيش از اندازه از آب هاي زيرزميني، چراي مفرط مراتع، تخريب اراضي جنگلي و مرتعي و توسعه شهري باعث افزايش بيابان ها شده است. اين امر علاوه بر تخريب و كاهش حاصلخيزي خاك و گسترش فرسايش آبي و بادي، افزايش سيل هاي مخرب و آلودگي هوا و ايجاد پديده گرد و غبار را در پي خواهد داشت.»احداث كمربند سبز در حاشيه درياچه اروميه، خبري ديگر بود در راستاي كاهش آسيب هاي وارده از بياباني شدن منطقه. اين كمربند براي اجرا در پنج سال آتي در حاشيه درياچه اروميه راهكار پيشنهادي اين اداره كل براي مقابله با توسعه مناطق بياباني بوده و اميد است با اختصاص ۳۳۰ ميليارد ريال اعتبار، اين طرح به طول ۲۲۰ كيلومتر در زميني در سطح ۱۱ هزار هكتار در اين منطقه اجرا شود.
ادامه از صفحه اول داوودي با عنوان كردن راهكارهايي براي حفظ محيط طبيعي، اظهار كرد: «احيا و توسعه ذخيره گاه هاي «گز» و «بنه» درحاشيه درياچه اروميه براي ايجاد كمربند سبز، احيا و توسعه مراتع و بوته زارهاي موجود براي حفظ منابع طبيعي، ساماندهي بهره برداران و بهره برداري متناسب با توان اكولوژيك منطقه و هماهنگي، انسجام دستگاه هاي اجرايي و جوامع بهره بردار در قالب برنامه هاي هدفمند براي حفظ محيط طبيعي منطقه ضروري است.»اما در اين ميان، كارشناسان محيط زيست نظرات متفاوت و بعضا مخالف هم دارند. دكتر پرويز كردواني، كويرشناس با ارائه راهكاري متفاوت احياي اروميه را در حال حاضر و پس از اين همه بي مبالاتي مسوولان زيست محيطي، نشدني دانست و در پيشنهادي اعلام كرد با رهاكردن آب سدها، باروري ابرها و بارش مصنوعي دردي از اروميه دوا نخواهد شد. اروميه بيش از اينها از دست داده است كه بتواند به حيات بازگردد. كارشناساني ديگر چون دكتر اسماعيل كهرم، محمد درويش و دكتر ناصر كرمي نظراتي در باب احياي اروميه ارائه داده اند كه در جاي خود در كنار راهكار كويرشناس كاردان جاي تامل دارد.

 

به نقل از روزنامه اعتماد

دعا كنيم و دنبال رفراندوم هم نباشيم

ناصر کرمی – ابتدا: هر كاري كه مي توانسته يك زيست بوم را به قهقرا ببرد، انجام شده و حالايكي از درياچه هاي بزرگ جهان در آستانه نابودي قرار ‏گرفته است. خودش دامن فرو مي كشد و حيات و آينده دست كم نيمي از آذربايجان زيباي ما را هم با خود فرو مي برد. كارشناسان ‏راه هايي براي نجات درياچه اروميه پيشنهاد كرده اند. مثل برچيدن آن جاده يا گشودن دريچه سدها و تغيير در شيوه هاي كشت و ‏زرع در منطقه و… . البته دولت كارهاي ديگري را مورد نظر دارد. مثلاكشاندن آب از خزر و ارس به اين درياچه. طرح هايي ‏دشوار و پر هزينه كه به نظر كارشناسان ممكن است مشكل موجود را حل نكرده و مشكلات تازه يي را ايجاد كند. اغلب گفته مي ‏شود اينكه دولت كار آسان تر و منطقي تر را رها كرده و به طرح هاي تقريبا ناشدني پرهزينه روآورده، ناشي از مسائلي فرامتني است. ‏ذكر شايعاتي كه در اين باره وجود دارد، شايد بي عقوبت نباشد. اما يك نكته در اين ميان فراموش شده: مردم محلي چه مي گويند؟ ‏اگر هر دو دسته پيشنهادها را، آنچه كه كارشناسان مستقل مي گويند و آنچه كه دولتيان در پي آنند، به راي بگذاريم كدام يك بيشتر با ‏استقبال حاشيه نشينان اين بلاي خودساخته روبه رو خواهد شد؟ ‏
بعد: برچيدن سدها يعني خشكاندن بسياري از اراضي زراعي كنوني. برچيدن جاده ميان گذر يعني دو ساعت دورتر شدن راه مردم. ‏البته اين دو ارزش اقتصادي مشخصي دارند كه به راحتي قابل محاسبه است. اينكه بي آب ماندن شماري از كشتزارها يا دو ساعت ‏دورتر شدن مسير مردم دقيقا چقدر زيان اقتصادي در پي دارد. اين عدد را مي توان مقايسه كرد با ضرر ناشي از خشكيدن درياچه: ‏اينكه سرزميني سرسبز و معتدل به شوره زاري بي برگ و بار تبديل خواهد شد.
همه ما ‏البته دوستدار مردمسالاري هستيم. اما لااقل در شرايط كنوني و در مسائل مرتبط با محيط زيست اين گونه به نظر مي رسد كه ‏راهكارهاي مردمسالارانه چندان مفيد و موثر نيست. قبلاهم با اشاره به آماري كه روابط عمومي سازمان جنگل ها و مراتع منتشر ‏كرده بود در همين ستون نوشته بودم كه بررسي نامه هاي ارسالي به نهاد رياست جمهوري نشان مي دهد ۹۹درصد مطالبات ‏زيست محيطي مردم از دولت از جنس تخريب و تصرف است و نه حفاظت و نگهداري. البته كار دشواري است كه دولت را مجاب ‏كنيم كه جدي تر به سرنوشت درياچه اروميه بينديشد و در اين باره از طرح هاي مخرب نو! هم دست بردارد.
اما دشوارتر اين است كه ‏در مردم يك شور داوطلبانه جدي براي مطالبه حفاظت درياچه اروميه و نجات زادبومشان ايجاد كنيم. پوپوليسم مبناي سياست است و ‏هر دولتي ترجيح مي دهد بر مطالبه ۲۰ روزنامه نگار علاف طرفدار محيط زيست كه حداكثر به اندازه ۲۰ راي در انتخابات آتي ‏نقش دارند، چشم فروبندد و نه آنچه كه هم اكنون مورد تقاضاي صدها هزار ساكنان محلي است يا اينكه در ماه هاي مانده به ‏انتخابات ممكن است آنها را برآشوبد. ‏
سرانجام: براي نجات درياچه اروميه در كوتاه مدت به طور موثر چه كاري مي توان كرد؟ طرح هايي ساده و قابل اجرا، نه آنچه كه به ‏واقع موضوع را تعليق به محال كند؟ ظاهرا فعلافقط دعا از دستمان برمي آيد. دعا براي اينكه اينقدر باران ببارد كه همه آن سدها ‏را فروبريزد و درياچه را دوباره لبريز كند. دعا كنيم و دنبال رفراندوم هم نباشيم. ‏

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)