بهار عربی ، بهار کردی

از آغاز خیزش ها و انقلاب های منطقه ای از سال ۲۰۱۰ بود که نام بهار عربی بر سر زبان های افتاد . انقلاب و خیزش هایی که در تونس ، لیبی ، مصر ، یمن و بعد در بحرین و سوریه بطور جدی و حتی خیزش هایی بصورت تظاهرات در لبنان ، عراق و اردن به وقوع پیوست . اما این خیزش ها و تحرکات را می توان بهار عرب نامید ؟
گویی بهارعربی نیامده ، مبدل به خزانی شد که سردی آن فعالان سیاسی این کشورها را در بهت و حیرت فرو برد و چیزی جز تخریب ، کشتار ، زندانی شدن ، کودتا و … حداقل در زمان کنونی برای آنها نداشت .
آیا بهار عربی این بود ؟
اما چه کسی است که تغییر وضعیت کردها را انکار کند ؟
خیلی پیشتر از بهار عربی و از زمان سقوط صدام خودمختاری کردها شدت گرفت و تا به امروز وضعیت کردها رو به بهبود بوده .
مساله کرد تحت تاثیر بسیاری از عوامل مذهبی و قومی است . علی القاعده کردها همه یکسان نیستند و افکار متفاوت و بعضا متناقضی هم در بین آنها وجود دارد . اما اگر کلیت کردهای عراق به دنبال دستیابی به استقلال هستند و احیانا در این بین منافع آنها با منافع اسرائیل مشترک است نباید این را طرح توطئه کردها دانست و آنها را دست به دامان اسرایل خطاب کرد !
اگر چه زبان مشترک تنها عامل ” تعیین کننده ” برای این خطهای فرضی – مرزها – نیست، اما عاملی است ” تاثیر گذار ” ، نباید فراموش کرد که کردها بزرگترین گروه زبانی هستند که از خود حکومتی ندارند . – ارجاع به کتاب کرد و کردستان ، واسیلی نیکیتین – ترجمه محمد قاضی زاده – .
بعد از عثمانی این مرز بندی های کنونی اتفاق افتاد و کردهایی که نژاد ایرانی دارند تبدیل به چهار پاره ای شدند که بین ۴ کشور ِ منطقه ای تقسیم شدند ، آیا نباید حق را به کردها داد تا به گذشته خود نگاهی بیندازند ؟ آیا دوران معاصر غیر از ظلم و در مناطقی کم لطفی چیزی برای آنها به ارمغان آورده ؟
به عراق ِ دوران صدام برگردیم ، وضعیت اسفبار کردها را به یاد دارید ؟ عوض کردن ترکیب جمعیتی ِ کرکوک ، بمباران شیمیایی ، بازداشت فعالان و … به سوریه قبل از درگیری ، به ظلم حکومت بعثی به کردها ، به تسخیر زمین های آنها ، به ترکیه و بازداشت اوجالان – رهبر کردهای ترکیه – و البته وضع در ایران به نسبت بهتر اما با کم لطفی های …
حال وضعیت سی-چهل سال پیش که نه ! وضعیت ده سال پیش کردها را با حال مقایسه کنید . کردهای عراق که بعد از حمله آمریکا خود مختاری خود را تثبیت کرده و تنها نقطه امن عراق در این چند ساله بودند ، حال خود را در یک وجبی استقلال کامل هم می بینند ، کردهای سوریه که به نوعی از درگیری دو طرف فاصله گرفته و از طرفین درگیر جانبداری نکردند . ترکیه که بعد از مدتها با حزب عدالت و توسعه ، منش ِ سیاسی خود را تغییر داده و با نشست هایی که با رهبران کرد داشته قولهایی هر چند محدود مبنی بر نرمش در مقابل کردها داده و در ایران اما به شکل دیگری با باز گذاشتن مرزها و سرازیر شدن ” پول و سرمایه ” به این مناطق باعث فراموش شدن کاستی ها و کم لطفی های چندین ساله شد .
حال نباید تحولات کردها را ” بهار کردی ” نامید ؟

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)