خامنه ایرهبر کنونی جمهوری اسلامی در ایران سید علی خامنه ای پس از فوت آیت الله خمینی در سال 1368 به قدرت رسید او در دوران سی و پنج سال عمر جمهوری اسلامی بیش از هر کس دیگری در قدرت بوده است و در دوران بیست و چهار سال گذشته با عنوان رهبر، بالاترین مقام و دارای بیشترین اختیارات در تصمیم گیریهای حکومتی در ایران بوده است بطوریکه در مجموع میتوان اذعان نمود که وی یگانه قدرت بلامنازع و یکه تاز تصمیمات حکومتی در همه ابعاد بویژه سیاسی بوده است.
خمینی رهبر پیشین جمهوری اسلامی در دوران یازده ساله انقلاب تا فوت ایشان نیز چنین رویه ای پیشه نموده و هرگز به حدود اختیارات وافر خود که قانون معین نموده بود بسنده نمینمود و با پشت پا زدن به قانونی که خودشان نوشته و پرداخته بودند دستی بالاتر را برای خود مفروض نموده بود.
او در جنایت و کشتار جمعی فجیع زندانیان در سال 67 علیرغم مکاتبات مکرر جانشین خود آیت الله منتظری به تذکرات خلاف قانون احکام خود اهمیتی نداد و بی پروا دستورات و احکام مستبدانه خود را صادر و بر اجرای آنها اصرار مینمود. همچنین او مصرانه بر تدوام جنگ با کشور همسایه و هم مذهب خود عراق پافشاری نمود به گونه ای که پس ازهشت سال جنگ و کشتار و خسارات جانی و مالی فراوان با تهی شدن خزانه دولت مجبور به عقب نشینی و نوشیدن جام زهر به پایان آن رضایت نمود.

انسان واقعا در شگفت می ماند کسی مانند او را که سالهای طولانی عمر خود را در قبل از انقلاب به مبارزه بی وقفه علیه فزونی قدرت حاکم و تزکیه نفس سپری نموده بطوریکه حتی از کشتن مگسی آزرده میشده چگونه پس از به قدرت رسیدن به سراشیبی قدرت سقوط می کند و کشتار انسان و جنایت و جنگ را ترویج می نماید؟
او در مقام رهبر جمهوری اسلامی، ولایت مطلقه فقیه را نیز بر خود نشان نموده بود یعنی حاکم مطلق العنان و بی قید شرط حکومت جمهوری اسلامی در ایران ولی فراموش نموده بود چگونه در نامه ای که به خط خود و برای عروس خود همسر سید احمد خانم فاطمه طباطبایی نوشته بود در دو پاراگراف جداگانه صریحا اعتراف و مکتوب نموده بود که جسم و جانش ملعبه ( بازیچه ) شیطان بوده و نتوانسته است از مکاید ( مکرهای ) شیطان خلاصی یابد ( پاراگرافهای مذکور در متن دستنویسی وی در صفحات 22 و 23 و در متن خوشنویسی در صفحات 38 و 39 کتاب ” ره عشق ” با موضوع متن نامه نوشته خمینی به خانم طباطبایی است که پس از مرگ وی در سال 1368 توسط مرکز نشر آثار وی و سازمان چاپ و نشر وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامی انتشار و توزیع گردید و در حال حاضر در بازار ایران کمیاب است).[1] *
آیا کسی که جسم و جان خود را در خفا و پنهانی، آلت دست و بازیچه شیطان میداند و بدان اعتراف نموده چگونه خود را یک رهبر بی عیب و نقص بر مردم تحمیل نمود و عکس آن هر آن کس که غیر خودی بود، ناحق و خائن و کافر خواند تا بدین طریق مخالفان خود را در داخل فوج فوج از دم تیغ گذراند و در خارج نیز با اهرم ترور با آنان چنین نماید.
جالب است در آن ایام با پشت پا زدن به منافع ملی ایران و کوبیدن بر طبل دشمنی، بر زبان خود کشور ایالات متحده آمریکا را شیطان بزرگ می نامید ولی در دل و باطن، خود را بازیچه شیطان می دانست و بر تداوم این دشمنی با کشورهای جهان بویژه کشورهای مسلمان همجوار و همسایه و نیز دول قدرتمند غربی اصرار می ورزید و به ترویج تروریسم و بمب گذاری و کشتار افراد دستور می نمود.
و جالبتر آن است که بدانیم کشور ایالات متحده آمریکا مرکز ثقل اقتصادی، سیاسی، فرهنگی، علمی و نیز نظامی در جهان است و همانطور که فرموده شده به زبان پارسی سره متشکل از دو جزء امر و یکا است امر به معنای فرمان، و یکا به معنای واحد، یکتا و یگانه، نماد اقتدار مرکزی و برتریت این کشور با بنیان‌های پیشرو دمکراسی در جهان است و بیانگر آنست که در نظم کنونی جهان نبض جهان در کشور ایالات متحده آمریکا می‌تپد. ایالات متحده آمریکا اولین تجربه دنیای دیگری از جهان است که ساکنین آن از هر رنگ، نژاد، ملیت، عقیده و مذهب در آزادی و آرامش زندگی می‌کنند و این وحدت و یگانگی دورنمای روشنی از آینده جهان است.

از سویی مردم کشورهای جهان چنین عملکردی از خشونت و کشتار و جنگ افروزی ملایان حکومتی را که خود را گل سرسبد دین و منتخب خداوند میدانند را برآمده و متاثر از تفکر و دیدگاه قرآن و اسلام میپندارند که البته حق نیز دارند. آخر چگونه میشود کسی را که سالهای مدیدی از زندگی خود را در کسوت طلبگی و روحانیت سرگرم مطالعه و تحقیق و کاوش در قرآن و اسلام در مدارس و حوزه های دینی پرداخته باشد و بدون فهم و درک حتی یک آیه از قرآن چنین نگرش سخیف و جنایتکارانه ای در او ایجاد شود و جنگ و کشتار مردم را گواهی و تصدیق نماید.
مگر یک مسلمان در روز چند مرتبه در نماز خود الحمد الله رب العالمین نمی خواند؟ رب العالمین مگر خدای جهانیان و همه مردم حهان نیست؟ آیا در تفکر خود سراغ دارید که خداوند فقط رب المسلمین باشد؟ یا شاید خدای شیعیان! و بعد هم فقط خدای خودی های وابسته به سیستم جمهوری اسلامی!!!
مگر در قرآن، پیامبر گرامی اسلام، رحمتی برای تمام جهانیان ذکر نشده است؟ آیا از این دیدگاه قرآن، کسی را در جهان شامل میشود که یک مسلمان بخواهد با وی خصومت و دشمنی داشته باشد و او را از بین ببرد؟ آیا اگر کسی خود را پیرو چنین پیامبری میداند که خداوند را خدای همه مردم جهان و پیامبر را نیز رحمتی برای همه مردم جهان بخواند باید به ترویج خشونت و جنایت و جنگ با مردم بپردازد.

هر مسلمانی که قرآن را تلاوت نموده شهودی از آیه 32 سوره مائده را درمیابد که هر کس یک انسان را بکشد بدون اینکه او کسی را کشته باشد و یا فسادی در زمین کرده باشد مثل این است که همه مردم را کشته است و هر کس یک انسان را از مرگ نجات دهد مثل این است که همه را از مرگ نجات داده است. پس چگونه با کشتار افراد بیشمار کنار آمده اید؟
اگر مفهوم جنگ را در کلام خدا در قرآن یافته ای که آن در مقطعی در دفاع از اندیشه ای بوده که به حفظ دین نوپای اسلام مربوط بوده است. که در غیر اینصورت اثری از آن نمیماند و تاریخ جهان شاهد است که ظهور اسلام چه تحولی در جهان ایجاد نمود. و باید اذعان نمود در پهنه آسمان تاریخ و تمدن و ادبیات کشور ایران ستارگان پر تلألو مشاهیر و عرفا و شعرای ایرانی اسلامی می درخشند.

براستی که فراخوانی مردم نه بسوی دین بلکه بسوی خودتان است و چنین طرز تفکر و دیدگاهی بر پایه استفاده از آن برای بقای و ماندگاری در قدرت است که شیطانی است بله شیطانی است اعتراف کن که شیطانی است.


نویسنده: عبدالمهدی نجارزاده
-1 خورشید مغرب، آینده جهان – عبدالمهدی نجارزاده- Los Angeles, CA 90024 U.S.A 1419 Westwood Blvd . Ketab Corp

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)