از منظر غرب ناتو علیه تروریسم مبارزه می کند ولى خارج از جهان منظم ناتو، حقیقت به شکل دیگرى است: ناتو استاد تروریسم بین المللى است که از اردوگاه هاى تعلیماتى القاعده در لیبى پشتیبانى مى کند و گروه هاى دیگرى رادر قلمرو خود، مثلا ترکیه تعلیم مى دهد. القاعده تاکنون در هیچ کشورى، هیچ دولتى را سرنگون نکرده و هیچ ملتى را به سوى خود جلب ننموده است. القاعده تا  به حال جوامع بشرى را از بین برده و تنها به نفع ایالات متحده آمریکا، تئورى لئو اشترواس در مورد ایجاد اغتشاش و کائوس  را به أجرا درآورده است. ظاهراً آنها از این امر بى اطلاعند که وقتی که هنوز اروپا، آمریکا و اسرائیل در بربریت به سر مى بردند، سوریه مهد تمدن بود. آنها فکر مى کنند که برتر از سوریه اند. کوشش کنیم تاشاید چشمان آنان را بگشائیم.

من مطالب بسیار جدى را مطرح خواهم ساخت که شما به دلیل وجود پرده آهنینى که در اروپا وجود دارد، از آن آگاه نیستید. من از روابط بسیار خطرناکى سخن خواهم گفت، که – بدون آن که از آن اطلاع داشته باشید – شما را با مخوف ترین گروه هاى تروریستى یعنی القاعده ، که در سطح بین المللى فعال اند مربوط مى کند.

بلى، القاعده، آن سازمانى که دائره المعارف “غربى” شما آن را خشن ترین جنبش تروریستى که به اسلام استناد می کند، معرفی می‌نماید.

القاعده دشمن استراتژیکى “دنیاى متمدن” و هم چنین تهدید مستقیم کشور هائى است، که شما آنها را “کشورهاى درحال رشد” مى نامید. و براى این که این کشورها به حرکت خود در جهتى که مطلوب شماست ادامه دهند، باید در مقابل این تهدید تروریستى از سوى شما حمایت و حفاظت شوند ولذا هرنوع تماس مستقیم آنها با القاعده و أذناب و مشتقاتش به شدت ممنوع و محکوم است و در صورت لزوم سرکوب می‌شود. این اصولى است که ایالات متحده آمریکا تعیین کرده و قابل تغییر نیست. در واقع ایالات متحده آمریکا انحصار کنترل رعایت و اجراى این أصول را در دست خود گرفته است، هرچند که رعایت این اصول هرگز حریم حرف و کلام سیاسى، یعنى پروپاگاند و تبلیغ سیاسى، آن هم به شیوه بدوى و ساده خود را ترک نکرده است، زیرا دیگر نمى توانیم در منطقه پیمان آتلانتیک شما از آزادى قلم رسانه اى سخن بگوئیم، زیرا که آنها دیگر بیشتر به ابزار پروپاگاند و تبلیغ مبدل شده اند.

این تبلیغات در صحنه عملیاتى در سورىه بیش از گذشته گمراه کننده عمل کرد. برخى از اذناب و انصار القاعده مثل جبهه النصره و یا امارات اسلامى عراق و شام در این جنگ نابود کننده که زیر محور اسرائیل و آمریکا در سوریه، یکى از قدیمى ترین کشورهاى جهان به راه انداخته شد، پدیدار شده و شهرت یافتند.

 طى این سه سال جنگ تهاجمى سازمان مشکوک القاعده انضباط چشم گیرى در اجراى دستورات قاطع و محکم ایالات متحده به نمایش گزارد. این سازمان خود را به عنوان بهترین مجرى سیاست “اغتشاش سازنده”، که مى بایست از مسیر تلاشى جامعه، کشور و زیر بناى اقتصادى سورى عبور کند، نشان داد. این طرح، تهاجم بزرگ بربریت براى نابودى تمدن بود!

با اطاعت مطلق از دستورات واشنگتن، پیمان نظامى ناتو فوراً آمادگى خود را براى پشتیبانى از تعلیم و تربیت و همین طور عملکرد جبهه مسلح، که پروژه اسرائیلى – آمریکائى تکه تکه کردن سوریه را دنبال مى کند، اعلام کرد تا از این طریق مهد مشترک جهان مسیحى و امپراطورى عرب را به “صحنه کشتار و یا پیروزى مرگ” مبدل سازد. (۱)

فعالیت برای این نبرد نهائى، مطابق با سنن جنایت کاران بزرگ، انگلوساکسون هاى مغرور و خون خوار بود که به عنوان نمونه فجایع هیروشیما و ناکازاکى (١٩۴۵)، فلسطین (از سال ١٩۴٨)، ویتنام (از ١٩۶٢ تا ١٩٧۵)، و عراق از سال ١٩٩١ را به وجود آوردند.

مهم ترین عنصر تبلیغات ایالات متحده در مسائل امنیتى و اقتصادى، استفاده از دروغ و تزویر است، که با تکیه به شیوه معروف کنترل به زعم جورج اورول صورت مى گیرد.این اقدامات بدون هیچ ملاحظه اى و با خشونت زیر لواى “دمکراسى و حقوق بشر” به أجرا در مى آید. دولت هاى دست نشانده اى که مسئولیت اجراى این طرح را به عهده دارند، “دوستان سوریه” نامیده مى شوند. ده ها هزار جنگجوى جهادیست که به بیش از ٨٠ ملیت مختلف تعلق دارند “مقاومت مسلح” و یا ” مبارزین راه آزادى” نامیده مى شوند.

دروغ از این بزرگ تر ممکن نیست.

آیا دروغ نبود که بى ثبات سازى و آشوب عظیم در جهان عرب “بهار عربى” نامیده شد؟ هرجا که این ” بهار” قدم نهاد، اخوان مسلمین نیز حضور پیدا کردند. در پناه اخوان مسلم، سازمان‌هاى تروریستى مختلفى رشد و گسترش یافته و روند اضمحلال جامعه آغاز شد. براى إثبات این امر نمونه هاى متعددى موجود است. از لیبى شروع کنیم، که بخش جنوبى آن «فزان» بین دو شهر غات در نزدیکى مرز الجزیره و شهر صباح در نزدیکى مرز نیجر به پایگاه نظامى القاعده تبدیل شده است. بنابرگزارش‌ سازمان‌هاى جاسوسى پیمان أتلانتیک شمالى در این منطقه سه اردوگاه وجود دارد که تروریست هاى متخصص تربیت مى کند( کارشناس مواد منفجره و یا متخصص سوءقصدهاى انتحارى)، تا نیاز کشورهاى افریقائى همسایه مثل مالى، نیجر، چاد، الجزیره و نیجریه را برآورده سازد.

این تروریست‌هاى غیرمعمول، داراى روابطى بسیار عمیق با برخى از سازمان هاى رادیکال اسلامى مثل القاعده در مغرب AQIM و یا بوکوحرام هستند. دانشکده‌های تعلیماتى آنها در خدمت “نیاز هاى” کشورهاى دیگر مثل سوریه قرار دارد، که اخیراً محل ارجح ماموریت فارغ التحصیلان اردوگاه هاى نامبرده است. درس هاى تعلیمى توسط “پروفسور هاى” پاکستانى، مصرى، عربستانى، یمنى و غیره تدریس مى گردد. طى دوماه دسامبر ٢٠١٣ و ژانویه ٢٠١۴ از این دانشگاه‌ها بیش از ۵ هزار جهادیست از ملیت هاى مختلف به سوریه اعزام شده است. (٢)

رئیس ستاد سابق فرماندهى ارتش فرانسه، آدمیرال «ادوارد گیو» در نشست خبرى خود با حضور ٢٠ خبرنگار در پاریس روز ٢۶ ژانویه ٢٠١۴، یعنى یک هفته قبل از بازنشستگى‌اش گفت: “جنوب لیبى واقعاً یک سیاه چاله و محل تجدید قوا و تجهیز تروریست ها گردیده و گرانیگاه جدید تروریسم است … “

این افشاگرى ها بسیار جدى است، به ویژه که از طرف شخصى صورت گیرد که در اجراى وظائف خود در لیبى هرگز لحظه اى تردید به خود راه نداده بود، فردى که هماهنگ کننده این وظیفه نظامى با همکاران انگلیسى خود بود. اما این افشاگرى تکان دهنده داراى این وجه مثبت نیز هست که با واقعیت تطابق دارد. اما اعترافات آدمیرال در اینجا به پایان نمى رسد. او پیش تر رفته و حمله جدید و دورجدیدى از ویران‌سازی آن چه که هنوز ویران نشده را پیشنهاد مى کند.. او دقیقاً گفت:” بهترین گزینه این است که ما با همکارى و موافقت مقامات لیبى یک شرکت بین المللى ایجاد کنیم و روزى واقعا مجبور خواهیم بود در مورد دخالت مستقیم نظامى بیاندیشیم ولى مشکل اینجاست که در ابتدا باید دولتى در شمال کشور ایجاد شود.” (٣)

 ناتو و تمایل به استفاده از دروغ

وقتى انسان حرف هاى آدمیرال را مى شنود، این طور فکر مى کند که فرانسه در رهبرى حمله نظامى در سال ٢٠١١ وتلاشى کشور لیبى و تبدیل سر زمین پهناور آن به “گرانیگاه نوین تروریسم” اصلاً  هیچ نقشى نداشته است. ولى آیا حضور و شرکت آنها در این أقدام کثیف، بسیار تبهکارانه و پر از دروغ و تزویر نبود که آن‌را به غلط پشتیبانى نجیبانه فرانسه و انگلیس از “بهار عربى” نامیدند؟ بگذریم از این که بیش از ١۶٠ هزار نفر از مردم قربانى قتل و کشتارى شدند، که این جنگ تجاوز کارانه را مشایعت مى کرد(۴). بازگردیم به “تمایل به استفاده از دروغ”(۵)، که بلندپایگان پیمان آتلانتیک شمالى در چارچوب اجراى استراتژى آمریکائى”اغتشاش سازنده”  به طور مدام در  بى ثبات سازى گسترده کشورهاى متعدد از آن استفاده مى کنند. این تمایل به استفاده از دروغ که توسط تروریسم حاکم بر رسانه هاى جمعى ترویج مى گردد، مى خواهد به ما و به آنها بقبولاند، که گویا ناتو قادر نیست این باز تولید تروریست ها را مانع شود و یا حتا آنها را نابود سازد. واقعیت مى طلبد که این دروغ هاى شاخدار به طور قاطع و صریح مردود اعلام شود. نیروهاى هوائى فرانسه و انگلیس بر حریم هوائى لیبى کاملاً  مسلط بودند و هستند و به همین صورت مناطق جنوبى لیبى به طور مدام توسط ماهواره هاى غربى که نسبت به کوچک ترین حرکت و یا صدا در صحنه گسترده بیابان واکنش نشان مى دهند، رصد و کنترل مى شوند، به ویژه که ” سه مرکز تعلیماتى ضربتی جهادیون ” زیر نظر آنها قرار دارد. هرکس آسیب پذیرى عظیم این دانشکده‌هاى تروریستى در زیر آسمان گسترده صحرا را مى شناسد، که دارای هیچ سقف استتار کننده اى نیست و به سادگى مى تواند مورد هدف نیروى هوائى دشمن قرار گیرد.

اما وظیفه نیروهاى هوائى انگلیس و فرانسه تنها حفاظت واقعى این سه اردوگاه تعلیماتى القاعده در لیبى بود. این واقعیت که توسط پرده آهنین اسرائیلى – آمریکائى استتار مى گردد، حتا اگر به نظر شما بیمارگون و منحرف برسد، ادعاهاى پاریس و لندن و دیگر کشورهاى عضو ناتو مبنى براین که بلوک “غرب” مصمم است وظیفه سنگین ترور تروریست هاو یا به گفته اولاند “نابودى تروریست ها” رابه عهده گیرد، را تکذیب مى کند.

با خوش بینى بیمارگون فرض کنیم که رئیس جمهور فرانسه  واقعاً قصد “نابودى” تروریست ها را داشت. در آن صورت تنها مى توان گفت: این گوى و این میدان! نابود کنید و ما اولین کسانى خواهیم بود که شما را تشویق خواهند کرد. أیشان در لیبى سه هدف بسیار ساده براى انهدام را در مقابل خود دارد و با در نظر گرفتن تسلط کامل فرانسه به حریم هوائى لیبى، از این کار ساده تر کارى نیست. برکسى پوشیده نیست که در مناطق کویرى و صحرائى مثل «فزان» هرکس که بر هوا مسلط باشد، بر زمین هم مسلط خواهد بود. در نتیجه کافیست،  که رئیس جمهور فرانسه بدون اتلاف وقت فرمان حمله را صادر کند.این لحظه بسیار مناسبى است، به ویژه که این کارخانه عظیم تولید تروریسم، خطرناک ترین تروریست ها را تربیت مى کند که حتا در مالى، در منطقه صحرا  ویا مناطق دیگر قاره سیاه “منافع فرانسه” را به خطر مى افکنند.

بوکو، حلب و دمشق در سواحل رود سن

به مسائل فوق جریان بوکوحرام نیز أضافه شد تا بار دیگر منحرف بودن دولت هائى را که دربست گوش به فرمان واشنگتن هستند برملا کند:

اولاً بوکوحرام جنبشى است که از دیوانگان و جانیان تشکیل شده و “تروریست هاى تعلیم یافته”  مورد  احتیاج خود را از آکادمى علوم پیشرفته تروریسم در «فزان» فراهم مى کند. پس از کلى هیاهو بر سر هیچ، آنها زیر سیادت ایالات متحده آمریکا بهترین نعل وارونه را در پاریس کوبیدند و کنفرانسى با شرکت ۵ رئیس جمهور از کشورهاى افریقائى که به این جریان مربوط مى شدند را تشکیل دادند، بدون آن که منبع أصلى تروریسم در فزان را مورد حمله قرار دهند. باید خیلى احمق بود و این بیمارى نابهنگام “انساندوستى” کاخ سفید، کاخ الیزه و یا داونینگ استریت شماره ١٠ را باور کرد و یا أشک تمساح همسر و معشوقه روساى کشورهاى عضو ناتو در مورد سر نوشت دختران نیجریه اى را جدى گرفت. برعکس آنها نه تنها در مقابل شورش مردم غیرنظامى شهر حلب، این شهر شهدا که تشنه، گرسنه و بى رمق در گروگان تکفیریون بود، بى احساس باقى ماندند، بلکه حتا پشتیبانى نامحدود خود را، آن طور که لوران فابیوس مى گوید، براى “انجام وظیفه خوبى” که آنها انجام مى دهند، اعلام داشتند.(٧)

فراموش نکنید که در شجره نامه اخوان مسلمین، سازمان هائى چون بوکوحرام، جبهه النصره، إمارات اسلامى عراق و شام، جبهه اسلامى و چند سازمان دیگر جزو بستگان نزدیک آنها به شمار مى روند و از بدو تولد خود (که با مامائى امیرنشینان خلیج انجام شد)  طبق مقررات و قواعد آنگلوساکسونى  پشتیبانى شده اند. ولى همه این بستگان نزدیک، حق غیر قابل انکار نخستین فرزند(القاعده) را به رسمیت مى شناسند، که با تردستى فوق العاده اى در جنگ معروف أفغانستان علیه شوروى در دهه قرن گذشته تأسیس شد. در این لحظه تنها واشنگتن است که تصمیم مى گیرد و لذا رئیس جمهور اولاند و دیوید کامرون با طمانینه غیر معمولى رفتار مى کنند به طورى که به نظر مى رسد که منتظر دستور واشنگتن ایستاده‌اند تا با أجازه دوستانه واشنگتن دست به اسلحه ببرند. بالاخره روز ۶ سپتامبر ٢٠١٣ آقاى اولاند زبان گشود: “ما باید منتظر تصمیمات کنگره باشیم”…. ولى پس از هشدار رئیس جمهور روسیه، ولادیمیر پوتین که میهمان خود، وزیر أمور خارجه آمریکا، جان کرى را که دولت سوریه را متهم به کشتار شهروندان خود با گاز شمیائى می‌کرد، رسماً و قاطعانه “دروغگو” نامیده بود، کاخ سفید  بدون اطلاع هم پیمانان خود عقب نشینى کرد. نباید این گفته مشهور اولاند را که نمود گوش به فرمان بودن نوکرصفتانه در مقابل مافوق خود در ناتو است را به زودى فراموش کرد. برخى از سخنان در تاریخ روابط بین المللى روى سنگ حک خواهد شد و سخنان اولاند در روز ۶ سپتامبر ٢٠١٣ یکى از آنها خواهد بود که روایت هاى زیادى در مورد طبیعت واقعى روابط ماوراء آتلانتیکى، یعنى بیشتر روابط بین اشغالگران آمریکائى و اشغال شدگان اروپائى  را عرضه مى دارد، که أولى ( طبیعتاً مطابق با منافع خود) دستور مى دهد و دومى أجرا مى کند. ومنافع کشورهاى اروپائى؟

این جاست که عملکرد شیطانى رهبران اروپائى و خشونت پرده آهنین براى جلوگیرى از شناخت حقیقت توسط توده هاى گسترده مردم آشکار مى گردد. این تحمیق مردم و وارونه نشان دادن مداوم اخبار است که دستگاه هاى رسانه اى بى وفقه به آن مشغول می‌باشند. در اثر “تورم اطلاعات”(٨) انظار  عمومى بى آن که متوجه شود مورد شستشوى مغزى قرار مى گیرد. سیستم رسانه اى به طور وسیعى در اعمال این نوع تروریسم فعال است.    این پرده آهنین غیر قابل رویت ساخته اسرائیل و آمریکا از پرده آهنین کشورهاى بلوک شرق سابق کاملاً متمایز است. وظیفه این دیوار آهنین استتار تضاد هاى استراتژیک واقعى بین منافع اروپا و ایالات متحده است، براى این که شمائى که در پس دیوار قرار دارید، متوجه نشوید که رهبران شما نه در خدمت شما، بلکه در خدمت منافع امپراطورى فعالیت می‌کنند. درست به خاطر حکومت همین موجودات فلک زده بر شماست که سه سال آزگار، بدون آن که احساس کنید، شریک جنایت هاى ننگین القاعده و عوان و انصارش شدید و در همان جبهه اى قرار گرفتید که قاتلان اطفال، تجاوزکنندگان به زنان و آدم خواران دوش به دوش اخوان مسلم به پیش مى روند و همین طور بدون آن که متوجه شوید در ویرانى مام ملیت ها، سوریه، سوریه زیبا، مهد مسیحیت و نمونه نادرى از کشورها که در آن همزیستى مشترک میان مذاهب، اعتقادات و گروه هاى نژادى مختلف واقعیتى انکار ناپذیر بود، سهیم شدید.  به همین دلیل دولت هاى عضو پیمان آتلانتیک به خود تردیدى راه نمى دهند که از سازمان هاى تروریستى و ده ها هزار جنگجوى خارجى که در خاک سوریه به کشتار مشغول ند، حمایت کند و اعمال شنیع آنها را به پای دولت سوریه بنویسد.

وظایف مشکوک سه پایگاه القاعده در خاک ترکیه

تبلیغات و پروپاگاند کشورهاى پیمان آتلانتیک به قدرى بدوى و سخیف است که به محض طرح کوچک ترین سئوال و یا تردیدى دولتمردان قدرت حفظ ظاهر را از دست مى دهند و از کوره در مى روند. منباب مثال آقاى ژرار آرو سفیر فرانسه در سازمان ملل متحد. این دروغگوى حرفه اى، صهیونیست رادیکال و فردى بى اعتقاد ژورنالیست بسیار معتبر فرستنده تلویزیونى پان عربى “المیادین” “نظار عبدو” را که به خود أجازه داده بود محترمانه در مورد رابطه سه ضلعى قطر- فرانسه- القاعده  سئوال کند، براى مرعوب کردن او، او را جاسوس نامید. رئیس او لوران فابیوس نیز از همان ژست زورگیرانه و پرافاده و در عین حال کم ارزش با افتخار از جبهه النصره قدردانى کرد و رفتار تهوع آور آنان را”انجام وظیفه خوب” نامید (٩)، آن هم پس از این که جبهه النصره این ” خبر خوش ” را “برای برادران جهادیست خود در سراسر جهان” اعلام کرد که آنها سأختارهاى سازمانى خود را با سازمان مخوف القاعده، شعبه بلاد بین النهرین که نسخه عراقى القاعده در مغرب و بوکوحرام است، در یکدیگر إدغام کرده اند.

با کمال تاسف و براى دفاع از حقیقت که تورم اطلاعاتى و خبرى که مانع از انتشار آن مى گردد، مجبورم مجددا روى این امر تکیه کنم.

این عبارت از سوى دستگاه دیپلماسى فرانسه نمایانگر ابتلا این دستگاه به سادیسم مطلق است و ثابت مى کند که وقتى فارغ التحصیلان آکادمى فزان به سوریه مى روند و آنجا را به خاک و خون مى کشند و به عضویت بوکوحرام در شمال نیجریه در نزدیکى منطقه ساحل درمى‌آیند ” وظیفه خود را خوب انجام مى دهند”. این آکادمى معتبر مطابق با رهنمودهاى واشنگتن کماکان دو هدف را دنبال مى کند و دولت هاى اروپائى مصممند با دقت راه را براى رسید به این دو هدف هموار کنند.

پترودلارهاى امیرنشین خلیج کماکان طبق رهنمودهاى  واشنگتن در جریان است، تا پروسه عظیم نقل و انتقاد جهادیست ها از یک کشور به کشور دیگر و یا حتا از یک قاره به قاره دیگر، بدون هیچ وقفه و مانعى اى از طریق زمینى، دریائى و یا هوائى ادامه پیدا کند و مدیریت و تأمین ساختارهاى مسکونى آنها را تضمین کند. این کار، کار ساده اى نیست زیرا که صحبت از تأمین تدارکاتى ده ها هزار جنگجوى مخوف از قفغاز، از شمال افریقا، مصر، پاکستان، افغانستان،. عربستان سعودى و غیره است. فرستاده ویژه دبیرکل سازمان ملل متحد اخضر ابراهیمى در آوریل ٢٠١٣ صحبت از ٣٠ تا ۴٠ هزار جنگجوى خارجى مى کرد (١٠)، هرچند که تعداد این أفراد طبق تخمین محافل معتبر بالغ بر ١٠٠ هزار نفر مى شود…. علاوه براین باید این أفراد به درون کشور نیز رسوخ پیدا کنند، که باز آن هم نیازمند إمکانات تدراکاتى وسیعى می‌باشد. نمونه سوریه از همه موارد دیگر روشن تر است.

سوریه با این که از طرف این “مبارزین راه آزادى” که از لبنان، اسرائیل ،أردن، عراق و ترکیه وارد کشور شده اند مورد حمله قرار گرفته،. بیش از سه سال است که مقاومت مى کند. در نتیجه این مقاومت بود که در صحنه بین المللى نقاب از چهره ها افتاد و به سقوط ایدئولوژیکى انجامید. از این به بعد “غرب شما” نمى تواند در مورد تروریسم داد سخن بدهد. “غرب شما” نمى تواند چهره واقعى خود را به عنوان تولید کننده اصلى تروریست ها مخفى کند. این حقیقتى نامطبوع است ولى “غرب” شما مدافع، اسپانسور، کمک دهنده مالى و فرماندهى تروریست ها است.

 تروریسم یکی از عناصر مهم زرادخانه پیمان نظامى شما ناتو است. در آینده نیز این امر بیشتر و بهتر تائید و إثبات خواهد شد. هرکس که بخواهد و کمی دقت کند محور القاعده- ناتو را به وضوح در خواهد یافت. هم اکنون در مرکز ترکیه، در قلب منطقه حفاظتى شرق ناتو سه اردوگاه تعلیماتى القاعده که هریک بیش از سه هزار جنگجو مى پروراند، در سه منطقه مهم در حال تکوین و تکامل است(١١).

اول: اردوگاه شانلی‌اورفه در نزدیکى مرز سوریه که مبدأ حرکت و حملات تروریستى القاعده به مناطق سورى است. نیروهاى ضربتى القاعده چندى پیش  از این محل به طور سمبلیک به منطقه کسب Kasab که دژ بزرگ ارامنه سورى و نمونه بارزى از همزیستى فرهنگى و افتخارى براى میهن پرستان سورى است، حمله بردند(١٢).

دوم: اردوگاه عثمانیه که نیاز بیشتر به توجه دارد، زیرا که أبعاد نهفته و پنهانى را، که با دقت توسط دیوار آهنین مخفى شده، عیان مى سازد. این محل به خودى خود عجیب و اسرارآمیز است و مبیین سطح اعتماد موجود بین سازمان سیا و القاعده مى باشد. اول این که این اردوگاه در پناه پایگاه هوائى بسیار بزرگ نیروى هوائى آمریکا  در اینچرلیک استقرار یافته که مطمئناً یک همسایه بسیار مهم است. ولى مهم تر این که به فاصله کمى از این دو اردوگاه که گویا ماواى دشمنان جانى “دنیاى متمدن ” است محل تقاطع لوله هاى نفت و گاز عراق و آسیاى مرکزى است که آنها را به بندر جیهان متصل مى کند.

تأمل کنید!

القاعده، لوله هاى نفت و گاز…

باید مطلبى را که دیوار آهنین آگاهانه مخفى نگاه مى دارد، به خاطر آورد: الجزیره، دهه ٩٠ قرن گذشته.

دوستان اروپائى من آیا به یاد دارید که هنگامى که منافع شما مدام مورد حمله قرار مى‌گرفت و زیر پا گذارده مى شد، چگونه هزاران کیلومتر لوله گاز و نفت که از چپ و راست در سرزمین گسترده الجزیره پخش بود، نه تنها زیر ضربه قرار نگرفت، بلکه حتا محافظت شد. حسن تفاهم و اعتماد موجود بین امپراطورى و به ظاهر دشمنان او تصادفى نیست. ظاهراً این طور به نظر مى رسد که امپراطورى امنیت خطوط حیاتى خود را به آنها مى سپارد. به دام اظهارات رسمى مقامات نیافتید. معمولاً  اظهارات غیر رسمى است که گه گاه پرده از روى حقیقت برمى دارد.

سوم: اردوگاه قرامان در شمال غربى شهر آدانا است که به آکادمى علوم پیشرفته تروریستى شهرت دارد. این آکادمى بیشتر به استانبول نزدیک است تا به سوریه و از دو اردوگاه نامبرده دیگر ظاهرا کمتر درگیر مسائل جنگى است و از این رو در مورد أهداف واقعى تأسیس آن در این منطقه تردید به وجود مى آورد. آن چه که محرز به نظر مى رسد این که از این باند جهنمى هیچ امیدى به خیر نیست.

درست در رابطه با این داده و در چارچوب إحقاق کامل “اغتشاش سازنده”، باید تحقیق کرد که چه نقشى براى ترکیه در نظر گرفته شده است. با در نظر گرفتن شدت مواردى که در پاکستان و یا اوکرائین  پیش آمده هیچ فرضیه اى، از جمله فجیع ترین سناریوها را نباید از نظر دور داشت.

کمال قلیچ داراوغلو، رئیس انجمن کمالیست هاى ترکیه و نیروى محرکه حزب اپوزیسیون جمهورى خواه در انتخابات شهرى اخیر به رجب تائب اردوغان هشدار داد و او را تشویق کرد که روابط خود را با سازمان القاعده   قطع کند تا امنیت ترکیه را  از نفوذ ننگین و مخرب آنها به دور نگه دارد: ” ما از اردوغان خواستیم خود را از القاعده جدا کند، در غیر این صورت امنیت ملى ترکیه به خطر خواهد افتاد”.

نامشخص بودن وظیفه این اردوگاه در کارامان، کنترل مداوم آن را لازم مى سازد و هرنوع نگرانى و هراسى را در رابطه با حضور القاعده در خط اول جبهه پیمان نظامى ناتو، که مدعى “مبارزه علیه تروریسم” است، توجیه مى کند.

این مقال تنها نمونه کوچکى از فروافتادن نقاب ها و ویرانى قصرهاى دروغین است که ناتو طى چنین دهه بنا کرده. “غرب شما ” و جامعه بد آن صلح جهانى و آینده بشریت را به خطر افکنده است. سهل انگارى بسیار شدید رهبران شما و بازى ها و حرص و آز بى حد آنان، رژیم هاى شما را به راهزن هاى سرگردنه و دیکتاتور تبدیل کرده است که هیچ ربطى به مدنیت ندارد. سیاستى که آنها به نام شما أجرا مى کنند، بى وقفه جامعه را به ورطه توتالیتاریسم سوق خواهد داد.

این شناخت بسیار موشکافانه و پروسواس است، لکن صادقانه بیان گردیده.

حسن حماده

[۱] Pierre Corneille in Le Cid.

[۲] « Ouverture tardive de la chasse au Jihad en Libye », par C.A., Le Canard enchaîné, ۵ février 2014.

[۳] Le Canard Enchainé, ۵ février 2014.

[۴] Estimation selon les rapports internes de la Croix-Rouge internationale.

[۵] La raison assiégée, par Al Gore, Seuil éd. 2008. Lire le chapitre réservé à cette commodité.

[۶] « “La face cachée de l’Affaire Boko Haram (Africom Brezinski, Plan Yinon)” », Reggan Lawson, YouTube, 17 mai 2014.

[۷] Cité in « Pression militaire et succès diplomatique pour les rebelles syriens », par Isabelle Mandraud (avec Gilles Paris), Le Monde, 14 décembre 2012

[۸] Das ist Inflation von Nachrichten. Das westliche Propaganda-System basiert auf Überfluss und nicht auf Knappheit. Anmerkung des Herausgebers.

[۹] Op. Cit.

[۱۰] « Briefing to the Security Council by the Joint Special Representative of the United Nations and the League of Arab States for Syria », by Lakhdar Brahimi, 19 April 2013.

[۱۱] “Israeli general says al Qaeda’s Syria fighters set up in Turkey”, par Dan Williams, Reuters, 29 janvier 2014.

[۱۲] „Die türkische Armee hilft ausländischen Söldnern in Syrien einzudringen“, Voltaire Netzwerk, 25. März 2014,; „Die türkische Armee zerstört ein syrisches Jagdflugzeug“, Voltaire Netzwerk, 25. März 2014, » ; «Le Conseil de sécurité refuse de condamner l’attaque turco-terroriste de Kassab », Réseau Voltaire, 22, 23 mars et 4 avril 2014.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)