مدیریت نفوذی
اولین ضربه مهلک در 7تیر1360بر پیکر انقلاب بهمن 57 وارد شد وبافاصله اندک در 8شهریور همان سال،دومین ضربه توسط دو نفوذی بنام های محمدرضا کلاهی و مسعود کشمیری.
می توان گفت این دونفرخودبانفوذ در سازمان مجاهدین خلق ازورودی آنها-که با حوادث خرداد،زمینه انجامش راهم بدست آورده بود-اقدام به انفجار در مرکزحزب جمهوری اسلامی و ساختمان نخست وزیری کردند.
وقتی انقلاب بهمن 57(ازمعدود انقلاب های تاریخی که فقط با حضور فیزیکی مردم در کف خیابان به ثبت رسید)با آن آرزوهای شیرین و اهداف متعالی پیروز شدومدیریت انقلابی، سکان اداره کشور رابرعهده گرفت،جواسیس که همزمان با تولد انقلاب دردی ماه56برنامه ریزی می کردند،درمراکز حساس، شریک این مدیریت شدند!
شریکی که توانست با استمرار حضورش دراین سالها کم کم خود راصاحب انقلاب بداند!
سعیدحجاریان از مدیران ارشد اطلاعاتی و امنیتی دوره نخست انقلاب و از پایه گذاران و موسسین وزارت اطلاعات وتئوریسین فعلی اصلاح طلبان در مصاحبه ای اذعان کرد که:«اول انقلاب کشور مرکز حضور ونفوذ جواسیس در ارگانها بوده است».
سعید امامی یکی از مدیران ارشد و مهم واثرگذار در وزارت اطلاعات بود که بدون هیچ سابقه درخشان انقلابی ومذهبی، با حضور خود همراه با عقبه اش در این نهاد،روند مدیریت کلان وکلیدی را دراختیارمدیریت نفوذی گذاشت!
سعید امامی بدون هیچ زمینه مذهبی درخشان،وقتی از آمریکا پا به ایران گذاشت از پاپ کاتولیک تر شد و توانست در لانه ولایت فقیه چتر بیندازد!
محمد منتظری(که خود قربانی حادثه تلخ انفجار مرکز حزب جمهوری است)همان ابتدای انقلاب در نامه ای خصوصی به خمینی نوشت:«آنها که بازرگان را برای پست نخست وزیری به شما پیشنهاد کرده اند اشتباه می کنند.همیشه مگس ها دور شیرینی چرخ نمی زنند بلکه بدنبال گوشت لخم هم هستند».(بدین مضمون).
او به پاکی و صداقت و مدیریت بازرگان شک نداشت،ظّن او از مسائلی دیگر بود که او را واداشت چنین نامه ای بنویسد.
او می دانست که بازرگان خود بزودی قربانی خواهدشد و چه زود با تسخیر سفارت آمریکا-که با کش دادنش، اثرات مخرب آن هنوز بر پیکر انقلاب سنگینی می کند-قربانی شد.
روحانیت شیعی هر چند بقول علی شریعتی پای هیچ قرارداد استعماری را امضا نکرده است،اما بجز افراد معدود وانگشت شماری در انقلاب بهمن 57،(مثل آیت الله بهشتی و محمد منتطری،ازقربانیان انفجار حزب)اصلا بقول امروزی ها مال این حرفها نبودند که بتوانند یک کشوری مثل ایران آنهم در حساس ترین منطقه سوق الجیشی باحساسیت های شیعه گری و سنی گری رااداره کنند.
اکثریت روحانیت شیعی ایران قبل از انقلاب وارد این مسائل نمی شدند و تنها به مسائل شرعی و دینی مردم سروکارداشتند،آنها برای حفظ خود و بیوت و تربیت طلاب به پول عوام احتیاج داشتند وبقول مرتضی مطهری یکی از آفات روحانیت همین وابستگی مالی به پول عوام است. تاجایی که اثرش رادررساله های عملیه دردادن خمس آنجاکه فتوا می دهند اگر مال حرام با مال حلال مخلوط شود و چنانچه ما به آن علم نداشتیم، اگر خمس داده شود حلال می شود،را می بینیم!
مگر می شود کسی نداند کدام بخش از مالش حرام است؟ منتها این وابستگی اثراتش را در دادن فتاوی مستخرجه گذاشته است، تا چه رسد به آنکه اکنون آنها سکان انقلاب را دردست دارند و به بودجه دولتی وابسته اندو اگربرای ایشان آن معدن و کارخانه و آن زمین سهمش نشود،کمیتش لنگ است!
اینجاست که مدیریت نفوذی با بدست آوردن رگ خواب روحانیت توانسته اداره کشور را در راستای اهداف دراز مدت خود هدایت کند.و روحانیت شیعی ایرانی را به دام و تله خود بیاندازد!
مدیریت نفوذی با استمرار نفوذ خود در ارگانهایی مثل سپاه،بیت رهبری و واجا و حتی اطاق خواب های بیوت مراجع و روحانیت عظام با شنود و غیر شنود، رگ خواب را خوب شناخت و توانست سوار برانقلاب شود!
کارشناسان و مشاورانی که رگ خواب حاکمیت را خوب بلدند!وکارشناسان و مشاورانی که رگ خواب خودشان هم در اختیار کارشناسان ومشاوران دیگر است؛ چون خود توان علمی شان ضعیف و کم و حاوی اطلاعات غلط است!
رگ خواب روحانیت-که در راس حکومت است وهمیشه حرف از تقدس و تقوی و امر به معروف ونهی از منکر می زند، چیست؟
همین معلولها! که همیشه ازابتدای انقلاب هی به آن شاخ وبرگ دادند و هیچ وقت هم درست نشد و بلکه بدتر هم شد مثل: حجاب وبدحجابی وماهواره و فساد اخلاق و تقویت نصربالرعب برای ورود جوانان وزنان ومردان ما به بهشت!
به گمان راقم این سطور آنچه اکنون سرنوشت انقلاب بهمن 57 دچارش شده حاصل از مدیریت نفوذی است که رگ خواب حاکمیت را خوب می شناسد و بواسطه همان مدیریت وبرنامه ریزی می کند!
آنها هرچند هیچ اعتقادی ندارند و هرهری مذهبند (وما نمونه اش رادر بازجویی های همکاران سعید امامی وهمسرش را دیده ایم)امادر عرصه بیرونی وتبلیغات از پاپ هم کاتولیک تر خود را نشان می دهند.
محمد شوری(نویسنده و روزنامه نگار)
7تیر1393

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)