rasool-bodaghi

رسول بداقی، معلمی که از نزدیک به ۵ سال قبل در زندان به سر می‌برد، در نامه‌ای از درون زندان رجایی‌شهر کرج به حسن روحانی، به سخنان روز ۱۶ اردیبهشت‌ماه او در جمع “معلمان نمونه کشور” مبنی بر ضرورت‌ پرسش‌گر بودن دانش‌آموزان واکنش نشان داده و با بیان این‌که «امروزه دغدغه دانش‌آموزان پرسش از معلم نیست» نوشته که «دانش‌آموزان و معلمان از درد مشترکی به نام دیکتاتوری حاکمان خودکامه رنج می‌برند» و «با هم‌دیگر در یک صف علیه خفقان و سرکوب دینی، به فکر راه چاره‌ای برای رهایی از زنجیر استبداد مافیای قدرت هستند».

آقای بداقی در این‌ نامه سرگشاده که روز شنبه (۳۱ خرداد-۲۱ ژوئن) منتشر شده، از «بیکاری و اخراج پدران و مادران و هم‌وطنان»، «بیکاری خود این دانش‌آموزان در آینده‌ای نزدیک» و هم‌چنین «تورم فلاکت‌بار»، به عنوان شماری از دغدغه‌های کنونی دانش‌آموزان نام برده و خطاب به رییس جمهوری اسلامی نوشته است: «دغدغه‌های آنان آینده مبهمی است که شما و اطرافیان قدرت‌طلب برای آنان به ارمغان آورده‌اید. آزادی آنان ده‌ها سال است که با ریاکاری و دروغ و دزدی حاکمان پایمال شده است.»

وی حسن روحانی را رییس جمهور کشوری خوانده که «معلمانش از داشتن یک هفته‌نامه هم محروم هستند» و از او پرسیده است: «دانش‌آموزان چگونه می‌توانند انتقاد کنند در حالی که از سرگذشت معلمانِ منتقد و آزادی‌خواهان وطن‌شان آگاه هستند که به خاطر چند جمله انتقادآمیز به سال‌های طولانی زندان و محرومیت از همه حقوق اجتماعی و قانونی و طبیعیشان محکوم می‌شوند؟»

این معلم زندانی هم‌چنین در واکنش به بخش دیگری از اظهارات آقای روحانی درباره امن بودن مدارس افزوده: «به جز مدرسه کجای ایران برای جوانان دانش‌آموز امن است؟ خیابان‌ها، پارک‌ها، کوچه‌ها یا بیابان‌های این سرزمین که زیر چنگال نیروهای انتظامی، بسیج و نیروهای لباس شخصی حاکمان است.»

او اضافه کرده که آیا «استخر ساعتی ۲۰۰۰۰ تومان، باشگاه ساعتی ۵۰۰۰۰ تومان، بلیط سینما به مبلغ ۲۰۰۰۰ تومان و تئاتر به مبلغ سی هزار تومان» می‌تواند «جای امنی برای سرگرمی جوانان» محسوب شود؟

رسول بداقی در ادامه این نامه‌ی انتقادی نوشته که وقتی «سردمداران جمهوری اسلامی دزدی می‌کنند، دروغ می‌گویند و مردم را فریب می‌دهند و یار و یاور دروغ‌گویان، دزدان و فریب‌کاران هستند، درس اخلاق معلم چگونه در ضمیر پاک و اندیشه پویای جوان دانش آموز موثر گردد؟»

وی سپس به تعدادی از هم‌بندیان خود اشاره کرده که «به اتهام دزدی‌های میلیاردی به زندان‌های طولانی‌مدت محکوم شده‌اند اما پس از گذراندن یک سال زندان، مشمول رافت اسلامی قرار گرفته و آزاد شده‌اند» و در مقابل، «معلمان بی‌گناه و آزادی‌خواهان دلیری که فقط انتقاد کرده‌اند» پس از گذشت پنج سال هنوز در زندان «از همه حقوق قانونی، انسانی و طبیعی، محروم هستند».

آقای بداقی در بخش دیگر نامه‌ی خود «بزرگ‌ترین» آرزویش را در ۵ سال گذشته، در آغوش گرفتن فرزندش خوانده و با اشاره به مرگ مادرش در زمانی که در زندان بوده نوشته است: «قوه قضاییه‌ی عدالت‌گستر ولایت فقیه اجازه نداد بر خاک سرد گور مادرم با روح پاکش وداع کنم و به او بگویم که مادر آزادگی سرمشقی بود که تو خود به من آموختی.»

او از حسن روحانی پرسیده است: «از کدام اسلام سخن می‌گویی؟ از کدام قانون؟ از کدام انسانیت و رافت سخن می‌رانی و افسانه می‌سرایی؟ کجای ایران زندگی می‌کنی؟»

گفتنی است رسول بداقی، با سابقه ۳۰ سال تدریس، دهم شهریورماه ۱۳۸۸ بازداشت و بعدها به اتهام «فعالیت تبلیغی علیه نظام» و «تبانی و تجمع به قصد بر هم زدن امنیت ملی» در مجموع به ۶ سال حبس تعزیری و پنج سال محرومیت از فعالیت‌های اجتماعی محکوم شد.

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)