1- مصباح یزدی کوتاه بیا نیست و بر وظیفه و مسئولیت دینی و مذهبی اش پافشار و ثابت قدم مانده است. او که یکی از صادق ترین مفسران دین اسلام واقعاً اصیل و متکی بر رفتار و گفتار و کردار حضرت محمد – بویژه در مدینه و سال های اول هجرت – است – مثل داعش و بوکوحرام – همیشه حرف هایی می زند که خواب ما ماله کشان اصلاح طلب و اعتدال گرا را آشفته می کند. اما چون حرفش عین واقعیت است و پیامبر اسلام و خلفای راشدین فقط با گذشتن از دریای خون اسلام را اولی تأسیس و دومی و سومی جهانی کرده اند؛ حرف هایش بمذاق حکومت خواهان و دنیا پرستان روحانی خوش نمی آید. او خیلی حرف ها در مقام کنایه و متلک و تلویح به حسن روحانی – بخوان هاشمی رفسنجانی – گفته است و می گوید که همه هم با واکنش های متقابل یاران هاشمی مواجه می شود. اما در بین گفته های اخیرش یک جملۀ شاهکار گفته است که دو بار در صحبت هایش تکرار شده است این اواخر. او گفته است:

عضو خبرگان رهبری افزود: اگر قرار بود مشکل اصلی ما، اقتصاد و مادیات باشد، که در این صورت اگر انقلاب نمی‌کردیم، بهتر بود، چرا که در آن زمان نه تحریمی دامنگیر ملت ایران بود و نه مشکل انرژی هسته‌یی داشتیم و الان در وضعیت پیشرفته‌تری بودیم، چرا که از همان زمان قراردادهایی برای صنعت هسته‌یی منعقد شده و در حال اجرا بود.

2- این حرف مصباح هم از جنبۀ مثال مصداقی در مقایسه وضع فلاکت فعلی با وضع در حال توسعۀ قبل از انقلاب عین واقعیت است و هم از جنبۀ ارجاع ایشان بقصد خمینی از رهبری انقلاب که به استقرار اسلام مشروط و محاط قطعی بود بدون یک کلمه کم و یک کلمه زیاد. منتها خمینی بدلیل شخصیت سیاسی بسیط خود – در بهترین و خوشبینانه ترین نگاه – ایمان داشت که کلمۀ اسلام – در محتوا و شکل – چنان معجون گوارا و شربت شافعی است که بمحض جاری شدن در سطح جامعه همه را مفتون و شیدا خواهد کرد و نه تنها آخرت انسان را بهبود قطعی خواهد داد بلکه دنیای ایرانی را هم حداقل در حد معیشت چوپانی سامان خواهد داد. بنابراین این حرف مصباح که اگر خمینی ناگزیر می شد/ که می شد بین پیشرفت مادی دنیای مردم و کشور و حفاظت از خرافات دین – بقول خود خمینی فقه علامه مجلسی – یکی را انتخاب کند بدون تردید خرافات دین را و مذهب را برمی گزید حرف با پایه های محکم و مستندی است.

3- اما حرف مصباح بهمین جا ختم نمی شود و عقبه ای مهمتر هم دارد. داستان را می دانیم و خلّصش اینکه یکی از اتهامات همیشه مطرح از سوی هاشمی و اصلاح طلبان به مصباح یزدی انقلابی نبودن ایشان، عدم مشارکتش در پیروزی انقلاب و عدم مقبولیتش در نزد خمینی بخاطر همان عدم تبعیت از دستور خمینی مبنی بر ممنوعیت چراغانی نیمۀ شعبان در آستانۀ انقلاب بود و است. حالا مصباح با حرف جدیدش که “اگر توسعه می خواستیم چرا انقلاب کردیم تا وضعمان بدتر شود” خودش را هم تبرئه می کند از اتهام عدم مشارکت در انقلاب. حرف او این است که اگر انقلاب شما برای بدست آوردن قدرت مادی بود و تخریب مملکت؛ من افتخار می کنم که در پیروزیش نقشی نداشتم. زیرا کارویژۀ ما روحانیان معلوم بود و است در طول تاریخ: “ترغیب و وادار مردم به دین و مذهب و حفاظت از حکم الله”. و الا ما را چه به سیاست و تجارت و صنعت که نه درسش را خوانده بودیم و نه راهش را بلد بودیم و نه صلاحیتش را داشتیم در مقابل خیل متخصصان و روشنفکران مادی و دانشگاه دیده در این حوزه. لذا یا شما (هاشمی و روحانی و خاتمی) در معامله با ملت غش کرده اید و به آنان دروغ گفته اید بدلیل کاری که از عهدۀ شما و ما روحانیان برنمی آمد. و یا امروز دارید نعل وارونه می زنید برای فریب ملت و بدعت رحمانی بودن در دین اسلام و مذهب شیعه را اختراع کرده اید. مصباح در آخر نتیجه می گیرد که: من خودم اما نه مثل شما دودوزه بازم و نه به متدینین دروغ می گویم. من به این دلیل انقلابی نبودم که فکر می کردم وقت حاکمیت دین سپری شده. بعد از انقلاب هم به این دلیل انقلابی شدم که حکومت به روحانیان رسیده بود بهر علت؛ و حالا دیگر چون علاوه بر تزویر همیشگی زر و زور هم دست ما بود می توانستیم با ایجاد دریای خون – چون حضرت رسول در اوایل تشکیل حکومت در مدینه – از متمردین و قرتی ها و سوسول ها و دانشگاهی ها؛ احکام الله را در جامعه پیاده کنیم و مردم را بسعادت واقعی که “هرچه زودتر مردن و رفتن به بهشت است” می رساندیم.

4- این خیلی گفتمان مهمی در جمهوری اسلامی است و باید مصباح یزدی تقویت شود تا سنگ هایش را با روحانیان هرهری مذهب وابکند. تا بالاخره “روحانی”ان تصمیم بگیرند و تسلیم شوند و دست از حکومت تحت الیگارشی مذهبی بردارند. روحانی رییس جمهور هم باید ادبیات سکولارش را بهمین شفافیت ادبیات مکتبی مصباح ارتقاء بدهد اگر می خواهد نامی بشود ماندگار در نجات ایران از اضمحلال. ادبیاتی که فائزۀ هاشمی نازنین جمله ای زیبا گفته در مورد کُنه آن. فائزه در سخنان اخیرش در سالگرد 24 خرداد گفته است: “مشکل آنجاست که اصلاح طلبان مذهبی هم وقتی به موضوع زنان می رسند اصولگرا می شوند”. یا…هو

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)