علی شریعتی؛دومی ندارد
————————-
«سرنوشت اندیشه ها نیز در میان ما رقت بار است.
آنهاکه متولیان فکری هستند ودر نتیجه مدعیان حرفی برای گفتن…جنجال های مهوع، کشمکش های زشتی به راه انداختند که هرکدامشان پیروز می شد،نتیجه اش شکست این مردم بود؛و هرکدامشان شکست می خورد نکبتش دامنگیر این ملک می شد و بدبختی شوم تر اینکه این جنگ یکسره نشد و به شکلی در آمد که ما هم به نکبت شکست این یکی مبتلا شدیم و هم به شکست پیروزی آن دیگری!»
(مجموعه آثار.ش4.بازگشت به خویشتن.ص 37)
علی شریعتی دومی ندارد!
تک است و به قول خودش در تعریف ابوذر(مردی از ربذه)،تنها آمد،تنها زیست،و تنهارفت.
لیکن تنها نماند.او تزی شد که تئوری اش آنتی تز و آنتی تزش ستنر.
سنتزها به تز وتزها به آنتی تز و ستنزی دیگر تکثیر شد!
در تمامی این 35 سال،از زن ومرد،پیروجوان،دانا وجاهل،روحانی وروشنفکر،بیگانه و خودی،دربحث های خانوادگی،درمحفل های خصوصی،درجلسات گروهی وحزبی،درسخنرانی های رسمی و غیر رسمی،در مطبوعات و رسانه های صوتی و تصویری، نه فقط صرفا در زمان سالگرد و یا با پمپاژ رانت حکومتی،و صرف هزینه های گزاف بیت المال،بلکه عادی وبدون هیچ سفارشی و توصیه ای و امکانات رانتی،بی وقفه از او یادشده است.
از آن دسته آدم هایی که به قول خودش در کویر(آدمها و حرفها):
« آدمهایی‌که‌وقتی‌غایب‌اندبیشترهستندتاوقتی‌که‌حاضرند»!بود.
آیا شما فرد دومی را پیدا می کنید تا چنین خصوصیاتی داشته باشد؟به گمان من هرگز!
خیلی ها اکنون و در شکل تکنولوژی امروزی،می خواهند و خواسته اند جا پای او بگذارند وهم در محبوبیت و هم در مغضوب شدن رقیب باشند،اما می توانم به ضرس قاطع بگویم شخص دومی را نمی یابید!
اگر از هرکس و حتی در هر ده کوره ای-ولوفقط به نام خالی-بپرسید علی شریعتی را آیا می شناسید،سر را فورا به علامت مثبت تکان می دهد… برای همین خیلی هاوازجمله روشنفکران ساخت کارخانه تولیدی نیروهای اطلاعاتی و امنیتی،علاوه بر آنکه خواسته اند با توسل به رسانه مدرنیته و متکامل امروزی جانشینی برای او شوند،سعی در القای این تئوری شنیع داشته اند که وضع کنونی ما و نتیجه انقلاب و سرنوشتی که نظام جمهوری اسلامی برای مان رقم زده،همه حاصل اندیشه های شریعتی ست!
این علی شریعتی بود که در دهه 50 توانست با نفوذ بر جوانان و روشنفکران و توده مردم، این انقلاب نکبتی را برایتان به ارمغان آورد!
اگر این نوع تحلیل و تفسیر ها و آنالیز کردن علی شریعتی را حمل بر حسد و عقده حقارت و خودبینی نگذاریم،بی شک تئوری خطرناکی است که هرکدام پیروز شود،نکبتش دامن مردم را می گیرد!
علی شریعتی همانطور که پیش از پیروزی انقلاب مغضوب برخی روحانیون،روشنفکران،و مارکسیستها و دولت بود،پس از پیروزی در بهمن 57،همین شیوه بعلاوه درصد بالای اثرگذاری رسانه ای نسل امروز،مورد حب و بغض قرار گرفت.
تنهاتفاوت بعد از انقلاب با قبل آن،دراین است که حاکمیت(ودولت)نمی تواند آشکارو رسمی جلوی انتشار عقاید و باز نشر آثار وترویج ایشان را بگیرد وفقط با ضرب بخشنامه،تبصره و قانون(متاثر وبرآمده از مخالفینش)ورانت های پنهانی در هدایت نیروهای خودسر در انجام فوق مانع ایذایی ایجاد کرد و می کند!
وتقاوت دیگرش دراین است که رسانه های امروزی فوق تصور ما می توانند در کمتر از ثانیه هر نوع سخن در له و علیه را انتشار دهند و فورا و زنده به سمع و دیده برسانند!
انقلابی بی سابقه و ساختار شکن در کمتر از یکسال در ایران بوقوع پیوست که تصور همگانی این است که شریعتی پایه و ریشه در آن دارد.
جمهوری بعلاوه اسلام بر سردر دولت و حاکمیت و قدرت سیاسی قرار گرفت.
اسلامی که در عرصه عمل و حاکمیت قرار بودعدالت،برابری،آزادی بیاورد،که نیاورد…
اسلامی که قرار بود مانند علی(ع) گوشه ای از عدالت او را عملی کند و نکرد….
اسلامی که قرار بود کاری به زندگی خصوصی مردم نداشته باشد و در آن سرک نکشد،به زندگی خصوصی وارد شد و سرک هم کشید…
اسلامی که قرار بود زندان نداشته باشد،داشت و کمبود جا هم پیدا کرد و در کهریزکش شنیع ترین کاری که شاه نکرد کرد،وقبرستان ها را هم آباد و کشته های زندانی را در ناکجا آبادها مدفن آنها کرد…
اینها آثار وخیم و بازمانده انقلابی ست که برخی منتقدین سعی دارند عامل آن (ویاعامل مهم) آنرااثر گذاری شریعتی در جامعه و انقلاب عنوان کنند.
انقلاب که پیروز شد،سال نخست همه اندیشه در مواجهه با یا یک وضعیت اورژانسی سعی در معالجه داشتند و هرکس از ظن خود میل به طبابت کرد، تا آنجاکه کدامشان که پیروز می شد نتیجه اش شکست این مردم بود و هرکدامشان که شکست می خورد نکبتش دامن ای ملک را می گرفت و گرفت. جنگی یکسره بر پا شد و تا الان که 35 سال می گذرد هنوز ادامه دارد.
هم به نکبت شکست این گرفتار شدیم و هم به نکبت شکست پیروزی آن یکی!
و به قول علی شریعتی «هیچگاه کسی(ابتدای انقلاب) به این مساله نیندیشید که:پس از سالها ملتی حق اندیشیدن و حرف زدن و تصمیم گرفتن آزاد بدست آورده است فرصتی تصادفی و زود گذر که در طول تاریخ درازش بسیار کم به چنگ آمده است و می داند که بزودی نیز از چنگش خواهدپرید در چنین فرصت استنثایی و دیریاب،طرح کردن مسائلی که درهر فصتی می توان طرح کرد خیانت است»(مجموعه آثار.ش.4.ص282).
با این حال باز به قول علی شریعتی:
«مردم را تنها مردم باید نجات دهند ورهبری نهضت اجتماعی باید مستقیما در دست خود آنها باشد»(همان.ص289).
و کلام آخر باز به قول شریعتی:
«دروغ است که تا ملتی به سطح تولید معنوی و فکری و فرهنگی نرسیده است بتواند به سطح تولید اقتصادی و صنعتی برسد،اگر برسد باز در سطح یک نوع تحمیلی غربی است و به صورت یک فریب یک استعمار نو…».(همان ص 19).
محمد شوری (نویسنده و روزنامه نگار)
29 خرداد 1393
پاسداشت 29 خرداد1356روز درگذشت علی شریعتی

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)