مصاحبه ی فیلیپ بووار از برنامه ی DIX DE DER ، از تلویزیون آنتن ۲ فرانسه.

روز ۳۱ اکتبر ۱۹۷۵ ، در راه بازگشت از اسکاندیناوی، پیرپائولو پازولینی،  در پاریس رحل اقامت افکند و میهمان برنامه ی  DIX DE DER شد که از تلویزیون آنتن ۲ فرانسه پخش شد.

Pasolini-set-Teorema-1968

شما گمان می کنید سینماگران از حد خود فراتر رفته اند…

سینماگران نه ، تهیه کنندگان فیلم های سینمایی.

وقتی فیلم آخرتان، ۱۲۰ روز سودوم در بیاید، فکر می کنید یکبار دیگر رسوااگری کند؟

من گمان می کنم رسواگری یک حق است و رسواشدن یک علاقه. کسی که علاقه ی به رسواشدن را نفی می کند یک اخلاق گراست. بله همانطور که گفتم یک اخلاق گراست.

آیا سکس سیاسی است؟

طبیعتا ً.

و نجاست دوستی؟

بله نجاست دوستی هم سیاسی است. هیچ چیز غیرسیاسی  وجود ندارد.

و آدمخواری؟

در برخی جاها یک کنش سیاسی واقعی است و در برخی دیگر یک کنش سیاسی استعاری.

شما گمان می کنید راه بهتری هم برای رهایی از دست همان دشمنان سیاسی هست؟

من اتفاقا ً در همین روزها دو پیشنهاد فروتنانه به شیوه ی سویفت دادم مبنی بر این که ما معلمان مدارس اجباری را ببلعیم یا مدیران تلویزیون ایتالیا را. آنها خیلی پوست کلفت هستند و البته ما هم معده های خوبی داریم.

شما همیشه این نفرت را نسبت به بورژوازی و بورژواها دارید؟

نفرت نیست. کمی بیشتر و اندکی کمتر است. من باید بیش از هر چیز دیگر  این نفرت را نفی کنم. زیرا در ایتالیا دیگر همه بورژوا شده اند.

درک این مطلب که این بورژواها هستند که موفقیت یک فیلم شما را تضمین می کنند ، شما را غمگین نمی کند؟

هیچ وقت بورژواها موفقیت یک فیلم مرا تضمین نکرده اند بلکه نخبگان بورژواها بوده اند. همان هایی که من خودم هم متعلق به آنهایم.

چرا امروزه روز دیگر مبارز نیستی؟

یعنی چه؟

مبارز سیاسی چریک دیگر؟

اتفاقا ً بیش از هر وقت دیگر هستم. مرا هیچ وقت در یک حزب سیاسی ثبت نام نکردند. من یک چپی مستقل ام و بیش از هروقت دیگر دارم به مبارزه ام ادامه می دهم.

هیچ وقت دلتنگ زمانی نشده اید که مردم به تان در خیابان ناسزا می گفتند؟

هنوز هم به من ناسزا می گویند.

و شما لابد خوشتان می آید؟

اگر نفی اش نمی کنم به این دلیل است که من اخلاق گرا نیستم.

کدام یک از این مشاغل را ترجیح می دهید؟ شاعر، رمان نویس، دیالوگنویس، فیلمنامه نویس، بازیگر، منتقد یا کارگردان؟

در گذرنامه ام  خیلی ساده نوشته شده نویسنده.

چرا حول و حوش فیلم ۱۲۰ روز سودوم را هاله ای از راز فراگرفته؟

فیلم در هاله ای از راز ساخته شد چون اینطور در هاله ای از راز  بهتر می شود کار کرد. من سعی کردم بیش از هر وقت دیگر از خودم دفاع کنم. زیرا خطرات ناگهانی و فشارهایی از این دست مرا تهدید می کردند که چیز خاصی نبودند.

منظورتان از خطرات ناگهانی چیست؟

پیداشدن چند نفر اخلاق گرا که تقاضا دارند رسوایشان کنی.

شما گمان می کنید دوران سقوط بزرگ ، در جمهوری سالو بود؟

سقوط دوران هیتلری در سالو بود و قطعاً نه سقوط کاپیتالیسم غربی.

در این فیلم صدها دخترو پسر مجبور به انجام رفتارهایی خشن  همچون شکنجه و تحقیر می شوند. چطور شد که این صد دختر و پسر را ثبت نام کردید؟

راستش من دنبال اعدادی بودم که برای دو ساد حالت جادویی داشتند. عدد چهار. کل قربانیان بیست نفر بودند و نه صد نفر. گزینششان هم مثل بقیه ی فیلمهایم بود. از میان هزاران نفر ، اینهایی را که به نظرم ایده آل بودند برگزیدم.

آیا آنها هنرمندانی مازوخیست اند؟

اگر من برگزیده امشان، معنایش این است که هستند.

 

 

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)