معصومه

حالا هجده روز تمام است که از او خبری نیست. نه فعال حقوق بشر بوده است، نه روزنامه‌نگارِ معروفِ مشهور که نگرانش باشیم، نه «هپی» بوده و نه در فیلم‌های سلبریتی‌ها حضور داشته است، هیچ مصاحبه‌یی از او با تلویزیون صدای فارسی آمریکا و بی. بی. سی فارسی موجود نیست، حتا در کمپین انتخاباتی حسن روحانی هم نبوده است که حالا فریاد اصلاح‌طلب‌های خارج از کشور هوا رفته باشد که «وای!».

معصومه قلی‌زاده به تمامی خودش است و هیچ عکس با کیفیت مرغوبی حتا از او موجود نیست. از آن عکس‌های حرفه‌یی خوب با ژست‌های خوب که اصلن معصومه بلد نبود بگیرد. چند سالِ گذشته را یکسره از او بی خبر بودم، از خیلی وقت پیش به نامهربانی همین زمانه‌ی نکبتی از هم گسسته بودیم.

اما تا آنجایی که به یاد دارم معصومه مفهوم زمینی شرافت است، از آنهایی است که پای خودشان می‌ایستند، از آنهایی که چیزی را حراج نمی‌کنند، جایزه نمی‌گیرند، «قهرمانِ تو خالیِ زپرتی» نیستند.

و قلبش درد می‌کند، قلبش واقعن درد می‌کند. گواهی پزشکی دروغ ندارد بیشرف‌ها! دیده‌ام که نفسش می‌گیرد. سال‌هاست نفس‌اش می‌گیرد بس که روزگار ما را آلوده کرده‌یید. کاش آزاد شود، زودتر آزاد شود تا برایش بگویم این عکس، با این مقنعه‌ی سفتِ سیاه اصلن به او نمی‌آید و قلب مهربانِ بزرگش را چقدر دوست دارم که تنها و تنها برای آنهایی می‌زند که چیزی برای از دست دادن ندارند

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)