با فعال شدن صفحه فیس بوکی آزادی یواشکی زنان توسط مسیح علی نژاد و حمایت شادی صدر از این صفحه تضاد تمامیت خواهی ایرانی با هویت طلبی زنان به طرز غیر قابل باوری شروع به عریان شدن کرد. اصلاح طلبان حکومتی به شماتت اینان پرداخته و علناً به مخالفت با خواست حجاب اختیاری پرداختند. دولتیان و به اصطلاح ساندیس خورها هم شروع به فحاشی کردند. استدلال مخالفان بر این پایه استوار است که ما آن قدر مشکلات داریم که حجاب زنان در مقابل آنها چیزی نیست و بهتر است این مسئله موقوف و موکول به وقت دیگری شود. دیگران هم استدلال دارند که این بازی اطلاعات است برای بازی دادن انحلال طلبان و گردانندگان این صفحه به نوعی در خدمت جمهوری اسلامی هستند.

مقالات و استدلال های موافقین در مخالفین
کارگر نیفتاده و مخالفین مواکداً بر مخالفت افزوده و گردانندگان و موافقین صفحه به تدریج در می یابند که تمامیت خواهی ایرانی چگونه می تواند فحاشی کند و بر مقدار آن بیافزاید!
از اولین روزهای این حرکت اعتراضی و بسیار موثر به این صفحه پیوسته و با لایک کردن و گاهاً کامنت نویسی به اندازه وسع خود سعی در حمایت از این پدیده آزادی خواهانه داشته و بتدریج شاهد تشابهات بسیار هویت خواهی جنسی با هویت خواهی ملی ملل غیرفارس بخصوص ملت ترک آزربایجان جنوبی و برخورد مخالفین این دو حرکت با استدلال های کاملاً مشابه و روش های تکراری هستم .
آنتونی گیدنز در تعریف هویت می گوید: «…هویت به درک و تلقی مردم از این‌که چه کسی هستند و چه چیزی برایشان معنادار برخی از منابع اصلی هویت عبارت‌اند از جنسیت، جهت‌گیری تمایل جنسی، ملیت یا قومیت و طبقه‌ی اجتماعی است مربوط می‌شود. این درک و تلقی‌ها در پیوند با خصوصیات معینی شکل می‌گیرد که بر سایر منابع معنایی اولویت دارند.» . اگر این تعریف را قبول کنیم آنگاه درخواهیم یافت که هویت خواهی ملی و جنسی در واقع آمال و اهدافی را تعقیب می کنند که قابل درک برای دیگرانی که به این گروههای جمعیتی تعلق ندارند نیست ،و این نکته مشابهت ماحوی و ارگانیک هویت طلبی جنسی و ملی را برای ما نمایان می کند. بنابراین درک مخالفت با هویت طلبی و استدلال ها و روش های مبارزه با آن هم آسان خواهد شد. به عبارت دیگر یک مرد یا زن شیعه و یا سنی ایرانی با مبنای فکری متعلق به تفکر حاکم و رسمی یک زن با گرایش لیبرال که در پی احقاق حق خود در زمینه حجاب اختیاری را نه می فهمد و نه دغدغه های وی را می تواند با سعه صدر قبول کند. نوع اصلاح طلب آن شروع به استدلال می کند که حالا وقتش نیست ، جامعه دغدغه های بسیار مهم تری دارد و زورمان را خرج اهداف کوچک نکنیم . مخالف افراطی انحلال طلب هم می گوید آزادی که یواشکی نمی شود این بازی حاکمیت است و گردانندگان و موافقین این حرکت از جمهوری اسلامی پول می گیرند و می خواهند مبارزات ما را منحرف کنند.حکومتی ها هم که رسما این صفحه و این حرکت را مفسد ، فاحشه و … نامیده و هر نوع فحشی که بلدند یا حتی می توانند اختراع کنند تحت عنوان کامنت بدون خجالت در این صفحه می نویسند.ما فعالان ملی تورک با همه این روش ها سال ها است که آشنا هستیم . مخالفان ما هم می گویند درد ما دمکراسی است نه زبان مادری بیایید به جنبش دمکراسی خواهی ملت ایران ملحق شوید. سلطنت طلب ها هم می گویند ما تجزیه طلب و جاسوس اجانب و دشمنان ایران هستیم . بازار فحش و شماتت و غیره هم که حسابی داغ است .
در واقع آنچه نظرمرا جلب کرده این است که تمامیت خواهی ایرانی منتج از دیکتاتوری و تمامیت خواهی بسیار خشنی است که هر آنجه را که نمی تواند بفهمد و یا به نوعی در رقابت و یا مخالفت با خود می بیند با روش و استدلالی مشابه سرکوب می کند. یعنی هم استدلال ها و هم روش های سرکوب بسیار مشابه و در حقیقت کاملاً یکسان است و تمامیت خواه ایرانی اسلامی با ورژیون های اصلاح طلب یا مجاهد با تمامیت خواه سلطنت طلب هیچ فرقی ندارند. ساندیس خورها هم همان ها هستند فقط تفاوتشان در منبع دریافت ساندیس می باشد و هر لحطه می توانند از این جبهه به جبهه دیگر بلغزند !
تایماز اورمولو
واشنگتون – بهار ۲۰۱۴

نظرات

نظر (به‌وسیله فیس‌بوک)